Document Type : Research Paper
Authors
1 Ph.D., Department of History, Faculty of Literature, Lorestan University, Khorramabad, Iran
2 Ph.D. student, Department of History, Faculty of Literature, Lorestan University, Khorramabad, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
. مقدمه
انقلاب مشروطه، زمینههای توجه به تغییر موقعیت زنان را فراهم آورد که پیشاز آن، وضعیتی کاملاً سنتی داشت. ازآنپس، شکلگیری نظم جدید متأثر از شکلگیری حکومت جدید، یعنی برآمدن حکومت پهلوی، بهمثابۀ دگرگونی ساختار زندگی پیشین زنان از یک بافتار سنتی به شاکلهای مدرن یا در هم ریختن ساختار «اندرونی/بیرونی» محسوب میشود (احمدی خراسانی، 1390، ص.37).
تغییر موقعیت اجتماعی زنان در حکومت پهلوی اول، یکی از اهداف عمدة این حکومت بود. برای پیشبرد این هدف، عنصر رسانه رسالت بزرگی بر عهده داشت و با پیشفرضهای ویژهای که درزمینۀ نوع فعالیت رسانه (بهطور خاص مطبوعات) در این دوره شکل گرفت، مطبوعات سنگر مهمی برای ایجاد تغییر در نگرشهای اجتماعی جامعه به حساب میآمدند. یکی از سیاستهای حکومت این بود که با دولتی ساختنِ فعالیت روزنامهنگاری در ایران ازطریق نظارت بر مطبوعات، ضمن تثبیت قدرت خویش، از مطبوعات نیز در راستای سیاستهای اجتماعی و فرهنگی خود، بهره گیرد. سیاستی که میتوان آن را با مفهوم اصطلاح «اقتدار نرم» به معنی تمرکز بر عنصر تبلیغات در شکلدهی به افکار عمومی و نوعی تبلیغ شیوه و روش زندگی و حکومتداری همسو دانست که ازجمله ویژگی حکومتهایی با فرهنگ سیاسی اقتدارگراست.
با روی کار آمدن حکومت پهلوی اول شکلی از نظام سیاسی اقتدارگرا در ایران پدید آمد که با به انحصار درآوردن تمام ارکان قدرت به بازتولید این نوع ساختار سیاسی در تاریخ ایران پرداخت. در این نوع حکومتها مطبوعات که شکل واضح رسانههای جمعی به شمار میآیند در انحصار کامل حکومتها و ابزاری برای تقویت و بازتولید منویات حاکمان خودکامه است. در چنین نظامی مجوز چاپ، نظارت کیفی و بهطور کلی اساس هنجارهای رسانهای تحت اختیار قدرت برتر است و روزنامهنگاران بدون استقلال واقعیاند. رضا شاه با علم به اهمیت رسانهها بهویژه مطبوعات در هدایت فکری جامعه از همان ابتدا به نظارت و انحصار کامل آنها پرداخت. روزنامة اطلاعات که از مهمترین نشریات دولتی این دوره بود نیز از اِعمال این سیاست و سانسور به دور نماند. این نشریه از تیر سال 1305 تا پایان دورۀ پهلوی اول پیوسته منتشر میشد. مدیر این روزنامه، عباس مسعودی، بهواسطۀ برخی نوآوریها در عرصۀ روزنامهنگاری ایران، پایهگذار روزنامهنگاری حرفهای در ایران نامیده شده است (صالحیار، 1355، ص.157).
یکی از موضوعاتی که در روزنامۀ اطلاعات بدان پرداخته شده، مباحث وضعیت اجتماعی زنان است. وضعیتی که میبایستی توسط کارگردانان یک نظام سیاسی اقتدارگرا برای زنان تعریف و پیاده میشد؛ بنابراین این نشریه به پیروی از سیاست دوگانۀ پهلوی اول دربارۀ زنان، دیدگاهی دوسویه طرح کرده است که مبتنیبر تأکید بر تداوم نقشهای سنتی زنان از یک سو و از طرف دیگر به چالش کشیدن دیدگاههای رایج در جامعۀ سنتی ایران است. یکی از فعالیتهای روزنامة اطلاعات در راستای پیشبرد جنبۀ اخیر، انعکاس اخبار زنان برخی کشورهای اسلامی و غیراسلامی بود. هدف این پژوهش تاریخی، با رویکرد توصیفی و تحلیلی ارائه پاسخ بدین پرسش است که بازتاب وضعیت اجتماعی زنان جهان در روزنامۀ اطلاعات دورۀ پهلوی اول با چه هدفی و چگونه بوده است؟ فرضیههایی که میتوان در این باره مطرح کرد بدین قرار است:
تاکنون پژوهشهای بسیاری دربارۀ موضوع زنان در دورۀ پهلوی اول انجام شده است که بهنحوی پیشینۀ این پژوهش محسوب میشود. ازجمله صالحنژاد (1398) در مقالۀ «کاربرد عکس در تبلیغات تجاری روزنامههای عصر پهلوی» به بررسی شناخت جایگاه عکس بهعنوان ابزاری برای آشنایی مردم با پدیدههای نوظهور غرب در آگهیهای تجاری روزنامۀ اطلاعات پرداخته است. یوسفیفر و جنگجو (1395) و (1398) در دو مقالۀ «چگونگی بازنمایی زن و زنانگی در آگهیهای تجاری روزنامۀ اطلاعات» و «مسئله زن و زنانگی در روزنامۀ اطلاعات در دوره پهلوی» به بررسی اخبار و مقالات منتشرشده دربارۀ زن و زنانگی و کارکرد فرهنگی آگهیهای تجاری حوزۀ زنان در روزنامۀ اطلاعات دورۀ پهلوی اول پرداختهاند. ثواقب و همکاران (1398) نیز در مقالۀ «بازتاب جایگاه اجتماعی زنان عصر پهلوی اول در روزنامۀ اطلاعات» با رویکرد تحلیل محتوا، جایگاه اجتماعی زنان عصر پهلوی اول را بر اساس محتوای مقالات مربوط به زنان، در روزنامۀ اطلاعات بررسی کردهاند. رحمتی و خنجری (1398) نیز در مقالۀ خود با عنوان «روزنامۀ اطلاعات و ورزش زنان در عصر پهلوی اول» به بررسی چگونگی بازتاب ورزش زنان در روزنامۀ اطلاعات پرداختهاند؛ چنانکه پیداست درزمینۀ بازتاب اخبار زنان جهان و اثربخشی آن بر زنان ایران در روزنامۀ اطلاعات و دیگر نشریات دورۀ رضا شاه پژوهش مستقلی یافت نشد و پژوهش حاضر تلاشی در راستای تحقق این هدف است.
دوران پرالتهاب تاریخ معاصر جهان در قرون نوزدهم و بیستم بستر تکوین و تکاملِ تحولات عظیمی در تمام زمینههای علم، صنعت، سیاست و اقتصاد بود، که بهواسطۀ آن، وضعیت زنان در جامعۀ جهانی دگرگون گشت. بعداز انقلاب فرانسه تحولات جوامع غربی ارتباط مستقیمی با شکلگیری و رونق جنبشهای فمینیستی داشت. خودآگاهی طبقۀ متوسط در نتیجۀ رشد علم و فناوری، اصلاحات بهدلیل لغو بردهداری در آمریکا و نظام اربابرعیتی در روسیه، گسترش آموزش عمومی، وقوع جنبشهای ملی در آلمان، ایتالیا و کشورهای اسکاندیناوی و اعطای حق رأی به مردان ازجملۀ عوامل مؤثر در رشد تحرک اجتماعی و سیاسی در میان زنان غربی بود (نظری، 1395، ص. 16). بدین ترتیب این تحولات، زمینۀ تلاش برای مباحثی چون حقوق زنان و تبعیضهای جنسیتی را در عرصههای مختلف اجتماعی و اقتصادی فراهم آورد که در نتیجۀ آن، مفهوم فمینیسم پدیدار شد که در اواخر قرن نوزدهم از حمایت و همسویی اندیشههای سوسیالیستی، لیبرالیستی و مارکسیستی بهرهمند شد و برایناساس پیوند نزدیکی بین سوسیالیسم انقلابی و فمینیسم شکل گرفت (لنین، 1977م، ص. 5).
