بررسی تاریخی خیابان(چهارباغ) شهر مشهد در عصر صفویه (1020 – 1016 هـ.ق)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار معماری هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس.

3 دانشیار شهرسازی هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس .

چکیده

دولت صفوی، در پی تحقق آرمانشهرهایی بوده که ریشه در باورها و اعتقادات اسلامی داشته است. گذشته تاریخی شهرهای صفوی گویای اهمیت آنها به عنوان مکانهایی جهت تجسم سمبل ها و نمادهاست؛ سمبل هایی که علاوه بر تداعی مفاهیم اعتقادی، نمایش دهنده قدرت دولت حاکمه و نمادهایی هویت دهنده به شهر بوده‌اند. در تاریخ شهرسازی صفوی، ازجمله عناصر نمادین، خیابان (چهارباغ)های عریض و مستقیمی است که از عناصر اصلی توسعه و بهسازی شهرها در این عصر بوده‌اند. در سابقه تاریخی شهر مشهد نیز به احداث خیابان چهارباغ در زمان شاه عباس صفوی و به منظور بهسازی شهر اشاره شده است که در این مقاله به تفصیل به این مهم پرداخته خواهد شد. بخش ابتدایی این مقاله به توضیح درباره سابقه تاریخی شهر مشهد، بخصوص در عصر صفوی، و همچنین جایگاه منحصر به فرد حرم مطهر در شهرسازی این شهر اختصاص دارد. این مقاله سپس با تکیه به برخی اسناد تاریخی و مطالعات تحلیلی، به تاریخ، چگونگی احداث و همچنین ساختار و ویژگیهای کالبدی، عملکردی و ذهنی خیابان چهارباغ شهر مشهد اشاره می نماید. قسمت بعدی مقاله به بررسی میزان تشابه خیابان چهارباغ شهر مشهد با چهارباغ اصفهان می‌پردازد. نتیجه گیری این مقاله گویای تشابه خیابان چهارباغ شهر مشهد و چهارباغ اصفهان در پیروی از اصول واحدی است که متناسب با شرایط مکان و عناصر موجود در سایت به کار گرفته شده‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Mashhad khiyaban (Street charbagh) during Safavid dynasty

نویسندگان [English]

  • Mehdi Haghighat bin 1
  • Mojtaba Ansari 2
  • M. Reza Pourjafar 3
1 PhD candidate in Art, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran.
2 Associate Professor, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran.
3 Associate Professor, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

The aim of the Safavid architecture and urban design was to establish an ideal city based on Islamic beliefs and ideologies. Safavid cities included some symbols with religious significance, power of government and identity- giving. During the Safavid Period, wide and straight streets, major symbolic elements, were used to develop and improve new cities. The same design has been used in the city of Mashhad during Shah Abbas’ reign.
This paper introduces one of the special streets in Mashhad. The first part of this paper introduces Mashhad’s history during the Safavid period and the special position of Imam Reza’s Holy Shrine. The latter part of the paper focuses on historical documents and analytical studies in order to explain a number of physical, functional and subjective features of Mashhad street charbagh. Finally, the paper aims to highlight similarities of Mashhad's charbagh with Isfahan’s charbagh. The study shows that Mashhad’s charbagh and Isfahan’s charbagh have similar origins, yet these origins have been used in accordance with the site conditions and existent elements.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Identity
  • charbagh
  • Mashhad
  • street
  • Safavid

1- سابقه تاریخی شهر مشهد

در دوران اسلامی، خراسان از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده، به طوری که از طرفی مهد نوابغ و بزرگان علمی، مذهبی، فرهنگی و هنری بوده و به همین دلیل قرون اولیه اسلامی در خراسان، قرون طلایی تمدن اسلامی خوانده شده است؛ و از سوی دیگر، شهرت و اعتبار امروزین آن مربوط به استقرار یکی از بزرگترین و مهمترین اماکن مذهبی شیعه؛ یعنی حرم ملکوتی حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع) در شهر مشهد است.

