چهارباغِ مشهد تیموری در آیینه تاریخ

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسنده

استادیار باستان شناسی و هنر دوران اسلامی دانشگاه محقق اردبیلی

چکیده

موضوع این تحقیق بررسیِ توصیفات و وقایع چهارباغِ مشهد در متون تاریخی از زمان بنای آن در دوران شاهرخ تیموری تا تخریب آن در اوایل دورة قاجار است. در همین راستا ابتدا در رابطه با مفهوم و پیشینة چهارباغ مقدمه‌ای ذکر می‌گردد و در ادامه مطالبی که در مورد چهارباغِ مشهد در کتب تاریخیِ ادوار تیموری، صفوی، افشاری و قاجار نقل شده، مورد بررسی قرار می‌گیرد تا بدین وسیله ابعاد تاریخی و مهمترین وقایع رخ داده در چهارباغِ مزبور که بعضا بر سرنوشت کل ایران تاثیر گذارده، بهتر شناخته شده و مورد ارزیابی قرار گیرد. از مهمترین مقاطع تاریخیِ این چهارباغ می‌توان به اواخر دوران صفوی و دوران افشار اشاره کرد که شهر مشهد به عنوان پایتخت ایران و عمارت چهارباغ به عنوان تختگاهحکومتی، نقش مهمی ‌در تاریخ ایران ایفا کرده است. اوضاع پریشان ایران بعد از حملة افاغنه و جابجایی‌های سریع قدرت در اواخر دورة صفوی به خوبی در وقایعِ عمارتِ حکومتی چهارباغ بازتاب یافته است. یافته‌های تحقیق از یکسو حاکی از این واقعیت است که فضاهای چهارباغِ امروزی مانند چهارباغ صفویِ شهر اصفهان که بیشتر به عنوان خیابان شناخته می‌شوند، در دوران تیموری به عنوان کاخ- باغ ساخته می‌شدند که چهارباغ مشهد نیز در ابتدا از همین نوع بوده است. اما سیر تحولات شهر مشهد از دوران صفوی به بعد منجر به تغییراتی در فضا و مفهوم چهارباغ شده و آن، مطرح شدن کارکرد دارالحکومه یا مقرِ حاکم شهر و در ادامه تختگاه حکومت نادرشاه و جانشینان وی می‌باشد. از دیگر سو مرور وقایع چهارباغ مشهد در اواخر صفوی تا تشکیل سلسلة قاجار، نشان دهندة موقعیت یگانه و تاثیرگذار شهر مشهد در این مقطع زمانی از تاریخ پرفراز و نشیب ایران است که شایستة شناخت و تحلیل بیشتر است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The reflection of Timurid Chaharbagh of Mashhad in history

نویسنده [English]

  • Seyed Hashem Hosseini
Assistant proffesor, Archiology and arts department,Islamic era, University of Mohaghegh Ardebili, Iran.
چکیده [English]

This article attempts to study the descriptions of Mashhad’s Chaharbagh and the events in historical texts from its construction in Shahrukh’s Timurid era until it’s destruction in the early Qajar era. In this regard, an introduction will be presented about the concept and the history of Mashhad’s Chaharbagh; and then the issues cited in Timurid, Safavid, Afsharid and Qajar eras historical texts will be studied .The historical dimensions and the most important events that have occurred in Chaharbagh which are affected the destiny of Iran, would be revealed and evaluated . One of the most important historical periods of Chaharbagh is late Safavid and Afsharid eras when, Mashhad as the capital of Iran and Chaharbagh as the court occupies an important place in history of Iran. Distressed situation of Iran after Afghans’ attack and the quick replacement of power in the late Safavid era has affected the events  that occurred in Chaharbagh .The findings of this research , on the one hand suggest that although today’s  Chaharbagh such as Safavid Chaharbagh of Esfahan is known as a street ,in the Timurid era Chaharbagh was constructed like heavenly  gardens that engulfed the palace .But because of the evolutions started from the Safavid era, the environment and the concept of this monumental place changed; the changes include the settlement of the city governor, Nader shah’s  court and  his successors .On the other hand، a review on the  events occurred in Mashhad’s Chaharbagh from the late Safavid era until the establishment of Qajar dynasty, indicate the unique situation of Mashhad in this region in that difficult historical passage which deserves more study.
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Chaharbagh construction
  • Mashhad history
  • Timurid era
  • Safavid era
  • Afsharid era

مقدمه

زمانی که واژة چهارباغ به گوش می‌خورد، اغلب خیابان زیبای چهارباغ اصفهان- از ساخته‌های دورة شاه عباس اول صفوی در اوایل قرن یازده هجری قمری- در اذهان تداعی می‌شود. اما به نظر می‌رسد فضاهای موسوم به چهارباغ ریشه در منطقة خراسان داشته و در سیر تحولات تاریخیِ خود از باغ‌هایی با ویژگی‌های خاص در قرن چهارم، به کاخ- باغ‌هایی فرح بخش در دورة تیموری و در ادامه به خیابان هایی مستقیم توأم با جوی‌ها و حوض های آب و ردیف های درختان در دوران صفوی تبدیل شده است. بررسی تاریخ دورة تیموری در بسیاری از شهرهای این دوره، وجود فضاهایی با این نام را اثبات می‌کند از جمله چهارباغ ابراهیم سلطان میرزا در بلخ، چهارباغ امیر مزید ارغوان در بیرون شهر بلخ، چهارباغ شاهرخ تیموری در شهر مشهد وجزآن.

در این میان چهارباغ شهر مشهد دارای سرنوشتی متفاوت و درخور تأمل است که در عین حال روایت گر یکی از حساسترین برهه‌های تاریخ شهر مشهد و کل ایران نیز می‌باشد. از مهمترین این مقاطع تاریخی می‌توان به اواخر دوران صفوی و دوران افشار اشاره کرد که مشهد به عنوان پایتخت ایران و عمارت چهارباغ به عنوان مقر سران و امرای حکومتی، نقش مهمی‌در تاریخ ایران ایفا کرده است. اوضاع آشفتة ایران پس از تصرف شهر اصفهان بدست افاغنه، اضمحلال دولت صفوی، تشکیل سلسلة قاجار در شهر مشهد- به عنوان بزرگترین و مهمترین شهر ایران که به تصرف افاغنه درنیامده بود- وویژگیهای دورة حکومت چندین پادشاه با شخصیت های متفاوت، به خوبی از طریق این عمارت قابل شناسایی و بررسی می‌باشد.

چهارباغ مشهد حکایت اوضاع پریشان ایران بعد از فروپاشی حکومت مقتدر صفوی در 1135 ه.ق و تشکیل حکومت‌های کم دوام اما بعضا قدرتمندی است که شهر مشهد را به عنوان پایتخت خویش بر می‌گزینند. رویدادهای رخ داده در این عمارت گاهی آنقدر عجیب و افسانه گونه به نظر می‌رسد که گویی انسان در حال مطالعة یک رمان یا قصة جذاب است. حدیث وطن فروشی‌ها، بی‌عدالتی‌ها، قساوت‌ها، شورش‌های متعدد و جابجایی‌های سریع قدرت بین گروه‌ها و طوایف مختلف و غم‌ها و شادی‌های زودگذرِ مردم شهر مشهد در این مقطع زمانیِ پر آشوب، به خوبی در وقایع چهارباغ بازتاب یافته است.وقایع چهارباغ از سال 842 ﻫ .ق که توسط شاهرخ تیموری به عنوان استراحتگاه و کاخ اختصاصی وی ساخته شد شروع و تا سال 1250 ﻫ .ق در اوایل دوران قاجار که کاملا ویران شد، ادامه می‌یابد و دورة حکمرانی چهار حکومت مختلف و  شاهان کم دوامی ‌همچون ملک محمود سیستانی، طهماسب دوم صفوی، نادرشاه افشار، عادلشاه افشار، شاهرخ افشار و شاه سلیمان ثانی را دربرمی‌گیرد.

