Document Type : Research Paper
Authors
Department of Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Najafabad Branch, Islamic Azad University, Najafabad, Iran.
Abstract
Keywords
Main Subjects
نورالله عبدالله بن لطفالله بن عبدالرشید بهدادینی خوافی ملقب به حافظ ابرو، از مورخان بزرگ ایران است که در دوران فرمانروایی تیمور و شاهرخ در ایران میزیسته است. دربارۀ ملقب شدن او به حافظ ابرو دلایلی ذکر شده است (ر.ک. حافظ ابرو، 1350، ص. 8-9). تاریخ تولد او بهدرستی معلوم نیست؛ ولی زمانی که به دربار شاهرخ درآمده سنِ کافی داشته تا در زمرۀ خدمتگزاران او قرار بگیرد و با مردان بزرگ آن روزگار معاشر باشد. حافظ ابرو در تمام مسافرتهای جنگی تیمور همراه او بوده است. بیانی، مصحح برخی آثار حافظ ابرو، براساس قراینی حدس زده که تاریخ تولد وی 758ق باشد. حافظ ابرو پساز مرگ تیمور در دربار شاهرخ به خدمت مشغول شد. حافظ ابرو از فنون تاریخنویسی اطلاع داشته و در مقدمۀ برخی از آثارش در این باب مطالبی نوشته است. او همواره از صاحبان دانش برای اصلاح خطاهایش در نوشتن تاریخ یا اغماض دربارۀ آنها درخواست کمک کرده است. وی 75 سال زندگی کرده و در 833ق در زنجان درگذشته و در همانجا مدفون است است (حافظ ابرو، 1350، ص. 9-14).
دربارۀ زندگی، تعداد و نام آثار حافظ ابرو قلمفرسایی شده است؛ بااینحال زندگی و آثار او همچنان در پردهای از ابهام باقی مانده و دلیل اصلی این است که همۀ آثار او تصحیح و چاپ نشده و دربارۀ آثار چاپشده نیز پژوهشی صورت نگرفته است. موضوع اصلی نوشتار حاضر ارائۀ فهرستی از آثار حافظ ابرو با مقایسۀ اطلاعات منابع و مراجع موجود است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است؛ یعنی پساز گردآوری مطالب دربارۀ آثار او، اطلاعات بهدستآمده تحلیل و نقد شده است. پیشاز این در مقدمۀ آثار چاپشده از حافظ ابرو و شمار اندکی مقالات در برخی از نشریهها و دانشنامهها فهرستهایی از آثار حافظ ابرو ارائه شده است.
پژوهش حاضر پیشینهمحور است؛ یعنی به بررسی و نقد اطلاعات ارائهشده در پژوهشهای پیشین دربارۀ آثار حافظ ابرو پرداخته است. این اطلاعات بیشتر در مقدمۀ آثار تصحیح و چاپشدۀ حافظ ابرو آمده و اساس کار نگارندگان در پژوهش حاضر است. همچنین، برخی از مقالات مندرج در مجلات یا دانشنامهها بهطور مستقل به زندگی و آثار حافظ ابرو پرداختهاند. این پژوهشها عبارتاند از:
دیدگاههای پژوهشگران و مصححان آثار حافظ ابرو دربارۀ تعداد و نام آنها اتفاقنظر چندانی وجود ندارد. در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
بیانی که بخشی از کتاب ذیل جامع التواریخ رشیدی حافظ ابرو را تصحیح کرده است، دیدگاه خود را دربارۀ آثار حافظ ابرو چنین بیان میکند: نخستین اثری که از حافظ ابرو پدید آمده و سبب بلندی مقام او شده، ظاهراً ذیل کتاب ظفرنامۀ شامی و دربارۀ تاریخ حکومت خود شاهرخ است که بعدها آن را بر ذیلی که به جامع التواریخ نوشته افزوده است. سپس به سال 816ق به قسمتی از تاریخ (وقایع بعداز مرگ هولاکو از 663 تا 816ق) پرداخته و بعدها همین قسمت را دنبال کرده و به تاریخ وقایع 823ق رسانیده است. شاهرخ در 820ق حافظ ابرو را به نوشتن مجموعۀ حوادث عالم و وقایعی که تا زمان سلطنت او رخ داده است، گماشت. حافظ ابرو سپس جغرافیای خود را مرتب ساخته و به تدوین وقایع پساز مرگ غازان خان، یعنی از سال 703ق -که خواجه رشیدالدین کتاب جامع التواریخ را بدانجا رسانیده بود- شروع کرده بهطوری که جامع التواریخ رشیدی را ذیلی باشد و این کتاب شامل فصول ذیل است: 1- از سلطنت اولجایتو تا آخر حکومت آغچگی در عراق عجم و ابتدای پادشاهی امیر تیمور گورکان (781-703ق)؛[1] 2- تاریخ آل مظفر؛ 3- تاریخ ملوک کرت؛ 4- پادشاهی طغاتیمور بن سودای کاون و پادشاهی امیر ولی بن شیخ علی هندو؛ 5- تاریخ امیر ارغونشاه؛ 6- تاریخ سربداریه و عاقبت کار ایشان؛ 7- تاریخ حضرت صاحبقرانی؛ 8- ذیل ظفرنامه که تدوین آن از 806ق آغاز شد؛ 9- تاریخ شاهرخ میرزا که به سال 819ق ختم میشود (حافظ ابرو، 1350، ص. 18-52). بیانی دربارۀ قسمتهای مجموعه حرفی نزده است.
مطالبی که بیانی آورده عیناً در مقدمۀ تاریخ سلاطین کرت تصحیح محدث تکرار و اضافه شده است: «از آنچه گذشت مستفاد میشود که به سال 820 شاهرخ میرزا حافظ ابرو را مأمور نوشتن تاریخ حوادث عالم کرده و او مأموریت خود را با اضافه کردن بخشهای تاریخی به جغرافیای خود به سال 823 انجام [داده] و تقدیم پادشاه کرده است. دیگر بار بایسنقر میرزا به سال 826 مورخ دربار پدر را مأمور کرد تا تاریخی شامل تمام وقایع از آغاز خلقت تا زمان او به رشتۀ تحریر درآورد. حافظ ابرو بنا به دستور بایسنقر تاریخ مفصل عمومی در چهار ربع تألیف کرد. ربع رابع را زبدۀ التواریخ بایسنقری نام نهاد و تمام کتاب را مجمع التواریخ سلطانیه خواند. دومین اثر معتبر حافظ ابرو جغرافیای اوست. چون به سال 817 یک کتاب جغرافیا به لغت عربی به شاهرخ عرضه شد، وی دستور داد تا حافظ ابرو جغرافیای کاملی تألیف کند» (حافظ ابرو، 1389، ص. 15-17).