اصطخری(م:346هـ. ق) «اولین کسی است که در قرن چهارم، مدفن امام رضا(ع) را مشهد نامید»(قصابیان، 1377: 27). او در کتاب مسالک و ممالک، در توصیف توس، به مشهد امام رضا اشاره دارد و می نویسد: « ... و اگر طوس را در شمار نشابور گیریم، شهرهای طوس این است: رادکان، طابران، بزدغور، نوقان- کی مشهد علی بن موسی الرضا رضوان الله علیهما و گور هارون الرشید آنجاست به چهار فرسنگی شهر»(اصطخری، 1368: 205).

مشهد و توس قبل از سلاطین صفوی چندین بار مورد تهاجم قرار گرفته و هربار دچار آسیب جدی شده­اند: حمله غزان در سال 548هـ. ق، حمله مغول در سال 617هـ. ق، حمله میرانشاه فرزند تیمور در سال 790هـ. ق و سرانجام حملة عبیداله خان ازبک در سال 918هـ. ق.

سلاطین صفوی که در اعتلای شعایر مذهب شیعه سعی وافر داشتند، خراسان و بخصوص مشهد را مورد توجه خاص قرار دادند. بر همین اساس، هرات در عهد شاه اسماعیل اول از دارالملک خراسان خارج شد و شهر مشهد جای آن را گرفت. در دوران پادشاهی شاه عباس اعتبار و رونق شهر مشهد رو به فزونی نهاد. شاهراهی میان اصفهان، مشهد و هرات احداث گردید و کاروانسراها و آب انبارهای بزرگ در مسیر آن ساخته شده، صحن عتیق نیز در این عهد توسعه یافت (مخلصی، 1374: 626 و627).

بررسی سابقه تاریخی شهر مشهد نشان می دهد که اقداماتی که در زمان حکومت شاه عباس صفوی در شهر مشهد انجام گرفته است، موجب بروز تحولی عظیم در ساختار کالبدی این شهر شده است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

 

2- احداث خیابان(چهارباغ)شهر مشهد در عهد شاه عباس صفوی

با توجه به اسناد تاریخی مشخص می­گردد که طی عصر صفوی و تا قبل از حکومت شاه عباس، شهر مشهد؛ بجز اقدامات مرتبط با دیوار شهر که جنبه امنیتی داشته است، از هیچ اقدام و طرح مؤثری در مقیاس شهر برخوردار نبوده1 و بیشتر اقدامات انجام شده در این عصر در راستای توسعه و بهسازی حرم مطهر بوده است. بر اساس مطالعات تاریخی پیرامون شکل شهر مشهد و مهمتر از همه، توصیفات عنوان شده از سوی سیاحان و وقایع نگاران، مشخص می­گردد مهمترین اقدامی که در مقیاس شهری و در زمان حکومت شاه عباس صفوی در مشهد انجام گرفته، احداث خیابانی مستقیم بوده است.

مطابق با کتاب تاریخ عباسی(روزنامه ملاجلال) مهمترین سفر شاه عباس به مشهد که موجب بروز تحولات اساسی در کالبد شهر مشهد گردیده است، در سال 1016هـ. ق اتفاق افتاده است. پس از تمشیت امور غرب کشور و پیروزیهای چشمگیر شاه عباس و سپاه او بر عثمانیها(طی سالهای 1011هـ. ق تا 1016هـ. ق)، شاه بار دیگر در سال 1016هـ. ق سفری مهم به شهر مشهد کرد. در این سفر بود که آب «چشمه کلت2(چشمه گیلاس یا چشمه گلسب) را خریدند و به اضافه بخشی از آب رودخانه توس(کشف رود) به آستانه مقدسه آوردند» و وقف حضرت امام(ع) شد. خیابانی نیز از غرب به شرق شهر کشیده شد که در وسط آن نهری جاری بود(در واقع، سرچشمه آبی که در نهر میانی خیابان احداث شده، در زمان شاه عباس جاری بوده است. همان کانال احداث شده به وسیله امیر علیشیر نوایی بوده، که در عهد شاه عباس صفوی ترمیم شده است) و از وسط صحن می گذشت. برای این منظور، دو دروازه غربی و جنوبی شهر(بالا خیابان و عیدگاه را هم تغییر دادند، تا خیابان به خط مستقیم دو دروازه را به هم وصل کند(نقشه1)، «تغییر دو دروازه به نهری مستقیم از صحن آستانه بگذرانند»(تصویر1)؛ چنانکه اگر «در صحن ایستاده شود، دو دروازه در نظر باشد» و نیز امر شد که در هر دو طرف نهر مزبور در داخل خیابان «درختان بنشانند؛ و هر خانه که به این دو خط(خیابان بالا و پایین) افتد، او را از صاحبخانه بخرند به قیمت اعلی»(منجم­یزدی،1366: 328).

