Document Type : Research Paper
Authors
1 Assistant Professor, Department of History, Iranology Foundation, Tehran, Iran
2 PhD in the History of Islamic Iran, Payam Noor University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
- مقدمه
1-1- بیان مسئله
وقف، بهعنوان نهادی دیرپا در تاریخ جوامع اسلامی، نقشی چندوجهی در سازماندهی منابع، توزیع ثروت، و بازتولید منزلت اجتماعی ایفا کرده است. در ایران بررسی تاریخی این نهاد اغلب بر جنبههای فقهی، اقتصادی و کارکردهای مذهبی آن متمرکز بوده است؛ بااینحال، وقف را میتوان فراتر از این حدود، بهمنزلة سازوکاری اجتماعی-فرهنگی نگریست که در آن، کنش مذهبی با مناسبات قدرت، طبقه و منزلت پیوند میخورد. در این چهارچوب، تحلیل اسناد وقفی، نهفقط به فهم کارکردهای اقتصادی یا دینی، به بازسازی ساختارهای اجتماعی و روابط درونی جامعه در یک بافت تاریخی خاص یاری میرساند. شهر ساری، بهعنوان یکی از مراکز مهم ایالت مازندران در دورة قاجار، جایگاهی اداری، مذهبی و سیاسی درخور توجه داشت. تنوع جمعیتی، حضور نهادهای دیوانی و دینی فعال، و ساختار اجتماعی چندلایه، آن را به بستری مناسب برای بررسی کنش واقفان در فرایند تولید و تخصیص وقف بدل ساخته است. در این میان، اسناد وقفی برجایمانده از دورة پیشامشروطه در ساری، منبعی کمنظیر برای شناسایی موقعیت طبقاتی و خاستگاه اجتماعی واقفان از خلال القاب و مشاغل آنان به شمار میآید؛ دادههایی که میتوان مستقیم از متن سند و در نسبت با زبان حقوقی آن استخراج کرد از پیوند میان فرد، خانواده و ساختار قدرت در جامعه حکایت دارند؛ ازاینرو، مسئلة اصلی پژوهش حاضر آن است که اسناد وقفی ساری در دورة قاجار پیشامشروطه تا چه اندازه بازتابدهندة خاستگاه طبقاتی و موقعیت اجتماعی واقفاناند و این بازتاب چه تصویری از ساختار اجتماعی و مناسبات قدرت در شهر ساری ارائه میدهد؟ هدف این پژوهش، بازسازی خاستگاه اجتماعی واقفان از رهگذر تحلیل القاب و مشاغل واقفان و پدران آنان در اسناد وقفی است تا از خلال آن، الگوی مشارکت طبقات گوناگون اجتماعی در نهاد وقف و نسبت آنان با سازوکارهای قدرت شهری روشن شود. تحلیل مقدماتی نشان میدهد که فرهنگ وقف در این دوره، نهتنها عرصهای برای کنش دینی یا خیریه، میدانی برای ابراز هویت طبقاتی، تثبیت منزلت خانوادگی و مشارکت در ساختار قدرت محلی بوده است.
2-1- بحث نظری
بهلحاظ نظری میتوان پژوهش حاضر را در پیوند با رویکردهای جامعهشناسی تاریخی به نهادهای دینی و کنشهای اجتماعی تبیین کرد. در نظریة فعالیت (Activity theory) ویگوتسکی (Lev Vygotsky)، فرد در تعامل با ساختار اجتماعی به درک کامل از خویشتن و جامعه دست مییابد؛ بدین معنا که هویت و کنشهای فردی در بستر روابط اجتماعی شکل میگیرند و در تعامل با فرهنگ و نهادهای موجود معنا مییابند (Nieto, 2010). در این چهارچوب، وقف را میتوان نوعی کنش اجتماعی معنادار دانست که در آن، انگیزة مذهبی با مقاصد منزلتی و اقتصادی در هم میآمیزد و به بازتولید ساختارهای اجتماعی یاری میرساند. در این مطالعه، دو مفهوم کلیدی مبنای تحلیل قرار گرفته است:
۱. خاستگاه اجتماعی واقفان که ناظر بر موقعیت طبقاتی و منزلتی آنان در ساختار اجتماعی دورة قاجار است؛
۲. القاب و مشاغل که شاخصهای بازشناسی موقعیت اجتماعی افراد است.
مشاغل، پیوند واقفان با ساختار تولید و معیشت، و القاب، بازتابی از منزلت دینی، اداری یا خانوادگی آنان در نظر گرفته شده است. از رهگذر تحلیل این دو شاخص میتوان بازسازی نسبتاً دقیقی از ترکیب طبقاتی واقفان و سازوکارهای بازتولید منزلت اجتماعی در شهر ساری ارائه داد.
3-1- پیشینۀ پژوهش
مطالعات وقف در ایران بیشتر به جنبههای فقهی، اقتصادی یا کارکردی آن پرداخته و کمتر به تحلیل اجتماعی واقفان از منظر خاستگاه طبقاتی توجه شده است. مرور آثار موجود نشان میدهد که اشاره به طبقة واقفان در بیشتر مواقع بهصورت ضمنی و محدود بوده است. ورنر (۱۳۷۸) در مقالة «زنان واقف در تهران»، بیشتر واقفان دورة قاجار را از طبقة برخوردار، مانند اشراف، تجار و روحانیان طراز اول معرفی کرده است. احمدی (1389) در کتاب وقف و گسترش امور درمانی با تکیه بر اسناد وقفی تهران با اشاره به پیشینة وقف برای امور درمانی به بررسی جنبههای انساندوستانه وقف ازجمله برای مداوای بیماران و امور درمانی مانند هزینة پزشک و پرستار، تهیة دارو، و درج اطلاعات واقفان در جدولی جداگانه پرداخته است. ایرانخواه (۱۳۹۴) نیز در کتاب وقفنامههای بانوان مشهد در دورة قاجاریه، بیشتر واقفان را از قشر متوسط جامعه دانسته که موقوفات آنان بازتابی از باورهای مذهبی عمیق است. شاهحسینی و معیری (۱۳۹۸) در مقالة «زنان و وقف؛ مطالعة موردی شهر تهران در دورة قاجاریه و پهلوی» و نیز ملکزاده و افرافر (۱۳۹۶) در مقالهای با عنوان «کارکرد موقوفات زنان از مشروطه تا پایان دورة پهلوی اول» تأکید دارند که واقفان دورة قاجار و پهلوی اول بیشتر از میان طبقات اعیان و اشراف برخاستهاند. افزونبر این، نوروزی و همکاران (۱۴۰۲) نیز در مقالة «ویژگیها و مصارف موقوفات زنان ساری و بارفروش در دورة قاجار» به بررسی موقعیت اجتماعی زنان واقف در این منطقه پرداختهاند. باوجود این تلاشها، تاکنون پژوهشی جامع که بهطور نظاممند خاستگاه اجتماعی واقفان را در سطح محلی و بر پایة دادههای اسناد وقفی تحلیل کند، انجام نشده است. پژوهش حاضر در پی پُر کردن این خلأ علمی است و میکوشد با اتکا بر دادههای مستند، تصویری از ترکیب طبقاتی واقفان ساری در دورة قاجار پیشامشروطه ارائه دهد.
4-1- روش پژوهش
پژوهش حاضر از نوع مطالعات تاریخ اجتماعی و با رویکردی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. روش اصلی آن، تحلیل محتوای کیفی اسناد تاریخی و هدف آن، استخراج و تفسیر دادههای اجتماعی از متون وقفی با تمرکز بر القاب و مشاغل واقفان است تا بر مبنای آن، خاستگاه طبقاتی آنان بازسازی شود. فرایند پژوهش در سه مرحله انجام گرفته است:
- گردآوری دادهها: منبع اصلی دادهها مجموعهای از ۲۶۸ سند وقفی[1] تنظیمشده در شهر ساری پیشاز مشروطه است که در بایگانی ادارۀ کل اوقاف و امور خیریه مازندران نگهداری میشود (ادارۀ کل اوقاف و امور خیریه مازندران، بیتا). از هر سند، دادههایی ازقبیل نام واقف، نام پدر، القاب و مشاغل استخراج شده است.
- تنظیم و کدگذاری دادهها: دادههای گردآوریشده در قالب جدولی نظاممند ساماندهی و کدگذاری شدهاند. در این مرحله، هر لقب یا شغل براساس ماهیت و پیوند آن با ساختار اجتماعی، در یکی از چهار دستة اصلی زیر جای گرفته است:
- تحلیل دادهها: تحلیل کیفی محتوای اسناد با بهرهگیری از روش مقایسة درونمتنی و بینسندی انجام شده است؛ بدین معنا که دادههای القاب و مشاغل در هر سند با سایر اسناد مقایسه و براساس بافت تاریخی و ساختار طبقاتی شهر ساری در دورة قاجار تفسیر شدهاند. در این مرحله، برای اعتباربخشی تحلیلی، از مفهومبندیهای جامعهشناسی تاریخی دربارة طبقات شهری ایران در قرن سیزدهم هجری بهره گرفته شده است. درمجموع، این روش با هدف شناسایی و تبیین شاخصهای منزلتی و طبقاتی واقفان در یک بافت محلی (ساری دورة قاجار پیشاز مشروطه) به کار گرفته شده است. محدودیتهایی نظیر ابهام برخی عنوانها و نبودِ دادههای مکمل دربارة شماری از واقفان وجود داشته، اما تلاش شده است با استناد به قراین درونی اسناد و مقایسة متقاطع دادهها، از دقت و اعتبار نتایج اطمینان حاصل شود.
2- القاب واقفان ساری در دورة قاجار
از میان منابع مختلفی که جامعهشناسان بهعنوان عاملی مهم در ساخت هویت فردی و اجتماعی به آن اشاره کردهاند، نقش و تأثیر یک عامل بهعنوان نماد هویت، و سازندة آن جدی گرفته نشده و آن هم، مفهوم لقب است (احمدی، 1388، ص. 11). «لقبها» در متون تاریخی و اجتماعی، یکی از انواع واژههای ارزشیاند که بهمنزلة ابزار زبانی برای نسبت دادن ارزش، منزلت و اعتبار به افراد عمل میکنند. نسبت دادن لقب به شخص، بازتابی از جایگاه او در ساختار اجتماعی است و میتواند برداشت فرد از خویش را دگرگون کند و او را به ایفای نقشی سوق دهد که جامعه از او انتظار دارد. به عبارت دیگر، القاب نقش نمادین و عملکردی دارند؛ یعنی هم بیانکنندۀ هویت و جایگاه اجتماعی فردند و هم در بازتولید و تثبیت این جایگاه نقش فعال ایفا میکنند (گافمن، ۱۳۹۱، ص. ۸۳؛ Becker, 1963, p. 52). این موضوع نشان میدهد که انتخاب یا تعلق لقب به یک فرد، فرایندی اجتماعی و فرهنگی است که ازطریق آن، جامعه معیارها، ارزشها و توقعهای خود را به افراد منتقل میکند. در اسناد وقفی شهر ساری، القاب مذهبی و اجتماعی همچون «حاجی»، «کربلایی»، «مشهدی»، «آقا» و «میرزا» نمونههایی از این کارکِردند. این القاب، منزلت مذهبی، اقتصادی یا فرهنگی واقفان را منعکس و شبکههای خانوادگی، وابستگیهای محلی و جایگاه آنان را در جامعۀ شهری نیز مشخص میکند؛ برای مثال، لقب «حاجی» یا «کربلایی» علاوهبر دلالت بر انجام سفر زیارتی، نشانۀ توان اقتصادی و احترام اجتماعی نیز بوده و هویت مذهبی و فرهنگی فرد را تثبیت میکرده است. لقب «میرزا» نشاندهندۀ تحصیلات مکتبی یا مشاغل دفتری و وابستگی به نهادهای دیوانی و آموزشی بود، و لقب «آقا» بیانکنندۀ منزلت اجتماعی و احترام عمومی فرد در میان طبقات متوسط و سنتی جامعه بود. با توجه به دادههای اسناد وقفی، این القاب در بازتولید هویت و سرمایۀ اجتماعی خانوادهها نقش تعیینکننده داشتند. خانوادههایی که اعضای آنان لقبهای مذهبی یا اجتماعی داشتند، توانستند جایگاه خود را در شبکههای محلی تثبیت کنند و دسترسی به منابع اجتماعی و اقتصادی را تسهیل سازند. بهاینترتیب، القاب، ضمن معرف وضعیت فردی واقفان، ابزارهایی برای بازتولید و تداوم سرمایۀ فرهنگی، مذهبی و اجتماعی در نسلهای بعدی به شمار میآمدند.
واکاوی القاب واقفان (جدول 1)، در اسناد وقفی نشان میدهد که الگوهای نامگذاری و اطلاق القاب به افراد، ازسویی از ساختارهای اجتماعی، منزلت دینی، جایگاه اقتصادی و روابط قدرت در این دوره تأثیر گرفته است و ازسویی دیگر بهمحض آنکه لقبی برای شخصی به کار میرود آن فرد دارای وجهة اجتماعی و به نمادی برای معرفی هویت شخصی بدل میشود (احمدی، 1388، ص. 11). در این پژوهش، از مجموع ۲68 واقف شناساییشده، 44 نفر بدون لقب بوده و نام آنان بدون هرگونه عنوان یا پیشوندی ثبت شده است. جدای از این دسته، ۲24 واقف دارای لقب بودهاند که توزیع این القاب، تصویری از الگوهای فرهنگی و طبقاتی شهر ساری در این دوره ارائه میدهد.