با توجه به این واقعیت که کمتر پژوهشی در رابطه با این مقطع پر فراز و نشیب از تاریخ ایران صورت گرفته است، تحقیق پیش رو در صدد است با تکیه بر روش تحقیق کتابخانه‌ای و تاریخی به مطالعه و بررسی مهمترین وقایع و رویدادهای طولِ حیاتِ چهارباغ در کتب تاریخی بپردازد. همچنین باتوجه به اهمیت فضاهای چهارباغ، بخشهایی از تحقیق متضمن سابقة تاریخی و ویژگی‌های فضاهای چهارباغ می‌باشد. بنابراین تحقیق پش رو هم پژوهشی تاریخی در رابطه با بناهای موسوم به چهارباغ و هم تاریخ چهارباغِ مشهد و بالتبع تاریخ شهر مشهد می‌باشد.اما پیش از پرداختن به موضوع تحقیق، ذکر این نکته ضروری است که چهارباغ مورد نظر ما در اینجا نباید با خیابانِ چهارباغ مشهد، احداثیِ شاه عباس اول در سال 1009 ﻫ.ق که به‌همان سبک و سیاقِ خیابان چهارباغ اصفهان و همزمان با صحن عتیقِ حرم مطهر رضوی از غرب به شرق شهر ساخته شد، اشتباه گرفته شود. خیابان مزبور که تا اوایل سالهای دهه 1300 شمسی تنها خیابان شهر مشهد بود، به صورت چهارباغی با چهارردیف از درختان و نهر آبی در وسط احداث شده بود و مانند امروز، ضلع غربی آن را بالا خیابان و ضلع شرقی آن را پایین خیابان می‌نامیدند. حال آنکه چهارباغ مورد تحقیق ما در ابتدا کاخ و باغی بوده است از ساخته‌های دورة تیموریان در قرن نهم هجری.

 

1.تعریف و سابقة تاریخی چهارباغ:

در لغتنامه دهخدا با معنای چهارباغ آمده است: «اصطلاحی بوده است شاید مانند چهارخیابان امروز» (دهخدا، 1377: ذیل واژة چهار باغ) همچنین در مورد واژة چارباغ آمده است: «باغهای چهارگانه در کنار هم که با خیابان ها از هم جدا شوند یا در پیرامونِ عمارتی باشند. دو رشته خیابان موازی یکدیگر که در دو طرف دارای درختکاری بوده و در وسط بوسیلة یک رشته پیاده رو یا گردشگاه از هم جدا باشند. کوشک و قصر. از الحان موسیقی، آهنگ مخصوصی در یکی از دستگاههای موسیقی قدیم ایران.» (دهخدا، 1377: ذیل واژة چارباغ) همانگونه که ملاحظه می‌شود چهارباغ یا چارباغ دارای معانی متفاوتی از خیابان تا باغ و آهنگی مخصوص می‌باشد که البته معنای خیابان از دورة شاه عباس اول صفوی به بعد برای آن مطرح شده است.

ظاهرا ساخت باغ‌هایی بصورت چهارباغ تا قبل از دورة تیموریان رونق چندانی نداشته است و در کمتر کتاب و نوشته ای نام و نشانی از آن دیده می‌شود. از معدود کتبی که از چهارباغ یاد کرده و به احتمال فراوان قدیمی‌ترین کاربرد این اصطلاح نیز می‌باشد، کتاب «تاریخ بخارا» تالیفِ «محمد بن جعفر نَرشخی» به سال 332 ه.ق در دورة سامانیان است. در این کتاب در ذکرِ منزل های پادشاهان که در بخارا بوده است از چهارباغ‌های واقع بینِ درِ ریگستان تا دَشتَک، سخن رانده، چنین نوشته است:«... و دیگر از درِ ریگستان تا دشتک بتمام، خانه‌های موزونِ منقشِ عالیِ سنگین و مهمانخانه‌های مصور و چهارباغهای خوش و سرحوض‌های نیکو و درخت‌های کجمِ1 خرگاهی بوده به نوعی که ذره‌ای آفتاب از جانب شرقی و غربی به نشستگاهِ سرحوض نمی‌افتاده. و در این چهارباغ‌ها میوه‌های الوان فراوان از ناشپاتی2 و بادام و فندق و گیلاس و عناب و هر میوه‌ای که در بهشتِ عنبرسرشت هست، در آنجا به غایت نیکو و لطیف بوده است». (نرشخی،1351: 34-33) از دیگر کتب قدیمی ‌که واژة چهارباغ را بکار برده تاریخ بیهقی نوشتة ابوالفضل بیهقی مربوط به دورة غزنویان در سدة پنجم هجری است:«...آن سال که از طبرستان باز آمدیم و تابستان مُقام افتاد به نشابور، خواست که دیگر زمین خرد تا سرای چهارباغ باشد و به ده هزار درم بخرید از سه کدخدای....»  (بیهقی، 1383: 572)

با روی کارآمدن تیموریان تحول عظیمی ‌در امر باغ سازی پدید آمده و چهارباغ‌های زیادی در شهرهای مختلفِ قلمرو تیموریان ساخته می‌شود. از جمله، ساخت و سازهای تیمور در سمرقند، پیش از بازگشتش از هند، به ارگ و دوباغ از نوع چهارباغ در حومة شهر، محدود می‌شده است. این باغ‌ها را نهرهایی به چهار بخش تقسیم می‌کرد و یک کلاه فرنگی در محل تقاطع آنها بود. تیمور باغ‌ها را برای زنان خود ساخته بود، اما برای پذیرایی از سفرا و مناسبت‌های دیگر نیز از آنها استفاده می‌شد  (Golombek, 1995, 137-147)

کلاویخو سفیر اسپانیا که در این دوره از شهر سمرقند دیدن کرده در توصیف یکی از چهارباغ‌های نزدیک سمرقند می‌نویسد:«.. در اینجا شش حوض بزرگ هست؛ زیرا که در سراسر این بیشه نهر بزرگی جاری است که از یک حوض به حوض دیگر می‌رود و پنج خیابان را به موازات هم درختکاری کرده اند. درختهای آن همه بسیار بلند و پرسایه هستند و پای آنها را سنگفرش کرده و بصورت سکویی درآورد اند....» (کلاویخو،1366: 219)

سنت ساخت چهارباغ را پس از تیمور، فرزندش شاهرخ در پایتخت خویش هرات و برخی از شهرهای دیگر تداوم بخشید. در منابع تاریخ، جغرافیایی و سفرنامه‌های عصر تیموریان از وجود چهارباغهای متعددی در شهرهای این دوره ازجمله در سمرقند و هرات یاد شده است. مؤلف تاریخ حبیب السیر در گزارشِ وقایعِ پس از مرگ تیمور، از چهارباغِ میرزا شاهرخ در بیرون شهر سمرقند یاد کرده است:«.... بعد از فوت امیر تیمور گورکانی در اُترار، در شب چهارشنبة هفدهم شعبان سنة هشتصد و هفت که اختلاف کلی فیمابین اولادِ امیرتیمور پیدا شد عیالِ امیرتیمور، سرای ملک خانم و تومان آقا با سایر خواتین و شاه زادگانِ صغار برای تعزیه و فاتحة مضجعِ امیر تیمور به سمرقند آمدند. ارغون شاه و خواجه یوسف آنها را به سمرقند راه نداده، چندی در بیرون شهر در چارباغ میرزا شاهرخ ساکن و متوقف بودند و تا ورود امیرزاده خلیل سلطان که شانزدهم ماه رمضان همان سال باشد، ایشان همانطور در بیرون شهر در چهارباغ مزبور بسر می‌بردند...». (خواندمیر، 1380: ج 3،  539)

مؤلف تاریخ حبیب السیر همچنین از چهارباغ النگ رادکان (خواندمیر، 1380:  ج 4،  28) چهارباغ امیر مزید ارغون (خواندمیر، 1380:  190) چهارباغ خسرو شاه در بیرون قندز (خواندمیر، 1380:  193) چهارباغ حافظ‌بیک (خواندمیر، 1380: 265) و چهارباغ ابراهیم سلطان میرزا (خواندمیر، 1380:  294) نیز یاد کرده است.

در توصیفاتی که از این چهارباغ‌ها بعمل آمده مشخص می‌شود که چهارباغ علاوه بر ساختمان اصلی- کاخ یا عمارت- دربرگیرندة چندین کلاه فرنگی و خیمه‌هایی با شکل های گوناگون به علاوة صفه‌هایی برای استراحت میهمانان و نیز تختی بوده که در پناه یک خیمه یا سایبان قرار داشته است. بعد از دورة تیموریان نیز اغلب منابع تاریخی یا سیاحان غربی از خیابان چهارباغ اصفهان که به دستور شاه عباس اول صفوی ساخته شده، سخن رانده اند که با توجه به تفاوت ساختاری و کاربردی چهارباغ مزبور با چهارباغهای دورة تیموری من جمله چهارباغ تیموریِ شهر مشهد، از ذکر آنها خودداری می‌شود.