در زمان نادر، حوض میان صحن مقدس به چهار قسمت تقسیم می شود و حوضی دیگر در وسط اضافه می شود که آب آن از زیر بالاخیابان می­گذشته و در حوض میانی ظاهر می­شده است که شرح آن در عالم آرای نادری چنین آمده است:

«نظر به فرمان واجب الاذعان، حوضی را که سابق بر این در میان صحن مقدس بود که اول استادان بنا گذاشته بودند، چهاربخش نموده، و در میان حقیقی آن حوض مذکور[حوضی که از دارالسلطنه هرات آورده شده بود] را نشاندند(مروی،1374: 202). در پیش چهارباغ آب انباری ساختند که یکی در زیر بود، و یکی در بالا... آنکه در بالا بود ... در میان هشت بهشت از حوضهایی که در میان آن عمارات عالیه ساخته بودند، فواره می­جست. و فاضل آبی که در آنجا جمع می­گردید، در زیر زمین شترگلو و نوچه­ها از سنگ تعبیه نموده، آب را در همه جا از زیر خیابان آورده، و در میان صحن مقدس از زیر حوض چون فواره بیرون آمده، و حوض مملو از آب شده، و از دور حوض که آب جاری می­گردید، به همان نهر مذکور به سمت محلات خیابان می­رفت» (مروی،1374: 203)

 

 

تصویر1: عبور نهر آب از حرم مطهر- تصاویر تاریخی شهر مشهد.

(http://www.panoramio.com/photo/5443433)

 

در تاریخ عباسی و تاریخ عالم آرای عباسی عنوان «خیابان» برای مسیر مستقیم احداث شده در مشهد به کار رفته است . براساس تعاریف عنوان شده در لغت نامه دهخدا3، خیابان جزئی از اجزای باغ(محور باغ) در باغسازی ایرانی محسوب می شود. چنین به نظر می­رسد که سابقه تاریخی استفاده از خیابانهای مستقیم و از پیش طراحی شده که ردیف درختان در طرفین آن
 

 

 

نقشه1: شهر مشهد در سال 1858م، نقشه برداری شده توسط نقشه بردار ژارینف

منبع: نگارندگان، نقشه اصلی(مهریار، 1378: 143)

کاشته شده اند(مطابق با الگوی محور باغ ایرانی)؛ ریشه در باغ شهرهای عصر تیموری دارد و در عصر صفوی این شیوه خیابان سازی به صورتی متفاوت(خیابان، به عنوان فضای عمومی چندمنظوره) در چهارباغ اصفهان استفاده شده است. پس از چهارباغ اصفهان، این الگوی خیابان(چهارباغ) سازی در شهرهای دیگری، چون مشهد و شیراز نیز استفاده می‌شود.

در خراسان بزرگ سابقه تاریخی احداث خیابانهای مستقیم درخت دار به عهد تیموری بر می‌گردد. بابر خیابان باشکوهی(خیابان قوروغ) را توصیف می‌کند که در دو طرف آن درخت کاج کاشته بوده­اند و از فیروز یا «دروازه فیروزی» شهر سمرقند به باغ دلگشا منتهی می گردیده است(نقشه2). «باغ دلگشا تا دروازه فیروز خیابان کرده در هر دو طرف دو چوب تزک ایستاده کرده»(بابر، 1308هـ. ق: 30). دونالد ویلبر این طرح و روش [در خیابان سازی] را مشابه آنچه در اصفهان(منظور خیابان چهارباغ است) در قرن هفدهم میلادی اتفاق افتاده می­داند4(ویلبر، 1385: 60).