جدول 1: اطلاعات و آمار واقفان شهر ساری، پیشامشروطه
|
ردیف |
واقف |
لقب واقف |
سال وقف |
کلاسۀ اوقافی |
|
1 |
امهانی زوجۀ آقا شیخ سلیم |
ام |
1209ق |
139/م |
|
2 |
حاجیه نواب خانم |
حاجیه |
1216ق |
1/ن |
|
3 |
نجیبه خواتون صبیۀ مشهدی میر عبدالله بارفروشی |
خاتون |
1216ق |
9/ن |
|
4 |
آقا میر عبدالله ساروی بن میر آقا بزرگ |
آقا |
1218ق |
41/ع |
|
5 |
آقا شیخ جعفر بن ملا حسن کنیمی |
شیخ |
1218ق |
14/ظ |
|
6 |
میرزا ابوتراب بن علی فضل برک ابن آقا ضحی کنیمی |
میرزا |
1223ق |
7/ک |
|
7 |
میرزا رمضان علی نوری |
میرزا |
1227ق |
4/ج |
|
8 |
مشهدیه خواتون صبیۀ مرحوم قاسم سواسری |
مشهدی |
1228ق |
12/خ |
|
9 |
کربلائی مرادعلی بن ملا شاه محمد باکر |
کربلایی |
1241ق |
4/ج |
|
10 |
حاجی میر آقا بیگ بن حاجی میر محمد حسین درواری |
حاجی |
1241ق |
16/الف |
|
11 |
حاج مصطفی خان |
حاجی |
1244ق |
2/خ |
|
12 |
آقا میرزا محسن بن آقا اسمعیل |
میرزا |
1242ق |
61/م |
|
13 |
آقا میر رمضان بن آقا میر محمد گرمستانی |
آقا |
1243ق |
31/ر |
|
14 |
شهربانو خانم مشهور به ننه خانم زوجۀ میرزا لطفعلی مستوفی |
خانم |
1246ق |
6/ش |
|
15 |
مشهدی بلال علیآبادی و آقا سید صادق آهنگر |
مشهدی-آقا |
1247ق |
15/ب |
|
16 |
میرعظیمی |
میر |
1248ق |
58/ع |
|
17 |
حاجی ملا آقا بابا |
حاجی |
1251ق |
23/الف |
|
18 |
فاطمه خانم و اسکندر... |
خانم |
1251ق |
4/ف |
|
19 |
اسدالله خان بن محمد شریف خان اشرفی |
خان |
1252ق |
63/الف |
|
20 |
میرزا محمد حسین صدر |
میرزا |
1254ق |
62/م |
|
21 |
حاجی علی اکبر تاجر ساروی |
حاجی |
1256ق |
51/ع |
|
22 |
حاج عیسی خان بن کربلائی خداداد |
حاجی |
1256ق |
40/ع |
|
23 |
سلطان بیگم خانم بنت فتحعلی شاه قاجار |
سلطان-بیگم |
1256ق |
1/س |
|
24 |
حاج هاشم قنداقتراش |
حاجی |
1257ق |
- |
|
25 |
حاج محمد علی اشرفی |
حاجی |
1257ق |
40/م |
|
26 |
حاجی علی اکبر تاجر ابن کربلائی مطلب قصاب ساروی |
حاجی |
1257ق |
5/ع |
|
27 |
حاجی محمد صادق حسب |
حاجی |
1258ق |
21/م |
|
28 |
حاجی عبدالرسول |
حاجی |
1258ق |
1/ع |
|
29 |
گوهر تاج بن ملک آراء |
تاج |
1258ق |
4/گ |
|
30 |
حاج امامقلی گردشی سوادکوهی |
حاجی |
1260ق |
24/الف |
|
31 |
میرزا نظام حکیم باشی |
میرزا |
1260ق |
6/ن |
|
32 |
میرزا عباس خان شهیر به نشاطی خان |
میرزا |
1260ق |
29/ع |
|
33 |
میرزا هدایتالله بایع کلائی سوادکوهی |
میرزا |
1260ق |
24/الف |
|
34 |
محمد قلی میرزا ملک آراء |
ملک آراء |
1261ق |
2/م |
|
35 |
حاجی درویش علی |
حاجی |
1261ق |
3/د |
|
36 |
کربلائی عباس، کربلائی قاسم بن کربلائی اسمعیل درکابی |
کربلایی |
1261ق |
12/ع |
|
37 |
مشهدی شاه محمد بقال کرجوئی |
مشهدی |
1262ق |
4/ش |
|
38 |
خیرالنسا زوجۀ میرزا ملا علی |
خیرالنسا |
1263ق |
11/خ |
|
39 |
کربلایی ابراهیم مازندرانی بن محسن |
کربلایی |
1264ق |
159/الف |
|
40 |
سیده زهرا بنت حاجی میرعظیم |
سیده |
1265ق |
10/ز |
|
41 |
آقا محمد علی (میرزا آقا) بن کربلایی میرزا جولائی فریمی |
میرزا |
1265ق |
- |
|
42 |
حاجی ملا عبدالله بن ملا مؤمن کیاسری |
حاجی |
1265ق |
21/الف |
|
43 |
میرزا اسدالله میرزا بن مریخ شاه |
میرزا |
1266ق |
59/الف |
|
44 |
حاجی حیدر علی تاجر ساروی |
حاجی |
1266ق |
43/ح |
|
45 |
آقا حسن قنداقتراش فرزند حاجی هاشم قنداقتراش ساروی |
آقا |
1267ق |
4/ح |
|
46 |
کربلایی ابراهیم شمشیرگر ساروی |
کربلایی |
1267ق |
159/م |
|
47 |
استاد خانجان خیاط ساروی بن استاد ابوطالب ساروی |
استاد |
1267ق |
7/خ |
|
48 |
ماه بی بی خانم زوجۀ مشهدی علی محمد جویباری |
خانم |
1267ق |
35/م |
|
49 |
ملا میرزا علویکلائی |
میرزا |
1268ق |
19/م |
|
50 |
حاجی ابوالقاسم تاجر ساروی |
حاجی |
1268ق |
14/الف |
|
51 |
کربلائی رجب عطار |
کربلایی |
1269ق |
22/ر |
|
52 |
آقا سید حسین صباغ ولد آقا میر تقی |
آقا |
1269ق |
42/ح |
|
53 |
آقا محمد یوسف ابن حاجی محمد مهدی ساروی |
آقا |
1269ق |
38/م |
|
54 |
کربلائی محمد هادی بن محمد سلیم آبندانسری |
کربلایی |
1269ق |
94/م |
|
55 |
کلثوم خانم زوجۀ محمد قلی میرزا ملک آراء |
خانم |
1269ق |
2/ک |
|
56 |
کربلائیه نه نه قز بنت کربلائی میرزای قراباغی |
کربلائیه |
1269ق |
18/ن |
|
57 |
حاجی اسماعیل تاجر نیلفروش ساروی |
حاجی |
1269ق |
2/الف |
|
58 |
مشهدی محمد، محمد حسن بن حاج آقا بابا تاجر ساروی |
مشهدی |
1270ق |
105/م |
|
59 |
حاج میرزا خانجان افراپلی الاصل ساروی المسکن |
حاجی |
1270ق |
3/خ |
|
60 |
مراد بیک |
بیگ |
1272ق |
182/م |
|
61 |
مشهدی آقا جان بزاز ساروی |
مشهدی آقا |
1273ق |
7/الف |
|
62 |
کربلایی تقی آهنگر |
کربلایی |
1273ق |
22/ت |
|
63 |
عباس خان بیگلربیگی |
خان |
1274ق |
2/ع |
|
64 |
آقامیر محمدقلی خلف آقامیر رمضان گرمستانی |
آقامیر |
1274ق |
65/م |
|
65 |
مشهدی احمد اصانلو |
مشهدی |
1275ق |
84/الف |
|
66 |
حاجی محمد قلی بن میرزا محمد هزارجریبی |
حاجی |
1275ق |
47/م |
|
67 |
حاجیه ملکزاده خانم بنت ملک آرا |
حاجیه |
1275ق |
54/ح |
|
68 |
مشهدی عبدالرحمن دادوکلایی |
مشهدی |
1275ق |
33/ع |
|
69 |
حاج ابوالقاسم بزاز ساروی فرزند حاجی آقا بابا |
حاجی |
1276ق |
32/الف |
|
70 |
میر محمد رضا پایین سیاه دشتی |
میر |
1277ق |
1/د |
|
71 |
آقا اسماعیل فرزند مرحوم حاج اسدالله خان محمد شریف خانی اشرفی مازندرانی |
آقا |
1277ق |
43/الف |
|
72 |
حاجی نصرالله تاجر ساروی خلف حاجی میرزا مقدس ساروی |
حاجی |
1278ق |
5/ن |
|
73 |
کربلائی حسین قلی بن محمد سلیم |
کربلائی |
1280ق |
32/ح |
|
74 |
آقا سید نصراله |
آقا |
1280ق |
7/ن |
|
75 |
کربلائی محمد حسین چلنگر ساروی |
کربلائی |
1281ق |
15/م |
|
76 |
زینب خانم؛ اسداله میرزا بن حبیب معروف به مریخ شاه و کلثوم |
خانم |
1281ق |
4/ک |
|
77 |
کربلایی صفر علی ناظر |
کربلایی |
1281ق |
20/ص |
|
78 |
کربلائی غلامرضا مسکار اصفهانی ساروی المسکن |
کربلائی |
1283ق |
1/ق |
|
79 |
آقا میر ابوالقاسم امرهای |
آقا |
1283ق |
44/الف |
|
80 |
کربلائی اسماعیل نشائیان (باغبان ) |
کربلایی |
1283ق |
60/الف |
|
81 |
کربلائی علی اکبر |
کربلایی |
1283ق |
62/ع |
|
82 |
حاجی ملا محمدقلی |
حاجی |
1283ق |
30/م |
|
83 |
آقا شیخ محمد علی خلف ملا میرزا آقا افراپلی |
آقا |
1284ق |
50/م |
|
84 |
حاجی محمد علی ابن حاجی غلامعلی عطار ساروی |
حاجی |
1285ق |
51/م |
|
85 |
کربلایی محمد شهربندی |
کربلایی |
1286ق |
41/م |
|
86 |
ساره خانم بنت حاجی علی اکبر قصاب مازندرانی |
خانم |
1287ق |
2/س |
|
87 |
سید اسماعیل بن میرزا محمد شهیر به میرزا همایون بن حاجی میر باقر ماچک پشتی |
سید |
1289ق |
133/م |
|
88 |
کربلائی رضا چاقوساز |
کربلایی |
1289ق |
2/ر |
|
89 |
زینب خواتون خانم بنت آقا میرزا محمد اسکوئی |
خاتون |
1290ق |
3/ز |
|
90 |
حاجی رضا خان قاجار |
حاجی خان قاجار |
1290ق |
7/ر |
|
91 |
حاجی اسماعیل نیلفروش |
حاجی |
1290ق |
73/الف |
|
92 |
کربلائی علی اکبر اصانلو |
کربلایی |
1291ق |
11/ع |
|
93 |
میر رمضان- میر عماد- سیده بیگم، امسلمه، حبیبه و زینب فرزندان کربلائی میر کریما |
میر-سیده |
1291ق |
28/ر |
|
94 |
آقا سید نصرالله |
آقا سید |
1291ق |
13/ن |
|
95 |
حاجی میر عباس عطار |
حاجی |
1293ق |
10/ع |
|
96 |
آقا شیخ رضا طبیب |
آقا |
1293ق |
5/ر |
|
97 |
کربلائی آقا میرزا بن میر نجفقلی |
کربلایی |
1293ق |
379/م |
|
98 |
مشهدی حیدر ابن حاجی محمد جعفر عرب |
مشهدی |
1293ق |
39/ح |
|
99 |
آقا شیخ محمد بن آخوند ملا صفر |
آقا شیخ |
1295ق |
9/ح |
|
100 |
معصومه بنت محمد رضا، سیده خدیجه بیگم |
سیده بیگم |
1295ق |
52/م |
|
101 |
سیده بیگم بنت سید محمد حسین |
سیده بیگم |
1295ق |
10/ب |
|
102 |
مشهدی حسن بن حاجی عباسقلی ساروی |
مشهدی |
1296ق |
84/م |
|
103 |
آقا رفیع سورکی |
آقا |
1296ق |
15/ر |
|
104 |
کربلائی حسین کیاسری بن مشهدی علی |
کربلایی |
1297ق |
36/الف |
|
105 |
آمنه خواتون بنت گلعلی واستانی |
خاتون |
1298ق |
15/الف |
|
106 |
حاجی اسدالله علاقبند |
حاجی |
1298ق |
8/الف |
|
107 |
کربلائیه فاطمه نسا-سیده نه نه قظ |
کربلائیه |
1298ق |
13/ف |
|
108 |
معصومه خانم صبیۀ کربلائی محمود و زوجۀ مشهدی عباس علی برنجفروش |
خانم |
1299ق |
32/م |
|
109 |
کربلائی عبدالله بنا |
کربلایی |
1300ق |
38/ع |
|
110 |
کربلائی بابا جونی آهنگر |
کربلایی |
1300ق |
1/ب |
|
111 |
حاجی قربان بن خواجه علی گلافشان |
حاجی |
1300ق |
11/ق |
|
112 |
کربلایی ابراهیم میانائی |
کربلایی |
1301ق |
150/الف |
|
113 |
شیخ محمد رضا بن ملا آخوند بابا نوکندهای |
شیخ |
1301ق |
22/ن |
|
114 |
محمد ابراهیم بیگ نقیب دهی |
بیگ |
1301ق |
85/الف |
|
115 |
حاجی عباسقلی تاجر ساروی بن حاجی علی اکبر ساروی |
حاجی |
1301ق |
52/ع |
|
116 |
بی بی زینب بنت حسین چالوئی |
بی بی |
1301ق |
2/ز |
|
117 |
سیده حاجیه کلثوم زوجۀ حاجی مولا قلی اصانلو |
سیده حاجیه |
1301ق |
8/ک |
|
118 |
حاجی ملا محمد قلی، کربلائی ابوالقاسم بن ملا حسن، آقا حبیباله عمو ابوالقاسم |
حاجی |
1301ق |
30/م |
|
119 |
آخوند ملا نصراله بنافتی وزملائی |
آخوند |
1301ق |
23/ن |
|
120 |
مشهدی علینقی عطار بن حاج تقی عطار |
مشهدی |
1301ق |
18/ع |
|
121 |
مشهدی آقا بزرگ خیاط خلف مشهدی حسن ساروی |
مشهدی |
1301ق |
5/الف |
|
122 |
مشهدی ابراهیم و حسن بن حاجی ملا محمد تیلکی |
مشهدی |
1302ق |
421/م |
|
123 |
حاج حسین پنبهفروش |
حاجی |
1302ق |
5/ح |
|
124 |
میرزا محمد سعید بن آقا محمد قاسم دامغانی الاصل |
میرزا |
1303ق |
1/پ |
|
125 |
ملا آقا بابا ولاشی چاچکامی |
ملا |
1302ق |
1/چ |
|
126 |
مشهدی محمد حسن علاقبند بن عباسقلی |
مشهدی |
1302ق |
8ح |
|
127 |
کربلائی فرجالله باغبان ساروی |
کربلایی |
1302ق |
58/الف |
|
128 |
مشهدی رستم ارسیدوز ساروی |
مشهدی |
1304ق |
11/ر |
|
129 |
آقا محمد ابراهیم قنداقساز |
آقا |
1304ق |
6/الف |
|
130 |
حاجی محمد باقر لقب عطار |
حاجی |
1305ق |
21/ر |
|
131 |
امحبیبه خانم بنت کربلایی محمد حسن ملقب به افغان |
خانم |
1305ق |
119/م |
|
132 |
ساره خانم و لیلا خانم بنت حسین قلی قاجار |
خانم |
1305ق |
11/ج |
|
133 |
اقا میر تقی ابن اقا میر حسن امرهای |
اقا میر |
1305ق |
24/ت |
|
134 |
استاد مونس بنای ساروی |
استاد |
1306ق |
10/م |
|
135 |
حاجی محمد شریف |
حاجی |
1306ق |
123/م |
|
136 |
حسنی جهان خانم بنت سلیم کلبادی |
جهان خانم |
1306ق |
6/ح |
|
137 |
کربلائی محمد صحاف بن کربلائی محمد تقی صحاف |
کربلایی |
1306ق |
14/م |
|
138 |
شیخ حسن روضه خان |
شیخ |
1307ق |
10/د |
|
139 |
حاجی تقی اصانلو بن حاجی تاری و یردی اصانلو |
حاجی |
1307ق |
1/ت |
|
140 |
حاجی مصطفی خان |
حاجی |
1307ق |
1/م |
|
141 |
سیده فاطمه بنت میر قربان |
سیده |
1309ق |
9/ف |
|
142 |
کربلائی میر حبیباله سنگ چشمهای |
کربلایی |
1309ق |
39/ع |
|
143 |
کربلائی میر شجاع امرهای |
کربلایی |
1309ق |
2/ش |
|
144 |
آقا میرزا محمد ابن صفر علی ناظری |
آقا میرزا |
1310ق |
7/م |
|
145 |
حاجی اسماعیل حمامی |
حاجی |
1310ق |
37/الف |
|
146 |
حاج محمدحسن تاجر ساروی |
حاجی |
1310ق |
21/ع |
|
147 |
حاجی عبدالله بن علی اکبر معروف به زنبورکچی |
حاجی |
1310ق |
14/ع |
|
148 |