کریمی ذیل کتاب ظفرنامه نظامالدین شامی را در 1328 تصحیح کرده است. ایشان در ذیل عنوان «مجموعۀ حافظ ابرو» نوشته است: حافظ ابرو در سال 820ق به امر شاهرخ مجموعۀ بسیار نفیسی در سه جلد جمعآوری کرده است. این مجموعه شامل مقدمه و فهرست نوشتۀ حافظ ابرو، تاریخ طبری بلعمی، ذیل تاریخ طبری نوشتۀ حافظ ابرو، مقدمه و فهرست بر جامع التواریخ، سه جلد کامل جامع التواریخ رشیدالدین فضلالله، تاریخ و نسب ملوک کرت، چهار قطعۀ تاریخی کوچک نوشتۀ حافظ ابرو (پادشاهی طغاتیمور، پادشاهی امیر ولی، تاریخ امرای سربداریه و تاریخ امیر ارغونشاه)، ذیل جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضلالله نوشتۀ حافظ ابرو (وقایع 706 تا 795ق که ختم جامع التواریخ و شروع ظفرنامه است)، تاریخ آل مظفر نوشتۀ حافظ ابرو، ظفرنامه نظامالدین شامی، ذیل ظفرنامه تا مرگ تیمور نوشتۀ حافظ ابرو، تاریخ شاهرخ تا 819ق نوشتۀ حافظ ابرو (حافظ ابرو، 1328، ص. 4). کریمی از ذیل کتاب ظفرنامه و نه ذیل ظفرنامه سخن گفته که ناظر بر این حقیقت است که حافظ ابرو عنوانی برای آن قرار نداده است.
تاور پنج رسالۀ تاریخی را در 1958م تصحیح کرد. او از آثار حافظ ابرو نام برده و غیاثیان در مقدمۀ چاپ نسخهبرگردان زبدۀ التواریخ فهرست تاور را ترجمه و نقل کرده است. فهرست آثار مطابق نظر تاور عبارتاند از: ذیل جامع التواریخ که منسوب به حافظ ابروست، ذیل ظفرنامۀ شامی (تألیف 814ق)، تاریخ شاهرخی که بعدها به مجموعۀ تاریخی و نیز زبدۀ التواریخ افزود. جغرافیای حافظ ابرو (تألیف 817 تا 823ق)، مجموعۀ حافظ ابرو (تدوین در 820ق) که شامل مقدمه و فهرست مطالب، تاریخ بلعمی، مقدمهای بر جامع التواریخ و فهرست مطالب آن، رساله دربارۀ طغاتیمور، رساله دربارۀ امیر ولی، رساله دربارۀ سربداریه، رساله دربارۀ امیر ارغونشاه، ذیل جامع التواریخ، تاریخ آل مظفر، ظفرنامۀ نظامالدین شامی و ذیل ظفرنامه و تاریخ شاهرخی است. اثر بعدی او مجمع التواریخ السلطانیه در چهار جلد است که جلد آخر آن زبدۀ التواریخ بایسنقری نام دارد (حافظ ابرو، 1398، ص. 59).
ایشان که بخشی از جغرافیای حافظ ابرو را تصحیح کرده، براساس نسخههایی که دیده و نیز مقدمۀ بیانی، از آثار حافظ ابرو چنین یاد کرده است: زبدۀ التواریخ، ذیل جامع التواریخ، ذیل کتاب ظفرنامۀ نظامالدین شامی، تاریخ آل مظفر، تاریخ ملوک کرت، پادشاهی طغایتمور و امیر ولی، سربداریه، تاریخ شاهرخ میرزا، جغرافیا مختلط با تاریخ (ر.ک. حافظ ابرو، 1349، ص. 12-38). مایل هروی نسخۀ زبدۀ التواریخ را دیده و در چند صفحه آن را معرفی کرده، اما به این موضوع اشاره نکرده که این اثر ربع چهارم مجمع التواریخ است. همچنین از «جغرافیای مختلط با تاریخ» نام برده، ولی در توضیحاتشان دلیل این نامگذاری را ذکر نکرده است.
ایشان بخشی از جغرافیای حافظ ابرو را ذیل عنوان جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو تصحیح کرده و دربارۀ آثار حافظ ابرو نوشته است: وی دورهای از تاریخ عمومی ایران و سایر سرزمینهایی را که با ایران پیوند تاریخی و فرهنگی داشتند، نگاشته است. نخستین اثر او اتمام کتاب ظفرنامه شامی است که بعدها به ذیل جامع التواریخ رشیدی افزود. او در سالهای 816 تا 823ق وقایع بعداز مرگ هلاکوخان را نوشت. در 820ق به دستور شاهرخ مجموعۀ حوادث عالم را تا زمان سلطنت او تحریر کرد. حافظ ابرو با اضافه کردن قسمتهای تاریخی به جغرافیای خود در سال 823ق آن را به پایان برد. سپس به تدوین وقایع پساز 703ق، یعنی پایان کتاب جامع التواریخ رشیدی پرداخت، ازجمله آثار ارزشمند حافظ ابرو کتاب جغرافیای حافظ ابرو توأم با تاریخ است. او در 817ق مأمور نگارش جغرافیای کاملی به زبان فارسی شد. حافظ ابرو در نوشتن آن به شرح تاریخ برخی از این شهرها نیز پرداخت، ازجمله تاریخ سرزمین فارس را از صدر اسلام تا زمان خودش نوشته است. به همین جهت، واژه تاریخ را در این اثر آورده است. عنوان اثر در نسخههای خطی تاریخ حافظ ابرو است. این عنوان در بالای فهرست مطالب آمده و در پیشگفتار با «دیباچۀ تاریخ حافظ ابرو» تکرار شده است؛ اما تاکنون به این عنوان توجه نشده و از آن با نام جغرافیای حافظ ابرو صحبت میشود. دلیل این موضوع آن است که مفهوم تاریخ و جغرافیا امروز با مفهوم پیشین آن فرق دارد. حافظ ابرو جغرافیا را رشتهای از تاریخ میداند و ماهیت تاریخ، یعنی آگاهی از منازل، شهرها، روستاها و اماکنِ بناشده (حافظ ابرو، 1370ب، ص. 1-4). دقت در مطالب گفتهشده نشان میدهد که ورهرام نام آثار حافظ ابرو را نیاورده، اما دربارۀ عنوان جغرافی یا تاریخ حافظ ابرو بحث کرده است.
ایشان بخش اول مجمع التواریخ السلطانیه را تصحیح، و شرح زندگی و آثار حافظ ابرو را بعینه از نامه دانشوران ناصری نقل کردهاند که از بین آثار حافظ ابرو فقط نام زبدۀ التواریخ بایسنغری (حوادث عالم از ابتدا تا 829ق) را نقل کرده است (حافظ ابرو، 1370الف، ص. 4)؛ اما سرگذشت حافظ ابرو و آثار او نه در نامه دانشوران که در تطبیق لغات جغرافیایی قدیم و جدید ایران اثر میرزا حسن خان اعتمادالسلطنه آمده است (اعتمادالسلطنه، 1363، ص. 166). بههرحال اعتمادالسلطنه فقط به همین اثر حافظ ابرو اشاره کرده است. مدرسی زنجانی دربارۀ دیگر آثار حافظ ابرو سخن نگفته است.