 

2.چهارباغ مشهد از آغاز تا فرجام:

2-1-          دوران تیموریان: چهارباغ به عنوان تفرجگاه

با مطالعة متون تاریخی متوجه می‌شویم که تا قبل از ساخت عمارت چهارباغِ مشهد بوسیلة شاهرخ تیموری، شهر مشهد فاقد کاخ یا بنای حکومتی خاصی بوده است؛ تاجایی که شاهرخ و سایر سلاطینِ قبل از وی، زمانی که به قصد زیارت وارد مشهد مقدس می‌شدند برای اقامت در شهر مشهد مستقر نمی‌شدند و معمولا به یکی از توابع خوش آب و هوای منطقة طوس به نام رادکان3 عزیمت می‌کردند. از جمله در سال 464 ﻫ .ق آلب ارسلان سلجوقی که پس از فتح خوارزم قصد زیارت مشهد امام(ع) کرد، پس از زیارت متوجه رادکان شد و در آن موضع چندی اقامت کرد....(مدرس رضوی، 1378: 15) یا در 16 محرم 809 ﻫ .ق شاهرخ که برای زیارت روضة منوره به مشهد آمد، پس از اکرام و محبت دربارة سادات و مردم شهر متوجه رادکان گردید...»  (مدرس رضوی، 1378:  25)

شاید بتوان ساخت کاخ یا عمارت چهارباغ توسط شاهرخ را نتیجة جایگزینی آرامش و ثبات پس از پایان یافتن خونریزی‏ها و درگیری‏های اوایل دوران تیموریان و نیز اقدامات مهمی ‌دانست که در دورة حکومت وی در خصوص حرم مطهر رضوی و نیز شهر مشهد بعمل آمد. ساخت مسجد گوهرشاد و برخی از رواق‏های حرم مطهر توسط گوهرشاد آغا زوجة شاهرخ، مدارسِ دو در، پریزاد و بالاسر در مجموعه حرم رضوی، ایجاد صحن و بردن آب توس به مشهد از دیگر اقداماتی بود که در این دوره صورت گرفت. (سیدی، 1378: 94)

به نوشتة اعتمادالسلطنه، شاهرخ در سال 821ﻫ.ق دستور ساخت این چهارباغ را در جانب شرقی مشهد صادر کرده، سرایی و قصری به تکلف در آن ساخت که هر وقت به عزم زیارت بدان شهر درآید در آن منزل کند. (اعتماد السلطنه،1362: ج2، 285) ظاهرا شاهرخ در سال 842 ﻫ .ق که مجددا  برای زیارت حرم رضوی وارد شهر مشهد شده برای اولین بار در عمارت چهارباغ مستقر شده است زیرا منابع تاریخی برای اولین بار خبر این استقرار را ثبت کرده و از عمارت مزبور نیز تحت عنوان عمارت جدید یاد کرده اند (اعتماد السلطنه،1362، ج2 :7-286)که نشان دهندة نخستین استفاده از آن توسط شاهرخ است. از سوی دیگر باتوجه به اینکه شاهرخ در سال 821 ه.ق دستور ساخت چهارباغ را صادر کرده و اولین بار در سال 842 ﻫ .ق از این عمارت در متون تاریخی یاد شده، احتمالا نشان دهندة این واقعیت است که کار ساخت بنای مزبور تا این سال یعنی حدود 21 سال به طول انجامیده است. پس از این تاریخ، بنای چهارباغ بطور مستمر در زمان شاهان و شاهزادگان بعدی تیموری مورد استفاده گرفته است .

یکی از وقایع مهم چهارباغ در دورة تیموری فوت میرزا بابُر فرزند بایسنقر میرزا و نوة شاهرخ در آنجاست:«.. میرزا ابوالقاسم بابر در سیم ربیع الآخر سنه احدی و ستین و ثمانمائه .... بمشهد مراجعت فرمود و.... در صباح سه شنبه 25 ربیع الثانی در عین نشاط و کامرانی از چهارباغ مشهد در محفه نشسته ساعتی سیر فرمود و پس از مراجعت بر سریرِ دولت قرار گرفته ناگاه مزاج موفور الابتهاج سمت تغییر پذیرفت... و در چاشتگاه همانروز، روزِ حیاتش برآمد ...»  (خواندمیر، 1380: ج 4، 57 ) میرزا ابوالقاسم بابر تنها یک فرزند به نام شاه محمود داشت که یازده ساله بود. اُمرا که در چهارباغ بودند پس از مرگ بابر او را به پادشاهی برداشتند. (میرخواند، 1375: 1190) ظاهرا این اولین بار بود که شاهی در چهارباغ مشهد بر تخت سلطنت نشست.

از دیگر وقایع تاریخی چهارباغ در این دوره، یاغی شدن محمد حسین میرزا، پسر سلطان حسین میرزای بایقرای گورکان مشهور به خاقان بر پدر خود به سال 904 ﻫ .ق و جنگِ طرفین در محوطة چهارباغ بود. وی که« فراراً بعراق و آذربایجان رفته بود جمعی از متجنده را با خود همراه ساخته بحسبِ ظاهر بقصدِ دیدن پدر و استعفاء از جرایم گذشته و در باطن به خیال تصرف مملکت و دفع پدر به مشهد مقدس رسید. از طرف سلطان حسین میرزای بایقرا امیرمبارزالدین محمد ولی بیک و امیر باباعلی با دو هزار سوار از هرات رسیده در چارباغ مشهد جنگ سختی در داده محمد حسین میرزا را فراراً و مقهوراً بسمت جرجان دوانیدند...» (اعتماد السلطنه، 1367: ج 4، 34)  به جز موارد فوق و اطراقِ گاه گاه بعضی از شاهان یا امرای دورة تیموری، اتفاق خاص دیگری طی این دوره حادث نشده است. بنابراین در این دوره بنای چهارباغ بیشتر یک استراحتگاه و تفرجگاه مشابه چهارباغ‌های سایر شهرهای دوره تیموری بوده است.

 

2-2-           دوران صفویان: چهارباغ به عنوان اقامتگاه حاکم شهر

ظاهرا عمارت چهارباغ در دورة صفوی به صورت مستمر به عنوان اقامتگاه شاهزادگان صفوی و نیز محل اقامت دائمی‌ِ حکام شهر و نیز حکام منطقة خراسان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. بنابراین در این دوره علاوه بر کارکرد تفرجگاهی، کارکرد حکومتی به عنوان سکونتگاه دائمیِ ‌حاکم شهر نیز به کارکردهای چهارباغ افزوده شده است. از جمله شواهدی که نشان دهندة این کاربری جدید است، برخی از وقایع دورة سلطان ابراهیم میرزا4 حاکم شهر مشهد، در زمان شاه طهماسب اول صفوی است که در آنها همواره از چهارباغ به عنوان محل استقرار وی یاد شده است. ازجمله در ذکر استقبال ریش سفیدان شهر مشهد از دختر شاه تهماسب و نامزدِ سلطان ابراهیم میرزا آمده است که عروس را در چهارباغ جای دادند و از دربِ سراب تا درِ چهارباغ را چنان آذین بندی کردند که رَشکِ خُلدِ برین و نگارخانة چین گردید. (قمی، 1378: 418)