مشهدی غلام اصانلو بن مشهدی میرزا بابا و زوجهاش نرگس خاتون |
مشهدی |
1310ق |
8/ن |
|
149 |
حاجی میر نقی امرهای |
حاجی |
1310ق |
23/ت |
|
150 |
سید مصطفی تاجر ساروی بن حاج میر رمضان |
سید |
1310ق |
6/ر |
|
151 |
آقا گل کوزهگر |
آقا |
1311ق |
35/الف |
|
152 |
استاد محمد حسین صباغ |
استاد |
1311ق |
6/م |
|
153 |
مشهدیه ماجان زوجۀ حاجی لطفعلی سورکی |
مشهدیه |
1311ق |
77/م |
|
154 |
کربلایی شعبان بن کربلایی سلیم جناز اصانلو |
کربلایی |
1311ق |
9/ش |
|
155 |
حاج رضاقلی بن ابراهیم چالوئی |
حاجی |
1312ق |
41/ر |
|
156 |
حاج سبزعلی ساروی مسکن |
حاجی |
1312ق |
17/س |
|
157 |
آقا میر مطلب |
آقا میر |
1312ق |
124/م |
|
158 |
آمنه خاتون بنت میرزا آقاصی |
خاتون |
1312ق |
53/الف |
|
159 |
کربلائی آقا کوچک بن حاج سید رسول ولاشکلائی |
کربلایی |
1312ق |
40/الف |
|
160 |
علی اکبر خان سرهنگ یخکشی |
خان |
1313ق |
16/ع |
|
161 |
فضه خاتون زوجۀ مشهدی علیجان |
خاتون |
1313ق |
7/ف |
|
162 |
آقا عبدالحمید مشهور به آقا حمید بن آقا سلیم هزارجریبی |
آقا |
1313ق |
11/ح |
|
163 |
آقابزرگ ورندی |
آقابزرگ |
1313ق |
29/الف |
|
164 |
حاجی ابوالقاسم فرزند میرزا محمود بارفروشی |
حاجی |
1314ق |
61/الف |
|
165 |
آخوند ملا حسن مؤذن |
آخوند |
1314ق |
3/ح |
|
166 |
آقاملا اسدلله مجتهد، آقا شیخ علی بن حاج عباسقلی تاجر |
آقا ملا-آقا شیخ |
1314ق |
8/ع |
|
167 |
آقا ملا خلیل خلف حاجی علی اکبر قصاب ساروی |
آقا ملا |
1314ق |
15/خ |
|
168 |
حاج احمد علی تاجر ساروی |
حاجی |
1315ق |
1/الف |
|
169 |
حاجی میر رمضان چرمدوز پهنه کلائی |
حاجی |
1315ق |
6/ر |
|
170 |
حاجی اسمعیل حمامی |
حاجی |
1315ق |
38/الف |
|
171 |
کربلائی گل بابای لوت ملیاری |
کربلایی |
1315ق |
7/گ |
|
172 |
شیخ حسن روضهخوان |
شیخ |
1315ق |
15/ح |
|
173 |
آقا مشهدی محمد رضا بن حاجی عبدالله تاجر ساروی |
آقا مشهدی |
1315ق |
18/م |
|
174 |
عبدالوهاب سلطان تلاوکی خلف آقا فضلالله یوزباشی |
سلطان |
1316ق |
9/ز |
|
175 |
حاجی سید آقا بقال بن حاجی میر عبدالله ساروی |
حاجی |
1316ق |
26/الف |
|
176 |
کربلائی عباسقلی دینه سری فریمی |
کربلایی |
1317ق |
49/ع |
|
177 |
مشهدی بلال علی آبادی |
مشهدی |
1317ق |
8/ب |
|
178 |
کربلائی اسماعیل |
کربلائی |
1317ق |
10/الف |
|
179 |
کربلائی عباسقلی دینه سری فریمی بن خسرو |
کربلایی |
1317ق |
71/ع |
|
180 |
آقا شیخ محمد عطار بن شیخ سلیم روضهخوان |
آقا |
1317ق |
12/م |
|
181 |
حاج محمد یوسف تاجر ساروی خلف میرزا عبدالوهاب ناظم |
حاجی |
1317ق |
3/ی |
|
182 |
میر سید محمد کریم خان منتظم الدوله سردار مکرم بن محمد حسین |
سید منتظم الدوله |
1317ق |
48/م |
|
183 |
حاج اسدا... تجنکی |
حاجی |
1318ق |
113/الف |
|
184 |
حاجی میر آقا بیک بن حاجی میر محمد حسین |
حاجی |
1318ق |
16/الف |
|
185 |
حاج سید حسن و آخوند ملا ابراهیم علائی |
حاجی |
1318ق |
14/ح |
|
186 |
حاجی محمد حسن تاجر ساروی، حاجی فضلالله تاجر ساروی |
حاجی |
1319ق |
49/م |
|
187 |
کربلائی سید مهدی پالاندوز |
کربلایی |
1319ق |
4/م |
|
188 |
حاج احمد داماد، میر محمد علی داماد |
حاجی |
1319ق |
44/م |
|
189 |
آقا میرزا اسحق مستوفی اعتماد الممالک |
آقا میرزا اعتماد الممالک |
1319ق |
18/الف |
|
190 |
خدیجه خانم شهیره به قمر بنت آقا شیخ معروف به پیشنماز ساروی |
خانم |
1320ق |
3/ق |
|
191 |
آقا رضا ارباب خلف حاجی نور محمد |
آقا |
1320ق |
12/ن |
|
192 |
کربلائی شیخ حسن بن ملا میرزا آقا |
کربلایی |
ربیعالاول 1320ق |
29/ح |
|
193 |
کربلائی علی محمد مرکباتفروش سمنانی |
کربلایی |
1320ق |
23/ع |
|
194 |
املیلا بنت کربلائی اسدالله |
ام |
1321ق |
17/الف |
|
195 |
شاهزاده حاجی حبیباله میرزا |
شاهزاده |
1321ق |
1/ح |
|
196 |
خورشید خانم |
خانم |
1321ق |
14/خ |
|
197 |
حوا خانم |
خانم |
1322ق |
28/ح |
|
198 |
جهان خان مزوجۀ کربلائی سید مهدی پالاندوز |
جهان خانم |
1322ق |
7/ش |
|
199 |
حاجی سید محمد شکتائی |
حاجی سید |
1322ق |
43/م |
|
200 |
کربلائی روحالله ساروی |
کربلایی |
1322ق |
29 ر |
|
201 |
مشهدی رجب توسط فرزندش کربلائی علی اکبر |
مشهدی |
1322ق |
34/ر |
|
202 |
حاجی ملا حسین فرحآبادی |
حاجی |
1322ق |
5/م |
|
203 |
خورشید خانم زوجۀ فتحالله خان |
خانم |
1322ق |
5/خ |
|
204 |
مشهدی ابوطالب قادی سورکی و صبیۀ او زهرا |
مشهدی |
1323ق |
4/ز |
|
205 |
کربلائی محمد علی بن میرزا علی اجارستاقی |
کربلایی |
1323ق |
11/م |
|
206 |
حاجیه فاطمه خانم دختر محمد ابراهیم خان سرتیپ دودانگه |
حاجیه |
1323ق |
85/م |
|
207 |
کربلائی رجبعلی بن کربلائی شیخ حسن، آقا سیدآقا |
کربلایی |
1323ق |
16/ر |
|
208 |
حاج سید حسین شهیر به حاجی سید آقا تاجر بقال |
حاجی |
1323ق |
55/الف |
|
209 |
کربلائیه ملا نه نه جانی صبیۀ کربلائی رضا چاقوساز زوجۀ کربلائی اسماعیل |
کربلائیه |
1324ق |
4/ن |
|
210 |
کربلائی آقا جان ارسیدوز |
کربلائی |
1324ق |
65/الف |
|
211 |
آقا میر محمد علی بن حاجی سید رضا بقال ساروی |
آقا میر |
1324ق |
34/م |
|
212 |
حاج احمد تاجر روغنفروش ساروی الاصل |
حاجی |
1325ق |
3/الف |
|
213 |
میرزا صادق سالار |
میرزا |
1325ق |
2/ص |
|
214 |
میرزا هادی بن میرزا رضا |
میرزا |
1325ق |
5/ص |
|
215 |
آسیه بیگم |
بیگم |
1325ق |
2/پ |
|
216 |
حاج سید عباس هزارجریبی |
حاجی |
1326ق |
4/ع |
|
217 |
شـاه خانـم صبیۀ نظرخان کرد حلیله آقا شیخ سلیم |
خانم |
1326ق |
1/ش |
|
218 |
حاجیه خانم صبیه حاجی بابا مسگر ساروی |
حاجیه |
1329ق |
7/ح |
|
219 |
مشهدی رمضان بقال بن کربلائی محمد کریم |
مشهدی |
1330ق |
14/ر |
|
220 |
آقا سیدتقی علاقهبند بن آقا میرزا محمد علی ملا باشی پهنه کلائی |
آقا سید |
1330ق |
2/ت |
|
221 |
آخوند ملا عبدالله روضهخوان باغبان محلی |
آخوند ملا |
1241ق |
48/ع |
منبع: آرشیو اسناد سازمان اوقاف و امور خیریه
در میان لقبهای رایج در اسناد وقفی، برجسته بودن لقبهایی مانند «حاجی»، «کربلایی» و «مشهدی» همه به تجربۀ زیارتی فرد اشاره دارد. این القاب فراتر از نشانهای مذهبی، حامل پیامهای اجتماعی و فرهنگی مشخصی بودند. اطلاق چنین القابی، نشاندهندۀ آن بود که فرد علاوهبر انجام فریضة حج یا زیارت اماکن مقدس بهدلیل توان اقتصادی لازم برای تحقق این سفرها، در عین حال، منزلت و اجتماعی نیز داشته است.
درج این القاب در اسناد وقفی بازتابدهندۀ نقش برجستة طبقات مرفه و مذهبی در شکلدهی و استمرار سنت وقف در جوامع سنتی است. لقبها، ضمن تثبیت هویت مذهبی واقف، بهنوعی مشروعیت اجتماعی و قدرت فرهنگی او را نیز تقویت و در فرایند بازتولید منزلت خانوادگی و اجتماعی نقش ایفا میکردند؛ زیرا یکی از جهات مهم زندگی اجتماعی این است که انسان در اجتماع منزلتى شایسته و صالح داشته باشد، منزلتى که بهسبب آن، دیگران با او بیامیزند، و او با دیگران بیامیزد، او از خیر دیگران بهرهمند شود، و دیگران از خیر او برخوردار شوند (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج. 18/324). همچنین، القاب، پیوند تنگاتنگ میان فرهنگ مذهبی، منزلت اجتماعی و فعالیت خیریه را در بافت اجتماعی آن دوره نمایان میسازند. از این منظر، لقبها، نشاندهندۀ تجربة زیارتی افراد نیستند، بلکه ابزاری نمادین برای نمایش منزلت اجتماعی و مشارکت در مناسبات قدرت شهری به شمار میآمدند و بهعنوان عنصر تشکیلدهندۀ هویت -که نقش مهمی در برقراری روابط فرد با دیگران و مشارکت اجتماعی دارد- اهمیت دارد (احمدی، 1388، ص. 9).
پساز لقبهای زیارتی، لقب «آقا» در میان مردان برجسته، و اغلب نشانهای از احترام عمومی، منزلت اجتماعی و ارتباط با طبقات بالاتر به شمار میرفته است. این لقب، بهخودیخود بیانکنندۀ موقعیت اجتماعی فرد است؛ اما ترکیب آن با مؤلفههای مذهبی یا زیارتی مانند «آقا میر»، «آقا ملا»، «آقا سید»، «آقا شیخ»، «آقا مشهدی»، «آقا میرزا» و «آقا بزرگ» نشاندهندۀ چندلایه بودن منزلت فرد در جامعه است. این ترکیبها، علاوهبر نشان دادن دینداری یا تجربۀ زیارتی واقف، موقعیت اجتماعی، توان اقتصادی و اعتبار فرهنگی او را نیز برجسته میکرد. در این معنا، لقبها بهعنوان ابزار نمادین، نقش مهمی در تثبیت جایگاه اجتماعی و مشروعیتبخشی به فعالیتهای خیریه و وقف ایفا میکرد. آنها نشان میدادند که واقفان چگونه ازطریق نشانههای فرهنگی و مذهبی، منزلت خانوادگی و اجتماعی خود را تقویت میکردند و مشارکت در مناسبات قدرت شهری را مشروعیت میبخشیدند.
در میان زنان، لقب «خانم» رایجترین و برجستهترین عنوان است که علاوهبر بازتاب هویت جنسیتی، بیانکنندۀ احترام و منزلت اجتماعی نیز محسوب میشود. دیگر القاب مانند «سیده»، «خاتون»، «حاجیه»، «کربلائیه»، «بیگم» و «ام» نیز در اسناد مشاهده میشوند که هریک ضمن نشان دادن هویت مذهبی یا خانوادگی، مؤلفههایی از تعلق به طبقات خاص، خاندانهای اصیل یا تجربههای زیارتی را نیز نمایان میسازند. برخی القاب، مانند «مشهدیه»، محدودتر، اما اهمیت فرهنگی فراوانی دارند و پیوند میان دینداری، منزلت اجتماعی و نقش زنان در فعالیتهای خیریه و وقف را منعکس میکنند. این تنوع القاب در میان مردان و زنان، بیانکنندۀ وجود سلسلهمراتب اجتماعی پیچیده، همپوشانی منزلت مذهبی و اجتماعی و همچنین نقش نهاد وقف در بازتولید و تثبیت منزلت خانوادگی است. لقبها، ابزار شناسایی هویت افراد، و سازوکاری نمادین برای مشروعیتبخشی به فعالیتهای اجتماعی و مشارکت در شبکههای قدرت شهری به شمار میآمدند و نشان میدادند که فرهنگ وقف چگونه با منزلت اجتماعی و دینداری گره خورده است.
لقب «میرزا» و مشتقات آن، مانند «میر»، از القاب درخور توجه در اسناد وقفی دورة قاجار، جایگاه ویژهای در ساختار اجتماعی، فرهنگی و اداری آن دوره داشتند. در فضای اداری و فرهنگی جامعة شهری آن دوره، لقب «میرزا» بیشتر به کسانی اطلاق میشد که در حوزههای دیوانی، نوشتاری، دبیرخانهای یا امور حکومتی و سیاسی فعال بودند و گاه کسانی با تحصیلات مکتبی یا حوزوی نیز این عنوان را دریافت میکردند. بدینترتیب، لقب «میرزا»، علاوهبر اینکه نشاندهندۀ جایگاه اجتماعی فرد در سلسلهمراتب شهری و اداری بود، مؤلفهای از منزلت فرهنگی و توانایی علمی او نیز محسوب میشد (شکوری، ۱۳۶۸، ص. ۱۱۸-۱۱۹).
تحلیل اجتماعی این لقب نشان میدهد که افراد دربردارندۀ این عنوان، اغلب در حلقههای فرهنگی و اداری طبقۀ متوسط و مرفه شهری جای داشتند و دسترسی آنان به منابع اقتصادی و فرهنگی، امکان مشارکت در فعالیتهای خیریه و وقف را نیز فراهم میکرد. لقب «میر» نیز، بهعنوان شکل کوتاهتر یا سادهشدۀ «میرزا»، بیشتر کاربرد مشابهی داشت و حامل پیامهایی دربارۀ منزلت و اعتبار اجتماعی فرد بود. این القاب، در کنار القاب مذهبی و زیارتی، نشاندهندۀ چندلایه بودن موقعیت اجتماعی واقفان و وجود همپوشانی میان جایگاه فرهنگی، آموزشی و مذهبی در جامعۀ شهری دوره قاجارند.
اهمیت لقب «میرزا» فراتر از نشانهای اداری است؛ این لقب بازتابدهندۀ هویت فرهنگی و دانشمحوری فرد و همچنین ظرفیت او برای ایفای نقش مؤثر در ساختارهای شهری و شبکههای قدرت محسوب میشود. از این منظر، القابی مانند «میرزا» و «میر» علاوهبر تثبیت منزلت شخصی، بهعنوان ابزار نمادین مشروعیتبخشی و بازتولید منزلت خانوادگی و اجتماعی عمل میکردند و نشان میدهند که چگونه فرهنگ اداری و آموزشی در کنار دین و ثروت، در شکلدهی به شبکههای اجتماعی و فعالیتهای خیریه و وقف مشارکت داشته است.