بهطور کلی فعالیتهای اجتماعی زنان غرب ازنظر تاریخی به دو دوره تقسیم میشود: 1. موج اول در اواخر سدۀ نوزدهم 1860 تا 1920 که هدف آن به چالش کشیدن نبود حقوق زنان در سپهر عمومی بود (مکلافین، 1389، ص. 1)؛ 2. موج دوم شامل دهههای 1960 و 1970 است که موضوع بحث ما در این پژوهش، یعنی بررسی تأثیر تحولات موج اول در روزنامۀ اطلاعات است.
زنان در تلاش برای رسیدن به مطالبات خود، به سازماندهی تشکلها، کنوانسیونها و راهاندازی مجلات و انتشار نشریات و کتب فراوانی دست یازیدند. این تلاشها، در دهۀ اول قرن بیستم به اوج رسید (نظری، 1395، ص. 21-22). جنگ جهانی اول تأثیر چشمگیری بر ورود گستردۀ زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی داشت؛ اما همچنان نابرابری دستمزد زنان نسبت به مردان و فعالیت گروههای فمینیستی ادامه یافت.
همزمانی این رویدادها با سالهای منتهی به انقلاب مشروطه در ایران تا دورۀ پهلوی اول موجب تأثیرپذیری آشکار زنان ایران از این جریانها شد. به گواه منابع، این تأثیرپذیری، از واقعیتهای آشکار جامعة در حال گذار ایران در دورة مدنظر است. موضوع درخور توجه، کموکیف این اثربخشی و اثرپذیری در زندگی زنان ایران بود که با توجه به وضعیت خاص اجتماعی و فرهنگی، جنس مطالبهگری آنان را متفاوت میکرد؛ برای مثال، حق رأی ازجمله موضوعهایی بود که زنان غرب برای دستیابی به آن مبارزه میکردند؛ اما این مسئله جزء مسائلی نبود که زنان ایران در این بازة زمانی آن را مطالبه کنند. دلیل این تفاوت رویکرد را میتوان در جنس نظام سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در ایران جستجو کرد که نظام سیاسی اقتدارگرا و تمامیتخواه و نیز فرهنگی کمابیش سنتی و عرفی داشت. میتوان گفت انقلابهای اجتماعی در غرب همچون انفجارهایی بود که پیامد آنها در فرهنگهای دیگر، بهنوعی حکم بارقۀ آنها بود.
در بررسی چرایی توجه روزنامۀ اطلاعات به بازتاب اخبار ترقی زنان غرب، بایستی به شکلگیری این خط سیر از زمان مشروطه اشارهای مختصر کرد. سالهای آغازین پساز انقلاب مشروطه، تحتتأثیر دو عامل مهم، زمینه برای طرح مباحث زنان فراهم شد:
تأثیر وضعیت جهانی بر گسترش مطالبات زنان غربی: چنانکه اشاره شد، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، زنان غربی متأثر از اوضاع سیاسی و اجتماعی موجود، خواستار دستیابی به حقوق سیاسی و اجتماعی خود شدند. با توجه به حضور گستردۀ کشورهای اروپایی بهشکل قدرتهای غالب در سایر کشورهای جهان، تأثیرپذیری زنان دیگر کشورها ازجمله ایران از این حوادث، امری طبیعی بود. یکی از کارهای رسانهای مهمی که جنبش زنان در ایران با هدف گسترش اندیشههای خود انجام میداد، ترجمۀ مقالات و اخباری بود که دربارۀ موقعیت زنان در کشورهای دیگر بهویژه در کشورهای غربی نوشته میشد. نگاهی به رویکرد نشریات زنان ایران در مقایسه با زنان غربی، گواهی بر تأیید این ادعاست؛ برای مثال، در نشریۀ دانش (دانش، 1329ق، ش. 14) در مقالهای با عنوان «طریقۀ ازدواج انگلیسیها» میکوشد تا با استناد به قوانین انگلستان، جامعۀ ایران را از ازدواج زودهنگام دختران بازدارد و لزوم قانونگذاری در این باره را به دولت گوشزد کند. این روند تا دوران حکومت پهلوی بهخصوص در دهة آغازین این حکومت از جانب نشریات نوگرا و همچنین نشریات زنان پیگیری میشد؛ برای نمونه، مجلۀ جمعیت نسوان وطنخواه ایران در همین زمان تلاش زنان غربی در راه کسب حقوق اجتماعی خود را تحسین کرده است. از مهمترین نشریات فعال در این زمینه، نشریۀ عالم نسوان بود که موضوعهایی چون مدهای جدید لباس در کشورهای غربی، فعالیتهای آموزشی و سوادآموزی و اخبار جنبشهای فمینیستی در سطح بینالمللی را پوشش میداد (شیخالاسلامی، 1351، ص. 124). بهروشنی دیده میشود که این نشریه در تمام پدیدههای مدرن به زنان غربی توجه داشته است (عالم نسوان، 1309، ش. 3). نشریۀ ستارۀ ایران و شفق سرخ نیز با درج مقالاتی دربارة حقوق اجتماعی زنان قلمفرسایی میکردند (ستارۀ ایران، 13تیر1307؛ شفق سرخ، 5اردیبهشت1311). روزنامۀ اطلاعات نیز در راستای نمایاندن سیاستهای فرهنگی دولت پهلوی، پیوسته اخبار زنان غرب را از نگاه دور نمیدارد.
یکی از سیاستهای فرهنگی دولت پهلوی اول، تربیت مطابق اصول «سازمان پیشاهنگی» بود که اهداف کلی آن «صحت جسم، صحت روح، صحت عقل، داشتن مال» بود (شکرایی، 1314، ص147). این سازمان در سال 1314 تأسیس و در روزنامۀ اطلاعات هنگام شرح مقالات مربوط به آن (اطلاعات، 27اردیبهشت1317)، آشکارا ردپای الگوپذیری از زنان غربی، ازلحاظ آراستگی ظاهری، باطنی و نیز اخلاقی پیداست.
سیاست کشف حجاب از دیگر سیاستهای فرهنگی دولت رضا شاه بود که پساز مسافرت به ترکیه، آن را به مرحلۀ اجرا درآورد (زرینکوب، 1384، ص.872). قاعدتاً سیاستی که از دل یک فرهنگ خاص (غرب) اقتباس شود، ناگزیر برای تعمیق آن در جوامع پیرو، میبایست مثالهای زندهای از همان فرهنگِ مادر پیاده شود. در این باره و در روزنامۀ اطلاعات نیز یکی از مقولههایی که برجستگی بسیاری داشت، پیشرفت زنان غربی و منحصر کردن این پیشرفت در پوشش آزاد آنان بود؛ چنانکه در مقالهای آمده که اگر در طول تاریخ هوش و ذکاوت و لیاقت و استعداد زنان از حجاب جهل و مستور بودن و نیز خودخواهی مردان خفه نمیشد، اکنون نه ژاندارک یکی بود و نه مادام کوری و بیشتر کاشفان و مخترعان و سیاستمداران جهان از میان مردان نبودند (اطلاعات، 20بهمن1314) و نمونههای دیگر از این دیدگاهها که جملگی دال بر همسانسازی زنان ایران با غرب است.
ازجمله سیاست فرهنگی دیگر دولت پهلوی اول، تأسیس کانون بانوان در 22اردیبهشت1314 با هدف تربیت فکری و اخلاقی بانوان، تعلیم ورزشهای مختلف به بانوان، ایجاد مؤسسههای خیریه و ترغیب زنان به رعایت سادگی بود (بامداد، 1347، ص. 89). روزنامۀ اطلاعات نیز سخنان هاجر تربیت، رئیس کانون بانوان را نقل کرده که طی آن، ضمن اشاره به مسئلۀ تفوق و برتری کشورهای اروپایی، عامل اصلی این تفوق را تربیت زنان دانسته و در ادامه به میزان اهمیت انگلیس و آمریکا، آلمان و سایر کشورهای متمدن به تربیت زن اشاره کرده است و ابراز امیدواری کرده، زنان ایران نیز با حمایت دولت بتوانند به جایگاه آنها برسند (اطلاعات، 5آبان1314).