همچنین در ضمن نقل برخی دیگر از وقایع شهر مشهد در این دوره مشخص می‌شود که شاهان و شاهزادگان صفوی به مانند دورة تیموری همچنان از چهارباغ به عنوان اقامتگاه استفاده می‌کردند. از جمله در «خلاصة التواریخ» در شرح ورود محمد میرزا [سلطان خدابندة بعدی] به شهر مشهد در سال 962 ه.ق و استقبال ابراهیم میرزا از وی آمده است که:« بعد از حمام و زیارت، محمد میرزا را در چهارباغ فرود آوردند و قریب به بیست روز .... در مشهد مقدس اقامت کرد.»  (قمی، 1378: 6-385) یا در سال 964 ﻫ .ق محمد خان تکلو امیرالامرای خراسان بعد از ورود به شهر مشهد و زیارت، به چهارباغ شتافته به خدمت شاهزاده سام میرزا رسیده است. (قمی، 1378: 390) نیز در همین سال ابراهیم میرزا، سلیمان میرزا فرزند کوچک شاه تهماسب را که توسط پدر و بواسطة نذرِ خادم باشیِ حرم رضوی به مشهد فرستاده شده بود، جهت محافظت و تربیت در چهارباغ جای داد. (قمی، 1378:  2-391) علاوه بر حاکم شهر و شاهان و شاهزادگان صفوی، از چهارباغ برای پذیرایی مهمانان خارجی نیز استفاده می‌شده است از جمله در سال 964 ﻫ .ق ابراهیم میرزا از امرای اوزبکِ خوارزم که در راه پایتخت ایران به قصد دیدار شاه صفوی وارد مشهد شدند در چهارباغ پذیرایی نمود. (قمی، 1378: 392) در برخی دیگر از منابع تاریخی با وضوح بیشتری از کارکرد حکومتی چهارباغ یاد شده است از جمله در تاریخ «عالم آرای عباسی» در ذکر وقایع سال 992 ﻫ .ق شهر مشهد و ملاقات مرشد قلی خان با سلمان خان حاکم مشهد آمده است که:«... آنگاه به قصد ملاقات سلمان خان به چهارباغ که محل اقامت حکام بود، رفت.»  (ترکمان،1350: ج1، 214 )

با روی کار آمدن شاه عباس اول و سفرهای متعدد وی به شهر مشهد، مطالب بیشتری راجع به چهارباغ و اقامت شاه در آنجا نقل شده است. شاه عباس در سالهای 997, 1006, 1007, 1008, 1009, 1011 [دوبار], 1016, 1021, 1029 و 1031 ﻫ .ق به شهر مشهد سفر کرده، در برخی از موارد بیش از چند ماه در چهارباغ اقامت نموده است. در این بین، مهمترین سفر وی مربوط به سال 1009 ﻫ .ق می‌شود که بنا بر نذری که کرده بود طی 28 روز پیاده از شهر اصفهان به زیارت مرقد مطهر رضوی شتافت. ضمن همین سفر وی دستور ایجاد خیابان [به سبک خیابان چهارباغ اصفهان] و جاری ساختن مجدد چشمه‌ها و قنوات را بعلت در مضیغه بودن سکنة شهر صادر کرد. (مدرس رضوی, 1378: 90-87.)در کتاب «مرآت البلدان» در ذکر وقایع این سفر، از چهارباغ مشهد به عنوان سرای شاهی نام برده شده است:« ... بعد از زیارت مرقد مطهر و چند شب و روز اعتکاف در زیر آن قبة گردون مطاف و تقدیم شرایط طاعت و عبادت به چارباغ مشهد که سرای شاهی بود منزل گزین شد.» (اعتماد السلطنه، 1367: ج 4، 34) همچنین در برخی دیگر از کتب تاریخی این زمان از چهارباغ با نام دولتخانة شاهی یا دولتخانة مبارکه (ترکمان،1350ج2: 611) یاد شده است که همه نشان دهندة کارکرد حکومتی چهارباغ  می‌باشند.

در دورة شاه عباس و به سال 1020 ﻫ .ق چهارباغ یکبار دیگر پذیرای میهمانان خارجی ازبک بود و «ولی محمد خان ازبک» حاکم ماوراءالنهر که به سبب طغیان پسران برادرش دین محمدخان، به شاه عباس پناهنده شده بود، مورد استقبال میرزا عرب، برادرِ شاه نظر حاکم مشهد قرار گرفت. به نوشتة اسکندربیک ترکمان، میرزا عرب طی این استقبال از دروازة شهر تا چهارباغ را پای اندازهای رنگین گسترانید. (ترکمان،1350ج2:  835)

اما پرحادثه ترین و مهمترین دورة حیات چهارباغ مشهد به اواخر دورة صفوی و پس از حملة افاغنه به دارالسطنة اصفهان مربوط می‌شود. یکی از مهمترین بازیگران سیاسی چهارباغ در این مقطعِ زمانی «ملک محمود سیستانی» از امرای محلی و قدیم سیستان است که در سال 1135 ﻫ .ق و در پی خلاءِ قدرتِ ناشی از زوال حکومت صفوی، جنوب خراسان را به تصرف درآورد به امید تصرف تمام ملک خراسان و برپایی حکومتی جدید راهی شهر مشهد شد. البته در این بین هرج و مرج ناشی از درگیری‌های بین مردم و حاکمان شهر مشهد نیز زمینه را برای وی مساعد ساخت. از جمله در ماه جمادی الاول همین سال، جمعی از عوام الناس مشهدی به چهارباغ ریخته، علی قلی خان حاکم مشهد را با تعدادی از عمال او به قتل رساندند. (استرابادی، 1361: 11)

در زمان رسیدنِ ملک محمود به نزدیک شهر مشهد در ششم جمادی الثانی سال 1135 ﻫ .ق ، پهلوانان با کدخدایان و اعزه و اعیانِ [شهر تا حوضِ] باباقدرت به استقبال وی شتافته، ملک در میان استقبال عمومی ‌وارد شهر شد و در چهارباغ نزول نمود. (مروی، 1364: 38) ملک محمود که با سپاهیان عرب و سیستانی که گرد خود جمع کرده بود و توپخانه و استعداد کامل وارد مشهد شده بود در همان روز اول مجلسِ شیلانی [بارِ عام] ترتیب داد. (مدرس رضوی، 1378: 123)

از این تاریخ به بعد تا سال 1139 ﻫ .ق که یکی از فرزندان فراری شاه سلطان حسین به نام شاه طهماسب دوم به خراسان آمد، ملک محمود، مالک الرقاب خراسان به مرکزیت مشهد بود. البته تنها مزاحم و حریف ملک محمود در این مدت نادرقلیِ افشار[ نادر شاه آینده] بود که گاه و بیگاه از ابیورد و کلات به وی حمله می‌کرد.

شاه طهماسب دوم که به علت شکست از افاغنه دست خود را از دارالسلطنة اصفهان و قزوین کوتاه می‌دید، شهر مشهد را به عنوان پایگاه خود انتخاب کرد و در سال 1136 ﻫ .ق یکی از سرداران خود به نام رضاقلی خان را جهت سرکوبی ملک محمود- که مشهد را به پایتختی برگزیده بود- به خراسان فرستاد. (کیانی، 1374: 627)

در سال 1139 ﻫ .ق نادرقلی افشار که پس از ناکامیِ ‌رضاقلی خان در تصرف شهر مشهد و عزل وی بدستور شاه طهماسب، به عنوان سردار انتخاب شده بود با سپاه مهیا وارد شهر مشهد شد و تا [اطراف دولتخانة] چهارباغ را متصرف گشت. محمودیان که به محارست بروج و باره مشغول بودند خود را سراسیمه به ارگ رساندند و ملک محمود را از واقعه خبر دادند. ملک محمود نزدیک طلوع فجر از طرف چهارباغ و پایین خیابان حملات پی در پی کرد و جلادت و رشادتی به ظهور رسانید. لیکن نتیجه به دست نیاورد و جمع بسیاری از لشکریانش کشته و بقیه به قلعة ارگ پناهنده شدند و آن روز تمام شهر به دست سپاهیان شاهی درآمد. (استرابادی، 1361: 51) روز بعد از تصرف مشهد بوسیلة نادر، دولتخانة چهارباغ را تعمیر و مفروش کردند و شاه طهماسب به آنجا نزول فرمود و به عیش و عشرت مشغول شد. (مدرس رضوی، 1378: 143)