علاوهبر القاب رایج، در اسناد وقفی دورۀ قاجار، مجموعهای از القاب با بسامد کمتر نیز مشاهده میشود که هریک حامل پیامهای اجتماعی، مذهبی یا طبقاتی مشخصیاند. القابی همچون «استاد»، «آخوند» و «شیخ» مستقیم به نقش مذهبی یا علمی فرد اشاره دارد و بیانکنندۀ جایگاه فرد در حلقههای مذهبی و آموزشی جامعه شهریاند. این القاب نشان میدهند که برخی واقفان علاوهبر مشارکت در فعالیتهای خیریه و وقف، از منزلت علمی یا دینی نیز برخوردار بوده و موقعیت آنان در شبکههای اجتماعی و مذهبی تثبیت شده است. لقب «سید» نیز با تأکید بر نسب خانوادگی و ارتباط با خاندانهای محترم و روحانیان، علاوهبر نقش مذهبی، بیانکنندۀ اعتبار خانوادگی و منزلت اجتماعی فرد است. ازسویدیگر، القابی مانند «شاهزاده»، «خان» و «بیگ» بیشتر مؤلفههای طبقاتی و خاندانی را نمایان میکنند و نشاندهندۀ جایگاه افراد در سلسلهمراتب اجتماعی و تعلق آنان به طبقات مرفه شهری یا خاندانهای اصیلاند. این القاب، اگرچه در شمار محدودتری ظاهر شدهاند، نقش مهمی در بازتولید هویت اجتماعی و مشروعیت خانوادگی ایفا میکنند و تنوع و پیچیدگی سلسلهمراتب اجتماعی دوره قاجار را بازتاب میدهند.
تحلیل مجموعۀ القاب ذکرشده نشان میدهد که حتی القاب با بسامد کم، بخشی از سازوکارهای نمادین بازتولید منزلت، مشروعیت اجتماعی و هویت مذهبی یا طبقاتی محسوب میشوند. آنها پیوند میان دینداری، منزلت خانوادگی و جایگاه اجتماعی فرد را نمایان میسازند و نقش نهاد وقف در تداوم این سلسلهمراتب و تثبیت شبکههای قدرت شهری را تقویت میکنند. از این منظر، مطالعۀ القاب با بسامد کم، علاوهبر تکمیل تصویر جامع از ساختار اجتماعی واقفان، نشاندهندۀ تنوع شیوههای مشروعیتبخشی و ابراز منزلت در جامعۀ شهری آن دوره است.
علاوهبر القاب رایج و شناختهشده، در اسناد وقفی دورۀ قاجار، مجموعهای از القاب خاص و نادر نیز مشاهده میشود، مانند «سلطان»، «تاج»، «خیرالنساء»، «ملک آرا» و «صدر». این القاب در شمار اندکی ظاهر شدهاند؛ اما حضور آنها بیانکنندۀ لایههای متفاوت منزلت اجتماعی و تنوع خاندانی در میان واقفان است. چنین القابی اغلب نشانهای از تعلق فرد به خاندانهای اصیل، موقعیت برجستۀ خانوادگی و حتی نفوذ در ساختارهای اداری و سیاسی محسوب میشود.
تحلیل این القاب نشان میدهد که حتی در میان گروههای کمشمار واقفان، امکان بازتاب منزلت اجتماعی بالا و ارتباط با نهادهای قدرت شهری وجود داشته است. القاب خاص، علاوهبر برجسته ساختن جایگاه فرد در سلسلهمراتب اجتماعی، نشاندهندۀ ظرفیت آنها برای ایفای نقشهای اداری یا مشارکت در تصمیمگیریهای شهری و مذهبی است. از این منظر، مطالعۀ این القاب نادر، علاوهبر ارائة تصویر ساختار اجتماعی واقفان، نکتهای مهم دربارة پیچیدگی سلسلهمراتب اجتماعی، نفوذ خانوادگی و ارتباط میان منزلت اجتماعی و مشارکت در نهاد وقف ارائه میدهد. این تحلیل نشان میدهد که نهاد وقف در دورۀ قاجار، وسیلهای برای اعمال دینداری و فعالیتهای خیریه و بستری برای بازتولید و نمایش تنوع منزلتی و نفوذ سیاسی-اداری در میان طبقات مختلف اجتماعی نیز بوده است. القاب نادر، بهعنوان ابزارهای نمادین، نقش مهمی در تثبیت منزلت خانوادگی و اجتماعی فرد ایفا میکردند و ابعاد تازهای از هویت و مشروعیت واقفان را در بافت شهری آن دوره نمایان میسازند.
بهطورکلی، توزیع القاب واقفان، ساختار اجتماعی-دینی شهر را بازتاب میدهد و از پیوند وثیق میان فرهنگ وقف و الگوهای منزلتی و هویتی افراد در این دوره پرده برمیدارد. فراوانی القاب مذهبی و زیارتی، از یک سو، و القاب اداری و طبقاتی ازسویدیگر، بیانکنندۀ آن است که نهاد وقف بستری برای ابراز دینداری، وجاهت اجتماعی، و گاه قدرت سیاسی و اقتصادی بوده است.
الگوهای انتساب القاب را باید در بستر ساختار طبقاتی، مناسبات قدرت، پایگاههای دینی و مناسک مذهبی ارزیابی کرد. القاب واقفان، صرفنظر از کارکرد هویتی، نوعی دلالتگر منزلت اجتماعی بوده که با سرمایة نمادین وقف در هم تنیده شدهاند. در این میان، غلبة القاب مذهبی و زیارتی در کنار کاهش چشمگیر القاب دیوانی یا نظامی، مختصات خاصی را از مناسبات اجتماعی این شهر در دورة مورد بررسی نشان میدهد. لقبهایی همچون «حاجی»، «کربلایی» و «مشهدی» که درمجموع بیش از ۵۵درصد لقب واقفان را شامل میشود، نشانهای روشن از نقش طبقة متوسط مذهبی در تداوم و تثبیت سنت وقف در ساری است. این دسته از القاب، نشاندهندۀ سرمایهگذاری فرد در مناسک مذهبی چون حج، زیارت کربلا یا مشهد است و مشروعیت دینی و وجاهت اجتماعی حاصل از آن را نیز در پی دارند. در جامعهای که مقبولیت و منزلت اجتماعی با مظاهر دینداری سنجیده میشد، وقف همچون ادامهای بر زیارت تلقی میشد؛ اقدامی که ذخیرة اخروی و نیز احترام اجتماعی را تضمین میکرد.
در مقابل، سهم اندک القاب دیوانی، اداری یا نظامی نظیر «میرزا»، «بیگلربیگی»، «سردار منتظمالدوله»، «صدر» و «سرهنگ» در میان واقفان نشان میدهد که ساختار اداری یا طبقات وابسته به حکومت مرکزی، نقش حاشیهای در ساختار وقف ایفا کردهاند. این موضوع میتواند به ساختار اقتصادی و جغرافیایی شهر ساری نیز مرتبط باشد؛ چراکه در قیاس با شهرهایی چون تهران، اصفهان یا تبریز، واجد تمرکز نهادهای حکومتی یا دیوانی گستردهای نبوده و بیش از آنکه محل استقرار کارگزاران رسمی باشد، خاستگاه و زیستگاه طبقات دینی، اصناف شهری و خردهمالکان زمیندار محسوب میشده است. القابی چون «آقا»، «آقا میر»، «آقا ملا» یا «آقا سید» ترکیبی از وجه تشخص اجتماعی، منزلت خاندانی و وجاهت مذهبیاند. این القاب معمولاً در خانوادههایی دیده میشود که یا پیشینهای از روحانیت، یا سابقهای از زعامت محلی و ارتباطات اجتماعی برجسته داشتهاند. این گروه، نمایندة طبقهای میان روحانیان و اشراف محلیاند که در سنت وقف، کنشگرانی فعال بودهاند.
القاب زنان نیز دلالتهایی تأملبرانگیز دارند. افزونبر آنکه حضور ۵۷ واقف زن، خود نشانهای از حضور فعال زنان در عرصة مالکیت و دینداری است، تنوع القاب آنان از «خانم» و «بیگم» گرفته تا «سیده»، «حاجیه» و حتی نمونههای خاصی چون «جهان خانم»، گویای تنوع منزلت، خاستگاه خانوادگی و مرجعیت مذهبی زنان در میان واقفان است. لقب «سیده» پیوند تبار دینی را یادآور میشود و در کنار آن، «حاجیه» نقش مناسک دینی و «خانم» یا «خاتون» جایگاه خاندانی (زنان بلندپایه) را برجسته میکند (سیدی، 1398). افزونبر این، حضور ۴4 واقف بدون لقب، ناظر به قشرهایی از واقفان است که ازنظر خاندانی، مذهبی و اقتصادی، صاحب عنوان اجتماعی خاصی نبودهاند یا اینکه در اسناد وقفی، ثبت عنوان آنان ضرورتی نیافته است. این بیالقابی، ظاهراً نشاندهندۀ نداشتن وجههای خاص است؛ اما میتواند نشانهای از گشودگی نسبی نهاد وقف به طبقات گوناگون و نهفقط نخبگان سنتی باشد.
درمجموع، واکاوی دادههای مربوط به القاب واقفان ساری، برای بازشناسی خاستگاه طبقاتی و هویت دینی آنان مهم بوده و نشانی از اختلاف سطح اجتماعی و فرهنگی اعضای جامعه به انواع و اقسام مختلف در کاربرد نام و نشان، لقب و عنوان افراد جامعه است. علاوهبر این از منظر تاریخ اجتماعی نیز به شناسایی مناسبات قدرت، میزان نفوذ روحانیان، سهم اصناف، و نقش زنان در فرایندهای خیرات دینی یاری میرساند. در این میان طبقات مختلف جامعه، اعضای طبقة خود و طبقات دیگر را چه در محاوره و چه در کتابت به انواع ممتاز که منعکسکنندة طبقة اجتماعی مخاطب است، خطاب میکنند (امین، 1385، ص. 6)؛ در نتیجه، وقف رفتاری دینی و عرصهای برای بازنمایی نظم اجتماعی، ساختار منزلت و راهبردهای نمادین گروههای گوناگون شهری در سدة گذشته است.
3- مشاغل واقفان در شهر ساری
دادههای مشاغل واقفان (جدول 2)، نشان میدهد که تنوع نسبی در مشاغل آنان وجود داشته است. در عین حال، بخش عمدهای از واقفان یا بدون شغل مشخص معرفی شدهاند یا مشاغلی ساده، سنتی و بیشتر وابسته به ساختار بازار و تولید دستی داشتهاند. درمجموع، شغل ۱۸7 نفر (بیش از نیمی از کل جامعة آماری) از واقفان در اسناد درج نشده است. این موضوع میتواند چند دلیل داشته باشد: نخست اینکه، ممکن است برخی از این افراد واقعاً بدون شغل بوده باشند؛ دوم اینکه، ممکن است جایگاه اجتماعی، خاندانی یا مذهبی آنان چنان تثبیتشده بوده که ذکر شغل ضرورتی نمیداشته است؛ سوم اینکه، احتمال دارد گاهی از ثبت مشاغل در اسناد وقف بهدلایل ساختاری یا رسمی خودداری کرده باشند. در جدول 2 مشاغل واقفان و سال وقف به تفکیک آمده است.
جدول 2. فهرست مشاغل واقفان شهر ساری، پیشامشروطه
|
ردیف |
واقف |
شغل واقف |
سال وقف |
کلاسۀ اوقافی |
|
1 |
مشهدی بلال علیآبادی و آقا سید صادق آهنگر |
آهنگر |
1247ق |
15/ب |
|
2 |
حاجی ملا آقا بابا |
ملا |
1251ق |
23/الف |
|
3 |
میرزا محمد حسین صدر |
صدر |
1254ق |
62/م |
|
4 |
حاجی علی اکبر تاجر ساروی |
تاجر |
1256ق |
51/ع |
|
5 |
حاج هاشم قنداقتراش |
قنداقتراش |
1257ق |
* |
|
6 |
حاجی علی اکبر تاجر ابن کربلائی مطلب قصاب ساروی |
تاجر |
1257ق |
5/ع |
|
7 |
میرزا نظام حکیمباشی |
حکیم |
1260ق |
6/ن |
|
8 |
محمد قلی میرزا ملک آراء |
شاهزاده |
1261ق |
2/م |
|
9 |
مشهدی شاه محمد بقال کرجوئی |
بقال |
1262ق |
4/ش |
|
10 |
ملا آخوند بابای ساروی |
ملا |
1265ق |
4/الف |
|
11 |
حاجی ملا عبدالله بن ملا مؤمن کیاسری |
ملا |
1265ق |
21/الف |
|
12 |
حاجی حیدر علی تاجر ساروی |
تاجر |
1266ق |
43/ح |
|
13 |
آقا حسن قنداقتراش فرزند حاجی هاشم قنداقتراش ساروی |
قنداقتراش |
1267ق |
4/ح |
|
14 |
کربلایی ابراهیم شمشیرگر ساروی |
شمشیرگر |
1267ق |
159/م |
|
15 |
استاد خانجان خیاط ساروی بن استاد ابوطالب ساروی |
خیاط |
1267ق |
7/خ |
|
16 |
ملا میرزا علویکلائی |
ملا |
1268ق |
19/م |
|
17 |
حاجی ابوالقاسم تاجر ساروی |
تاجر |
1268ق |
14/الف |
|
18 |
ملا محمد شفیع پاشا |
ملا |
1269ق |
3/پ |
|
19 |
کربلائی رجب عطار |
عطار |
1269ق |
22/ر |
|
20 |
حاجی اسماعیل تاجر نیلفروش ساروی |
تاجر نیلفروش |
1269ق |
2/الف |
|
21 |
مشهدی آقا جان بزاز ساروی |
بزاز |
1273ق |
7/الف |
|
22 |
کربلایی تقی آهنگر |
آهنگر |
1273ق |
22/ت |
|
23 |
عباس خان بیگلربیگی |
بیگلربیگی |
1274ق |
2/ع |
|
24 |
آخوند ملا خان جان نوایی |
آخوند |
1275ق |
5/ر |
|
25 |
حاج ابوالقاسم بزاز ساروی فرزند حاجی آقا بابا |
بزاز |
1276ق |
32/الف |
|
26 |
حاجی نصرالله تاجر ساروی خلف حاجی میرزا مقدس ساروی |
تاجر |
1278ق |
5/ن |
|
27 |
کربلائی غلامرضا مسکار اصفهانی ساروی المسکن |
مسکار |
1283ق |
1/ق |
|
28 |
آخوند محمد اسماعیل |
آخوند |
1286ق |
95/م |
|
29 |
کربلائی رضا چاقوساز |
چاقوساز |
1289ق |
2/ر |
|
30 |
عباسقلی تاجر ساروی |
تاجر |
1290ق |
9/ع |
|
31 |
حاجی اسماعیل نیلفروش |
نیلفروش |
1290ق |
73/الف |
|
32 |
حاجی میر عباس عطار |
عطار |
1293ق |
10/ع |
|
33 |
آقا شیخ رضا طبیب |
طبیب-شیخ |
1293ق |
5/ر |
|
34 |
حاجی اسدالله علاقبند |
علاقبند |
1298ق |
8/الف |
|
35 |
کربلائی عبدالله بنّا |
بنّا |
1300ق |
38/ع |
|
36 |
کربلائی بابا جونی آهنگر |
آهنگر |
1300ق |
1/ب |
|
37 |
حاجی عباسقلی تاجر ساروی بن حاجی علی اکبر ساروی |
تاجر |
1301ق |
52/ع |
|
38 |
حاجی ملا محمد قلی، کربلائی ابوالقاسم بن ملا حسن، آقا حبیباله عمو ابوالقاسم |
ملا |
1301ق |
30/م |
|
39 |
آخوند ملا نصراله بنافتی وزملائی |
ملا |
1301ق |
23/ن |
|
40 |
مشهدی علینقی عطار بن حاج تقی عطار |
عطار |
1301ق |
18/ع |
|
41 |
مشهدی آقا بزرگ خیاط خلف مشهدی حسن ساروی |
خیاط |
1301ق |
5/الف |
|
42 |
مشهدی ابراهیم و حسن بن حاجی ملا محمد تیلکی |
ملا |
1302ق |
421/م |
|
43 |
حاج حسین پنبهفروش |
پنبهفروش |
1302ق |
5/ح |
|