 

 

نقشه2: شهر سمرقند و خیابان قوروغ در قرن پانزدهم میلادی/نهم هجری

منبع: نگارندگان، نقشه اصلی (ویلبر، 1385: 61).

 

3- تاریخ احداث و ابعاد خیابان(چهارباغ) شهر مشهد.

تاریخ دقیق سفر شاه عباس که منجر به احداث خیابان(چهارباغ) شهر مشهد شده، اندکی مغشوش است. چنانکه در بالا اشاره گردید، در تاریخ عباسی(روزنامه ملاجلال)، تاریخ این سفر شاه عباس در سال 1016هـ. ق عنوان شده است، درحالی که اسکندر بیک منشی سفر شاه در سال 1016هـ. ق را همراه با رویداد خاصی گزارش نکرده است. بنا به نوشته­های وی، این سفر از دارالسلطنه قزوین آغاز می‌گردد و شاه «بعد از سپاس مواهب یزدانی و فراغ آداب زیارت و خدمات روضه مقدس عنان عزیمت به مستقر دولت معطوف گردانیده، به تاریخ بیست و ششم شهر رجب المرجّب پرتو وصول به دارالسلطنه اصفهان انداخته»(منشی، 1377: 1239) است، لیکن در شرح وقایع سفر بعدی شاه که در سال 1020هـ. ق(مطابق با بیست و ششمین سال سلطنت شاه عباس) انجام شده است، اسکندر بیک منشی به چگونگی احداث و توصیف ویژگیهای خیابان (چهارباغ) اصلی شهر اشاره می­کند:

«خیابانی از دروازه غربی شهر تا شرقی طرح فرمودند که از هر طرف به صحن مبارک رسیده از میان ایوانها بگذرد و چون ساکنان مشهد مقدس معلی و زوار روضه متبرکه از قلّت آب در عذاب بودند، آب از انهار چشمه جلست و قنوات مجدداً احداث کرده آن حضرت به شهر درآورده نهری در میان خیابان و حوضی بزرگ در وسط صحن موسع مذکور احداث فرمودند که آب از حوض گذشته به خیابان شرقی طرف پایین پای مبارک جاری گردد»( همان: 1409).

با توجه به تفاوت زمانهای عنوان شده در تاریخ عباسی و تاریخ عالم آرای عباسی چنین به نظر می­رسد که دستور احداث این خیابان در سال 1016هـ. ق توسط شاه عباس صفوی صادر شده و عملیات اجرایی آن تا سال 1020هـ. ق طول کشیده است. در سال 1020هـ. ق، این خیابان آن گونه که در طرح اولیه مدنظر بوده، تجسم یافته است. این خیابان «دارای 22 ذرع عرض و 2800 ذرع طول بوده است»(سیدی، 1378: 389).

در بعضی از منابع تاریخی و سفرنامه­ها به ابعاد فیزیکی این خیابان اشاره شده است. کلنل مک گره گور(Col. C. M. Macgregor ) (در نیمه سال 1292هـ. ق/ ژوئیه 1875م روانه مشهد شده است) درباره ابعاد این خیابان چنین نوشته است:

«وجه مشخص مشهد «خیابان» است که کاملاً مستقیم می باشد و درازای آن به حدود یک کیلومتر می رسد، عرض آن در اصل هشتاد پا بوده، ولی اکنون کاهش یافته است » (مک گره گور، 1366، 255). لرد کرزن5 نیز ابعاد این خیابان را چنین عنوان کرده است: «... خیابانی مستقیم است که در ازای آن تقریباً یک میل و سه چهارم میل است ...، عرض سراسر خیابان تقریباً هشتاد پاست» (کرزن، 1362: 215و216).