آخرین سیاست فرهنگی دولت پهلوی تأسیس کانون پرورش افکار در سال 1317 بود که اهداف آن نیز حفظ میهن و عظمت ملت و نیرومندی دولت و پیشوای آن بود. روزنامۀ اطلاعات نیز با استناد به تواناییها، هنرمندیها و فعالیتهای زنان غرب، نتیجه میگیرد که این مسائل نشان داده است که سخنان سخیف همچون ضعیفالعقل و ناقصالخلقه بودن زن، باطل و بیاساس است.
همانگونه که گذشت، تمسک به فرهنگ غربی بهعنوان الگوی برتر در بطن سیاستهای اجتماعی و فرهنگی پهلوی اول دربارۀ زنان، در روزنامۀ اطلاعات دیده میشود. این نوع سیاستها در زمرة سیاستگذاریهای عمومی، آن هم از نوع سیاستهای نمادین محسوب میشدند که نظام حکومتی اقتدارگرا بر پایة آنها تلاش میکرد بدون توجه به خواستههای مردم اصولی را در جامعه پیاده کند که در جامعة ایران نوعی حس میهنپرستی، یگانگی و ترقی ایجاد کند. میتوان گفت حکومت پهلوی اول به روش اقتدار نرم برای نهادینه کردن سیاستهای اجتماعی و فرهنگی مدنظر خود، قدم برمیداشت و در این مسیر مطبوعات ازجمله روزنامۀ اطلاعات بازوی قدرتمند حکومت برای مشروعیت بخشیدن به سیاستهای گفتهشدۀ حکومت محسوب میشد.
همانگونه که گذشت، جامعۀ ایران نیز از تلاش زنان غرب برای دستیابی به حقوق اجتماعی خویش تأثیر پذیرفت. روزنامۀ اطلاعات نیز در انعکاس اوضاع زنان غربی بسیار فعال بود؛ اما ضمن تلاش برای ایجاد و تقویت نگاه نوگرایانه دربارۀ زنان، خواهانِ تداومِ وظایف سنتی آنان نیز هست: «زنانی که باتربیت و دانشمند بوده و در عین حالی که در راه تکامل عقلی خود میکوشند، در نقش مادری مهربان و همسری شایسته و یک عضو اصلی و کارکن در اجتماع ظاهر شوند. بهعلاوه در موضوع آداب و هنرها و صنایع ظریفه و امور خانهداری دارای ذوق باشند. در آرایش اعتدال پیشه کنند و دو چیز در نزدشان مقدس باشد؛ خانه و وطن» (اطلاعات، 20بهمن1314). این نقلقول توصیفی، ویژگیهای گروهی از زنان غرب بود که روزنامۀ اطلاعات آنها را نمونۀ بهترین زنها دانسته، تأکید دارد که رواست زنان شرقی این گروه از زنان غرب را سرمشق خود قرار دهند.
برحسب جغرافیای فرهنگیِ مللی که روزنامۀ اطلاعات به بازتاب اخبار زنان آنها پرداخته، آنها را به دو گروه کشورهای اسلامی و غیراسلامی دستهبندی میکنیم:
6-1. کشورهای اسلامی
در طول قرن نوزدهم، تمام کشورهای مسلمان بهلحاظ اجتماعی بهویژه جایگاه زنان، وضعیتی مشابه داشتند؛ اما در ابتدای قرن بیستم نیز برخی از این کشورها با تأثیرپذیری از جهان غرب کوشیدند تا وضعیت زنان را در جامعۀ خود، تغییر دهند.
در اوایل قرن بیستم، در برخی کشورهای اسلامی نیز با تأسی به فرهنگ غرب، زندگی اجتماعی بهویژه در حوزۀ زنان دچار تغییر و تحول شد. روزنامۀ اطلاعات معتقد بود که این کشورها بهواسطۀ نزدیکی جغرافیایی به ایران، مسلمان بودن و اشتراک فرهنگی با جامعۀ ایرانی، میتوانند بهعنوان الگوی مناسبی برای تحول در جامعة ایران معرفی شوند.
6-1-1. زنان ترکیه
سنگبنای توجه به بهبود وضعیت زنان در ترکیه از دورۀ عثمانی بنا نهاده شد؛ اما فعالیتهای جدی در این زمینه از زمان سلطنت مصطفی کمال آتاتورک (1923-1938) آغاز گشت. وی تمایل فراوانی به نوگرایی ترکیه داشت. در این راستا تلاش برای همپایه شدن وضعیت زنان ترکیه با زنان غرب در دستور کار حکومت وی قرار گرفت؛ ازاینرو دولت وی تحصیلات، ملیگرایی، لباس پوشیدن به سبک زنان غربی و علاقهمندی و باور به نظام جمهوری را بهعنوان ویژگیهای برتر یک زن معرفی میکرد (هانیاوغلو، 1395، ص. 240-241). چهرۀ مطلوبی که دولت آتاتورک از یک زن ترک به تصویر میکشید شبیه به همان ساختاری بود که دولت پهلوی اول برای زن ایرانی مدنظر داشت. همانگونه که آتاتورک برای عملی کردن این نوع نگرش به زنان، تمام ابزارهای موجود ازجمله مطبوعات را در اختیار گرفته بود، دولت رضا شاه نیز با استفاده از همین راهبرد، اقدام به اجرای سیاست مدنظر خود کرد. در این میان، روزنامۀ اطلاعات سهم خود را در انتقال اخبار فعالیت زنان ترکیه ایفا کرد؛ چنانکه در مقالاتی به ارج نهادن به جایگاه زنان در ترکیه پرداخته است (اطلاعات، 28تیر1305). باید توجه داشت که روابط سیاسی ترکیه و ایران، در این دوره بر پایهای کاملاً مسالمتآمیز بنا نهاده شده بود (حقدار، 1398، ص. 29) و همین موضوع در تأثیرپذیری فکری و فرهنگی متقابل بین دولتهای یادشده مؤثر بود. در روزنامۀ اطلاعات بارها به اقدامات دولت ترکیه درزمینۀ اصلاح وضعیت زنان و نیز تلاشهای زنان ترک برای تغییر وضعیت خود، پرداخته شده بود. به نظر میرسد روزنامۀ اطلاعات در تلاش بوده با تأسی به استحالۀ زنان ترکیه، زنان ایرانی را درزمینۀ موقعیت اجتماعی خود، بیشتر از هر کشور دیگری متأثر از آنان سازد.
در سال 1309 روزنامۀ اطلاعات ضمن اشاره به تشکیل اتحادیۀ زنان در ترکیه، جدیت زنان ترکیه را در تجددخواهی و تلاش برای کسب حقوق اجتماعی خود، بیشتر از مردان ترکیه ارزیابی کرده است (اطلاعات، 10فروردین1309). روزنامۀ اطلاعات پساز شرح پیشرفتهای اجتماعی جدید زنان ترکیه، دربارۀ موقعیت آنان در مجلس نیز مطالبی ارائه کرد (اطلاعات، 20بهمن1314). واگذاری حق رأی به زنان ترک در سال 1352ق (دسامبر1934) مهمترین تغییر اجتماعی و موجب پیشتازی زنان ترک در بخشی از حقوق سیاسیشان در مقایسه با زنان بسیاری در دیگر کشورها بود (شاو و شاو، 1370، ج. 2/639-640)؛ اما روزنامۀ اطلاعات بههیچوجه مشوق زنان ایران در دستیابی به این امتیاز نبوده است.