44 |
مشهدی محمد حسن علاقبند بن عباسقلی |
علاقبند |
1302ق |
8ح |
|
45 |
شیخ رضا نوری |
شیخ |
1303ق |
1/ر |
|
46 |
شاهزاده سلطان سنجر میرزا بن ابوالملوک کیومرث میرزا |
شاهزاده |
1302ق |
9/س |
|
47 |
ملا شیخ ربیع تنگ لتهای |
شیخ |
1303ق |
19/ر |
|
48 |
ملا نجفقلی شیرزاد |
ملا |
1304ق |
20/ن |
|
49 |
مشهدی رستم ارسیدوز ساروی |
ارسیدوز |
1304ق |
11/ر |
|
50 |
آقا محمد ابراهیم قنداقساز |
قنداقساز |
1304ق |
6/الف |
|
51 |
حاجی محمد باقر لقب عطار |
عطار |
1305ق |
21/ر |
|
52 |
ملا ابوتراب دودانگی الاصل |
ملا |
1305ق |
27/الف |
|
53 |
استاد مونس بنای ساروی |
بنا |
1306ق |
10/م |
|
54 |
کربلائی محمد صحاف بن کربلائی محمد تقی صحاف |
صحاف |
1306ق |
14/م |
|
55 |
شیخ حسن روضهخان |
روضهخوان |
1307ق |
10/د |
|
56 |
آخوند ملا حبیبالله |
ملا |
1309ق |
36/ح |
|
57 |
حاج محمد حسن تاجر ساروی |
تاجر |
1310ق |
21/ع |
|
58 |
حاجی عبدالله بن علی اکبر معروف به زنبورکچی |
زنبورکچی |
1310ق |
14/ع |
|
59 |
سید مصطفی تاجر ساروی بن حاج میر رمضان |
تاجر |
1310ق |
6/ر |
|
60 |
استاد محمد حسین صباغ |
صباغ |
1311ق |
6/م |
|
61 |
علی اکبر خان سرهنگ یخکشی |
سرهنگ |
1313ق |
16/ع |
|
62 |
آخوند ملا حسن مؤذن |
ملا مؤذن |
1314ق |
3/ح |
|
63 |
آقا ملا اسدلله مجتهد، آقا شیخ علی بن حاج عباسقلی تاجر |
مجتهد |
1314ق |
8/ع |
|
64 |
حاج احمد علی تاجر ساروی |
تاجر |
1315ق |
1/الف |
|
65 |
حاجی میر رمضان چرمدوز پهنه کلائی |
چرمدوز |
1315ق |
6/ر |
|
66 |
شیخ حسن روضهخوان |
روضهخوان |
1315ق |
15/ح |
|
67 |
حاجی سید آقا بقال بن حاجی میر عبدالله ساروی |
بقال |
1316ق |
26/الف |
|
68 |
ملا عبدالرحمن بالا کولائی |
ملا |
1317ق |
3/ر |
|
69 |
آقا شیخ محمد عطار بن شیخ سلیم روضهخوان |
عطار |
1317ق |
12/م |
|
70 |
حاج محمد یوسف تاجر ساروی خلف میرزا عبدالوهاب ناظم |
تاجر |
1317ق |
3/ی |
|
71 |
میر سید محمد کریم خان منتظمالدوله سردار مکرم بن محمد حسین |
سردار |
1317ق |
48/م |
|
72 |
حاج سید حسن و آخوند ملا ابراهیم علائی |
ملا |
1318ق |
14/ح |
|
73 |
حاجی محمد حسن تاجر ساروی، حاجی فضلالله تاجر ساروی |
تاجر |
1319ق |
49/م |
|
74 |
کربلائی سید مهدی پالاندوز |
پالاندوز |
1319ق |
4/م |
|
75 |
آقا میرزا اسحق مستوفی اعتمادالممالک |
مستوفی |
1319ق |
18/الف |
|
76 |
کربلائی شیخ حسن بن ملا میرزا آقا |
شیخ |
ربیعالاول 1320ق |
29/ح |
|
77 |
کربلائی علی محمد مرکباتفروش سمنانی |
مرکباتفروش |
1320ق |
23/ع |
|
78 |
حاجی ملا حسین فرحآبادی |
ملا |
1322ق |
5/م |
|
79 |
حاج سید حسین شهیر به حاجی سید آقا تاجر بقال |
تاجر بقال |
1323ق |
55/الف |
|
80 |
کربلائی آقا جان ارسیدوز |
ارسیدوز |
1324ق |
65/الف |
|
81 |
ملا زکی بن ملا مؤمن امیر مرگابی |
ملا |
1324ق |
12/ز |
|
82 |
حاج احمد تاجر روغنفروش ساروی الاصل |
تاجر روغنفروش |
1325ق |
3/الف |
|
83 |
ملا علی محمد بنکشی |
ملا |
1325ق |
20/ع |
|
84 |
مشهدی رمضان بقال بن کربلائی محمد کریم |
بقال |
1330ق |
14/ر |
|
85 |
آقا سید تقی علاقهبند بن آقا میرزا محمد علی ملاباشی پهنه کلائی |
علاقبند |
1330ق |
2/ت |
|
86 |
آخوند ملا عبدالله روضهخوان باغبان محلی |
روضهخوان |
1241ق |
48/ع |
منبع: آرشیو اسناد سازمان اوقاف و امور خیریه
در بین واقفانی که شغل آنان مشخص شده است، حضور پررنگ مشاغل صنفی، دینی و تجاری جلبتوجه میکند. از مهمترین گروههای شغلی این دوره میتوان به سه دستۀ اصلی اشاره کرد:
1-3- مشاغل دینی و علمی
گروه نخست مشاغل واقفان، شامل عنوانهایی است که مستقیم با روحانیان، علوم دینی و طب سنتی مرتبطاند. این گروه نشاندهندۀ نقش برجستة نهاد دین در ساختار اجتماعی و فرهنگی شهر ساری در دورۀ قاجار است و افراد صاحب این مشاغل اغلب در حلقههای آموزشی، مذهبی و رهبری اجتماعی در سطح محله و شهر فعال بودهاند. لقبهایی مانند «ملا»، «شیخ»، «مجتهد»، «روضهخوان» و عنوانهای منتسب به حکمت و طب سنتی، جایگاه محوری این افراد در تثبیت فرهنگ وقف و استمرار اقتدار نمادین روحانیان را در حیات اجتماعی شهری نمایان میسازد.
مشاغل روحانیان، علاوهبر نقش مذهبی، جنبههای آموزشی و فرهنگی نیز داشت و نشان میدهد که برخی واقفان در فرایندهای آموزشی و انتقال دانش دینی و مذهبی حضوری فعال داشتهاند؛ بهعنوان مثال، «ملا» و «شیخ» اغلب مسئولیت تدریس، راهنمایی دینی و مشاوره مذهبی در جامعه را بر عهده داشتند، و «مجتهد» یا حکیم/طبیب نماد دانش تخصصی و اعتبار علمی فرد بود که منزلت اجتماعی و احترام عمومی را به همراه داشت. این گروه از مشاغل بیانکنندۀ پیوند میان دینداری، دانش و منزلت اجتماعی است و نشان میدهد که چگونه فعالیتهای مذهبی و علمی در بافت شهری، امکان بازتولید قدرت نمادین و مشروعیت اجتماعی را برای واقفان فراهم میکرد. این دسته از مشاغل در اسناد وقفی، نشان میدهد که وقف، عرصهای برای اعمال خیریه نبوده، بلکه بستری برای تثبیت منزلت روحانیان، بازتولید اقتدار اجتماعی و فرهنگی و ایجاد شبکههای قدرت محلی، سلسلهمراتب اجتماعی، هویت فرهنگی و مشروعیت اجتماعی واقفان بوده است.
2-3- مشاغل بازار، اصناف و پیشهوران
گروه دوم مشاغل واقفان شامل مشاغل صنفی، بازارمحور و تولیدی است که ستون فقرات اقتصاد شهری در شهرهای سنتی را شکل میداد. این گروه، طیفی از پیشهوران، دکانداران و تولیدکنندگان کالاهای دستی را در بر میگیرد که اغلب در محیطهای کاری کوچک، خانوادگی یا کارگاهی فعالیت میکردند و نقش مهمی در تأمین کالاها و خدمات شهری داشتند. مشاغل خردهفروشی، مانند بزازان، بقالان، عطاریها و فروشندگان مرکبات یا نیل، بخشی از شبکۀ اقتصادی بازار سنتی را تشکیل میداد، درحالی که پیشهورانی مانند آهنگر، مسکار، صحاف، چاقوساز، شمشیرگر، صباغ و چرمدوز، نظام تولید و صنعت دستی شهری را تقویت میکردند.
حضور این گروه از واقفان نشان میدهد که وقف در ساری محدود به طبقات مرفه یا روحانیان نبوده و در میان لایههای میانی جامعه، خردهتولیدکنندگان و اصناف بازار نیز رواج داشته است. این واقعیت بیانکنندۀ مشارکت فعال و آگاهانه طبقات متوسط شهری در عرصۀ خیرات دینی و مسئولیت اجتماعی است و نشان میدهد که وقف، تنها ابزار اقتصادی یا مذهبی نبوده، بلکه مؤلفهای از انسجام فرهنگی، هویت جمعی و تعهد اجتماعی این طبقات نیز به شمار میرفته است. تحلیل این مشاغل حاکی از آن است که اصناف و پیشهوران، با حضور در نهاد وقف، نقش خود را در بازتولید شبکههای اجتماعی، مشروعیت فرهنگی و هویت اقتصادی تقویت میکردند و بهنوعی، وقف را به بستری برای نمایش منزلت اجتماعی و تأثیرگذاری در زندگی شهری بدل میساختند. این وضعیت نشان میدهد که در ساختار شهری دورۀ قاجار، سنت وقف وسیلهای برای تمرکز منابع در اختیار طبقات مرفه اجتماعی و نیز زمینهای برای مشارکت گسترده و تأثیرگذار طبقات میانی و فعالان اقتصادی بوده است.
3-3- طبقات فرادست و کارگزاران حکومتی
در مقابل، مشاغل خاص دیوان، ارتش یا حکومت سهم نسبتاً اندکی در میان واقفان ساری داشتهاند. این گروه شامل عنوانهایی مانند بیگلربیگی، سردار، سرهنگ، صدر و مستوفی است که بیشتر نشاندهندۀ جایگاه رسمی و وابستگی به ساختارهای اداری و نظامی بودهاند. حضور محدود این دسته از واقفان را میتوان از چند منظر تحلیل کرد. نخست آنکه، ساری برخلاف شهرهایی مانند تهران یا تبریز، مرکز تمرکز دیوانسالاران و مقامهای حکومتی قاجار نبوده و بنابراین تعداد افراد با مشاغل اداری یا نظامی، کمتر در آن جمعیت شهری حضور داشتهاند.
دوم آنکه، اقشار وابسته به ساختار اداری و نظامی، بیشتر ترجیح میدادند املاک و موقوفات خود را در محل مأموریت یا در پایتخت وقف کنند، جایی که شبکههای قدرت و منابع اقتصادی متمرکز بوده و امکان اثرگذاری اجتماعی و اداری بیشتری فراهم میشده است. سوم آنکه، انگیزهها و ارزشهای دینی و خیریه در میان طبقات رسمی حکومت، ممکن است بهاندازۀ اصناف، پیشهوران یا روحانیان ریشهدار و نهادینه نبوده باشد؛ بنابراین مشارکت آنان در سنت وقف شهری کمتر بوده است. تحلیل این دسته از مشاغل نشان میدهد که وقف در ساری، بازتابدهندۀ مشارکت گستردۀ طبقات متوسط و مذهبی، و شکلگیری الگوهای آن نیز متأثر از محدودیتهای مکانی، شغلی و انگیزشی است. از این منظر، سهم اندک واقفان اداری و نظامی، علاوهبر بازتاب ویژگیهای جمعیتی و اقتصادی شهر، نشاندهندۀ تفاوت در نقش اجتماعی و فرهنگی گروههای مختلف شهری در فرایند وقف است. این تحلیل نشان میدهد که فرهنگ وقف در ساری بیشتر توسط اصناف، روحانیان و طبقات میانی شکل گرفته و استمرار یافته است.
4-3- بازرگانان و تجار
در میان گروههای شغلی واقفان ساری، تجار جایگاه برجستهای داشتهاند و پساز ملاها و کسانی که شغل رسمی نداشتهاند، در ردههای بالای مشارکت در وقف قرار میگرفتند. حضور تجار در این عرصه، نشاندهندۀ نقش مؤثر طبقات اقتصادی بالاتر و سرمایهداران شهری در تداوم و گسترش سنت وقف است. این گروه، با دسترسی به وجوه نقد و املاک فراوان، امکان ایجاد موقوفات گسترده و سودآور را داشتند و میتوانستند از این طریق، جایگاه اجتماعی و اقتصادی خود را در جامعه تثبیت کنند. مشارکت تجار در وقف، اغلب دوگانه بود: از یک سو، نمادی از تعهد دینی و اخلاقی آنان به جامعه و ارزشهای مذهبی محسوب میشد و ازسویدیگر، نوعی سرمایهگذاری نمادین و تأمین منزلت برای نسلهای آینده تلقی میشد. تحلیل ساختار شغلی واقفان ساری در دورۀ قاجار نشان میدهد که وقف، حوزهای محدود به علما، روحانیان یا حکام نبوده، بلکه عرصهای چندلایه و مشارکتی بوده است. در این ساختار، پیشهوران، تجار، روحانیان و حتی افراد بدون شغل رسمی، هریک بهنحوی در ایجاد و استمرار نظام وقف سهم داشته است. این تنوع، گویای انعکاس دقیقتر ساختار اجتماعی و اقتصادی شهر و نشاندهندۀ وجود شبکههای تعاملی میان طبقات مختلف شهری است.
وقف در این شهر، بهعنوان نهادی فرهنگی و اقتصادی، سازوکاری برای بازتولید منزلت اجتماعی، مشروعیت اخلاقی و قدرت اقتصادی طبقات مختلف محسوب میشده است. تجار، با مشارکت فعال خود، ضمن تثبیت موقعیت اقتصادی و اجتماعی خود، بخشی از انسجام فرهنگی و همبستگی مذهبی جامعۀ شهری را نیز حفظ کردهاند. این تحلیل نشان میدهد که سنت وقف، ابزار خیریه و دینداری، و پدیدهای نمادین و چندلایه بوده که پیوند میان سرمایۀ اقتصادی، منزلت اجتماعی و ارزشهای فرهنگی-مذهبی را در جامعۀ شهری دورۀ قاجار بازتاب میدهد.
نخستین نکته در تحلیل این موضوع، تنوع فراوان مشاغل است که طیفی از فعالیتهای سنتی دستی، تجاری، خدماتی، نظامی، دینی و حتی مشاغل دیوانی را در بر میگیرد. این تنوع، گویای ترکیب ناهمگن، اما در عین حال پویا و درحال دگرگونی ساختار اجتماعی ساری در این دوره است. در این میان، مشاغلی چون «ملا»، «تاجر»، «عطار»، «بقال»، «خیاط»، «آهنگر»، «صباغ»، «چاقوساز» و «روضهخوان»، بهعنوان طبقات معیشتی و حاملان سرمایۀ نمادین و فرهنگی در فضای محلی شناخته میشدند. کنش وقفی آنان، علاوهبر ابعاد مذهبی، در تقویت موقعیت اجتماعی و مشروعیتبخشی به منزلت صنفیشان نیز نقش ایفا میکرد. ازسویدیگر، حضور مشاغل دینی همچون «ملا»، «شیخ»، «مجتهد»، «مؤذن»، و «روضهخوان»، حاکی از آن است که طیف روحانیان و متولیان امور مذهبی، یکی از بازیگران مهم در فرایند وقف بودهاند. این گروه، بهسبب نقش مذهبی و شرعی و بهواسطة جایگاه اجتماعی تثبیتشده و ارتباطات گستردهشان با مردم، موقعیتی ممتاز در سازماندهی و هدایت وقف ایفا میکردند. آنان با بهرهگیری از اعتبار دینی خود، عمل وقف را به یک رفتار مذهبی مشروع و در عین حال اجتماعی بدل میساختند که ضامن استمرار یاد و نام واقف در جامعه بود.