2-3-         دوران افشاریان: اوج شکوه چهارباغ

با روی کار آمدن افشاریان، شهر مشهد رسما به عنوان پایتخت سلسلة افشاری و کل ایران انتخاب می‌شود و چهارباغ  به معنای واقعی نام و نشان مقر شاهی را به خود می‌گیرد. بدیهی است که در این دوره به اقتضای امورات حکومتی و کشوری جدیدی که در داخل چهارباغ می‌بایست انجام شود، قسمت‌هایی به آن افزوده شد. اغلب اطلاعات ما در رابطه با چهارباغ دوران افشاریه از کتاب های تاریخی که در رابطه با زندگینامة نادرشاه تالیف یافته بدست می‌آید از جمله «جهانگشای نادری» تالیف میرزا مهدی خان استرابادی و «عالم آرای نادری» تالیف محمد کاظم مروی. باتوجه به مطالب کتب مزبور مشخص می‌شود که طی این دوره چهارباغ توسعة زیادی یافته بناها و عناصر دیگری مانند کاخ هشت بهشت، میدان عالی قاپو و.جزآن در آن ساخته می‌شود. از همین رو از چهارباغ با عنوان عمارات چهارباغ[مجموعه ای از بناها] یا دارالخلافة شاهنشاهی نام برده شده است. از جمله در ذکر ازدواج رضاقلی خان فرزند ارشد نادر آمده است:«.... نوابِ صاحب قران بعد از [دریافتِ] شرف زیارت با تمامی‌خوانین و سرکردگان به چهارباغ نزول اجلال فرموده، کدخدایان و اعزه و اعیان و اهالی و بزرگان ارض اقدس را به حضور والا طلبیده مقرر فرمود که تدارک شاهانه و مجلس ملوکانه آماده نمایند که فرزند کامیاب خود رضاقلی خان را اراده داریم وطی داده،...5 چون تهیة اسبابِ سور سرانجام یافت و پرتو آن شادی و سرور بر در و دیوارِ خاطرِ هر نزدیک و دور تافت، خاص و عام را به دارالخلافة شاهنشاهی بار دادند و .....»(مروی، 1364: 163) مؤلف عالم آرای نادری در ادامة شرح این جشن، از تالاری با نام الیاس خانی نام می‌برد (مروی، 1364: 165) که نشان می‌دهد طی همین دوره تالاری به این نام نیز به مجموعه بناهای چهارباغ افزوده شده است.

از دیگر بناهایی که احتمالا در این دوره در داخل چهارباغ قرار داشته ضرابخانه بوده است زیرا نادر قبل از حرکت به طرف اصفهان جهت بیرون راندن اشرف افغان، با استفاده از غنایم هند در آنجا سکه ضرب کرده است. (مروی، 1364:  108)بیشترین اقدامات نادر در چهارباغ همزمان با اقدامات عمرانی در مجموعة حرم رضوی بواسطة نذری که برای فتح هرات کرده بود  (استرابادی،1361: 141)، صورت گرفته است. در شرح اقدامات نادر در چهارباغ همزمان با ساخت گلدسته و طلا گرفتن آن بعلاوة ایوان علیشیر در حرم رضوی آمده است:«... استادانِ معمار نظر به فرمان خاقانِ عدالت شعار از قریة مذکور[مزرعه گلستان] آب  موفور از محل عبورِ سابق برگردانیده هرجا و مکان که در گودی و عمق بود به آجر و سنگ بلند آوردند و باشترگلو6 آب را به روی می‌آوردند و در چهارباغِ شاهی، عمارات هشت بهشت طرح انداختند، آب مذکور چون وارد قلعه شد، در همه جا جستِ آن شش ذرع الی ده ذرع ارتفاع داشت. و در پیشِ چارباغ آب انباری ساختند که یکی در زیر بود و یکی در بالا و آنکه در زیر بود جهتِ خیرات ساخته بودند که عوام الناس برده به مصارف می‌رسانیده باشند و آنکه در بالا بود چهارده دهنه داشت که هر دهنه به چندین صنعت پراکنده گردیده و در میانِ هشت بهشت از حوضهایی که در میان آن عمارات  عالیه ساخته بودند فواره می‌جست...» (مروی، 1364: 203)  همان گونه که مشخص می‌شود بر طبق نوشتة فوق علاوه بر تالار الیاس خانی، بناهایی چون شترگلو، هشت بهشت، دو آب انبار یکی عمومی ‌و یکی اختصاصیِ دربار و حوضهای آب به بناهای چهارباغ افزوده شده است.

یک نکتة جالب در رابطه با عمارت هشت بهشت، دستور نادرشاه  به پدرِ مؤلفِ عالم آرای نادری برای تهیة فرش از قاینات برای عمارت هشت بهشت و دیگر بناهای چهارباغ در سال 1145 ﻫ .ق است:«...حسب الامرِ اقدس به عهدة والدِ محرفِ این حروف مقرر گردیده بود که به قاینات رفته مداخل و مخارج آنجا را با یک دست فروش روضة منوره و یک دست فروش به جهت هشت بهشت و چند دست برای عمارات عالیة چهارباغ شاهی مع نمد و قالی سرانجام نموده مراجعت نمایند.» (مروی، 1364:  206)

نادر هم زمان با این اقدامات در مجاورت چهارباغ برای خود آرامگاه مجلل و زیبایی نیز بنا نهاد:«.. و دیگر حسب الامر اقدس مقرر شد که در قبلة خیابان بالا در جنب عمارات چهارباغ شاهی مقبره ای از خشت و گچ بنا نمایند...» (مروی، 1364:  4-202) اگر مقبرة کنونی نادر در شهر مشهد که توسط احمدِ قوام والی قاجاریِ خراسان در سال 1296 ه.ق ساخته و در دورة پهلوی دوم تجدید بنا شده (سیدی، 1378: 236)، همان مکانِ اولیة مقبره باشد، می‌توان چنین برداشت نمود که عمارات چهارباغ احتمالا در محدودة چهارراه نادری تا ایستگاه راه آهن کنونی مشهد واقع بوده است. مطابق وقفنامه ای که برای آرامگاه مزبور نوشته شده و اصل آن در کتابخانة آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود، چنین معلوم می‌شود که این باغ، زیبا و مشجر بوده است زیرا در وقفنامه دو نفر باغبانِ موظف برای آنجا تعیین شده بودند. (کیانی، 1374: 629)باتوجه به توصیفات جشنی که نادر به سال 1153 ﻫ .ق پس از فتح هندوستان در مشهد برگزار می‌کند مشخص می‌شود که میدانی تحت عنوان نقش جهان نیز در مجموعة عمارات چهارباغ وجود داشته است که طی مراسم جشن به همراه بازار و خیابان و محلات آذین و چراغانی شده بود. (مروی، 1364: 771) همچنین دروازة ورودی چهارباغ نیز عالی قاپی نامیده می‌شده است: «... ریسمان بازی از بلدة فاخرة بخارا وارد گردید... ریسمانی[داشت] طولانی که یک سر آن ریسمان در بالای عالی قاپی و پایین آن در قپاق میان میدان نقش جهان و سر دیگر در بالای نقاره خانه بسته[بود].... » (مروی، 1364: 772) شخصی به نام عبدالکریم هندی که در همین سال همراه نادر از هندوستان به مشهد آمده از چهارباغ با عنوان قصر سلطنتی یاد کرده است. (اعتماد السلطنه،1362: ج2، 47)

با توجه به مطالب فوق، در این زمان مشهد نیز به مانند اصفهان دارای میدان نقش جهان و دروازة عالی قاپو بوده است که این امر نشان دهندة الگوبرداری نادر در ساخت پایتختی با اجزایی مشابه پایتخت صفویان در اصفهان است. یکی از اتفاقات تلخ چهارباغ در دورة نادر، قتل تعداد زیادی از عمال و مباشیرین حکومتی در آنجا به سال 1153 ﻫ .ق در پی بدبینی‌های نادر پس از بازگشت از سفر هند و ترکستان و خوارزم است که تا حد زیادی محبوبیت نادر را در بین مردم و سردارانش از بین برد (مروی،1364: 827) و همین رویه، در نهایت موجب قتل وی در سال 1160 ﻫ .ق و متعاقب آن هرج و مرج و سپری شدن دورة شکوه چهارباغ شد.

پس از قتل نادر توسط سرداران سپاهش، برادر زاده اش علیقلیخان به پادشاهی برگزیده شد و در تاریخ بیست و هفتم جمادی الثانی 1160 ه.ق با نام عادلشاه بر تخت سلطنت جلوس کرد و از علیقلی به علیشاه تغییر نام داد. (استرابادی،1361: 427) از اقدامات مهم دورة عادلشاه در رابطه با چهارباغ، ساخت ارگی مستحکم در داخل آن و انتقال کلیة گنجینه‌های نادر از جمله الماس های مشهور کوه نور، دریای نور و تحفة گرانبهای تخت طاووس از دژ کلات به آنجا است. کار ساخت این بنا سه ماه  به طول انجامید و در اطراف آن خندقهای بسیار عریض و عمیقی کندند و زمین های اطراف را محکم کرده و تمام آنها را با مقدار زیادی اسباب توپخانه مجهز نمودند. (کیانی، 1374: 632) عادلشاه در ذی الحجة سال 1160 ﻫ .ق عازم مازندران شد (پازن،1340: 57) و پس از یک سال که به مشهد برگشت در بند اسیری افتاد زیرا امرای خراسان شاهرخِ7 افشار نوة نادر را که تنها عضو بازمانده در قتل عامِ خانوادة نادر شاه توسط عادلشاه بود و به مصلحت وی در چهارباغ محبوس بود را به تخت نشانده بودند. بدین ترتیب شاهرخ افشار پنجمین شاهی بود که در چهارباغ مشهد در هشتم ماه شوال سال 1161 ﻫ .ق بر تخت پادشاهی جلوس کرد  (استرابادی،1361: 431) اما پادشاهی او هم چندان نپایید.