یکی دیگر از فعالیتهای زنان ترکیه تشکیل کنگرۀ بینالمللی زنان بود. در کنگرۀ استانبول برای نخستین بار بین زنان غرب و شرق، تماس و ارتباط برقرار شد. مباحث این کنگره «اختصاص به خریدوفروش زنان سفیدپوست برای اَعمال منافی عفت و نسخ عمومی تعدد زوجات داشت... و هرگونه نظریات مربوط به ملیت و مذهب را کنار گذاشته و همکاری بیریا و صادقانه را برای آرامش و استقرار صلح دنیا پیشۀ خود بنمایند» (اطلاعات، 1اردیبهشت1314). نمایندگان این کنگره طی مکاتبههایی با دولت ایران خواهان شرکت زنان ایرانی در کنگرة یادشده، بودند (ساکما، س. ش. 038593-297). از دیگر اهداف مهم این کنگره، که نخستین کنگرۀ بینالمللی در کشوری غیرغربی محسوب میشد و بهواسطۀ وجود گرایشهای فمینیستی در میان برخی اعضای آن، پساز دو هفته ازجانب دولت منحل شد (هانیاوغلو، 1395، ص. 243)، تلاش برای تأمین صلح جهانی بود و ازنظر روزنامۀ اطلاعات نیز زنها در این بخش میتوانستند عامل بسیار مؤثری باشند.
زنان در ترکیه با انسجام و هماهنگی بیشتری با حمایت سرسختانۀ دولتشان در مسیر تغییر گام برمیداشتند. دستیابی زنان ایران به چنین موقعیتی در آن زمان میسر نشد؛ اما ازآنجاییکه ترکیه ازجمله کشورهایی بود که همزمان با ایران در مسیر نوگرایی قدم گذارد، قطعاً اقدامات و قوانینی که در آنجا دربارۀ زنان اجرا میشد در وضع و حال زنان ایرانی بیتأثیر نبود. این تأثیر، علاوهبر تغییر وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان و نیز تمجید از سیاستهای نوین دولت ترکیه، در سایر نشریات آن زمان نیز درخور توجه است (نک: ایران،21دی1314).
مجلۀ فرنگستان که اساساً تنها راه نجات مشرقزمین را تقلید همهجانبه از تمدن غرب میدانست (فرنگستان، 1304، ش. 11-12/586)، ضمن تحسین پیشرفتهای چشمگیر ترکیه، راهکارهای این دولت درزمینۀ تسهیل آموزش زنان و نیز ازدواج اروپاییان با زنان ترک را ستایش کرده است (فرنگستان، 1304، ش. 11-12/515). در نشریۀ اخگر که کارکردی سیاسی داشت و در اصفهان چاپ میشد در مقالهای با عنوان «در ترکیه جدید» از اقدامات نوگرای آتاتورک در تغییر وضعیت زنان ترکیه تمجید شده است (اخگر، 15اسفند1311). این رویکرد همچنین در نشریات رسمی دیگر ازجمله نشریۀ کوشش چشمگیر است (کوشش، 26بهمن1314).
باوجود همزمانی حرکتهای آزادیخواهانة زنان دو کشور ایران و ترکیه، زنان ترکیه در دستیابی به خواستههای خود پیشگامتر بودند؛ برای مثال، تلاش برای کسب حق رأی توسط زنان ترک ازجمله مسائلی بوده که چندان در توجه زنان فعال اجتماعی ایران نبوده است. دلیل این موضوع را میتوان بیشتر در جنس حاکمیتهای دو کشور و نوع نگاه آنان به حقوق زن دانست. جهتدهی فعالیتهای زنان در ایران از راهبردهای مهم حکومت پهلوی اول بود و بدینگونه فعالان حقوق زن در ایران بایستی جنس مطالبات خود را با خواست و مصلحت حکومت همسو میکردند.
6-1-2. زنان مصر
دومین کشور مسلمان که روزنامۀ اطلاعات به آن پرداخت، مصر بود. نگاهی کوتاه به گذشتۀ زنان مصر یعنی تا پیشاز شکلگیری جنبشهای ذکرشده ازجمله درزمینۀ پوشش، استفاده از چادر سیاه، روبند و نقاب (پیرزاده نائینی، 1342، ص. 165)، نشان میدهد که زنان مصر تا قرن بیستم، ازنظر موقعیت اجتماعی شبیه به زنان ایرانی دورة قاجار بودهاند.
مهمترین عوامل بازتاب اخبار زنان مصر در روزنامۀ اطلاعات عبارت بودند از: 1. تجربههای دو کشور ایران و مصر در راه استقلالطلبی؛ 2. راهبردهای مشابه رهبران دو ملت (رضا شاه و ملکفؤاد) برای مدرنیزه کردن کشورشان؛ 3. وجود احساسات ملیگرایانه و نوگرایانه. در سایر نشریات نیز از روابط تاریخی و تمدنی ایران و مصر از گذشته تاکنون و نیز ضرورت اتحاد سیاسی و تجاری دو کشور سخن گفته شده که این موضوع خود نشاندهندۀ اثربخشی و اثرپذیری دو ملت از همدیگر بود (شفق سرخ، 10آبان1311).
روزنامۀ اطلاعات ضمن آوردن شرح نخستین نهضت آزادیخواهی زنان مصر در اواخر سلطنت اسماعیل پاشا یعنی در بین در سالهای 1863-1879 (1241-1257) و نیز علاقهمندی وی به ترویج افکار اروپایی در قلمرو خود، با اشاره به نشستهای علمی، ادبی و اجتماعی شاهزاده نازلی، همسر ملکفؤاد پادشاه مصر، نقش وی را در فراهم آوردن زمینههای آزادی زنان مصر بررسی کرده است (اطلاعات، 16آذر1314)؛ اما در روزنامۀ اطلاعات بیش از هرچیز دربارۀ قاسم بیگ امین (1908/1326ق) قلمفرسایی شده است. قاسم بیگ در زمرۀ شاگردان شیخ محمد عبده بود که تفسیرهای روشنگرانهای راجعبه زنان داشت. قاسم بیگ امین نیز با انتشار تحریر المرأة در 1899، بهعنوان یکی از چهرههای مشهور دفاع از حقوق زنان مصر شهرت یافت و فقط یک سال بعد (1900/1318ق)، میرزا یوسف خان اعتصامی بخشهایی از کتاب وی را انتخاب و با عنوان «تربیت نسوان» ترجمه و در ایران منتشر کرد (اعتصامی، 1318ق، مقدمه)؛ بنابراین، قاسم بیگ برای جامعۀ فرهنگی ایران در آن زمان شناخته شده بود. روزنامۀ اطلاعات قاسم بیگ امین را مؤسس حقیقی آزادی زنان مصر نامیده که باوجود حملات فراوان مخالفان، ارادۀ شکستناپذیر خود را به کار بسته، به انتشار عقاید آزادیخواهانۀ خویش راجعبه زنان پرداخت (اطلاعات، 16آذر1314).
روزنامۀ اطلاعات، مخصوصاً به معرفی آثار قاسم بیگ، همچون آزادی زنان و زن جدید و دیدگاههای او دربارۀ مسائل حقوقی و قضایی زنان، همچون «حجاب»، «تعدد زوجات» و «طلاق» پرداخته و مدعی است که وی در کتاب زن جدید، «از نقطهنظر قضایی و قانونی وضعیت زن را در ادوار مختلفه و وظایف او را در جامعه و بالاخره تربیت تکاملی را که برای او لازم است شرح داده است» (اطلاعات، 16آذر1314). اهمیت این موضوع بدان دلیل است که از مسائل بحثانگیز جامعۀ آن روز ایران بود. دیدگاههای قاسم بیگ امین در این باره، سبب وحشت نهادهای مذهبی در مصر و جبههگیری آنان شد (ابوزید، 2015م، ص. 55)؛ بنابراین هر دو کشور بهطور همزمان قدم در مسیری مشترک گذاشته بودند که روزنامۀ اطلاعات قصد داشت با بازتاب چنین اخباری، جنبشهای موجود درزمینۀ موقعیت زنان را در مصر به داخل ایران تعمیم دهد.
روزنامۀ اطلاعات با چاپ اخبار راجعبه زنان مصر، تلاش آنان برای کسب حقوق اجتماعی همسان با سایر ملل متمدن در زمان سلطنت فاروق اول بین سالهای 1936-1952 (1314-1330) را تشریح کرد. زنان مصر نخست بار در انقلاب سال 1919 (1337) در فعالیتهای اجتماعی شرکت کرده و ازآنپس در قانون ازدواج آن کشور تجدیدنظر کلی شد که مطابق آن، دختران حق ندارند پیشاز از شانزدهسالگی ازدواج کنند (اطلاعات، 13اردیبهشت1317).