در کنار این طبقات، حضور اصناف و پیشهوران و مشاغلی چون «بزاز»، «بقال»، «آهنگر»، «پالاندوز»، «چاقوساز»، «مرکباتفروش»، «صحاف»، «قنداقتراش» و «ارسیدوز»، بازتابی از مشارکت طبقة متوسط شهری در امور خیریه و اجتماعی است. این گروهها، ازحیث اقتصادی در ردههای میانی جامعه قرار داشتند؛ اما بهسبب پیوند مستمر با فضای بازار، ارتباط با گروههای مردمی و بهرهمندی از اعتماد عمومی، نقش پررنگی در کنشهای نیکوکارانه داشتند. وقف برای این گروه، افزونبر انگیزة دینی، راهی برای ارتقای منزلت صنفی و تثبیت موقعیت اجتماعیشان در ساختار سنتی شهر بود. همچنین، برخی مشاغل در حوزة دیوانی و نظامی و عنوانهایی چون «سردار منتظمالدوله»، «بیگلربیگی»، «سرهنگ»، «صدر»، «مستوفی»، «یوزباشی» و «میر پنجه» نشاندهندة مشارکت عناصر صاحبمنصب وابسته به دولت در عرصة وقف است. این افراد، برخلاف پیشهوران و صنوف، منابع مالی کلانتر و موقعیت سیاسی مستحکمتری داشته و کنش وقف برای آنان، ضمن ریشه داشتن در دینداری، نوعی مشروعیتبخشی به موقعیت دیوانی و تجسمی از خیرخواهی طبقة حاکمه محسوب میشد.
در این چهارچوب، جایگاه ویژۀ «تاجران» درخور توجه است. این گروه بهعنوان حلقة واسط میان اقتصاد محلی و شبکههای تجاری فرامنطقهای، نقش مهمی در اقتصاد ساری ایفا میکردند. وقف برای تاجران، جلوهای از دینداری، و سازوکاری برای تحکیم پیوند با علمای دین، تثبیت جایگاه در بازار و حفظ ثروت در قالبی مشروع و مقبول بود. آنان بهویژه در حوزههایی چون وقف مساجد، مدارس، آبانبارها و نیز موقوفات خدماتی فعال بودند و بدینوسیله، هم به ارتقای حیات دینی شهر کمک میکردند و هم در شکلدهی به سیمای اجتماعی-اقتصادی شهر نقش داشتند. تحلیل موقعیت روحانیان، پیشهوران، تجار و دیوانیان در کنار هم نشان میدهد که ساختار اجتماعی ساری در دورة قاجار تمرکز طبقاتی کامل نداشته و بهجای آن، نوعی «تنوع همزیست طبقاتی» را میتوان در فضای شهری تشخیص داد. وقف بهعنوان میدان کنش، زمینهای برای بروز این همزیستی و تعامل بین طبقات گوناگون فراهم میآورد. در عین حال، برخی از مشاغل واقفان حاکی از خاستگاههای فرودستتر هستند. حضور مشاغلی مانند «قنداقتراش»، «پالاندوز»، «مسکار»، «نعلبند»، «چاقوساز» و حتی «جولا»، نشاندهندۀ نفوذ وقف در لایههای پایینتر جامعة شهری است. شمار این مشاغل نسبتاً محدود است؛ اما اهمیت آنها در گسترش فرهنگ وقف به سطوح عامه و مردمی انکارناپذیر است. برای این اقشار، وقف بیش از تبلور قدرت، وسیلهای برای مشارکت در حیات دینی و اجتماعی شهر تلقی میشد؛ فرصتی برای بازتعریف خود در جامعهای سلسلهمراتبی که منزلت افراد، بیش از هرچیز بر پایۀ شغل، نسب و پیوند با گروههای مرجع تعریف میشد.
از این منظر، مشاغل واقفان را میتوان همچون گفتمانی اجتماعی تلقی کرد که در قالب آن، گروههای مختلف تلاش میکردند جایگاه خود را در نظم اجتماعی تثبیت یا ارتقا دهند. آنچه وقف را از دیگر اَشکال کنش اجتماعی متمایز میکرد، پیوند آن با اخلاق دینی، مشروعیت شرعی و حافظۀ جمعی شهر بود. در فضای فرهنگی-اجتماعی ساری دورة قاجار، وقف همزمان کنشی عبادی، یک سرمایهگذاری اجتماعی و ابزاری سیاسی-نمادین بود که ازسوی هر طبقه با منطق خاص خود استفاده میشد. افزونبر این، ارتباط مشاغل با القاب نیز در این زمینه معنا مییابد. در نمونههای بسیاری، عنوان شغلی با لقبی چون «کربلایی»، «مشهدی»، «حاجی» یا «آقا» همراه میشد که کارکردی نمادین در ارتقای شأن فرد داشت. چنین ترکیبی از شغل و لقب، تصویری ترکیبی از هویت اقتصادی، دینی و اجتماعی واقف را شکل میداد و نشاندهندۀ جایگاهی بود که فرد در شبکۀ اجتماعی شهر برای خود قائل بود یا میکوشید به آن دست یابد. به عبارت دیگر، وقف برای بسیاری از صاحبان مشاغل، کنشی اقتصادی یا عبادی، و ابزاری برای تثبیت هویتی اجتماعی چندلایه بود. در نهایت، این نهاد بستر بروز تعاملات متکثر طبقاتی و بازتابدهندۀ آرایش اجتماعی شهر در دورة قاجار بوده است که با بهرهگیری از مضامین دینی، اخلاقی و فرهنگی، توانست لایههای مختلف جامعه را به مشارکت در بازتولید فضاهای عمومی، نهادهای مذهبی و کارکردهای اجتماعی شهر ترغیب کند. در عین حال، این مشارکت، حاکی از تلاش آگاهانه یا ناخودآگاه گروههای اجتماعی برای بازتعریف خود، تثبیت هویت و کسب مشروعیت در ساختار اجتماعی موجود بود.
4- القاب پدران واقفان در ساری پیشامشروطه
تنوع خاستگاههای اجتماعی واقفان ساری در دورۀ قاجار را میتوان از رهگذر جایگاه و القاب پدران آنان نیز تحلیل کرد. پدران واقفان با توجه به جایگاه اجتماعی، فرهنگی، مذهبی یا حتی سیاسی خود، سرمایهای نمادین و مادی را به فرزندان منتقل میکردند و نقش مؤثری در شکلدهی موقعیت اجتماعی آنان داشتند. واکاوی اسناد وقفی نشان میدهد که پدران واقفان با استفاده از القاب متنوعی معرفی شدهاند که هریک بازتابدهندۀ بخشی از هویت خانوادگی و منزلت اجتماعی خانواده در بافت شهری ساری بوده است. این تنوع القاب، بیانکنندۀ جایگاه فردی پدران در جامعه است و بازتابدهندۀ ساختار اجتماعی، شبکههای قدرت محلی و میزان نفوذ فرهنگی و اقتصادی خانوادهها نیز هست.
در میان این القاب (جدول 3)، عنوانهای دینی و زیارتی بیشترین فراوانی را دارند. لقبهای «حاجی» و «کربلایی» برجستهترین این گروهاند و تجربۀ زیارت مکه و کربلا سرمایۀ مذهبی و نمادین در جامعۀ آن دوره را نشان میدهد است. حضور چنین القابی در میان پدران واقفان، بیانکنندۀ جایگاه محترم آنان در جامعۀ مذهبی و شهری ساری است و نقش مستقیم در مشروعیتبخشی به فعالیتهای فرزندانشان در عرصۀ وقف دارد. این القاب دلالت بر اعتماد و احترام جامعۀ محلی به خانوادههایی دارد که فرزندانشان قادر به انجام عمل خیر و مشارکت در موقوفاتاند. همچنین، این عنوانها نشان میدهند که سرمایۀ مذهبی و معنوی، همچون سرمایۀ اقتصادی، عامل مؤثر در تثبیت جایگاه اجتماعی و بازتولید منزلت خانوادگی بوده است.
پساز این القاب مذهبی، عنوانهایی مانند «میرزا» و «آقا» اهمیت ویژهای دارند. لقب «میرزا» معمولاً به کسانی با تحصیلات مکتبی، سواد دیوانی یا اشتغال در مشاغل دفتری و اداری اطلاق میشده است. این لقب، علاوهبر بازتاب منزلت فرهنگی و آموزشی خانواده، نشاندهندۀ اتصال آنان به ساختارهای حکومتی یا شرعی و دسترسی به شبکههای اداری بوده است. لقب «آقا» نیز عنوانی محترمانه و عمومی بود که اغلب برای طبقات متوسط مرفه یا کسانی با وجاهت اجتماعی به کار میرفت و نشاندهندۀ منزلت نسبی خانواده و نفوذ اجتماعی آنان در جامعۀ شهری بود. ترکیب این القاب با مؤلفههای مذهبی یا زیارتی، مانند «آقا میرزا» یا «آقا مشهدی»، گویای چندلایه بودن موقعیت اجتماعی خانوادهها و تنوع منابع مشروعیت و قدرت آنان است. در ردههای بعدی، القابی مانند «مشهدی» و «خان» دیده میشوند. لقب «مشهدی» همچون «حاجی» و «کربلایی»، بیانکنندۀ سفر زیارتی به مشهد و جایگاه مذهبی خانواده است. این نوع القاب، علاوهبر ارزش مذهبی، هویت خانوادگی را در بافت شهری تثبیت میکرد و نشاندهندۀ شبکههای فرهنگی و اجتماعی میان خانوادهها و نهادهای مذهبی محلی بود. لقب «خان» نیز اغلب به افراد صاحبنفوذ محلی، مالکیت یا موقعیت ایلی-سیاسی تعلق داشته و بازتابدهندۀ یکی از مسیرهای منزلتی در جامعۀ شهری است. این عنوان نشان میدهد که برخی خانوادهها با نفوذ اقتصادی یا سیاسی توانستهاند ازطریق وقف، تأثیری فراتر از حوزۀ اقتصادی بر جامعۀ شهری داشته باشند و سرمایۀ نمادین خود را تقویت کنند.
القاب مذهبی و آموزشی مانند «آخوند»، «شیخ»، «ملا» و «سید» نیز اهمیت ویژهای دارند، هرچند فراوانی آنها کمتر است. این عنوانها، علاوهبر تأکید بر جایگاه مذهبی و آموزشی خانوادهها، نقش مستقیم در بازتولید هویت فرهنگی و مذهبی فرزندان واقف ایفا میکرد. خانوادههایی با این القاب، معمولاً از منابع معنوی و نمادین غنی برخوردار بوده و فرزندانشان ازطریق وقف، جایگاه اجتماعی و مشروعیت اخلاقی خود را تثبیت میکردند. به عبارت دیگر، این القاب، نشاندهندۀ تعامل میان سرمایۀ فرهنگی، مذهبی و اقتصادی خانوادهها و تأثیر آن بر ساختار اجتماعی جامعۀ شهری ساری بود.
علاوهبر القاب مذهبی و فرهنگی، گروه محدودی از القاب دارای بار سیاسی یا اجتماعی مشخص نیز مشاهده میشود، مانند «ملک آرا»، که نشاندهندۀ ارتباط با ساختارهای قدرت یا نقش در مدیریت و ادارۀ محلی بوده است. وجود این القاب با فراوانی کم، بخش کوچکی از دادهها را تشکیل میدهد؛ اما نمیتوان از اهمیت آنان در تحلیل خاستگاه اجتماعی واقفان چشمپوشی کرد؛ زیرا نشان میدهد که حتی اقلیتهای دارای منزلت اداری یا سیاسی نیز در فرایند وقف حضور داشته و از این طریق، منزلت خانوادگی و نفوذ اجتماعی خود را تثبیت کردهاند. تحلیل این مجموعهالقاب نشان میدهد که وقف، کنشی فردی یا مذهبی، و نهادی چندلایه و میانرشتهای بوده که در آن سرمایۀ فرهنگی، مذهبی و اقتصادی خانوادهها با یکدیگر پیوند میخورده است. القاب پدران واقفان نشاندهندۀ انتقال منزلت، مشروعیت و نفوذ اجتماعی میان نسلها بوده و نشان میدهد که مشارکت در وقف، بخشی از سازوکار بازتولید اجتماعی و فرهنگی خانوادهها در جامعۀ شهری ساری محسوب میشده است. این تحلیل همچنین تأکید میکند که ساختار اجتماعی و مذهبی جامعه، زمینهای مناسب برای ظهور و استمرار فرهنگ وقف فراهم میکرده و طبقات مختلف اجتماعی ازطریق ترکیب سرمایۀ اقتصادی، مذهبی و فرهنگی، در تثبیت و تداوم این سنت نقشی فعال و مؤثر داشتهاند.
نکتة مهم این است که این القاب، بهویژه در جامعهای با ساختارهای سنتی و دینی نشاندهندۀ موقعیت فردی و معرف هویت جمعی و خانوادگی نیز بوده است. در واقع، القاب پدران واقفان نشاندهندۀ ریشهها و زمینههای اجتماعی فرزندان آنان و همچنین وضعیت و جایگاه کلی خانواده در جامعة محلی بوده است. این موضوع اهمیت مطالعه و تحلیل این القاب را در فهم بهتر شبکههای اجتماعی و پویاییهای تاریخی جامعة شهری آن دوره بیشتر میکند. توجه به مجموعهالقاب پدران واقفان (جدول 3)، ابعاد متنوعی از زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در دورة قاجار پیشاز مشروطه و نسبت آن را با واقفان روشن میسازد. این دادهها کمک میکنند تا تصویر جامعتری از چگونگی سازماندهی جامعه، نحوة شکلگیری منزلت و نقش خانوادهها در تثبیت و انتقال این منزلت به نسلهای بعدی ترسیم شود. همچنین، نشان میدهد که وقف، عملی فردی و مذهبی، و یکی از عرصههای بسیار مهم تعاملات اجتماعی و بازتولید مناسبات قدرت و منزلت در جامعة سنتی ایران بوده است.