شاهرخ در سال 1162 ﻫ .ق ، میر سید محمد یکی از سادات مرعشی و متولی آستانة رضوی در اواخر عهد نادرشاه را که در آن وقت در شهر قم اقامت داشت از بیم آنکه امرای عراق و آذربایجان وی را به پادشاهی بردارند، به مشهد فرا خواند و از او خواست تا نیابت امور سلطنت را در دست گیرد (گلستانه، 1344: 40) اما این اقدام پیشدستانه، به ضرر او تمام شد زیرا در سال 1163 ﻫ .ق جمعی از امرا که از اقدامات نسنجیدة شاهرخ رنجیده بودند به ملاقات سید رفته و وی را به قبول پادشاهی تکلیف کردند. او هرچند ابا و امتناع از پذیرفتن آن کار کرد مفید نیافتاد. «یکی از امرا به طویله رفته اسبی را بزیرِ زین کشیده آورده و همگیِ امرا، به اتفاق سید را سوار کرده و خود در جلو افتاده روانة چهارباغ که دارالسلطنه است گشته و لشکریان از اطراف و جوانب مطلع شده به امرا پیوسته و سکنة شهر هم به دستور، خود را شریک نموده داخل چهارباغ گردیدند». (گلستانه، 1344:  45-44) سید محمد در پنجم صفر 1163 ﻫ .ق در عمارت الیاس خانیِ چهارباغ با عنوان «شاه سلیمان ثانی»، رسما بر تخت سلطنت معروف به «تخت طاووس»8 جلوس کرد و در همان اولین روز جلوس به اتفاق امرای حامی ‌خویش به زیارت حرم رضوی شتافت و ضریح نادرشاه را به حرم منتقل نمود. (مرعشی صفوی، 1328: 116-115)

اما مدت پادشاهی شاه سلیمان و اقامت او در چهارباغ هم چیزی بیش از یکماه نبود و این پادشاهیِ کوتاه با کور شدن، بریده شدن زبان و در نهایت مرگِ او به اتمام رسید. ماجرا از آنجا شروع می‌شود که در غیبتِ شاه سلیمان و حضورِ وی در چمن رادکان، جمعی از هوادارانش به سرکردگیِ یکی از امرای محلی خراسان به نام امیر علم خان خزیمه به سراغ شاهرخِ محبوس در چهارباغ رفتند و وی را از نعمت بینایی محروم کردند. (مرعشی صفوی، 1328:  131-128) بعد از این قضایا صبیة میرزاخان سلطان، زوجة شاهرخ که در چهارباغ با شوهر خود تحت نظر شاه سلیمان بود به دستیاری بعضی از خواجه سرایان به امرای خراسان نامه می‌نوشت و آنها را در خودداری از حمایت شاهرخ سرزنش می‌کرد و به آنها وعدة مقام و رتبة عالی و نوید صاحب اختیاری امور سلطنت می‌داد و کوری شاهرخ را منکر می‌شد.  (مدرس رضوی، 1378: 173)

در سال 1163 و پس از 40 روز از پادشاهی شاه سلیمان در حالی که یکی از امرای مخالف شاهرخ و خویشِ امیر علم خان خزیمه به نام امیر محراب خانِ عرب درگذشت، چون امیر علم خان و دیگران سرگرم تدفین شدند امرای هوادار شاهرخ به سرکردگی یوسف ‌علی‌خان و زال‌خان جلایر که چندی مترصد فرصت بودند، وقت را از دست ندادند و چون با جماعت کشیکچیان همدست بودند مردمِ خود را دو دو و سه سه از دروازة چهارباغ وارد کردند و بر بام ها رفتند و دروازه‌ها را بستند و شاه سلیمان را از خلوتخانه بیرون کشیدند و دوچشم او را از حدقه بیرون کردند و شاهرخ را به گمان آنکه بیناست از اندرون به درآوردند. چون او را کور دیدند از کرده نادم و پشیمان شدند. لیکن تأسف حاصلی نداشت. ناچار شهرت بینایی وی را داده بر تخت نشانیدند و به شادمانگی توپ و تفنگ بسیار شلیک کردند. امیر علم خان و سایر  امرا که در روضة رضویه بودند از آواز توپ و تفنگ مضطرب شده به درِ دولتخانة شاهی آمدند و پس از شنیدن خبر با جماعتی از سپاهیانِ کُرد و عرب و بیات که جمع شده بودند بر چهارباغ حمله بردند. یوسف ‌علی‌خان و زال‌خان جلایر و سایر امرای کشیک که توپخانة شاهی را به تصرف داشتند به ضرب گلولة توپ و تفنگ حملات آنها را دفع کردند.  (گلستانه، 1344: 55)

پس از تفرق سرداران، یوسف ‌علی‌خانِ مذکور، شاه سلیمان ثانی را با کلیة متعلقاتش از چهارباغ بیرون آورد و در قلعة ارگ حبس کرد و جماعتی را برای حفظ و حراست آنها برگماشت و خود را مختارالدوله خواند و مختار امور سلطنت شد. (مدرس رضوی، 1378: 176)

هواداران شاهرخ، سید محمد کور را از چهارباغ به ارگ برده حبس کردند بعد هم زبان او را بریدند. (گلستانه، 1344: 72-65) بدین سان از حدود نیمة ماه ربیع الثانی سال 1163 ﻫ .ق شاهرخ نابینا دورة دوم حکومت 17 سالة خود را در مشهد و چهارباغ آغاز کرد. (مرعشی صفوی، 1328: 137)

در پی قدرت یافتن ایل قاجار و ورود آقامحمدخان به مشهد در سال 1210 ﻫ .ق ، شاهرخ بدون جنگ و مقاومت به همراه جمعی از علما و سادات و چند نفر از پسران خود به استقبال وی شتافت و خانِ قاجار پس از زیارت عتبة مقدسه به مقر حکومتی مشهد[چهارباغ]  وارد شد. (مدرس رضوی، 1378: 194) شاهرخ پس از ورود آقامحمدخان، پیشکش هایی تقدیم وی نمود اما خان قاجار که از ثروت های اندوختة نادری نزد وی اطلاع داشت، آغاز به شکنجة شاهرخ کرد و در نهایت یک دالانِ مملو از صندوقهای جواهرِ زبدة الوان که به مُهر محمدشاه بابری بود و نادر سر به مهر نهاده بود را به تصرف خود درآورد. (قزوینی، 1367: 157) با توجه به اقامت شاهرخ در چهارباغ، می‌توان چین احتمال داد که دالان مخفی مزبور در داخل همین چهارباغ قرار داشته است. همچنین احتمالا اغلب ۲۲۴۳۹ قطعه سنگ گرانبهای تخت معروف به نادری شامل ۹۵۹۷ قطعه‌ الماس، ۷۴۶۴ قطعه‌ زمرد، ۴۶۸۲ قطعه یاقوت و ۶۹۶ قطعه‌ لعل در همین زمان توسط آقامحمدخان تصاحب شده و در دورة فتحعلی شاه آذین بخش تخت معروف به نادری شده است.9پس از قتل آقا محمد خان در سال 1211 ﻫ .ق ، نادرمیرزا یکی از فرزندان شاهرخ افشار که در زمان تصرف شهر بدست خان قاجار، به هرات گریخته بود، از هرات به مشهد بازگشته و شهر را متصرف شد. (هدایت، 1349: ج 9، 352) چهارباغ مشهد از این تاریخ تا سال 1218 ﻫ .ق که شهر مشهد به تصرف مجددِ سپاه قاجاری در آمد، واپسین روزهای آخرین شاه افشاری را رقم زد.10

 

2-4-         دوران قاجاریه: پایان عمر چهارباغ

از سال 1218 ﻫ .ق به بعد مجددا حکومت خراسان به شاهزاده محمد ولی میرزای قاجار سپرده شد و او در شهر مشهد استقرار یافت. از این تاریخ به بعد است که دیگر در ذکر وقایع شهر مشهد نامی ‌از عمارات حکومتی چهارباغ دیده نمی‌شود و به عبارتی با پایان دوران افشاریه و آغاز حکومت قاجاریه، بنای حکومتی جدیدی جایگزین آن می‌شود. یکی از دلایل این امر را می‌توان در خرابی‌های وارده بر شهر مشهد و عمارات چهارباغ در حملة آقامحمد خان و فتحعلیشاه قاجار و درگیری‌های آنان با بازماندگان سلسلة افشار دانست. (کیانی، 1374: 632) به نظر می‌رسد پس از این درگیری‌ها و ویرانی عمارات چهارباغ، محمد ولی میرزا، بنای دیگری را به نام ارگ دولتی به جای آن ساخته است. در روضه الصفای ناصری در ضمنِ تشریح جنگهای سالار و حمزه میرزا برادر محمدشاه قاجار، از ارگِ پیوسته به شهر سخن رانده شده (هدایت، 1349: ج 9، 64) که به نظر می‌رسد منظور، همین ارگ دولتی جدید است.