سید کمال حاج سید جوادی یکی دیگر از مصححان زبدۀ التواریخ اینگونه از آثار حافظ ابرو یاد کرده است: 1- ذیل ظفرنامۀ نظامالدین شامی؛ 2- ذیل جامع التواریخ رشیدی؛ 3- تاریخ آل مظفر؛ 4- تاریخ ملوک کرت؛ 5- پادشاهی طغاتیمور و پادشاهی امیر ولی؛ 6- تاریخ امیر ارغونشاه؛ 7- تاریخ شاهرخ میرزا؛ 8- تاریخ حضرت صاحبقرانی؛ 9- تاریخ امرای سربداریه. سپس یادآور شده که «کتب اخیر» هنوز تصحیح نشدهاند (حافظ ابرو، 1372، ص. پانزده). مشخص نیست مقصود ایشان از «کتب اخیر» کدامیک از آثار ذکرشده، است. همچنین، نامی از جغرافیای حافظ ابرو در فهرست گفتهشده نیست. مصحح نامبرده در معرفی مجمع التواریخ السلطانیه نوشتهاند: «حافظ ابرو مجموعۀ همۀ آثار تاریخی خود را در کتاب مجمع التواریخ السلطانیه مجدداً گرد آورده است» (حافظ ابرو، 1372، ص. پانزده). تألیف این کتاب در 826ق به فرمان بایسنقر میرزا شروع شد و دو سال طول کشید. این کتاب در چهار ربع یا جلد تنظیم شده و حوادث تاریخی را از آغاز آفرینش تا سال 830ق در بر دارد. این چهار ربع عبارتاند از: 1. ربع اول از ابتدای آفرینش تا ظهور پیامبر اکرم(ص)؛ 2. ربع دوم در تاریخ زندگانی پیامبر(ص) تا انقراض خلافت عباسیان؛ 3. ربع سوم از آغاز صفاریان تا تاریخ طایفۀ قراختائیه؛ 4. ربع چهارم که زبدۀ التواریخ نام دارد و دو قسمت است: قسمت اول وقایع سال 736ق، یعنی آخر ایام ابوسعیدی و انقضای دولت سلطنت چنگیزخانی تا مرگ تیمور در 806ق، و قسمت دوم از شروع حکومت شاهرخ در 807ق تا سوءقصد نافرجام به شاهرخ در سال 830ق بهدست احمد لر. نگارش این ربع پساز سال 830ق است (حافظ ابرو، 1372، ص. هجده).
حاج سید جوادی که در تجدید چاپ زبدۀ التواریخ از جغرافیای حافظ ابرو نام برده، نوشته است: «یکی از کتب مهم حافظ ابرو کتاب جغرافیای اوست که در نسخههای خطی موجود تحت عنوان تاریخ حافظ ابرو یاد شده است» (حافظ ابرو، 1380، ص. 18).
سجادی و آل داوود، مصححان بخشی از جغرافیای حافظ ابرو، دربارۀ تألیفات وی سخن نگفتهاند و تنها به این نکته بسنده کردهاند که حافظ ابرو در میانۀ نگارش اثر جغرافیاییاش (بدون عنوان معلوم) به فرمان شاهرخ، تدوین تاریخنامهای را آغاز کرد که همان مجمع التواریخ است، تکملهای بر تاریخ طبری و جامع التواریخ تا وقایع روزگار خود او، و مفصلترین اثر حافظ ابروست (حافظ ابرو، 1375، ص. 19).
سجادی و آل داوود در یک جلسۀ پرسش و پاسخ با عنوان «بررسی و تحلیل آثار حافظ ابرو» دیدگاههای خود را چنین بیان کردهاند: آل داوود بر این باور است که حافظ ابرو، اول آثار تاریخیاش را نوشته بعد طرحی با نام «تاریخ کامل ایران» با عنوان مجموعۀ حافظ ابرو تدوین کرده که شامل 13 قسمت است: مقدمه؛ تاریخ ایران و جهان تا 318ق (برگرفته از ترجمۀ تاریخ طبری)؛ ذیلی بر تاریخ طبری (تألیف مؤلف)؛ جامع التواریخ رشیدی، ذیل جامع التواریخ رشیدی (تألیف مؤلف)؛ تاریخ ملوک شرق (تألیف مؤلف)؛ فصول کوتاهی از چند سلسلۀ کوچک در عصر مغول، تاریخ سربداریه، تاریخ آل مظفر (تألیف مؤلف)؛ تاریخ ظفرنامه، ذیل ظفرنامه (تألیف مؤلف)؛ تاریخ امیر تیمور (تألیف مؤلف)؛ تاریخ شاهرخ (تألیف مؤلف). پساز این آثار، مجمع التواریخ را در چهار جلد نوشته و جلد آخر را زبدۀ التواریخ نامیده است. بخش دیگر آثار او جغرافیای حافظ ابرو است (سجادی و همکاران، 1394، ص. 78-81). سجادی یادآور شده است که حافظ ابرو در مقدمۀ جغرافیای تاریخی حافظ ابرو گفته است که در حین تألیف جغرافیا به دستور شاهرخ به تألیف و تدوین مجموعۀ حافظ ابرو پرداخته است (سجادی و همکاران، 1394، ص. 84).
آل داوود در دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی اینگونه از آثار حافظ ابرو یاد کرده است: 1- مجمع التواریخ السلطانیه (از 826 تا 830ق) را تألیف کرد و «پساز تألیف و تکمیل مجموعۀ تاریخی خود درصدد برآمد تا کتاب مستقلی در تاریخ جهان با قلم خود بنگارد و چون بایسنقر او را بدین امر مأمور کرد از آن استقبال کرد و به این ترتیب مجمع التواریخ السلطانیه که متضمن تاریخ جهان از آفرینش آدم تا وقایع سال 820 است، در چهار مجلد تدوین گردید» (آل داوود، 1398، ج. 20/ذیل حافظ ابرو)؛ 2- زبدۀ التواریخ بایسنقری: نام ربع چهارم از مجمع التواریخ السلطانیه است؛ 3- مجموعۀ تاریخی شامل 13 بخش است: مقدمه، تاریخ ایران و جهان تا 318ق (برگرفته از ترجمۀ تاریخ طبری)، ذیلی بر تاریخ طبری (بهقلم مؤلف)؛ جامع التواریخ رشیدی، ذیل جامع التواریخ رشیدی (بهقلم مؤلف)؛ تاریخ ملوک شرق (بهقلم مؤلف)؛ فصول کوتاهی دربارۀ حکمروایی طغاتیمور و امیر ولی بن شاه علی هندو و امیر ارغونشاه، تاریخ سربداران، تاریخ آل مظفر (بهقلم مؤلف)؛ ظفرنامه، ذیل ظفرنامه (بهقلم مؤلف)؛ تاریخ امیر تیمور (بهقلم مؤلف)؛ تاریخ شاهرخ (بهقلم مؤلف). آل داوود به رسالههایی که حافظ ابرو خودش آنها را نوشته و در این مجموعه آورده، از پنج رسالۀ تاریخی هم نام برده و هر پنج رساله را معرفی کرده است که شامل پادشاهی طغاتیمور، پادشاهی امیر ولی، تاریخ امرای سربداریه، تاریخ امیر ارغونشاه و بخشی از تاریخ ملوک کرت است؛ 4- جغرافیا؛ 5- ذیل ظفرنامه شامی: در سال 814 نوشته شده و حوادث 806 تا 807ق را در بر دارد. 6- ذیل جامع التواریخ رشیدی: در سال 820ق نوشته شده و به حوادث 703 تا 795ق اشاره دارد (آل داوود، 1398، ج. 20/ذیل حافظ ابرو).