جدول 3. القاب پدران واقفان شهر ساری، پیشامشروطه
|
ردیف |
واقف |
لقب پدر واقف |
سال وقف |
کلاسه اوقافی |
|
1 |
نجیبه خواتون صبیۀ مشهدی میر عبدالله بارفروش |
مشهدی میر |
1216ق |
9/ن |
|
2 |
آقا میر عبدالله ساروی بن میر آقا بزرگ |
آقا بزرگ |
1218ق |
41/ع |
|
3 |
کربلائی مراد علی بن ملا شاه محمد باکر |
شاه |
1241ق |
4/ج |
|
4 |
حاجی میر آقا بیگ بن حاجی میر محمد حسین درواری |
حاجی میر |
1241ق |
16/الف |
|
5 |
آقا میرزا محسن بن آقا اسمعیل |
آقا |
1242ق |
61/م |
|
6 |
آقا میر رمضان بن آقا میر محمد گرمستانی |
آقا میر |
1243ق |
31/ر |
|
7 |
شهربانو خانم مشهور به ننه خانم زوجۀ میرزا لطفعلی مستوفی |
میرزا |
1246ق |
6/ش |
|
8 |
حاج عیسی خان بن کربلائی خداداد |
کربلایی |
1256ق |
40/ع |
|
9 |
حاجی علی اکبر تاجر ابن کربلائی مطلب قصاب ساروی |
کربلایی |
1257ق |
5/ع |
|
10 |
حاجی محمد صادق |
حاجی |
1258ق |
21/م |
|
11 |
کربلائی عباس، کربلائی قاسم بن کربلائی اسمعیل درکابی |
کربلایی |
1261ق |
12/ع |
|
12 |
سیده زهرا بنت حاجی میرعظیم |
حاجی میر |
1265ق |
10/ز |
|
13 |
آقا محمد علی (میرزا آقا) بن کربلایی میرزا جولائی فریمی |
کربلایی میرزا |
1265ق |
- |
|
14 |
میرزا اسدالله میرزا بن مریخ شاه |
مریخ شاه |
1266ق |
59/الف |
|
15 |
استاد خانجان خیاط ساروی بن استاد ابوطالب ساروی |
استاد |
1267ق |
7/خ |
|
16 |
آقا سید حسین صباغ ولد آقا میر تقی |
آقا میر |
1269ق |
42/ح |
|
17 |
علی اکبر بن کربلائی میرزا جولا |
کربلایی میرزا |
1269ق |
24/ع |
|
18 |
آقا محمد یوسف ابن حاجی محمد مهدی ساروی |
حاجی |
1269ق |
38/م |
|
19 |
آقا میر محمدقلی خلف آقا میر رمضان گرمستانی |
آقا میر |
1274ق |
65/م |
|
20 |
فضلاله تلارمی فرزند کربلائی میرزا تلارمی |
کربلایی میرزا |
1274ق |
12/ف |
|
21 |
حاجی محمد قلی بن میرزا محمد هزارجریبی |
میرزا |
1275ق |
47/م |
|
22 |
حاجیه ملکزاده خانم بنت ملک آرا |
ملک آرا |
1275ق |
54/ح |
|
23 |
آقا اسماعیل فرزند مرحوم حاج اسدالله خان محمد شریف خانی اشرفی مازندرانی |
حاجی خان |
1277ق |
43/الف |
|
24 |
حاجی نصرالله تاجر ساروی خلف حاجی میرزا مقدس ساروی |
میرزا مقدس |
1278ق |
5/ن |
|
25 |
آقا شیخ محمد علی خلف ملا میرزا آقا افراپلی |
میرزا آقا |
1284ق |
50/م |
|
26 |
سید اسماعیل بن میرزا محمد شهیر به میرزا همایون بن حاجی میر باقر ماچک پشتی |
میرزا |
1289ق |
133/م |
|
27 |
زینب بنت مرحوم سید موسی |
سید |
1289ق |
13/ز |
|
28 |
میر رمضان- میر عماد- سیده بیگم، امسلمه، حبیبه و زینب فرزندان کربلائی میر کریما |
کربلائی میر |
1291ق |
28/ر |
|
29 |
آقا شیخ محمد بن آخوند ملا صفر |
ملا |
1295ق |
9/ح |
|
30 |
مشهدی حسن بن حاجی عباسقلی ساروی |
حاجی |
1296ق |
84/م |
|
31 |
کربلائی حسین کیاسری بن مشهدی علی |
مشهدی |
1297ق |
36/الف |
|
32 |
معصومه خانم صبیۀ کربلائی محمود و زوجۀ مشهدی عباس علی برنجفروش |
کربلائی |
1299ق |
32/م |
|
33 |
زهرا، حمیده، مریم، حاجیه خانم دختران حاج سید محمد باقر درب مسجدی |
حاج سید |
1299ق |
6/گ |
|
34 |
شیخ محمد رضا شیخ بن ملا آخوند بابا نوکندهای |
آخوند |
1301ق |
22/ن |
|
35 |
حاجی عباسقلی تاجر ساروی بن حاجی علی اکبر ساروی |
حاجی |
1301ق |
52/ع |
|
36 |
مشهدی علینقی عطار بن حاج تقی عطار |
حاجی |
1301ق |
18/ع |
|
37 |
مشهدی آقا بزرگ خیاط خلف مشهدی حسن ساروی |
مشهدی |
1301ق |
5/الف |
|
38 |
مشهدی ابراهیم و حسن بن حاجی ملا محمد تیلکی |
حاجی |
1302ق |
421/م |
|
39 |
میرزا محمد سعید بن آقا محمد قاسم دامغانی الاصل |
آقا |
1303ق |
1/پ |
|
40 |
امحبیبه خانم بنت کربلایی محمد حسن ملقب به افغان |
کربلایی |
1305ق |
119/م |
|
41 |
اقا میر تقی ابن اقا میر حسن امرهای |
اقا میر |
1305ق |
24/ت |
|
42 |
کربلائی محمد صحاف بن کربلائی محمد تقی صحاف |
کربلایی |
1306ق |
14/م |
|
43 |
گل صباح بنت کربلائی محمدعلی |
کربلایی |
1308ق |
3/گ |
|
44 |
آخوند ملا حبیبالله |
آخوند |
1309ق |
36/ح |
|
45 |
سیده فاطمه بنت میر قربان |
میر |
1309ق |
9/ف |
|
46 |
مشهدی غلام اصانلو بن مشهدی میرزا بابا و زوجهاش نرگس خاتون |
مشهدی میرزا |
1310ق |
8/ن |
|
47 |
سید مصطفی تاجر ساروی بن حاج میر رمضان |
حاجی |
1310ق |
6/ر |
|
48 |
کربلایی شعبان بن کربلایی سلیم جناز اصانلو |
کربلایی |
1311ق |
9/ش |
|
49 |
آمنه خاتون بنت میرزا آقاصی |
میرزا |
1312ق |
53/الف |
|
50 |
کربلائی آقا کوچک بن حاج سید رسول ولاشکلائی |
حاجی |
1312ق |
40/الف |
|
51 |
آقا عبدالحمید مشهور به آقا حمید بن آقا سلیم هزارجریبی |
آقا |
1313ق |
11/ح |
|
52 |
حاجی ابوالقاسم فرزند میرزا محمود بارفروش |
میرزا |
1314ق |
61/الف |
|
53 |
آقا ملا خلیل خلف حاجی علی اکبر قصاب ساروی |
حاجی |
1314ق |
15/خ |
|
54 |
عبدالوهاب سلطان تلاوکی خلف آقا فضلالله یوزباشی |
آقا |
1316ق |
9/ز |
|
55 |
حاجی سید آقا بقال بن حاجی میر عبدالله ساروی |
حاجی |
1316ق |
26/الف |
|
56 |
آقا شیخ محمد عطار بن شیخ سلیم روضهخوان |
شیخ |
1317ق |
12/م |
|
57 |
حاج محمد یوسف تاجر ساروی خلف میرزا عبدالوهاب ناظم |
میرزا |
1317ق |
3/ی |
|
58 |
حاجی میر آقا بیک بن حاجی میر محمد حسین |
میر |
1318ق |
16/الف |
|
59 |
محمد علی خلف کربلائی نور علی اصانلو |
کربلایی |
1319ق |
42/م |
|
60 |
خدیجه خانم شهیره به قمر بنت آقا شیخ معروف به پیشنماز ساروی |
آقا شیخ |
1320ق |
3/ق |
|
61 |
آقا رضا ارباب خلف حاجی نور محمد |
حاجی |
1320ق |
12/ن |
|
62 |
کربلائی شیخ حسن بن ملا میرزا آقا |
میرزا آقا |
ربیعالاول 320 1ق |
29/ح |
|
63 |
املیلا بنت کربلائی اسدالله |
کربلایی |
1321ق |
17/الف |
|
64 |
بیبی بنت امیر خان میر پنجه زرینآبادی |
امیر خان |
1323ق |
6/ب |
|
65 |
حاجیه فاطمه خانم دختر محمد ابراهیم خان سرتیپ دودانگه |
خان |
1323ق |
85/م |
|
66 |
کربلائی رجبعلی بن کربلائی شیخ حسن |
کربلایی |
1323ق |
16/ر |
|
67 |
کربلائیه ملا نه نه جانی صبیۀ کربلائی رضا چاقوساز زوجۀ کربلائی اسماعیل |
کربلایی |
1324ق |
4/ن |
|
68 |
آقا میر محمد علی بن حاجی سید رضا بقال ساروی |
حاجی |
1324ق |
34/م |
|
69 |
محمد ابراهیم بن کربلائی بابا چالوئی |
کربلایی |
1325ق |
486/م |
|
70 |
میرزا هادی بن میرزا رضا |
میرزا |
1325ق |
- |
|
71 |
شـاه خانـم صبیۀ نظر خان کرد حلیله آقا شیخ سلیم |
خان |
1326ق |
1/ش |
|
72 |
آقا سید تقی علاقهبند بن آقا میرزا محمد علی ملاباشی پهنه کلائی |
آقا میرزا |
1330ق |
2/ت |
منبع: آرشیو اسناد سازمان اوقاف و امور خیریه
5- مشاغل پدران واقفان در اسناد وقفی ساری
بررسی دادههای آماری مشاغل پدران واقفان ساری نشان میدهد که این خانوادهها تنوع خاستگاهیِ گستردهای داشتهاند و در مشاغل گوناگون، از فعالیتهای معیشتی و سنتی گرفته تا مشاغل مربوط به امور دینی، نظامی و اداری حضور داشتهاند. این تنوع، نهتنها نشاندهندۀ گستردگی و چندلایه بودن ساختار اجتماعی خانوادههای واقف است، بلکه بازتابی از ظرفیت آنان برای مشارکت در نهاد وقف و تثبیت جایگاه اجتماعی و فرهنگیشان در جامعه شهری ساری محسوب میشود.
در میان مشاغل پدران واقفان (جدول 4)، فعالیتهای دینی و فرهنگی بیشترین فراوانی را دارد. لقب «ملا» با برجستگی درخور توجهی در اسناد ظاهر میشود و نشان میدهد که پدران چندین واقف، نقش فعال در آموزش دینی، هدایت مذهبی و رهبری اجتماعی در سطح محله و شهر داشتهاند. علاوهبر این، حضور پیشنماز و روضهخوان نیز بیانکنندۀ تنوع نقشهای مذهبی و فرهنگی در میان خانوادههای واقف است؛ کسانی که علاوهبر آموزش و هدایت مذهبی، جایگاه نمادین و فرهنگی چشمگیری در جامعه داشتهاند. این دادهها نشان میدهد که سرمایۀ مذهبی در این خانوادهها نقش کلیدی در تثبیت منزلت اجتماعی فرزندان و مشروعیتبخشی به اقدام آنان در وقف ایفا میکرده است. در کنار فعالیتهای دینی، گروه محدودی از پدران در مشاغل نظامی و اداری حضور داشتهاند. عنوانهایی مانند سرتیپ و یوزباشی نشاندهندۀ تعلق این افراد به سلسلهمراتب نظامی و ساختار حکومتی محلی است و بیانکنندۀ دسترسی آنان به شبکههای قدرت رسمی و نظارت بر امنیت و انتظام جامعه بوده است. همچنین، برخی پدران، مانند مستوفی یا ناظم، نقشهای اداری و مالی داشتهاند که بهطور مستقیم با مدیریت منابع، جمعآوری مالیات و کنترل امور دفتری و محلی مرتبط بوده و تأثیر مهم آنان در ساختار اقتصادی و اداری جامعه را نشان میدهد. این حضور اندک، اما درخور توجه بیانکنندۀ آن است که خانوادههایی با ساختارهای رسمی نیز در فرایند وقف نقش داشتند، اگرچه سهم آنان کمتر از گروههای مذهبی یا تجاری بوده است.
فعالیتهای اقتصادی و تجاری نیز بخشی مهم از خاستگاه اجتماعی پدران واقفان را تشکیل میدهد. عنوان «تاجر» با چندین عنوان ثبتی، نشاندهندۀ اهمیت سرمایۀ اقتصادی و نقش تجار در تأمین معیشت خانوادهها و مشارکت آنان در نهاد وقف است. این گروه، با سرمایۀ درخور توجه و املاک ارزشمند، امکان ایجاد موقوفات گستردهتر و با تأثیر اجتماعی بیشتر را داشتند. در کنار تجار، پیشهوران و اصناف بازار مانند عطاری، قصابی و بقالی نشان میدهند که خانوادههای طبقات متوسط و اصناف نیز در وقف مشارکت فعال داشتهاند و این موضوع نشاندهندۀ انسجام فرهنگی و مذهبی و تعهد اجتماعی آنان بوده است. همچنین مشاغل دستی و سنتی مانند باغبانی، چاقوسازی، صحافی، قنداقتراشی و مسگری بهلحاظ عددی محدود بودند؛ اما بیانکنندۀ نقش حیاتی طبقات کارگری و متوسط شهری در فرایند وقف و مالکیت اموال است. این تنوع فعالیتها نشان میدهد که وقف در ساری، نهادی چندلایه بوده که تنها به طبقات مرفه یا روحانیان محدود نمیشد، بلکه زمینۀ مشارکت گروههای گستردهتری از جامعه، ازجمله پیشهوران و کارگران شهری را نیز فراهم میکرد.
علاوهبر این، برخی مشاغل با جایگاه ویژه و اهمیت اجتماعی بیشتر، مانند درب مسجدی یا کسانی که لقب شاه داشتند، نشاندهندۀ ارتباط برخی خانوادهها با مراکز قدرت، نفوذ سیاسی یا مسئولیتهای نظارتی بوده است. حضور این افراد در میان واقفان، هرچند محدود، بیانکنندۀ آن است که برخی خانوادهها با دسترسی به سرمایۀ نمادین، اقتصادی یا سیاسی، توانستهاند جایگاه خود را در جامعه تثبیت کنند و ازطریق وقف، منزلت و مشروعیت خانوادگی را بازتولید کنند. بهطور کلی، تحلیل مشاغل پدران واقفان نشان میدهد که ساختار اجتماعی خانوادههای واقفان ساری متنوع و چندلایه بوده و شامل طیفی از مشاغل دینی، فرهنگی، اداری، نظامی، تجاری، پیشهوری و سنتی میشده است. این تنوع، موقعیت خانوادگی و اجتماعی واقفان را بازتاب میدهد و نشان از شبکهای پیچیده از سرمایههای مذهبی، اقتصادی و فرهنگی دارد که فرزندان را قادر میساخته تا در نهاد وقف مشارکت کنند و نقش خود را در تثبیت و بازتولید منزلت اجتماعی و فرهنگی خانوادهها ایفا کنند. به عبارت دیگر، وقف در این جامعه، عملی مذهبی و خیریهای، و ابزاری برای تداوم و بازتولید سلسلهمراتب اجتماعی و فرهنگی میان نسلها و طبقات مختلف شهری بوده است.
از منظر تاریخی، مجموع این مشاغل بیانکنندۀ ساختار اجتماعی پیچیده و چندلایهای است که در آن عوامل متنوعی چون مذهب، اقتصاد، سیاست و فرهنگ در هم تنیدهاند. وقف در این بستر، بهعنوان عمل خیر، و ابزاری اجتماعی برای تحکیم و تثبیت جایگاه خانوادهها عمل میکرد. این واقعیت، اهمیت وقف را فراتر از صِرف انتقال مالکیت اقتصادی میکند و آن را به نهادی اجتماعی-فرهنگی بدل میسازد که در آن منزلت اجتماعی، سرمایة فرهنگی و قدرت سیاسی به هم گره خوردهاند. ازطرفی، ترکیب مشاغل دینی، نظامی، اداری، تجاری و صنفی پدران واقفان بازتابدهندة شبکهای از روابط میان گروههای مختلف اجتماعی است که با سرمایههای گوناگون در شکلدهی مناسبات وقف سهیم بودهاند. در این تنوع، وقف بهمثابۀ کنشی اجتماعی، در خدمت تأمین منافع گروههای متنوع اجتماعی بوده و اقدامی محدود به طبقة روحانیان یا اشراف نبوده است. خانوادههایی که دارای پدرانی با مشاغل مختلف بودند، از منظر اجتماعی و اقتصادی در موقعیت متفاوتی قرار داشتند و بنابراین الگوهای وقف آنان نیز براساس موقعیتها و منابعشان شکل میگرفت.