نهضت آزادیخواهانۀ زنان مصر با نام هدی شعراوی گره خورده است. زنی که زندگانیاش بهشکل عمیقی با تلاش برای کسب حقوق سیاسی و اجتماعی زنان مصر پیوند خورده است (زنان عرب، 1359، ص. 17). بانویی که علاوهبر روزنامۀ اطلاعات در نشریات سایر کشورها «بهطور خاص لبنان» (ساکما، س. ش. 19234-310) و نیز در نشریاتی که در زمان پهلوی اول در خارج از پایتخت منتشر میشد، تحسین شده بود. نشریۀ اخگر همسو با سیاستهای دولت پهلوی برای زنان ایران، ضمن تحسین هدی شعراوی، به برجستهسازیِ فعالیتهای وی برای آزادی زنان مصر، همچون تأسیس مدارس ویژۀ دختران، تلاش برای تصویب قانون منع ازدواج دختران پیشاز شانزدهسالگی، استفاده از البسۀ وطنی در کنفرانسهای بینالمللی و احساسات وطنپرستی وی پرداخته است (اخگر، 10بهمن1311). همین برجستهسازیها در روزنامۀ اطلاعات با انتشار متن نامۀ هدی شعراوی خطاب به کانون بانوان ایران مبنیبر درخواست «مساعدتهای فکری و معنوی بانوان ایران» بیشتر به چشم میخورد تا نتیجه بگیرد که «بانوان ایران همواره با عقاید خواهران عزیز مصر در حفظ صلح و آشتی و رفاه در گیتی کاملاً موافق و همفکرند» (اطلاعات، 13تیر1317). برخی نشریات دیگر این دوره نیز به شرححال زنان تأثیرگذار بر جنبش آزادیخواهی بانوان مصر (خانم حنیفه خوری) پرداختهاند (شفق سرخ، 25آبان1311). زنان مصر فقط به شرکت در نهضت استقلال اکتفا ننموده و اصلاح اوضاع زندگی خود و داشتن حقوق اجتماعی را برای نسوان نیز مطالبه میکردند (فرهنگ، 1304، ص. 396-397) با بررسی مطالبهگری زنان کشورهای مسلمان مشخص میشود که جنس مطالبات آنان متناسب با فرهنگ اسلامی و بیشتر حول محورهای: مبارزه با فرهنگ تعدد زوجات و ازدواج زودهنگام دختران، مسئلة حجاب، حق طلاق و نیز آموزش دختران است. به عبارتی سطح خواستههای آنان همسان و دایرة شمول آنان حقوق اولیة زنان را در برمیگیرد و خواستههایی همچون مشارکت در سیاست، امور اقتصادی و حق مالکیت، محذوف یا کمرنگ است.
6-2. کشورهای غیراسلامی
6-2-1. زنان فرانسه
در اوایل قرن بیستم، فرانسه بهواسطۀ بهرهمندی از حکومت جمهوری و با پشت سر نهادن فرازونشیبهای ناشی از انقلابهای متعدد، و باوجود برخورداری از «آزادی کامل بیان و قلم و اجتماعات که در هیچیک از کشورهای دیگر اروپا، حتی انگلستان نظیر آن دیده نمیشد» (طلوعی، 1374، ص. 78)، خود را ملت برتر اروپا میدانستند؛ اما درزمینۀ اعطای حق رأی به زنان، از بسیاری کشورهای غربی دیرتر وارد عمل شد. فرازوفرودهای تلاش زنان فرانسوی برای دستیابی به حقوق خود و بهویژه حق رأی، با نظر تحسینآمیزی از نگاه روزنامۀ کوشش نیز گذرانده شده و آن را جزئی از نهضت آزادیخواهی زنان دنیا خوانده است (کوشش، 27خرداد1311).
روزنامۀ اطلاعات ضمن اشاره به موقعیت جدید اجتماعی زنان فرانسوی پساز جنگ جهانی اول ازقبیل «عضویت در وزارتخانهها و تجارتخانهها، ریاست کتابخانه، مریضخانه، منجمی، ریاست کنفرانس، معاونت، طبیب و معلم»، تلاش همگانی زنان فرانسوی برای کسب دیگر حقوق خود را گزارش کرده، و با ابراز امیدواری که زنان شرق بهویژه ایران هم بتوانند «به مقام شامخ علم و آزادی رسیده و به حقوق حقۀ خود نائل شوند»، با ظرافت خاصی ادعا میکند که «شریعت اسلام هم در این قسمت کاملاً با زنها مساعد بلکه تنها دین اجتماعی است که تا این درجه حق برای زنها قائل شده است» (اطلاعات، 22مرداد1312). با تأمل در مقالات مندرج در روزنامۀ اطلاعات دربارۀ زنان فرانسه چنین برمیآید که دو دغدغۀ اصلی زنان فرانسوی در آن زمان شامل حق مالکیت و اشتغال و نیز حق رأی بوده است. به نظر میرسد هدف روزنامۀ اطلاعات از درج چنین مطالبی این بوده که مخاطبان خود را متوجه تلاشهای همگانی زنان برای ارتقا جایگاه خود کند. مقالۀ دیگر، دربارۀ زنان فرانسه و مبنیبر تصویب لایحۀ جدیدی در مجلس این کشور بود که بر اساس آن، لغو کامل وظیفۀ اطاعت زن در برابر شوهر پیشنهاد شد. لایحۀ یادشده تعهدات خودسرانۀ سابق را که زن را مجبور به اطاعت از مرد میکرد، لغو و به وی اجازه میداد که هر شغلی را که مایل است میتواند برای خود انتخاب کند (اطلاعات، 28تیر1311).
درزمینۀ حق طلاق که در سال 1310 در ایران اصلاحاتی در آن صورت گرفت و با شرایط خاصی طبق قانون، حق طلاق را به زنان دادند، در روزنامۀ اطلاعات در سال 1307 خبری درج شد مبنیبر اینکه «مقرراتی در فرانسه معین گردید که بهموجب آن به مردان و زنان تحت شرایط مخصوصی اجازه داده میشود یکدیگر را طلاق گویند. در دوایر قضایی پاریس در یک جلسه چهل نفر زنان آمریکایی با حضور قضاة عدلیه طلاق گرفتند» (اطلاعات، 10دی1307). فرانسه ازجمله کشورهایی بود که زمامداران ایران در زمان مشروطه قانون اساسی را از آنان اقتباس کرده بودند؛ بنابراین با این زمینۀ تاریخی، تأثیرپذیری از قوانین مدنی آنجا در دورۀ پهلوی اول نیز ممکن بود.
شواهدی دال بر وجود ارتباطات دوسویهای بین دولتهای ایران و فرانسه دربارۀ تأثیرپذیری فعالیتهای زنان دو کشور وجود دارد؛ زیرا در سندی ازجانب وزارت معارف ایران بر لزوم ارسال روزنامههای حاوی اخبار نهضت بانوان ایران به فرانسه تأکید شده، همچنین نام روزنامة اطلاعات نیز در میان آنها دیده میشود (ساکما، س. ش. 000425-297). در مقابل نیز آن نوع فعالیتهای زنان ایرانی که در راستای تقویت حرکتهای حقوقی زنان بوده از نگاه برخی نشریات فرانسوی دور نمانده، مقالاتی در تحسین این زنان به چاپ میرسید (ساکما، س. ش. 038593-297).