نفیسی در تاریخ نظم و نثر، از آثار حافظ ابرو چنین یاد کرده است: ترجمۀ تاریخ طبری از بلعمی، ترجمۀ یمینی و تاریخ بیهقی و سلجوقنامه و جامع التواریخ رشیدی و ظفرنامه شامی. حافظ ابرو برای تکمیل این مجموعه کتابهایی را تألیف کرد که عبارتاند از: ذیل تاریخ طبری، تاریخ آل کرت، تاریخ طغاتیمور، تاریخ امیر ولی، تاریخ سربداران، تاریخ امیر ارغونشاه، ذیل جامع التواریخ رشیدی، تاریخ آل مظفر، ذیل ظفرنامه شامی و تاریخ شاهرخ تا 819ق. این سلسله کتابها رویهمرفته به نام مجموعۀ حافظ ابرو معروف است که شامل تاریخ جهان از ابتدا تا سال 819ق است (نفیسی، 1363، ج. 1/238). نفیسی تنها کسی است که ترجمۀ یمینی و تاریخ بیهقی و سلجوقنامه را نیز جزو مجموعه به حساب آورده است. همچنین، ایشان بهدقت از «ترجمۀ تاریخ طبری از بلعمی» یاد کردهاند که درست است؛ زیرا دیگران به مسامحه، اثری را که حافظ ابرو از روی آن نوشته، تاریخ طبری نامیدهاند.
اذکائی در تاریخنگاران ایران، از آثار حافظ ابرو چنین یاد کرده است: ذیل جامع التواریخ رشیدی، تاریخ شاهرخی، جغرافیا، تحریر جدیدی از جامع التواریخ، مجمع التواریخ السلطانیه (اذکائی، 1373، ص. 380). همچنین، اذکائی یادآور شده که حافظ ابرو در ربع آخر کتاب ذیل جامع التواریخ اشاراتی به زندگی خود داشته است.
بارتولد در مقالۀ «حافظ ابرو و آثار او» دربارۀ آثار حافظ ابرو نوشته است: «حافظ ابرو در سال 817ق ازسوی شاهرخ، جانشین تیمور، مأمور شد خلاصهای از یک نسخۀ خطی عربی درزمینۀ جغرافیا -که پادشاه وقت آن را دریافت نموده بود- بنویسد [...] نگارش جلد اول در سال 822ق خاتمه یافت. وی تاریخ تدوین جلد دوم را یک سال پساز آن نوشته است. بنا به دستور حکمران آن زمان حافظ ابرو در سال 820ق مؤظف شد مهمترین تألیفات پیرامون تاریخ جهان را در یک کتاب گرد آورد. او برای انجام این کار دستور یافت کلمهبهکلمه سخنان طبری، قسمت اعظم جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله همدانی و ظفرنامه نظامالدین شامی را بازنویسی کند. در این اثر بهدنبال مطالب جامع التواریخ از سال 703ق تا لشکرکشی تیمور و ظفرنامه وقایع 809 تا 819ق رویدادهای سالهای بعد را خود او نوشته است [...] حافظ ابرو در سال 826ق به نوشتن تاریخ جهان در چهار جلد برای شاهزاده بایسنقر پرداخت. در جلد اول مشتمل بر تاریخ پیشاز اسلام و تاریخ دوران پیامبر و خلفاست. ولی قسمت دوم از جلد چهارم یعنی تاریخ شاهرخ تا سال 830ق که آخرین قسمت و مسلماً مهمترین قسمت کل کتاب است [...]. در سال 828ق حافظ ابرو بنابه دستور شاهرخ نسخۀ جدید جامع التواریخ را نوشت. البته در این زمان قسمت اول زبدۀ التواریخ جایگزین بخش ازبینرفتۀ این کتاب شده بود. تدوین تاریخ جهان با مرگ مؤلف که در سوم شوال 833ق روی داد، متوقف گردید» (بارتولد، 1375، ص. 33-35). در آنچه بارتولد نوشته، معلوم نیست مقصود از «بخش از بین رفتۀ کتاب» و جایگزین شدن زبدۀ التواریخ چیست.
کشاورز قاسمی در مقالۀ «زندگی و روش تاریخنگاری شهابالدین حافظ ابرو» آثار او را اینگونه یاد کرده است: ذیل جامع التواریخ رشیدی که به حافظ ابرو منسوب است، ذیل ظفرنامه شامی و تاریخ شاهرخ تا 816ق که بعدها به مجمع التواریخ و مجموعه پیوست، جغرافیای تاریخی، مجموعۀ حافظ ابرو که به سفارش شاهرخ در 820ق سامان یافت و افزونبر تاریخهای محلی، مباحث زیر را در بر دارد: ذیلی بر تاریخ بلعمی، ذیلی بر جامع التواریخ، تاریخ سلسله کرت در هرات و بررسیهای کوتاه دربارۀ طغای تیمور و امیر ولی و سربداران و امیر ارغونشاه، تاریخ آل مظفر، ذیلی بر ظفرنامه نظام شامی، تاریخ سلطنت شاهرخ تا 819ق. مجمع التواریخ که چهار بخش است و بخش آخر چون به شاهزاده بایسنقر هدیه شده زبدۀ التواریخ بایسنقری نامیده شده است. این بخش اخیر دو پاره است: از مرگ ابوسعید ایلخانی (726ق) تا مرگ تیمور (807ق) و تاریخ دورۀ شاهرخ تا 832ق (کشاورز قاسمی، 1388، ص. 125-128).