در بررسی وقایع دوران قاجارِ شهر مشهد متوجه می‌شویم که این بنای حکومتی جدید، در جنوب غرب شهر و متصل به باروی شهر بوده است. (کیانی، 1374: 632) «لرد جرج کرزن» یکی از دولتمردان انگلیسی که در اکتبر 1889 میلادی برابر با ماه صفر 1307 ﻫ .ق از شهر مشهد دیدن کرده در مورد این ارگ حکومتی می‌نویسد:«.. ارگ در جنوب غربی، به وسیلة میدانی از شهر جدا شده و دارای برج و بارو و دروازه است...»  (کرزن، 1362: 235)

چنین به نظر می‌رسد که پس از ساخت ارگ جدید به وسیلة محمد ولی میرزا، عمارات چهارباغ علیرغم ویرانی حداقل تا سال 1228 ﻫ .ق هنوز پابرجا و قابل استفاده بوده است زیرا اسحاق خان قَرایی معروف به کُردِ قَرایی حاکم ولایت زاوه و تربت حیدریه در همین سال و متعاقبِ انعقاد عهدنامة ننگین ترکمانچای، با استفاده از ضعف دولت مرکزی با فریب دادنِ محمد ولی میرزا، برج و باروی شهر مشهد را به تصرف درآورده و در چهارباغ مسکن گزیده است. (هدایت، 1349: 498). ظاهرا در سال 1250 ﻫ .ق عمارات سلطنتی چهارباغ بطور کامل ویران شده و دیگر اثری از آنها برجای نمانده بود زیرا «جیمز بیلی فریزرِ» انگلیسی که در این سال وارد مشهد شده و پانزده روز در این شهر اقامت داشته، روزی قدم زنان از چهارباغ گذشته و می‌نویسد که :«.. چهارباغ به ویرانه ای تبدیل شده بود و تنها مردی در آن بیل می‌زد تا برای خودش سبزی بکارد». (فریزر، 1364: 321)در دوره قاجار علیرغم تخریب کامل چهارباغ، محله ای را که قبلا عمارات چهارباغ در آنجا قرار داشت به نام محلة چهارباغ می‌نامیدند. در اواخر این دوره، مشهد دارای شش محلة بزرگ11 و ده محلة کوچک بوده که یکی از محلات بزرگِ شش گانه، همین محلة چهارباغ یا سرشور بود. (کیانی، 1374: 634) بعد از دورة قاجار و تغییر و تحولات نوین شهری دورة پهلوی اول در شهر مشهد، بیشتر قسمتهای این محله هم تخریب شد و از آن تنها نام یک کوچه تحت عنوان چهارباغ باقی ماند.

 

نتیجه‌

با توجه به مطالب ذکر شده، چهارباغ مشهد از تاریخِ ساخت آن در سال 842 ﻫ .ق تا تاریخِ تخریب در سال 1250 ﻫ .ق یعنی بیش از 400 سال حیات داشته است و طی این مدت در کتب تاریخی از آن با عناوین مختلفی چون سرای شاهی، دولتخانة شاهی، دولتخانة مبارکه، قصر سلطنتی، چهارباغِ شاهی، دارالخلافة شاهنشاهی وجزآن یاد شده که نشان دهندة جایگاه مهم آن به عنوان دارالحکومه یا کانونِ یک پایتخت در تحولات سیاسی و تاریخی شهر مشهد، ناحیة خراسان و بعضا کل ایران بوده است. ساخت این چهارباغ در زمان شاهرخ تیموری را می‌توان نشانة مرکزیت یافتن رسمیِ شهر مشهد به جای شهر توس به عنوان مرکز ناحیة توس در قرن نهم هجری و آغاز توسعه و شکوفایی شهر مشهد دانست که در ادوار صفوی و مخصوصا افشاری تداوم یافته است.نکتة دیگر علت انتخاب شهر مشهد به عنوان پایتخت توسط طهماسب دوم صفوی، ملک محمود سیستانی و نادر و جانشیناش در بین شهرهای مختلف ایران بوده که جایگاه مهم این شهر را در این برهة زمانی یادآور می‌شود زیرا از اواخر دوران صفوی و با تصرف شهر اصفهان به دست افاغنه، شهر مشهد به عنوان بزرگترین و مهمترین شهر ایران پس از اصفهان بوده است. شهر مشهد که در زمان تیموریان پس از هرات دومین شهر خراسان بود از اواسطِ دورة صفوی تقریبا اهمیتی برابر با هرات یافت و در دورة نادر از آن پیشی گرفته و ابرشهرِ خراسان شد. هرچند انتخاب مشهد به عنوان پایتخت در دورة افشاری تا حدی تحت تاثیر علاقة نادر به این شهر و نزدیکی آن به زادگاه وی به عنوان پشتوانة حکومت تازه تاسیس او هم بوده اما نباید فراموش کرد که این شهر بواسطة نزدیکی به شهرها و مراکز تجمع افاغنه و ازبک ها به عنوان مهمترین مهاجمان به ایران در آن زمان، از وضعیت سوق الجیشی خاصی نیز برخوردار بوده است.

نکتة پایانی در رابطه با منشاء و سابقة فضای چهارباغ است که طی قرون سه و چهار هجری در منطقة خراسان بزرگ شکل گرفته و طی دورة تیموریان از رونق فراوانی برخوردار بوده است. به نظر می‌رسد این فضا در دوران شاه عباس اول صفوی به اصفهان راه یافته و به اوج تکامل خود به عنوان یک عنصر شهری مهم دست یافته است. نکتة حائز اهمیت در این زمینه سابقة حضور شاه عباس در منطقة خراسان و شهر هرات تا قبل از پادشاهی وی12 و تبعا آشنایی او با فضاهای متعدد چهارباغ در این منطقه است. بنابراین بیراه نیست اگر تصور کنیم که شاه عباس فضای چهارباغ را از منطقة خراسان اقتباس کرده و البته با تغییرات معین به اقتضای موقعیت مکانی و جغرافیایی شهر اصفهان و رود زاینده رود آنرا به عنوان بخش مهمی از الگوی آرمانی شهرسازی خود بکار برده باشد. بعبارت دیگر وی چهارباغ را از یک فضای خصوصیِ درباری یا حکومتیِ صرف به یک فضای شهریِ عمومی در قالب خیابانی مستقیم و عریض تبدیل کرد. از سوی دیگر فضای چهارباغ نشان دهندة ارتباط قدیمی بین فضاهای سبز یا باغ‌ها با کارکردهای حکومتی و شهری حداقل از دورة صفویان به بعد نیز هست.

 

پی‌نوشت‌ها

1- احتمالا درخت نارون.

2- گلابی.