این مطالب نشان میدهد که روزنامۀ اطلاعات با انعکاس اخبار زنان جهان، قصد داشت تا کارزارهای آزادیخواهانۀ آنان را به داخل ایران با تأسی جستن به آموزههای دینی و ملی تعمیم دهد. اتخاذ چنین شیوهای، مختص روزنامۀ اطلاعات نبود؛ بلکه نشریات دیگر آن زمان نیز با نقلقول از نویسندگان زن فرانسوی، اخبار موفقیت زنان فرانسوی را منعکس مینمودند؛ چنانکه نشریات تجدد ایران و کوشش ضمن تحسین زنان فرانسه درخصوص یادگیری تمامی مهارتهای شغلی، استعداد بیمثال آنان در حرفههایی همچون هنر موسیقی، تلاش برای کسب صلاحیت در زمینههای فنی و نیز فرستادن دختران فرانسوی به بزرگترین مدرسۀ فنی ویژۀ بانوان در دنیا را ستوده است (تجدد ایران، 29فروردین1311؛ کوشش،30دی1314).
6-2-2. زنان آلمان
در آغاز قرن بیستم، زمامداران آلمان در پی قدرتمند ساختنِ کشور بودند. این سیاست را ابتدا بیسمارک (1871-1890) و سپس امپراتور ویلهلم دوم (1888-1918) دنبال کرد. بدون شک در آلمانی که «ازحیث همگانی کردن و گسترۀ نظام رفاه پیشگام ملل دیگر بود» (تامسن، 1387، ص. 516) انتظار میرفت که وضعیت زنانش نیز تغییر چشمگیری پیدا کند؛ قطعاً امواج عظیم جنبشهای آزادیخواهانۀ زنان که در این زمان، غرب را فراگرفته بود، جامعۀ آلمان را نیز دربرگرفت. فدراسیون انجمنهای زنان آلمانی (BDF)[1] در سال 1894 تأسیس شد که با جدیت تمام مسائل حقوق زنان آلمانی را پیگیری میکرد. شکلگیری حکومت فاشیستی در میانۀ دو جنگ جهانی، جنبش برابریخواهی زنان آلمان را تضعیف کرد؛ اما آنان مُصرانه «با اسطورهپردازی دربارۀ مادرسالاری جامعۀ ژرمن باستان، بر آزادی و برابری زنان با مردان پا میفشردند و معتقد بودند که زنان باید در تمام عرصههای حیات اجتماعی، ازجمله نیروهای نظامی، حضوری یکسان با مردان داشته باشند» (لگیت، 1391، ص. 491).
روزنامۀ اطلاعات، با گزارش فعالیتهای آزادیخواهانۀ زنان آلمانی برای دستیابی به حقوق سیاسی و اجتماعی خود، آنان را بهعنوان الگوی شایستهای برای زنان ایرانی به شمار آورد (اطلاعات، 24آذر1311). روزنامۀ اطلاعات با درج خبر شرکت زنان آلمانی در «اتحادیۀ بینالمللی نسوان» در فرانسه، احساسات و افکار زنان آلمانی پساز دورانِ سختِ شکست آنان در جنگ جهانی اول را ستوده، اشاره میکند که زنان آلمانی بایستی سرمشق تمام زنان جهان باشند (اطلاعات، 24آذر1311). سایر نشریات مشابه در آن زمان نیز به روشهای گوناگون، زنان آلمانی را از جنبههای مختلف ازجمله اشتیاق آنان برای روی آوردن به مشاغل آزاد و موفقیتشان در این زمینه تحسین کردهاند (کوشش، 26بهمن1314).
باید توجه داشت که در دورۀ پهلوی اول، زنان اروپا و آمریکا در قالب اتحادیههای فراملی به پیگیری و مبارزه برای دستیابی به خواستههای خویش میپرداختند؛ برای مثال، شورای بینالمللی زنان (ICW)[2]، سازمان بینالمللی زنان (IAW)[3] و جز آن (میشل، 1383، ص. 98-99)، که عمده تمرکز آنها بر روی تلاش برای کسب حق رأی زنان بود.
با قدرتگیری حزب نازی در آلمان در سالهای 1933-1945 (1311-1323) و اتکا ایدئولوژی نازیسم بر پایۀ نظام تمامیتخواهی، تمام قدرت در دست شخص هیتلر متمرکز شد. وی با اعتقاد بر اینکه «حقوق برابر برای زنان به این معناست که آنها منزلتی شایستۀ خود در عرصههایی که طبیعت برای آنها مقدر کرده کسب کنند» (لگیت، 1391، ص. 489)، فرمان تسلیم سازمان BDF را صادر کرد و در نتیجه با تعریف زنان در نقشهای مادری و همسری، آنان را بیش از هر زمان دیگری شایستۀ مسئولیت آموزش فرزندان و خانهداری دانست. روزنامۀ اطلاعات در مقالهای با عنوان «مقام زن در آلمان جدید» به بازتاب سیاست فوق پرداخته است که هیتلر چگونه در ابتدا با شعارهای خود حقوق مساوی بین زنان و مردان بهویژه حق حیات، عمل، کار و مبارزه در راه ملت را اعلام کرده، اما پساز به قدرت رسیدن، زنان را به کنج خانهها فراخوانده و به تشویق آنان برای مشغول شدن به کارهای خانهداری و بچهداری و نیز دوری از فعالیت سیاسی و اشتغال پرداخته است (اطلاعات، 2مرداد1313).
درزمینۀ تعلیم و آموزش دختران دانشآموز ایرانی نیز روزنامۀ اطلاعات با ابراز ناخشنودی از مسئلۀ آموزش مدارس دختران ایران و نبود زیرساختهای لازم برای آن، به تشریح وضعیت آموزش، رشتهها و دروس مدارس دخترانۀ آلمان پرداخته، مدعی است که «مدارس ایران جهت اینکه به تربیت صحیحی از دختران دست یابند لازم است این برنامهها را در مدارس دخترانه به کار گیرند» (اطلاعات، 18تیر1307). اسنادی نیز وجود دارد که نشان میدهد در حوزة تعلیم و تربیت در برخی نشریات آلمانی دربارۀ موضوعهای خاصی نظیر «قابلگی در ایران»، دیدگاهها و دانش زنان ایرانی نیز منعکس شده است (ساکما، س. ش. 016946-297). بهطور کلی درخصوص زنان آلمان و موقعیت آنان در روزنامة اطلاعات نسبت به زنان سایر ملل کمتر طرح موضوع شده است؛ شاید علت آن، وضعیت خاص آلمان زمان هیتلر و محدودیتهایی باشد که از پس سیاستهای او برای زنان این کشور با توسل به اقتدار سخت پیش آمد.
6-2-3. اتحاد جماهیر شوروی
روسها در اوایل قرن بیستم با انقلاب خود، ضمن سرنگونی حکومت تزاری و پایهگذاری حکومتی سوسیالیستی طرح جدیدی در سیاست جهانی بنا نهادند که ایران نیز بهشدت از آن متأثر شد. نوع نگرش نظریهپردازان مکتب مارکسیسم و سوسیالیسم به زنان، در ورود گستردۀ آنان به حوزههای اجتماعی و اقتصادی تأثیر فزایندهای داشت (سازماندهی زنان در کشور شوراها، 1355، ص. 19). نگاهی به شعارها و عملکردهای احزاب کمونیست دربارۀ سازماندهی گروههای زنان برای برانگیختن آنان برای روی آوردن به بازارهای کار درخور توجه است؛ زیرا هدف آنان گردآوری پرولتاریا[4] (طبقۀ کارگر) زیر پرچم مبارزۀ طبقاتی بدون توجه به جنسیت بود (سازماندهی زنان در کشور شوراها، 1355، ص. 9). هدف زمامداران شوروی در اولین گام برای رفع عقبماندگی ملیتهای عضو بهمنظور افزایش سطح توسعۀ آنها برای رسیدن به وضعیت یکسانی ازنظر توسعۀ اقتصادی و فرهنگی بود. بحث زنان در اینجا از این منظر، مهم تلقی میشد که در اندیشۀ این زمامداران «موقعیت پست زنان شرق... مستقیماً مربوط به این حقیقت است که زنان شرق در کار تولیدی شرکتی ندارند» (سازماندهی زنان در کشور شوراها، 1355، ص. 45). تحتتأثیر این عقاید، انقلابی در حیات اجتماعی زنان جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی پدید آمد که در دستیابی آنان به سایر حقوق خود مؤثر افتاد. در اتحاد شوروی، بر اساس عقیده و نظر مارکس دربارۀ فعالیت اجتماعی زنان (Marx, 1954, p. 371-379) و در راستای آزادی زنان و تبدیل آنان به نیروهایی مولد برای تحقق اهداف جامعۀ سوسیالیستی، مقدماتی فراهم شد که زنان بتوانند به تمامی مشاغلی که تا آن زمان، خاص مردان بود، روی آورند. همزمانی گسترش این نوع نگرش در شوروی با دورۀ پهلوی اول که آنان نیز خواهان ورود زنان به عرصۀ اجتماع بودند، سبب توجه روزنامۀ اطلاعات به بازتاب اخبار زنان شوروی شد.