امیرخانی در تداوم و تحول در تاریخنگاری ایران آثار حافظ ابرو را چنین برشمرده است: ذیل ظفرنامه شامی که حافظ ابرو بعدها آن را جزو مجموعۀ تاریخی خود هم آورد. تاریخ شاهرخ تا 816ق که حافظ ابرو بعدها نسخۀ تکمیلشدۀ آن را برای مجموعه نوشت. ذیل جامع التواریخ رشیدی (از ابتدای اولجایتو تا زوال آغچگی یعنی وقایع 703 تا 781ق). حافظ ابرو مطالب ذیل نامبرده را با تغییراتی در زبدۀ التواریخ بازنویسی کرد. عنوان جغرافیا در واقع نامی قراردادی است که پژوهشگران بر این اثر نهادهاند؛ زیرا حافظ ابرو عنوانی مستقل برای آن برنگزیده و آن را در زمرۀ مجموعۀ آثار تاریخی خویش جای داده بود. مجموعۀ تاریخی پرابهامترین بخش از کارهای حافظ ابروست. او در این مجموعه متون تاریخی برجستۀ پیشاز خود، یعنی تاریخ بلعمی، جامع التواریخ رشیدی و ظفرنامۀ شامی را نقل کرده و ذیلهایی بر آنها نوشته است. افزونبر این دربارۀ سلسلهها و خاندانهایی که از مرگ ابوسعید ایلخانی تا روی کار آمدن تیمور در ایران حکومت میکردهاند، تکنگاشتهایی دارد که در کنار زبدۀ التواریخ، مهمترین و درخور اعتناترین آثار تاریخی وی هستند (ر.ک. امیرخانی، 1395، ص. 133-145). امیرخانی دربارۀ بخشهای مجموعه که شروع تألیف آن را 820ق دانسته، چنین نظری دارد: بخشهایی از جغرافیا عیناً در مجموعه تکرار شده است، تاریخ خلفای عباسی از مقتدر تا معتصم، ذیل جامع التواریخ رشیدی، تاریخ آل کرت، چهار رسالۀ کوتاه با عنوانهای پادشاهی طغاتیمور، پادشاهی امیر ولی، تاریخ امرای سربداریه و تاریخ امیر ارغونشاه، تاریخ آل مظفر، ذیل ظفرنامۀ نظام شامی، تاریخ شاهرخ که نگارش جدیدی از تألیف پیشین اوست. اثر دیگر او مجمع التواریخ سلطانی در چهار ربع است که ربع آخر را زبدۀ التواریخ بایسنقری نامیده است (ر.ک. امیرخانی، 1395، ص. 145-156). ایشان عنوان اثر اخیر را مجمع التواریخ سلطانی آورده که صورت صحیح آن مجمع التواریخ السلطانیه است.
نکتۀ درخور توجه اینکه امیرخانی، تنها پژوهشگری است که آثار منتسب به حافظ ابرو را هم نام برده است. او این آثار را برشمرده و گاهی دربارۀ صحت یا رد انتساب آنها به حافظ ابرو نظر داده است. این آثار عبارتاند از:
همچنین، امیرخانی از نسخههای خطی حافظ ابرو چنین یاد کرده است: مجمع التواریخ السلطانیه، مجموعه، ذیل جامع التواریخ، تاریخ شاهرخ میرزا، ذیل ظفرنامه و جغرافیا (با عنوان تاریخ حافظ ابرو در چند فهرست) (ر.ک. امیرخانی، 1395، ص. 427-442).
بخش دوم از زبدۀ التواریخ بایسنقری را فاتحی تصحیح و چاپ کرده است. همچنین، مقدمۀ این اثر را شهری نوشته است که در بخش معرفی آثار حافظ ابرو با توجه به ارجاع چند باره به متن انگلیسی دایرۀالمعارف اسلام، به نظر میرسد مطالبش را از روی همین منبع نوشته باشد. ایشان از آثار حافظ ابرو چنین یاد کرده است: 1. ذیل جامع التواریخ؛ 2. تاریخ آل مظفر؛ 3. تاریخ ملوک کرت و نیز چهار رساله (طغاتیمور، امیر ولی، سربداریه، ارغونشاه) که با رسالهای دیگر با نام پنج رسالۀ تاریخی (تصحیح و چاپ توسط تاور)؛ 4. تاریخ حضرت صاحبقرانی امیرتیمور گورکانی؛ 5. ذیل ظفرنامه؛ 6. تاریخ شاهرخ میرزا تا 819ق؛ 7. مجمع التواریخ سلطانی (دارای جلد چهارم با عنوان زبدۀ التواریخ)؛ 8. جغرافیای حافظ ابرو (حافظ ابرو، 1400، ص. 26-28). جالب اینکه ایشان عنوان اثر اخیر را مجمع التواریخ سلطانی آورده که صورت صحیح آن مجمع التواریخ السلطانیه است.
دانشنامه جهان اسلام نیز به حافظ ابرو و آثار او مدخلی را اختصاص داده و رضازاده نوشتن آن را عهدهدار شده است. آثار حافظ ابرو که این دانشنامه معرفی کرده، از این قرارند: 1- ذیل جامع التواریخ؛ 2- ذیل ظفرنامه شامی (814ق)؛ 3-جغرافیای حافظ ابرو. رضازاده ضمن نام بردن از این اثر، نوشته است: «دلیل به درازا کشیدن و احتمالاً به سر نرسیدن تألیف کتاب، آن بود که در میانۀ کار در 820ق شاهرخ تألیف یک کتاب تاریخی را به عهدۀ وی گذاشت. بهگونهای که ذیل و تکملهای بر ترجمۀ تاریخ طبری، جامع التواریخ و ظفرنامۀ شامی باشد و حوادث را تا زمان سلطنت وی ادامه دهد» (رضازاده، 1401، ج. 12/ذیل حافظ ابرو)؛ اما پساز این، رضازاده از این اثر اخیر (کتب تاریخی) حرفی نزده و در فهرست شمارهدار عنوانهای آثار حافظ ابرو آن را جای نداده است؛ 4- مجمع التواریخ السلطانیه: شامل چهار ربع است که ربع آخر آن، زبدۀ التواریخ بایسنقری نام دارد؛ 5 - پنج رسالۀ تاریخی: دربارۀ حوادث دوران امیر تیمور گورکان؛ شامل پادشاهی طغاتیمور، پادشاهی امیر ولی، تاریخ امرای سربداریه، تاریخ امیر ارغونشاه، تاریخ انتهای احوال ملوک کرت؛ 6- تاریخ شاهرخ میرزا که حافظ ابرو مطالبی به آن افزود و در ضمن زبدۀ التواریخ درج کرد؛ 7- تاریخ آل مظفر؛ و 8- تاریخ ملوک کرت. دو عنوان اخیر بخشهایی از کتاب جغرافیا و مجمع التواریخ هستند (رضازاده، 1401، ج. 12/ذیل حافظ ابرو).
دیدگاههای مصححان آثار حافظ ابرو دربارۀ تعداد و نام آثار وی را در جدول 1 آمده است.