 

4- وصف خیابان(چهارباغ) شهر مشهد از نگاه سیاحان

شهر مشهد و خیابان شگفت آن مورد توجه شاه عباس دوم(1052 تا 1077) و همراهان او قرار گرفته، چنانکه یکی از ایشان گفته است:

«ز آن ثانی چرخ چون کهکشان

کشیده خیابانـی انــــــدر میان

دو ســوی خیابانش از کـاخ نغز

لبـالب چـــو بادام تــوأم زمغــز

به توصیف او هرچه گویی بجاست

کزین ره به جنت توان رفت راست

مگــر آسمـــان، سالـک نکتــه دان

که بست از خیابان کمر بر میان» (جرزی، 1351: 326)

اکثر سفیران و جهانگردانی که در عهد سلطنت شاه عباس به ایران سفر کردند، یا مشهد را ندیده اند(به واسطه محدودیتهای مربوط به ورود افراد غیر مسلمان) و «یا به تفصیل درباره خراسان مطالبی ننگاشته اند و یا اگر چند نکته ای در سفرنامه های آنها یافت شود، گره از مشکل ما نمی­گشاید»(طاهری، 1348: 19).

پس از اینکه در دوره افشاریان، شهر مشهد به عنوان پایتخت این سلسله برگزیده می شود و همچنین در دوران قاجار، در بعضی از سفرنامه ها می توان به توصیفات مبسوط تری درباره ویژگیهای بصری، کالبدی و فضایی شهر مشهد دست یافت. اگر چه بسیاری از سفرنامه ها، بیشتر به اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بازرگانی آن زمان پرداخته اند، لیکن مطالعه اطلاعات موجز ارائه شده در این سفرنامه­ها که به توصیف ویژگیهای کالبدی- فضایی شهر مشهد اختصاص دارد، خالی از لطف نیست.

جیمس بیلی فریزر(James Baillie Fraser )، بازرگان انگلیسی در به سال 1237 ه. ق/1821م. از راه هرمز، بوشهر، شیراز، قم و تهران خود را به مشهد رسانید. وی در سفرنامه خود به شهر و ویژگیهای کالبدی- فضایی آن نیز اشاره می­کند:

«جاده­ای که از چهارباغ به ارگ حکومتی منتهی می­گردد، تا مسافت زیادی صرفاً از میان خانه­های مخروبه بلند و باشکوهی که روزگاری قرارگاه ثروتمندان و اعیان شهر بوده و اکنون دیوارهای آن فرو­ریخته است، می­گذرد. همین که مسافر از شمال شرقی وارد دروازه نو گردید، خود را در میان ویرانه­هایی می­بیند که چون بیابانی خشک در آن هیچ گونه اثری از زندگی نیست. همه سو بدین منوال است تا آن که تازه وارد به خیابان مرکزی شهر و پیرامون آستان قدس می­رسد»(Frasar, 1984: 443).

آرمی نیوس وامبری(Arminius Vambery ) که از زادبوم خویش، مجارستان، حرکت کرده و در سال 1280هـ. ق به مشهد رسیده است، چنین می‌نویسد: «ما از خیابان وسیع و درازی که پایین خیابان نام داشت، گذشتیم و رو به صحن شریف نهادیم. نهر عریضی که در وسط خیابان قرار دارد(تصویر2) و مارپیچ گونه6 از میان شهر می گذرد، منظره­ای به غایت دلپذیر به شهر بخشیده است. در دو سوی این نهر، به فاصله های معین درختانی کاشته­اند که مردم در زیر سایه آنها می آرمند؛ و در واقع، این ممیزه است که مشهد را یکی از دلرباترین شهرهای ایران می­کند» (Vambery. 1973: 284-285)

 

 

 

تصویر2: خیابان(چهارباغ) شهر مشهد- تصاویر تاریخی شهر

(مشهدhttp://www.panoramio.com/photo /544 34 21)

 

آرتور کمبل ییت(Arthur Campbell Yate ) در سال 1885م/1302هـ. ق به مشهد سفر کرده است. وی درباره شهر مشهد و خیابان(چهارباغ) آن و باغهای احداث شده در طول این خیابان چنین نوشته است:

«مسیر اصلی در اینجا «خیابان» نامیده می­شود که واقعاً زیباست و پهنای مناسبی دارد. مغازه­ها، خانه­ها و باغها در طول آن قرار دارد و در مرکز آن دو ردیف درخت چنار زیبا کاشته شده است. علاوه بر این، تلگراف خانه نیز در این خیابان مستقر شده و مقبره امام رضا در بخش جنوب شرقی واقع است. ... در سمت مغرب شهر تا چشم یارای دیدن داشت، باغهای خرمی گسترده شده؛ اما در سمت مشرق، این گونه باغها انگشت شمار بود یا ابداً از خرمی نشانی نداشت»Yate, 1887: 365))

کلنل مک گره گور اسکاتلندی خیابان(چهارباغ) شهر مشهد را این گونه توصیف کرده است:

« این «خیابان» بجز آن جا که به حرم می­رسد، از میان شهر عبور می­کند. از میان آن نهر آب کثیفی می­گذرد که در چند نقطه بر روی آن سکوهایی ساخته­اند و مردم بدون توجه به بوی بد آن بر روی این سکوها می­نشینند و تفریح می­کنند. گفته می­شود دو طرف خیابان در گذشته درختکاری شده بود، ولی در حال حاضر تنها بالا خیابان به این درختهای باشکوه آراسته است. «خیابان» بی­تردید آنچه را که یک خیابان زیبا باید داشته باشد، دارد»(مک گره گور، 1366: 255).

لرد کرزن، دولتمرد انگلیسی، از شباهت خیابان(چهارباغ) مشهد با شانزه لیزه - البته از نظر شرقیان سخن گفته است: «آنجا خیابان(یا بولوار) نام دارد و در نظر اهل شرق عین شانزه لیزه باشکوه و جلال می نماید. درمیان آن کانالی هست ... .می­گویند که لبه کانال و کف خیابان و پلها در سابق با سنگ ساخته شده بود. ... در دو سمت آن(کانال) به صورت نامرتبی درخت چنار و توت و نارون و بید کاشته­اند. ... در دو طرف درختان پیاده رو و سپس دکانهای بازار است که بسیار جالب توجه است»(کرزن، 1362: 215-216).

طبق اسناد تاریخی تا قبل از سالهای «دهه 1320ش» روی نهر وسط خیابان باز بوده و آب جاری آن استفاده می­شده است. از آن سالها به بعد«ضمن تجدید سنگ فرش حیاط صحن عتیق صفوی با سنگهای سفید هشت ضلعی روی[نهر در] صحن پوشانیده شد. در سال 1345ش شهرداری[نیز] با قطع درختان دو طرف نهر، روی آن را پوشانید و «بالاخیابان» و «پایین خیابان» از حالت چهارباغ اولیه خود که ریشه در تاریخ کهن مشهد، داشت به صورت یک خیابان معمولی درآمد» (ماهوان، 1383: 186).

 

5- علل و عوامل مؤثر در استفاده از شیوه خیابان(چهارباغ)سازی صفوی در شهر مشهد مقدس

از مطالعه آثار و نوشته­های تاریخی عصر صفویه که در ارتباط با شهر مشهد نگاشته شده اند، چنین به نظر می رسد که در این عصر، عوامل زیر در انتخاب شیوه خیابان(چهارباغ)سازی، به عنوان روشی مؤثر در بازسازی و هویت بخشی به بافت فرسوده شهر مشهد و تأکید بر حرم مقدس - به عنوان مهمترین نشانه و هویت شهر- مؤثر بوده­اند:

  • · افزایش امنیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی: کشیدن خیابان مستقیمی به این وسعت، از دروازه شرقی به غربی شهر، برای شهری مانند مشهد مقدس که بارها در اعصار گذشته مورد تجاوز و غارت ازبکان قرار گرفته بوده، از نظر سیاسی- نظامی اقدامی جسورانه بوده است. لذا تحقق این عمل نشان دهنده قدرت دولت صفویه و شاه عباس صفوی در سرکوب ازبکان و برقراری آرامش و امنیت است.
  • ·ایجاد مسیر ارتباطی قوی و شاخص برای دسترسی به حرم رضوی: حرم مطهر امام رضا(ع)- به عنوان شاخص­ترین نقطه و نشانه شهر مشهد(به لحاظ مادی و معنوی) – باید دارای دسترسی و ارتباط مناسبی هم از داخل و هم از خارج شهر باشد. لذا می توان احتمال داد که این مهم در انتخاب شیوه خیابان(چهارباغ)سازی صفوی و احداث «خیابان»(چهارباغ شهر) با آن وسعت و ارتباط دهندگی قوی، بسیار مؤثر بوده است.

 ·تأکید بر حرم مطهر به وسیله هدایت دید: خیابان(چهارباغ) عریض احداث شده در شهر مشهد به واسطه مسیر آب و ردیف درختان میانی، تقویت پرسپکتیو و هدایت دید به سمت حرم و تأکید بر آن را به همراه داشته است.

 ·تجسم بخشیدن به ویژگیهای بهشت جاودان: در توصیفات مختلف عنوان شده در منابع تاریخی صفوی، از حرم مطهر با عناوین « روضه رضوان»(منشی، 1377: 1409) و « روضه مقدس»(همان: 1239) و... یاد شده است. از این رو، چنین به نظر می­رسد که ایجاد مسیر ارتباطی خاص به حرم، با ویژگیهای بهشتی، که تجسمی از توصیفات مربوط به بهشت جاویدان باشد، در انتخاب شیوه خیابان(چهارباغ)سازی صفوی بسیار مؤثر بوده است. بعضی از ویژگیهای این مسیر که در واقع نمودی از بهشت است، در توصیفات سیاحان نیز مورد توجه واقع شده است. « در دو سوی این نهر(نهر میانی خیابان) به فاصله­های معین درختانی کاشته­اند که مردم در زیر سایه آنها می­آرمند»(Vambery, 1973: 284-285).

  • · وحدت و کثرت: خیابان(چهارباغ)سازی صفوی، یکی از بهترین گزینه­هایی است که صفویان به وسیله آن توانسته­اند، در یک مجموعه شهری، علاوه بر حفظ شخصیت و معنای هر فضا، کل مجموعه را به وحدت و یگانگی برسانند و گرایش به ایجاد کلیتی یکپارچه و همبسته را در کل مجموعه باعث گردند7. از این رو، ایجاد وحدت بین عناصر مختلف تشکیل دهنده، در عین حفظ شخصیت و معنای هر فضا( حرم مطهر، باغهای حاشیه، دروازه­های شهر و...)در احداث خیابان(چهارباغ) شهر مشهد مؤثر بوده است.

 ·تأمین پایدار آب مورد نیاز شهر: چنانکه اسکندر بیک منشی در تاریخ عالم آرای عباسی ذکر کرده است، مردم مشهد و زائران از کمبود آب در رنج بوده‌اند:

« چون ساکنان مشهد مقدس معلی و زوار روضه متبرکه از قلت آب در عذاب بودند، آب از انهار چشمه جلست و قنوات مجدداً احداث کرده آن حضرت به شهر درآورده نهری در میان خیابان و حوضی بزرگ در وسط صحن موسع مذکور احداث فرمودند که آب از حوض گذشته به خیابان شرقی طرف پایین پای مبارک جاری گردد» (منشی، 1377: 1409).

از این رو، احداث خیابانی با طرح چهارباغ به همراه نهر میانی، علاوه بر برآوردن اهدافی چون زیبایی، سرزندگی و... می­توانسته راه حل مناسبی جهت تأمین پایدار(ماندگار) آب مورد نیاز شهر باشد.

 

6- ویژگیهای خیابان(چهارباغ) صفوی شهر مشهد مطابق با توصیفات سیاحان

باتوجه به توصیفات سیاحان از خیابان(چهارباغ) شهر مشهد، می­توان ویژگیهای زیر را از این خیابان به عنوان ویژگیهای شاخص بررسی نمود.