روزنامۀ اطلاعات با اشاره به حضور زنان شوروی در عرصۀ مدیریت کارخانهها و تولید ثروت، در پی اثبات لیاقت اجتماعی و شغلی زنان بود (اطلاعات، 30خرداد1307). برایند چنین نگاهی، این بود که اگر عرصۀ بروز استعداد و توانایی زنان فراهم شود، آنان هم میتوانند همانند مردان به مدارج عالی اجتماعی و اقتصادی برسند.
روزنامۀ اطلاعات از شرح پیامدهای حضور اجتماعی زنان شوروی در جامعه نیز غافل نبوده و اعلام میدارد که «موجبات بزرگی برای استفادۀ وسیع از کار نسوان فراهم آمده است و در سایۀ این اوضاع، دامنۀ نشر معارف و تمدن و تکمیل تخصص تودۀ نسوان و تزیید استقلال اقتصادی آنان از مقاصدی است که قریباً حاصل خواهد شد» (اطلاعات، 13مرداد1309).
وضعیت زنان در جمهوری آذربایجان بهعنوان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی نیز تحتتأثیر نظریهپردازان سوسیالیستی دگرگون شد. روزنامۀ اطلاعات با اشاره به حضور «ششهزار نفر زن کارگر در شوراها»، «ریاست نوزده نفر از نسوان بر کمیتههای اجرائیه نواحی» و «فعالیت سی و یکهزار نفر از زنها در اتحادیههای صنفی آذربایجان» در پی برجستهسازی حضور گستردة زنان در فعالیتهای اجتماعی بوده است (اطلاعات، 12آبان1307). علاوهبر تغییرات در آموزش زنان، آمار دانشآموزان، فارغالتحصیلان مدارس، زنان صاحبنظر درزمینۀ اقتصاد، نقاشی و نیز پرستاری این منطقه را نیز اطلاعرسانی کرده است. افزونبر این، اسنادی دال بر حضور زنان آذربایجانی در ایران برای اشتغال به برخی مشاغل مانند قابلگی وجود دارد (ساکما، س. ش. 036123-297). نشریات دیگر این عصر، همپای روزنامۀ اطلاعات ضمن تمجید از درخشش زنان روسیه در عرصههای مختلف ازقبیل هوانوردی، آن را موفقیت عظیمی برای زنان قلمداد کردهاند (کوشش، 29دی1314).
6-2-4. زنان هند
در اواخر قرن نوزدهم، مردم هند نیز همانند بسیاری از ملل جهان از بیدادگری انگلستان به ستوه آمده و برای رهایی از سلطۀ این کشور مبارزات مستمری را ترتیب دادند. ازجمله عواملی که باعث کُند شدن روند پیروزی آنان میشد، اختلافنظرهایی بود که بین رهبران جنبش استقلال هند وجود داشت. یک دسته، راه استقلال هند را تمسک به فرهنگ اروپا میدانستند؛ اما دستۀ دوم، سعادت هند را نه در غربی کردن آن، بلکه در توسعه و گسترش تمدن و فلسفۀ قدیم هندو میدانستند (اقبال آشتیانی، 1325، ص. 154). با ظهور مهاتما گاندی که طرفدار گروه دوم بود، مبارزات هندیها علیه استعمار وارد مرحلۀ عملی شد. نکتۀ درخور توجه در اینجا، دیدگاههای روشنگرانۀ گاندی راجعبه نقش زنان هندی در طول این مبارزات است. پیشاز آغاز قرن بیستم، برای زنان هند حقوقی همسان با حیوانات قائل بودند (فالاچی، 1337، ص. 30)، درحالیکه گاندی زنان را منشأ اثر بسیاری از تحولات و انقلابهای اجتماعی میدانست (فالاچی، 1337، ص. 34). روزنامۀ اطلاعات با اشاره به نقش زنان در نبردهای استقلالطلبانۀ هند و مشارکت آنان در گردهماییها و ایراد نطقهای آتشین در خلال این مبارزات، به وضعیت زنان هند نیز توجه کرده، به مقایسۀ وضعیت زنان در دورۀ قبل و بعداز استقلال هند پرداخته است (اطلاعات، 29اردیبهشت1309).
ازآنجاکه در باور گاندی «آزادی و نجات هند با فداکاری و روشنبینی زنانش بستگی» داشت (گاندی، 1348، ص. 283)، با آغاز مبارزات استقلالطلبانه، فضای جدیدی برای فعالیت اجتماعی زنان ایجاد شد؛ چنانکه در تاریخ 6آوریل1930 (1308)، میلیونها زن در حمایت از گاندی به کوچه و خیابانها ریختند و با شرکت خود در تحریم کالاهای خارجی و تحریم نمک دولتی، مبلغ 250میلیون روپیه به خزانۀ دولت بریتانیا خسارت زدند (فالاچی، 1337، ص.33). روزنامۀ اطلاعات شکلگیری این درجه از تأثیرگذاری زنان در امور اجتماعی و سیاسی در هند را یکی از معجزههای گاندی و شخصیت کاریزماتیک وی دانسته که خودباوری را در زنان تقویت میکرد (اطلاعات، 29اردیبهشت1309).
این موضوع نشاندهندۀ خطمشی مشترک تمام روزنامههای دولتی عصر پهلوی اول است که در واقع تنها با داشتن چنین رویکردی که موافق خط فکری حکومت و در راستای تحولات بینالمللی بود، اجازۀ انتشار داشتند.
فقط روزنامههای ایرانی نبودند که اخبار فعالیتهای مترقیانۀ زنان هندی را رصد کرده و گزارش میدادند، بلکه در مقابل برخی روزنامههای هندی نیز با انعکاس اخبار زنان ایران، به برای روی آوردن آنان به تحصیل، اشتغال و فعالیتهای اجتماعی، زبان به تحسین آنان گشوده، مقالاتی در این راستا چاپ میکردند (ساکما، س. ش. 011833-310).
6-2-5. زنان ژاپن
وضعیت ژاپن، بهعنوان سرزمینی در دورترین نقطۀ شرق آسیا، در نیمۀ دوم قرن نوزدهم و بهطور خاص در سال 1868 با انقلاب میجی بهشدت دگرگون شد. مروری کوتاه بر پیشرفتهای ژاپن در آستانۀ ورود به قرن بیستم و دهههای آغازین آن، و موفقیتهای نظامی آن در حمله به چین و تصرف جزیرۀ فُرمُز در 1893، پیروزی بر روسیه در سال 1904-1905، کسب قیمومیت بر اقیانوس آرام در سال 1922 و تسخیر منچوری در 1932 (گروسه و دنیکر، 1375، ص. 323)، حاکی از سرعت چشمگیر ترقی این کشور است.
زمامداران ژاپن در این زمان، با الگو قرار دادن تمدن اروپایی با سرعت بیشتری در مقایسه با سایر کشورهای آسیایی در عرصۀ توسعۀ همهجانبه، فعال بوده، گامهای بلندی در مسیر مدرنیزه کردن کشور برداشتند. عملکرد ژاپن در عرصۀ آموزش زنان با موفقیت بسیاری همراه بود، بهطوری که در سال 1895 60درصد و در سال 1910 همۀ دختران و پسران به مدرسه میرفتند (رجبزاده، 1365، ص. 289-290). آموزش در برخی از این مدارس با تأکید بر تقویت مهارتهایی همچون آشپزی، تدبیر منزل و همسرداری انجام میشد (ساکما، س. ش. 018476-297). آوازۀ پیشرفتهای زنان ژاپن در نخستین نشریات زنان ایران پساز مشروطه منعکس و این کشور نیز در زمرۀ الگوهای ترقی زنان ایرانی درآمده بود. در این راستا نشریۀ شکوفه با اشاره به تحولات ژاپن و نقش «سیهزار دختر و پسر دیپلمهدار تربیتشده از مدارس اربابی و غیره»، سرعت ترقی زنان ژاپن و ایران را با تکیه بر اهمیت بحث آموزش مقایسه کرده است (شکوفه، 1331ق، ش. 12).