جدول 1: شمار و نام آثار حافظ ابرو از نگاه مصححان
|
کریمی (حافظ ابرو، 1328) |
مجموعه شامل: 1- مقدمه و فهرست تاریخ طبری(ح)؛[2] 2-تاریخ طبری؛ 3-ذیل تاریخ طبری(ح)؛ 4- مقدمه و فهرست جامع التواریخ؛ 5- سه جلد جامع التواریخ؛ 6- تاریخ و نسب ملوک کرت؛ 7- چهار قطعۀ کوچک (ح)؛ 8- طغاتیمور؛ 9- امیر ولی؛ 10- سربداریه؛ 11-ارغونشاه؛ 12- ذیل جامع التواریخ (ح)؛ 13- تاریخ آل مظفر؛ 14- ظفرنامۀ شامی؛ 15- ذیل ظفرنامه (ح)؛ 16- تاریخ شاهرخ |
|
بیانی (حافظ ابرو،1350) |
12(شامل: 6، 8، 10، 11، 13، 15، 16، 19- اولجایتو تا آغچگی و 20- تاریخ صاحبقرانی)، 21- جغرافیا، 22- مجموعه |
|
تاور (حافظ ابرو، 1958) |
مجموعه (شامل: 1، 2، 4، 8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16)، 17- مجمع التواریخ السلطانیه (18- جلد چهارم: زبدۀ التواریخ)، 21 |
|
مایل هروی (حافظ ابرو، 1349) |
6، 8، 9، 10، 12، 13، 15، 16، 18، 21 (جغرافیای مختلط با تاریخ) |
|
نفیسی (1363) |
مجموعه (شامل: 2، 3، 5، 6، 8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16، 23- ترجمۀ یمینی، 24-تاریخ بیهقی، 25- سلجوقنامه) |
|
ورهرام (حافظ ابرو، 1370) |
21 (با نام تاریخ) |
|
سید جوادی (حافظ ابرو، 1372) |
17 (شامل: 6، 8، 9، 10، 11، 12، 13، 15، 16، 20، 21) |
|
اذکائی (1373) |
12، 16، 17، 21 و 26- تحریر جدیدی از جامع التواریخ |
|
بارتولد (1375). |
کتاب (شامل: 2، 5، 14)، 17 (نام آن را نیاورده و گفته است تاریخ جهان در 4 جلد)، 18، 21، 26 |
|
سجادی و آل داوود (حافظ ابرو، 1375). |
مجموعه (شامل: 1، 2، 3، 5، 8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16، 20)، 17 (تکملۀ 2 و 5 است)، 18، 21، 27- تاریخ ملوک شرق |
|
کشاورز قاسمی (1388) |
مجموعه (شامل: 3، 6، 8، 9، 10، 11، 12 منسوب به او، 13، 15، 16 و 28-تاریخهای محلی)، 17، 18، 21 |
|
امیرخانی (1395) |
مجموعه (شامل: 2، 3، 5، 6، 8، 9، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16، بخشهایی از 21، 28- تاریخ خلفای عباسی)، 17، 18، 29- ذیل تاریخ گزیده (منسوب به او)، 30- مقدمۀ شاهنامۀ بایسنقری (منسوب به او)، 31- معز الأنساب (منسوب به او) |
|
شهری ابرو (حافظ ابرو، 1400) |
6، چهار رساله (8، 9، 10، 11)، 12، 13، 15، 16، 17، 18، 21 |
|
رضازاده (1401) |
6، پنج رسالۀ تاریخی (8، 9، 10، 11 و بخشی از 6)، 12، 13، 15، 16، 17، 18 |
مقایسۀ دادهها:
علاوهبر اختلافی که در تعداد آثار دیده میشود و از 16 تا 31 اثر متغیر است، برخی از اختلافهای مهم دیگر و نقدهایی که بر برخی از فهارس وارد است، به شرح زیر است از:
نکتۀ بسیار مهم اینکه فقط کریمی آثار حافظ ابرو را با عنوان «مجموعه» یاد میکند. دیگران یا به آن اشاره نکردهاند یا مجموعۀ حافظ ابرو را شامل برخی از این آثار دانستهاند. سجادی و آل داوود در جغرافیای حافظ ابرو (1375) از 1 تا 16 را مانند کریمی در ذیل کتاب ظفرنامه نظامالدین شامی (1328) با عنوان «مجموعه» معرفی کردهاند؛ اما کشاورز قاسمی (1388) از آثار دیگری بهعنوان مجموعه نام برده است که برخی از آنها مثل ذیل جامع التواریخ، ذیل ظفرنامه و تاریخ شاهرخی را یک بار نام برده و بار دیگر آنها را بهعنوان بخشهایی از مجموعه آورده است. بیانی نیز از همان اجزای مجموعۀ کریمی نام برده، اما آنها را در ذیل جامع التواریخ گنجانیده و بعداز مجموعه نام برده، ولی بیان نکرده شامل چه بخشهایی است. حاج سید جوادی مجمع التواریخ را مجموعۀ آثار حافظ ابرو دانسته و تنها کسی است که این نظر را دارد. بارتولد از اطلاق عنوان مجموعه خودداری کرده و بیان کرده که حافظ ابرو تألیفات تاریخ جهان را در یک «کتاب» گرد آورده است.
بیانی و ورهرام بر این باورند که حافظ ابرو تاریخ شاهرخ را به ذیل جامع التواریخ افزود، تاور نیز اظهار میکند که حافظ ابرو تاریخ شاهرخ را به مجموعه و زبدۀ التواریخ افزود، همچنین، رضازاده بیان میکند که حافظ ابرو تاریخ شاهرخ را به زبدۀ التواریخ افزود و کشاورز قاسمی آورده است که حافظ ابرو تاریخ شاهرخ را به مجمع التواریخ و مجموعه اضافه کرد.
کریمی یادآور شده که حافظ ابرو سه جلد جامع التواریخ را کلمهبهکلمه در «مجموعۀ» خود آورده است؛ اما بارتولد بر این باور است که حافظ ابرو قسمت اعظم جامع التواریخ را نوشته است.
بارتولد نام تاریخی را که به دستور بایسنقر نوشته، نیاورده و فقط ذکر کرده حافظ مأمور به نوشتن تاریخ جهان شد و از زبدۀ التواریخ -نه بهعنوان جلد چهارم که بهعنوان جایگزین بخش ازدسترفته- نام برده است.
کریمی از «چهار قطعۀ کوچک» به نامهای طغاتیمور، امیر ولی، سربداریه و ارغونشاه نام برده است؛ اما دیگران اینها را یا بهطور مجزا نام بردهاند یا مانند کشاورز قاسمی آنها را «بررسیهای کوتاه» نامیده است. سجادی و آل داوود به «فصول کوتاهی از چند سلسلۀ کوچک در عصر مغول» اشاره کردند؛ اما نام آن فصول را نیاوردند (حافظ ابرو، 1375)، سپس آل داوود بخشهای مختلف آن را نام برده که شامل ذیل ظفرنامه و ذیل جامع التواریخ است؛ اما کمی بعدتر دوباره از تکتک این آثار بهعنوان آثار حافظ ابرو یاد کرده؛ یعنی آنها را در ذیل یک عنوان کتاب یا رساله جای نداده است (حافظ ابرو، 1398). همچنین، اینکه یک بار از رسالۀ طغاتیمور و امیر ولی و ارغونشاه نام برده بعد دوباره ذیل عنوان پنج رسالۀ تاریخی آنها را آورده است. شهری ظاهراً کتاب پنج رسالۀ تاریخی را ندیده و ازینرو از رسالۀ آخر بهعنوان «یک رسالۀ دیگر» نام برده است.
گروهی فقط به عنوان تاریخ ملوک کرت بسنده کردهاند، درحالیکه برخی دیگر آن را قسمتی از تاریخ ملوک کرت خوانده و دستهای نیز بر عنوان انتهای احوال ملوک کرت تصریح داشتهاند.
در میان پژوهشگران، فقط رضازاده تاریخ آل مظفر و تاریخ ملوک کرت را بخشهای از جغرافیا و مجمع التواریخ دانسته است (!).
در میان مصححان، فقط کریمی از فهرست و مقدمۀ تاریخ طبری و جامع التواریخ و ظفرنامه شامی سخن گفته است.