جدول 4: شغل پدران واقفان شهر ساری، پیشامشروطه
|
ردیف |
واقف |
شغل پدر واقف |
سال وقف |
کلاسه اوقافی |
|
1 |
کربلائی مرادعلی بن ملا شاه محمد باکر |
ملا |
1241ق |
4/ج |
|
2 |
شهربانو خانم مشهور به ننه خانم زوجۀ میرزا لطفعلی مستوفی |
مستوفی |
1246ق |
6/ش |
|
3 |
اسدالله خان بن محمد شریف خان اشرفی |
خان |
1252ق |
63/الف |
|
4 |
سلطان بیگم خانم بنت فتحعلی شاه قاجار |
پادشاه |
1256ق |
1/س |
|
5 |
حاجی علی اکبر تاجر ابن کربلائی مطلب قصاب ساروی |
قصاب |
1257ق |
5/ع |
|
6 |
گوهر تاج بن ملک آرا |
ملک آرا |
1258ق |
4/گ |
|
7 |
آقا محمد علی (میرزا آقا) بن کربلایی میرزا جولائی فریمی |
جولائی |
1265ق |
|
|
8 |
حاجی ملا عبدالله بن ملا مؤمن کیاسری |
ملا |
1265ق |
21/الف |
|
9 |
آقا حسن قنداقتراش فرزند حاجی هاشم قنداقتراش ساروی |
قنداقتراش |
1267ق |
4/ح |
|
10 |
علی اکبر بن کربلائی میرزا جولا |
جولا |
1269ق |
24/ع |
|
11 |
کربلائیه نه نه قز بنت کربلائی میرزای قراباغی |
کربلایی میرزا |
1269ق |
18/ن |
|
12 |
مشهدی محمد، محمد حسن بن حاج آقا بابا تاجر ساروی |
تاجر |
1270ق |
105/م |
|
13 |
حاجیه ملکزاده خانم بنت ملک آرا |
شاهزاده |
1275 |
54/ح |
|
14 |
شیرعلی بن مشهدی خانعلی باغبان ساروی |
باغبان |
1280ق |
8/ش |
|
15 |
آقا شیخ محمد علی خلف ملا میرزا آقا افراپلی |
ملا |
1284ق |
50/م |
|
16 |
حاجی محمد علی ابن حاجی غلامعلی عطار ساروی |
عطار |
1285ق |
51/م |
|
17 |
ساره خانم بنت حاجی علی اکبر قصاب مازندرانی |
قصاب |
1287ق |
2/س |
|
18 |
زینب خواتون خانم بنت آقا میرزا محمد اسکوئی |
آقا میرزا |
1290ق |
3/ز |
|
19 |
مرضیه بنت میرزا شفیع بالا کولائی و زوجۀ آخوند ملا میرزای سمسکندی |
میرزا |
1291ق |
55/م |
|
20 |
آقا شیخ محمد بن آخوند ملا صفر |
آخوند |
1295ق |
9/ح |
|
21 |
زهرا، حمیده، مریم، حاجیه خانم دختران حاج سید محمد باقر درب مسجدی |
درب مسجدی |
1299ق |
6/گ |
|
22 |
شیخ محمد رضا شیخ بن ملا آخوند بابا نوکندهای |
ملا |
1301ق |
22/ن |
|
23 |
مشهدی علینقی عطار بن حاج تقی عطار |
عطار |
1301ق |
18/ع |
|
24 |
سلیمه بنت ملا علی اصغر زوجۀ استاد ابراهیم دباغ |
ملا |
1305ق |
2/س |
|
25 |
کربلائی محمد صحاف بن کربلائی محمد تقی صحاف |
صحاف |
1306ق |
14/م |
|
26 |
فاطمه بنت اسکندر میرزا |
شاهزاده |
1311ق |
5/ف |
|
27 |
آقا ملا خلیل خلف حاجی علی اکبر قصاب ساروی |
قصاب |
1314ق |
15/خ |
|
28 |
محمد تقی بن ملا دوست محمد مقدسی |
ملا |
1315ق |
9/م |
|
29 |
آقا مشهدی محمد رضا بن حاجی عبدالله تاجر ساروی |
تاجر |
1315ق |
18/م |
|
30 |
عبدالوهاب سلطان تلاوکی خلف آقا فضلالله یوزباشی |
یوزباشی |
1316ق |
9/ز |
|
31 |
آقا شیخ محمد عطار بن شیخ سلیم روضهخوان |
روضهخوان |
1317ق |
12/م |
|
32 |
حاج محمد یوسف تاجر ساروی خلف میرزا عبدالوهاب ناظم |
ناظم |
1317ق |
3/ی |
|
33 |
خدیجه خانم شهیره به قمر بنت آقا شیخ معروف به پیشنماز ساروی |
پیشنماز |
1320ق |
3/ق |
|
34 |
کربلائی شیخ حسن بن ملا میرزا آقا |
ملا |
ربیعالاول 1320ق |
29/ح |
|
35 |
بی بی بنت امیر خان میر پنجه زرینآبادی |
میر پنجه |
1323ق |
6/ب |
|
36 |
حاجیه فاطمه خانم دختر محمد ابراهیم خان سرتیپ دودانگه |
سرتیپ |
1323ق |
85/م |
|
37 |
کربلائی رجبعلی بن کربلائی شیخ حسن |
شیخ |
1323ق |
16/ر |
|
38 |
کربلائیه ملا نه نه جانی صبیۀ کربلائی رضا چاقوساز زوجۀ کربلائی اسماعیل |
چاقوساز |
1324ق |
4/ن |
|
39 |
آقا میر محمد علی بن حاجی سید رضا بقال ساروی |
بقال |
1324ق |
34/م |
|
40 |
ملا زکی بن ملا مؤمن امیر مرگابی |
ملا |
1324ق |
12/ز |
|
41 |
حاجیه خانم صبیۀ حاجی بابا مسگر ساروی |
مسگر |
1329ق |
7/ح |
|
42 |
آقا سید تقی علاقه بند بن آقا میرزا محمد علی ملاباشی پهنه کلائی |
ملا |
1330ق |
2/ت |
منبع: آرشیو اسناد سازمان اوقاف و امور خیریه
6- نتیجهگیری
القاب از عنوانهای نمادینی است که نشاندهندة تعلق طبقاتی و تمایز هویتی افراد جامعة قاجاری از یکدیگر بوده است. در طی این دوره، لقب نمادی بوده که هم انعکاس ساختار سنتی طبقاتی و نظام سلسلهمراتب اجتماعی است و هم اینکه ساختار به القاب، بار معنایی و ارزشی ویژهای میداده است. واکاوی دادههای ۲۶۸ سند وقفی شهر ساری در دورة قاجار پیشامشروطه، تصویری چندسویه و پیچیده از ساختار اجتماعی واقفان ترسیم میکند. این دادهها نشان میدهد که فرایند وقف، برخلاف تصوری تقلیلیافته به نهادهای دینی یا طبقات ممتاز، بازتاب گستردهای از مشارکت اجتماعی طیفی متنوع از گروهها و لایههای شهری داشته است. از یک سو، حضور پررنگ القابی همچون «حاجی» (۵۶ مورد)، «کربلایی» (۴۰ مورد)، «مشهدی» (۱۹ مورد)، «آقا» (۱۶ مورد)، «خانم» (۱۴ مورد)، و «میرزا» (۱۳ مورد) حاکی از آن است که بخش بزرگی از واقفان از طبقات میانه و سنتی جامعه، اعم از بازاریان، پیشهوران، دینداران متشرع و طبقات فرودست شهری برخاستهاند که با انجام سفرهای زیارتی یا برخورداری از پایگاههای محلی، منزلت اجتماعی خاصی یافتهاند. این القاب، نهفقط جایگاه دینی که نوعی سرمایة نمادین برای مشروعیت وقف در بافت اجتماعی شهر نیز محسوب میشده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که اقشار گوناگون در تولید وقف مشارکت داشتهاند؛ از اصناف سنتی همچون «بزاز»، «بقال»، «آهنگر»، «چاقوساز»، «صحاف»، «پالاندوز»، «عطار»، «مسگر» و «نیلفروش» گرفته تا صاحبان حِرف تخصصیتر نظیر «طبیب»، «شمشیرگر»، «صدر» و «مؤذن» مشاغل بازاری و صنفی (مانند تاجر با ۱۵ و بقال با ۳ مورد ) نیز سهم قابلتوجهی در بین واقفان دارند؛ موضوعی که نشاندهندۀ نقش فعال طبقات متوسط شهری در شکلدهی به نهاد وقف است. در کنار آن، شماری از مشاغل با ساختار دیوانی و نظامی نظیر «بیگلربیگی»، «سردار منتظمالدوله»، «ناظم»، «یوزباشی» و «سرهنگ»، بهویژه در میان پدران واقفان، نشاندهندۀ حضور طبقات ممتاز و صاحبنفوذ در این عرصه است.
دیگر نتایج پژوهش نشان میدهد که پیشینة خانوادگی و جایگاه طبقاتی القاب پدران واقفان در تصمیم به وقف نقشی تعیینکننده داشته است. القاب موروثی یا منزلتهای مذهبی مانند «شیخ»، «ملا» و «آخوند» در میان پدران واقفان، نشان از استمرار سرمایة اجتماعی درون خانوادگی دارد. این نکته بهویژه در مواقعی که هم واقف و هم پدر او دارای القاب دینیاند (نظیر «آخوند»، «شیخ»)، تقویت میشود و از انتقال ارزشهای دینی و سنتی به نسل بعدی خبر میدهد. تحلیل دادههای اسناد، تنوع چشمگیری از القاب و مشاغل را در میان واقفان و پدران آنان آشکار میسازد. در این اسناد واقفان در 83 مورد دارای عنوان شغلی و در ۲26 نیز دارای لقب مشخصاند. در ۱۸5 مورد، شغل واقف ذکر نشده و همچنین، در ۴2 مورد، واقف بدون لقب خاصی بوده است. دربارۀ پدران واقفان در 78 سند وقفی که نام پدران واقف ذکر شده است، القاب پدران واقف در متن وقفنامه آمده و در 37 سند شغل این پدران درج شده است.
بررسی دادهها، نهتنها تنوع خاستگاههای اجتماعی واقفان را آشکار میسازد، بلکه نشان میدهد که نهاد وقف، بستر پیوند میان طبقات، اصناف، گروههای دینی، زنان، و نخبگان محلی بوده و بهمثابۀ یکی از کانالهای مهم کنش عمومی در جامعة شهری قاجار عمل کرده است. مشارکت متوازن و متکثر گروهها در وقف، در کنار پراکندگی القاب و مشاغل، بازتابی از ساختار طبقاتی متنوع و در حال گذار ساری در آستانة تحولات سیاسی و اجتماعی مشروطه است. این الگوهای وقفی، در عین آنکه حامل سنتهای دیرینه بودند، امکان بروز کنش داوطلبانه را در سطح گستردهای از جامعه فراهم ساختند و زمینههای مشارکت عمومی در شکلدهی به فضاهای مذهبی، اقتصادی و فرهنگی شهر را تقویت کردند. چنین تصویری از نقش اجتماعی واقفان، درک ما از تاریخ اجتماعی شهرهای دورة قاجار را عمیقتر میسازد و نشان میدهد که وقف، بهمثابۀ نهادی اجتماعی، هم بازتاب و هم ابزار بازتولید ساختارهای اجتماعی بوده است.
تحلیل اسناد وقفی ساری نشان میدهد که کنشهای واقفان فراتر از عملی فردی یا خانوادگی بوده و اثرات گستردهای بر ساختار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعۀ شهری داشته است. نخستین اثری که میتوان مشاهده کرد، تقویت همبستگی اجتماعی و انسجام محلی است. موقوفات، با تأمین نیازهای عمومی ازجمله حمایت از نیازمندان، برپایی مدارس، تعمیر مساجد و تأمین امکانات مذهبی و فرهنگی، موجب شکلگیری شبکهای از وابستگیهای اجتماعی و تقویت اعتماد متقابل میان طبقات مختلف جامعه میشد. این موضوع، بهویژه در شهری متوسط مانند ساری، پایههای مشارکت جمعی و روابط اجتماعی محلی را تثبیت میکرد. این اقدامهای واقفان باعث ترویج و تثبیت ارزشهای فرهنگی و مذهبی در جامعه شد. القاب زیارتی و دینی، و همچنین مشاغل روحانیان و فعالیتهای خیریه، نشاندهندۀ انتقال ارزشهای دینی و اخلاقی به نسلهای بعدی بود. این روند، منزلت خانوادگی واقفان را ارتقا میداد و الگویی برای دیگر اعضای جامعه ایجاد میکرد و هنجارهای اخلاقی و مذهبی را در سطح عمومی تقویت میکرد. به بیان دیگر، وقف بهعنوان ابزاری فرهنگی، موجب بازتولید سرمایۀ نمادین و ارزشهای اجتماعی در سطح محلی میشد. نتیجة دیگر، تأثیر اقتصادی و معیشتی بر جامعۀ شهری است. بسیاری از موقوفات در قالب بازار، مغازه، زمین کشاورزی یا منابع مالی ایجاد شده بودند که علاوهبر تأمین درآمد خانوادگی واقف، به جریان اقتصادی شهر نیز کمک میکردند. این کارها موجب افزایش دسترسی به خدمات عمومی، ایجاد فرصتهای شغلی در سطح محلی و کاهش نابرابری اقتصادی نسبی در جامعه میشد؛ به عبارت دیگر، وقف نوعی «سرمایة اجتماعی-اقتصادی» ایجاد میکرد که علاوهبر خانوادة واقف، گروههای اجتماعی وسیعتری از آن بهرهمند میشدند. علاوهبر این، حضور زنان واقف و مشارکت آنان در ایجاد موقوفات، اثر برابریخواهانه و تقویت جایگاه زنان در فضای عمومی و مذهبی ساری داشت. گرچه تعداد زنان واقف کمتر از مردان بود، موقوفات آنان در تأمین نیازهای آموزشی، مذهبی و اجتماعی نقش مؤثری ایفا میکرد و نشان میداد که زنان طبقة متوسط و مرفه میتوانستند بخشی از فعالیتهای عمومی و خیرخواهانه را در جامعه رهبری کنند.
در نهایت، فعالیتهای واقفان، بهویژه مداخلۀ آنان در تخصیص منابع موقوفه، فرایندی از بازتولید قدرت محلی و منزلت اجتماعی ایجاد میکرد. خانوادههایی که در عرصۀ وقف فعال بودند، نهتنها ازنظر مالی و مذهبی اعتبار داشتند، بلکه نفوذ اجتماعی و فرهنگی آنان نیز تثبیت میشد. این وضعیت موجب شکلگیری شبکهای از ارتباطات اجتماعی میان طبقات مختلف، اصناف و روحانیان میشد و نقش واقفان را بهعنوان «عامل پیوند اجتماعی» در جامعة شهری برجسته میکرد. درمجموع، وقف در ساری، علاوهبر کارکرد مذهبی و خیریه، بستری مهم برای اثرگذاری اجتماعی، تقویت سرمایۀ فرهنگی و مذهبی، و بازتولید منزلت و هویت جمعی بود. این فعالیتها، ضمن ترویج همکاری، همبستگی و مشارکت عمومی، چهارچوبی برای انسجام اجتماعی و ایجاد فرصتهای مشارکتی در جامعه فراهم میکرد و نشاندهندۀ نقش کلیدی واقفان در شکلدهی به ساختار اجتماعی و فرهنگی شهرهای قاجاری است.
اسناد
[1] اسناد وقفی استفادهشده در این پژوهش، برگرفته از پروندة الکترونیک فعال در آرشیو سازمان اوقاف و امور خیریة کشور است.