روزنامۀ اطلاعات نیز با تأکید بر ضرورت «آموزش و تربیت دختران»، ضمن مقایسۀ پوشش ظاهری زنان در جامعۀ ژاپن با چند سال قبلاز آن، ابراز میدارد که «طرز زندگانی و زیست آنان مانند ملل متمدنۀ امروزی خوشنما و با طراوت است» (اطلاعات، 29مهر1308). افزونبر آن، پرداختن به امور اقتصادی و صرفهجویی زنان ژاپن و تشویق زنان ایرانی به این سمتوسو بسیار مورد توجه روزنامۀ اطلاعات بود. همانند توصیفاتی که دربارۀ زنان ایرانی پساز اعلام سیاست کشف حجاب در روزنامۀ اطلاعات به کار برده میشد، دربارۀ زنان ژاپنی نیز میتوان بارها مشاهده کرد؛ برای مثال، ورود به اجتماع و همدوشی با مردان در امور اجتماعی برای پیشرفت کشور، رهایی از قفس، رشد و تقویت روح میهنپرستی، قیام زنان ژاپن علیه خانهنشینی و اثبات قابلیتهای خود و جملاتی ازایندست، کاملاً پرکاربرد بوده است. با مطالعة منابع غیردولتی این دوره مشخص میشود که موضوعهای ذکرشده با واقعیتهای روز جامعة ایرانی آن زمان در سطح گسترده مطابقتی نداشت و فقط ویژگی شعارگونه داشته و در زمرة سیاستهای نمادین حکومت پهلوی اول محسوب میشدند. سیاستهای نمادینی که حجم گستردة آنها را بهویژه در رسانههای دولتی این دوره و در رأس آنها روزنامة اطلاعات میتوان مشاهده کرد. همین رویکرد در نشریات دیگر این زمان نیز ملاحظه میشود؛ چنانکه نشریۀ کوشش در خبری با عنوان «دختران ژاپونی» از ورود دختران ژاپونی در سن دهسالگی و تأکید بر صرفهجویی آنان در پول و تهیۀ لباس و نیز از رقابت آنان در عرصههای مختلف با مردان سخن گفته است (کوشش، 26دی1314).
روزنامۀ اطلاعات همواره دربارۀ زنان سایر ملل، اخباری را پوشش میداد که حامل افکار مترقی آنان بود؛ اما بهدلیل برخورداری از نگرشی دوگانه، یعنی اعتقاد به رویگردان نشدن کامل زنان از وظایف عرفی، گاهی به درج مقالاتی با موضوع پسندیده بودن نقشهای سنتی در نزد زنان سایر ملل میپرداخت؛ چنانکه در مقالهای با عنوان «آموزشگاه نوعروسان» آورده که «دختران ژاپنی کمتر به دانشگاه میروند. انتظار جامعه از دختران، زناشویی و ایجاد خانه است، آموزشگاه نوعروسان برای تربیت کردن دوشیزگان برای شوهرداری خانهداری است... کشور ژاپن از دوشیزگان خود انتظار دارد مادر شوند و خانهدار باشند ازاینجهت دوشیزگان ژاپنی کمتر به دانشگاهها وارد میشوند؛ بلکه پساز تمام کردن دبیرستان دنبال خانهداری رفته و شوهر میکنند» (اطلاعات، 25آذر 1317). از این مطلب، بیاهمیتی تحصیلات عالیۀ دختران در مقابل وظیفۀ خطیر خانهداری استنباط میشود.
در مقام مقایسة نوع و میزان مطالبات زنان کشورهای اسلامی و غیراسلامی میتوان به تفاوتهای بین این دو الگو پی برد. تلاش برای کسب حق رأی و کُنشگری سیاسی، حق مالکیت و استقلال اقتصادی ازجمله اهداف مهم مبارزاتی زنان ملل غیراسلامی به شمار میرفت.
روزنامۀ اطلاعات با مدیریت عباس مسعودی، بهعنوان رسانهای در اختیار حکومتی اقتدارگرا، همسو با تفکرات سیاسی غالب دورۀ پهلوی اول که آمیخته با تحولات مبتنیبر تحقق نظم نوین بود، در پیشبرد این نظم نقش مهمی داشت. تلاش برای تحقق این نظم در بطن زندگی زنان ایران در این دورۀ نیز در این روزنامه کاملاً مشهود است. یکی از جنبههای این موضوع، بازتاب اخبار زنان ملل جهان در این روزنامه بوده است. جهانی که روح زمانۀ آن متأثر از انقلابهای زنجیرهای غرب در طول دوران، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به جوشش درآمده و اینها همه بر خیزش زنان ملل دنیا (عمدتاً از غرب بهسوی شرق) برای دستیابی به نیازهای مشترک تأثیر گذاشته بود. ازنظر جغرافیای فرهنگی برخی کشورهای ملل اسلامی و غیراسلامی که جامعة زنان آنها در مسیر تغییر قرار داشت در توجه این روزنامه قرار گرفته است. مهمترین خواستههایی که در مقالات روزنامۀ اطلاعات به تفکیک جغرافیای فرهنگی دنبال شده، عبارت است از: مبارزه با تعدد زوجات، حق طلاق، مسئلة حجاب، آموزش دختران و مشخص کردن سن ازدواج آنان (برای زنان ملل اسلامی)، کسب حق رأی و کُنشگری سیاسی، حق مالکیت، استقلال اقتصادی و حق اشتغال (برای ملل غیراسلامی) که در سطحی گسترده بود. بهعلاوه آگاهیبخشی به زنان ایران برای ایجاد کُنشگری در کسب حقوقی مشابه موضوعهای یادشده و بهنوعی تسری دادن فعالیتها و حرکتهای آزادیخواهانۀ زنان سایر ملل (با درجة کمتر ملل غیراسلامی) به داخل ایران برای اجرای حرکتهایی مشابه، توسط زنان، از محتوای مقالات مندرج در این روزنامه کاملاً هویداست. روزنامۀ اطلاعات بهگونهای زنان اروپایی را به تصویر کشیده است که نقاط مثبت و ویژگیهای فردی آنان یعنی صفاتی مانند استقلال، شجاعت، جسارت و جز آن را برجسته سازد؛ به عبارت دیگر به نظر میرسد هدف از تصویرسازی زنان اروپایی در روزنامۀ اطلاعات، الگو قرار دادن آنان چه از بُعد ویژگیهای فردی و نیز بُعد اجتماعی و فرهنگی، برای زنان ایرانی بوده است. این در حالی است که درزمینۀ سیاسی هیچگونه تأکیدی برای گام برداشتن زنان ایران در این مسیر وجود ندارد. باید در نظر داشت که تأکید روزنامة اطلاعات بر مطالبهگری زنان ایران همسو با خواستههای ملل مطرحشده به معنای تحقیر سنت ازجانب این نشریه نبوده، بلکه باوجود تأکید بر الگوپذیری از زنان این ملل درزمینۀ نوگرایی، این روزنامه همیشه گوشهچشمی هم به وظایف سنتی زنان داشته است. بهطوری که در کنار تأکید بر تلاش زنان برای آراسته شدن به نقشهای امروزی، خواهان حفظ ارزشهای سنتی و ارزش نهادن بر آنان بهعنوان جزء جداییناپذیر وظایف زنان بوده است.
[1] .Bund Deutscher Frauenvereine
[2]. The International Suffrage Alliance
[3]. International Council of Women
[4] .Proletariat