کشاورز قاسمی ذیل جامع التواریخ را «منسوب» به حافظ ابرو دانسته و بارتولد یادآور شده که حافظ ابرو نسخۀ جدیدی از جامع التواریخ را نوشت که جایگزین قسمت اول زبدۀ التواریخ شد. امیرخانی بیان داشته که حافظ ابرو ذیل جامع التواریخ را در زبدۀ التواریخ بازنویسی کرد.
درحالیکه بیشتر افراد از جغرافیا نام بردهاند، برخی نیز به جغرافیای تاریخی اشاره کردهاند.
سجادی و آل داوود از «طرح تاریخ کامل ایران» سخن گفتهاند؛ یعنی تألیفات حافظ ابرو را طرحی دانستهاند که «مجموعۀ» او را پدید آورده است.
برخی از «تاریخ صاحبقرانی» نام بردهاند و برخی همان را «تاریخ امیر تیمور» نامیدهاند.
دربارۀ عنوان جغرافیا دیدگاهها چند دسته است: برخی آن را جغرافیا نامیدهاند، برخی جغرافیای تاریخی. ورهرام با توجه به نسخ خطی نام آن را تاریخ حافظ ابرو آورده، ولی امیرخانی بیان داشته این اثر عنوانی ندارد.
بررسی فهارس نسخههای خطی دربارۀ آثار حافظ ابرو نشان میدهد که دستنویسهای زیر در کتابخانههای ایران موجود است: احوال سلاطین کرت، پادشاهی طغاتیمور، تاریخ آل مظفر، تاریخ شاهرخ، تاریخ و جغرافیای حافظ ابرو، جغرافیا، ذیل جامع التواریخ، ذیل ظفرنامه، مجمع التواریخ السلطانیه (درایتی، 1394، ج. 35/569). همچنین، دستنویسهای این آثار با عنوانهای زیر در کتابخانههای دیگر کشورها نیز یافت میشود: «تاریخ و نسب ملوک قارات، تاریخ شاهرخ = تاریخ بندگی حضرت، تاریخ آل مظفر، ذیل جامع التواریخ فی دولت جنگیز و اولاده= مجمع التواریخ، زبدۀ التواریخ، سیرۀ النبی، کتاب الجغرافیا، کلیات حافظ ابرو= مجموعۀ حافظ ابرو» (قرهبلوط، 2001م، ج. 2/1420). نکتۀ درخور توجه آنکه در هیچیک از منابع، اثری با عنوان سیرۀ النبی -آنگونه که قرهبلوط ذکر کرده- در فهرست آثار حافظ ابرو ثبت نشده است. در واقع این اثر از منابع حافظ ابرو بوده است؛ چنانکه برخی از محققان از سیر النبی بهعنوان یکی از منابع حافظ ابرو در نوشتن مجمع التواریخ السلطانیه نام بردهاند (آل داوود، 1398، ج. 20/ذیل مدخل حافظ ابرو).
این آثار عبارتانداز:
برگزیدۀ زبدۀ التواریخ (به انگلیسی)؛ برگزیدۀ زبدۀ التواریخ (به فرانسوی).
پنج رسالۀ تاریخی (1959م)، فلیکس تاور، مصحح؛ پنج رسالۀ تاریخی (1402)، محسن فاتحی، مصحح.
تاریخ سلاطین کرت (1389 و 1398)، محدث، مصحح؛
جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو (1370)، غلامرضا ورهرام، مصحح؛ جغرافیای حافظ ابرو (1375 در 6 جلد؛ 1403 در 2 جلد)، سید صادق سجادی و سید علی آل داوود، مصحح؛ جغرافیای حافظ ابرو بخش خراسان (1399 در 2 جلد)، سید علی آل داوود، مصحح؛ جغرافیای حافظ ابرو قسمت ربع خراسان: هرات (1349)، مایل هروی.
ذیل جامع التواریخ رشیدی (1317 و 1350)، با مقدمۀ خانبابا بیانی.
ذیل کتاب ظفرنامه نظامالدین شامی (1328)، تصحیح بهمن کریمی.
زبدۀ التواریخ (1372، 1380 و 1395، در 4 جلد)، سید کمال حاج سید جوادی، مصحح (1400)، به کوشش محسن فاتحی.
مجمع التواریخ السلطانیه؛ قسمت خلفاء علویه مغرب و مصر و نزاریان و رفیقان از تاریخ حافظ ابرو با مطالب اضافی همین بخش از جامع التواریخ رشیدالدین فضلالله همدانی و زبدۀ التواریخ ابوالقاسم کاشانی (1364)، محمد مدرسی، مصحح.
جامع التواریخ رشیدالدین فضلالله همدانی و مجمع التواریخ (از ربع اول تا بخشی از ربع سوم) نیز در 1398 به همت محمدرضا غیاثیان بهصورت نسخهبرگردان چاپ شده است.
برخی از پژوهشگران و مصححان -چنانکه دیدیم- پنج رسالۀ تاریخی را جزو آثار حافظ ابرو نوشتهاند یا از رسالههای آن بهعنوان آثاری جداگانه نام بردهاند. این اثر اول بار به همت فلیکس تاور چاپ شده و شامل رسالههای زیر است: پادشاهی طغاتیمور، پادشاهی امیر ولی (علی هندو)، تاریخ امرای سربداریه، تاریخ امیر ارغونشاه، تاریخ انتهای احوال ملوک کرت. تاریخ وقایع و تاریخ نوشتن این رسالهها عبارتاند از:
رسالۀ اول دربارۀ طغاتیمور است؛ یعنی وقایع سال 738ق در پایان رساله آمده است: «ذکر فرزندان پادشاه طغاتیور و عاقبت احوال ایشان در تاریخ حضرت سلطنت شعاری شرح داده آمده است» (حافظ ابرو، 1958م، ص. 8).
رسالۀ دوم به وقایع بعداز طغاتیمور پرداخته و شامل سرگذشت امیر ولی است؛ یعنی وقایع تا سال 772ق در ابتدای رساله آمده است: «چون طغاتیمور به دست جماعت سربداران کشته شد چنانچه ذکر آن گذشت» (حافظ ابرو، 1958م، ص. 9).
رسالۀ سوم دربارۀ سربداریه است و از شیخ خلیفه شروع شده است؛ یعنی وقایع 735ق به بعد در پایان رساله آمده است: «بقایای قضایای ایشان تا آخر حال در کتاب ظفرنامه و تاریخ حضرت سلطنت شعاری مذکور است» (حافظ ابرو، 1958م، ص. 26).
رسالۀ چهارم به امیر ارغونشاه و وقایع 641 تا 820ق اختصاص دارد. در پایان آن آمده است: «حالا که تاریخ هجری به هشتصد و بیست رسیده است دختر امیر علی بیک که حرم محترم امیرزاده محمّد سلطان بود در دارالسلطنۀ هرات است» (حافظ ابرو، 1958م، ص. 30).
رسالۀ پنجم بخش پایانی تاریخ سلاطین کرت است و وقایع 729 تا 785ق را در بر دارد.