3- رادکان که در گذشته با نام رایکان ضبط شده است، امروزه شامل منطقه ای در دشت چناران و در فاصلة 50 کیلومتری شمال غرب شهرستان مشهد می‌شود. این منطقه در حال حاضر تبدیل به روستای بزرگی به نام رادکان شده که مرکز بخش رادکان  و از توابع شهرستان چناران محسوب می‌شود و مردم آن بیشتر به شغل کشاورزی و دامداری مشغولند. یکی از مهمترین یادگارهای این منطقه از دورانهای گذشته برج معروف رادکان است که به دورة سلجوقی تعلق دارد. همچنین در گوشه و کنار منطقة رادکان امروزه پستی و بلندی‌هایی دیده می‌شود که نشان از رونق و آبادانی شهری به نام رادکان توس در دوران گذشته دارد. این شهر مولد خواجه نظام الملک طوسی و ابومحمد عبدالله بن هاشم الطوسی  و ابوالازهر حسن بن احمد بن محمد الطوسی است. در کنار رادکان مرغزار طوس است که شهرت و سابقة تاریخی زیادی دارد و ملکشاه سلجوقی بامر پدرش آلب ارسلان در این مرغزار بتخت نشسته است و علاء الدین تکش خوارزمشاه در مرغزار رادکان تاجگذاری کرده و این مرغزار در قرون مختلفه مرتع اسبان سلاطین بوده و بسیاری از سلاطین ایران در مرغزار رادکان بگردش و شکار و استراحت پرداخته اند. رادکان کنونی شامل دو قسمت است. بخشی از آن رادکان قدیمی‌که هنوز آثار برج و باروی آن کاملا مشهود است. دیوار آن با چینه ساخته شده و سنگ و آجر در آن بکار نرفته است. بخش جدید که حاصل توسعة رادکان در سالهای اخیر است، شامل منازل مسکونی می‌باشد که در خارج قلعه ساخته شده است (عطاردی،  1368: ج 1, 31-29).

4- فرزند بهرام میرزا برادر شاه طهماسب و نوة شاه اسماعیل.

5- منظور از وطی دادن، زن دادن است.

6- در اصطلاح مقنیان، راه آب زیر زمینی با لوله یا تنبوشه‌های بزرگ در زیر نهر یا رودخانه و آنچنان باشد که از دوسویِ رودخانه همچون دو چاه تعبیه کنند و آن دو را از زیرِ رودخانه به هم بپیوندند تا آب از یک سمت فرو رود و از سمتِ دیگر بالا آید. (دهخدا، 1377: ذیل واژة شترگلو)

7- شاهرخ فرزند رضاقلی میرزا و نوة نادر و مادرش دختر شاه سلطان حسین صفوی است که پس از قتل ابراهیم خان برادر زادة نادر به تخت نشست.

8- در اصل نام تخت سلطنتی مرصعی بود که نادر شاه از هند به عنوان غنیمت جنگی با خود به ایران آورد. این تخت به دلیل وجود طرح دو طاووس پرگشوده که در پشت آن قرار داشت به این نام شهرت یافته بود. پرهای زیبای این طاووس‌ها با جواهراتی چون: یاقوت، زمرد، مروارید، یاقوت کبود و سنگهای گران‌بهای دیگری تزیین شده بودند که در قرن ۱۱ هجری برای شاه‌جهان پادشاه گورکانی هند ساخته شد. سازنده‌ این تخت نفیس محمدسعید لاهیجی معروف به سعیدای گیلانی و بی‌بدل‌خان٬ خوشنویس و هنرمند ایرانی بود (فضایلی، ۱۳۶۲: ۵۰۸-۵۰۹).

9- تخت نادری نام اریکه سلطنتی است که به دستور فتحعلی شاه قاجار توسط جواهر سازان و صنعتگران ایرانی ساخته شده‌است. این تخت مرصع و میناکاری شده شامل ۲۲ هزار سنگ و جواهر قیمتی است که برای اردوکشی به چمن سلطانیه زنجان در ۹ قطعه مجزا ساخته شد. این تخت تنها در مواقع سفر برای پادشاه حمل می‌شد و در بقیه اوقات در خزانه سلطنتی نگهداری می‌شد. در حال حاضر این اثر گرانبها در موزه جواهرات ملی بانک مرکزی جمهوری اسلامی‌ایران نگهداری می‌شود.

10- نادرمیرزا پس از دستگیری، به دستور فتحعلی شاه ابتدا با خشونت تمام کور شد و سپس دست و زبان او بریده و در نهایت کشته شد. (هدایت، 1349: 386)

11- دیگر محلات بزرگ عبارت بودند از محلة خیابان علیا، محلة خیابان سفلی، محلة سراب، محلة عیدگاه و محلة نوقان.

12- شاه عباس تا قبل از رسیدن به سلطنت, از طرف جدش شاه طهماسب, حکومت خراسان را به للگی شاهقلی سلطان داشته و به نوعی دوران کودکی تا جوانی خود را در خطة خراسان گذرانده است.

  1. استرابادی، میرزا مهدی خان (1361) جهانگشای نادری، به کوشش سید عبدالله  نوری، تهران: انجمن آثار ملی.
  2. اعتماد‌السلطنه، محمد حسن خان (1367) مرآت البلدان، تصحیح عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدّث، تهران: دانشگاه تهران.
  3. --------  (1362) مطلع الشمس، تهران: انتشارات پیشگام.
  4. بیهقی، محمد بن حسین (1383) تاریخ بیهقی، تصحیح علی اکبر فیاض و اهتمام محمد جفر یاحقی، مشهد: دانشگاه فردوسی.
  5. پازن (1340) نامه‌های طبیب نادرشاه، ترجمة دکتر علی اصغر حریری، تهران: انجمن آثار ملی.
  6. ترکمان، اسکندربیگ (1350) تاریخ عالم آرای عباسی، تصحیح ایرج افشار، تهران: امیر کبیر.
  7.  خواندمیر، غیاث الدین (1380) تاریخ حبیب السیر، زیر نظر دکتر دبیر سیاقی، تهران: انتشارات خیام.
  8. دهخدا، علی اکبر (1377) لغتنامة دهخدا، تهران: دانشگاه تهران.
  9. سجادی، سید جعفر (1370) فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی. تهران: انتشارات طهوری.

10. سیدی، مهدی (1378) تاریخ شهر مشهد،  چاپ اول, تهران: انتشارات جامی.

11. عطاردی، عزیز الله (1371) تاریخ آستان قدس رضوی، جلد اول، چاپ اول، تهران: انتشارات عطارد.

12. فریزر، جیمز بیلی( 1364) سفرنامه فریزر معروف به سفر زمستانی، ترجمة منوچهر امیری، تهران: توس.

13. فضایلی، حبیب‌الله (۱۳۶۲) اطلس خط. چاپ دوم، اصفهان: انتشارات مشعل اصفهان.

14. قزوینی، ابوالحسن (1367) فواید الصفویه، تصحیح دکتر مریم میراحمدی، تهران: انتشارات مطالعات و تحقیقات.

  1. قمی (میر منشی)، قاضی احمد ( 1378) خلاصه التواریخ، تصحیح دکتر احسان اشراقی، تهران: دانشگاه تهران.

16. کرزن. (1362). ایران و قضیة ایران، ترجمة وحید مازندرانی، تهران: انتشارات علمی‌و فرهنگی.

17. کلاویخو (1366) سفرنامة کلاویخو، ترجمة مسعود رجب نیا، تهران: علمی ‌و فرهنگی.

18. کیانی، محمد یوسف (1374) پایتخت های ایران، چاپ اول، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی.

19. گلستانه. ابو الحسن (1344) مجمل التواریخ، به کوشش مدرس رضوی ، تهران: کتابخانة ابن سینا.

20. مدرس رضوی، محمد تقی (1378) سال شمار وقایع مشهد در قرنهای پنجم تا سیزدهم، به کوشش ایرج افشار، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

21. مرعشی صفوی، میرزا محمد خلیل ( 1328) مجمع التواریخ، تصحیح عباس اقبال، تهران: شرکت سهامی‌چاپ.

22. مروی، محمد کاظم (1364) عالم آرای نادری، تصحیح دکتر محمد امین ریاحی، تهران: انتشارات کتابفروشی زوار.

23. میرخواند، میر محمد (1375) تاریخ روضة الصفا، تهذیب و تلخیص دکتر عباس زریاب، تهران: انتشارات علمی.

24. نرشخی، محمدبن جعفر (1351) تاریخ بخارا، ترجمة ابونصر احمدبن محمدنصر قباوی، تلخیص محمدبن زفربن عمر، تهران: چاپ مدرس رضوی.

25. هدایت، رضاقلیخان( 1349) تاریخ روضه الصفا ناصری، تهران: کتابفروشی مرکزی و خیام.

26. Golombek, L (1995)"The gardens of Timur: new perspectives", Muqarnas, vol. 12