نکتۀ درخور بیان این است که تاور این رسالهها را از زبدۀ التواریخ و ذیل جامع التواریخ برگزیده، تصحیح کرده و در اثری با عنوان پنج رسالۀ تاریخی چاپ کرده است. نگارندگان نوشتار حاضر با مقایسۀ متن پنج رساله و دیگر آثار حافظ ابرو به این نتیجه رسیدند که متن چهار رسالۀ نخست، در زبدۀ التواریخ آمده و متن رسالۀ پنجم، یعنی تاریخ سلاطین کرت بخشی از ذیل جامع التواریخ است. تاور بخش پایانی تاریخ آل کرت را تصحیح و چاپ کرده و بعدها محدث این رساله را بهطور کامل از نسخ دستنویس ذیل جامع التواریخ برگزیده و تصحیح و چاپ کرده است؛ پس اینکه برخی از پژوهشگران و مصححان پنج رسالۀ تاریخی را جزو آثار حافظ ابرو آوردهاند، نادرست است. دقیقتر این است که اسامی این چهار رساله نباید جداگانه فهرست شود؛ زیرا بخشهایی از زبدۀ التواریخ و ذیل جامع التواریخ هستند.
تعیین دقیق اینکه حافظ ابرو کدام بخش از تاریخ را در کدامیک از آثار خویش و با چه عنوانی گنجانده به دلایل زیر دشوار است:
1- در مقدمۀ آثار تصحیح و چاپ شده از حافظ ابرو یا پژوهشهایی که به او و آثارش پرداختهاند، اطلاعات مغشوش و اشتباهات فراوانی دربارۀ نام و تاریخ آثار حافظ ابرو آمده است.
2- او مجبور به بروزرسانی بخشهایی از تاریخ معاصر خود شده است؛ مثلاً تاریخ زندگی و سلطنت شاهرخ را سه بار بروزرسانی کرد و هر بار آن را در یکی از آثار تاریخی گنجاند.
3- عنوانگذاری کردن یا نکردن آثار هم از ایرادهای کار حافظ ابرو است؛ برای نمونه، ربع آخر مجمع التواریخ را زبدۀ التواریخ نامیده است؛ اما برای مجموعۀ تاریخ خود نامی انتخاب نکرده یا چنانکه مشاهده شد مطابق نظر برخی از مورخان کتاب جغرافیای او هم نامی نداشته است.
4- حافظ ابرو چند کار را با هم انجام میداده، مثلاً در میان نوشتن جغرافیا شروع به نوشتن تاریخ کرده است.
5- رونویسی کلمهبهکلمه از منابع دیگر مثل تاریخ رشیدی و ظفرنامه صورت گرفته است؛ بهطور مثال، مقایسۀ تاریخ سلاطین کرت با تاریخنامه هرات نشان میدهد که بیشترِ آن را از روی تاریخنامۀ هرات عیناً رونویسی کرده یا تغییرات جزئی داده و نوشته است. حافظ ابرو به این موضوع که تاریخ رشیدی و ظفرنامه را عیناً رونویسی کرده، اشاره کرده است؛ اما به این موضوع که از روی تاریخنامه هرات نوشته، هیچ اشارهای نکرده و حتی از آن اسمی نیاورده است.
6- هنوز بخشهایی از آثار وی تصحیح و چاپ نشده است که عبارتاند از: مجمع التواریخ (که بخشی از آن بهصورت نسخهبرگردان چاپ شده و بخشی از آن جداگانه تصحیح شده است)، زبدۀ التواریخ (که بهشکل برگزیده انتخاب و تصحیح شده است) و آثار منسوب به حافظ ابرو که امیرخانی از آنها نام برده است. متن این آثار دربردارندۀ اطلاعات ارزشمندی دربارۀ نام و تاریخ آثار حافظ ابرو هستند که برای اثبات یا رد انتساب آثار منسوب به او نیز مفیدند.
در فهرست نسخههای خطی اثری با نام مجموعه یا کلیات به نام حافظ ابرو نیامده است؛ اما همۀ آثار او را میتوان مجموعهای تاریخی به حساب آورد که از ابتدا تا زمان مؤلف را در بر گرفته است. بههرروی انتساب مجموعه به حافظ ابرو نادرست است؛ اما برخی از آنچه در فهارس نسخ خطی بهویژه در فهرست مدون قرهبلوط دیده شد، براساس آنچه در مقدمۀ آثار مصحح و نیز آثار قلمی پژوهشگران آمده، بدون شک از حافظ ابرو نیستند، ازجمله سیرۀ النبی و کلیات و تاریخ و نسب ملوک قارات.
دربارۀ موضوع اصلی این نوشتار، یعنی نام آثار حافظ ابرو تا زمانی که همۀ نسخههای دستنویس آثار او شناسایی، تصحیح و چاپ نشوند، نمیتوان بهطور متقن نظر داد. براساس آنچه بیان شد، حافظ ابرو از تعدادی از منابع رونویسی کرده و رسالههایی را نوشته و بعد، آن رسالهها را در قالب یک مجموعه (بدون نام) جای داده است یا اینکه میتوان گفت حافظ ابرو تاریخ ایران را با زنجیرههایی از آثار خود و دیگران تکمیل کرده است؛ بنابراین برخی از پژوهشگران این آثار را جداگانه نام بردهاند و پژوهش حاضر نیز از همین شیوه پیروی کرده تا بدون اطمینان به تشتّت موجود در پژوهشها چیزی نیفزاید؛ ازاینرو در این نوشتار آثار او بدینگونه معرفی میشود: ذیل تاریخ طبری ترجمۀ بلعمی، ذیل ظفرنامه، ذیل جامع التواریخ، تاریخ حضرت صاحبقرانی (تیمور)، تاریخ شاهرخ میرزا، مجمع التواریخ السلطانیه که جلد آخر (چهارم) آن زبدۀ التواریخ نام دارد و جغرافیا.
تاریخ آل مظفر، تاریخ ملوک کرت، پادشاهی طغایتمور، پادشاهی امیر ولی، پادشاهی امیر ارغونشاه، تاریخ سربداریه بخشهای از آثاریاند که در بند قبل نام برده شد. علاوهبر اینها وی از ظفرنامه، جامع التواریخ، تاریخ طبری و تا حدودی تاریخنامه هرات رونویسی کرده است.
بههرحال حافظ ابرو از 813ق تا زمان مرگش، یعنی 833 یا 834ق به نوشتن تاریخ این سرزمین مشغول بود؛ حتی درصورتیکه رونویسی کرده باشد یا ترتیب نگارش آنها بهدرستی روشن نباشد یا اینکه تکراری نوشته باشد، باز هم آثاری ارزشمند با قلمی شیوا و خواندنی از خود به یادگار گذاشته است.
[1] . این بخش با تصحیحِ بیانی، نخست در ۱۳۱۷ ازسوی انجمن آثار ملی به چاپ رسید و بعدها در ۱۳۵۰، پساز تجدیدنظر، بهصورت آفست منتشر شد.
[2] . (ح) یعنی حافظ ابرو خودش تألیف کرده است.