6-1- محل قرارگیری درختان و بدنه سازی حاشیه: در سفرنامه بسیاری از سیاحان به دو ردیف درختان میانی این خیابان و باغهای حاشیه آن که به ثروتمندان و صاحبان قدرت تعلق داشته، اشاره شده است. توصیف منسوب به شاه عباس دوم و همراهان وی نیز از وجود کاخها در بدنه مسیر خبر می دهد(دو سوی خیابانش از کاخ نغز). بعلاوه توصیفات سیاحان درباره خیابان(چهارباغ) مشهد عنوان شده، آرمی نیوس وامبری، آرتور کمبل ییت و مک گره گور بر وجود دو ردیف درخت در این خیابان تأکید کرده­اند.

 6-2- نوع فعالیتهای جاری: از بررسی توصیفات عنوان شده توسط سیاحان درباره خیابان شهر مشهد، می توان فعالیت های زیر را به عنوان فعالیتهای غالب در این مسیر نام برد:

6-2-1-گردشگری: این خیابان به لحاظ ویژگیهای گردشگری و عناصر جذب کننده گردشگر، از دو دیدگاه قابل بررسی است: یک دیدگاه به لحاظ جذب و برآورده نمودن نیازهای ساکنان شهر و دیدگاه دیگر جذب زائران و مسافرانی که به این شهر وارد می­شوند. این خیابان بین دو دروازه ورودی شهر استقرار یافته، از این رو به اجبار مورد توجه و استفاده گردشگرانی که به شهر وارد می­شده­اند، بوده است. قرارگیری حرم مطهر و وجود عناصر طبیعی و مصنوع شامل ردیف درختان، نهر آب جاری میانی و تخت های قرار گرفته بر روی این نهر، سرزندگی و تنوع ویژه­ای را برای این مسیر ایجاد می­کرده است. تنوع کالبدی و فضایی این مسیر، عامل مهمی در جذب گردشگران و زوار و همچنین ساکنان شهر بوده است. از این رو، این محل به عنوان مکانی جهت تفرج، تعاملات اجتماعی و زیارت به حساب می آمده است. «مک گره گور» نیز در سفرنامه خود با ذکر سکوهایی برای نشستن مردم بر روی نهر میانی، به جنبه گردشگری و تفرجگاهی این خیابان اشاره کرده است.

6-2-2- ارتباطی: خیابان(چهارباغ) شهر مشهد، شاهراه اصلی ارتباطی شهر و ارتباط دهنده اصلی قسمت های مختلف شهر به حرم مطهر بوده است.

6-2-3- مذهبی: حرم مطهر مهمترین عنصر مذهبی این مسیر بوده که خیابان(چهارباغ) در جهت تقویت دسترسی زائران و ساکنان به حرم احداث شده است.

6-2-4- مسکونی: چنانکه در سفرنامه­ها ازجمله سفرنامه فریزر اشاره شده، بخشهایی از بدنه مسیر به خانه­های اعیان و ثروتمندان اختصاص داشته است.

6-3- تأکید بر هویت بخشی: چنین به نظر می­رسد که در مقیاس کلان، توجه به حضور بعضی عناصر طبیعی و مصنوع(درختان، نهر میانی و...) در منظر خیابان(چهارباغ) شهر مشهد، در راستای تأکید بیشتر بر حرم مطهر، به عنوان هویت شهر مشهد بوده است.

در مقیاس خرد، بعضی از ویژگیهای خاص کالبدی این خیابان، مانند عریض و مستقیم بودن، به لحاظ بصری هویت ویژه­ای به این خیابان بخشیده است که مورد توجه تمامی سیاحان نیز قرار گرفته است؛ چنانکه آرمی نیوس وامبری و یا کلنل مک گره گور نیز بر مستقیم بودن، وسعت و عرض این خیابان و همچنین حرم مطهر به عنوان نقطه کانونی آن تأکید کرده­اند.

به لحاظ معنوی، بعضی از ویژگیهای استفاده شده در این خیابان هویت بخش بوده اند. چنین به نظر می‌رسد وسعت مسیر، استفاده از آب جاری، بدنه سازی به وسیله کاخ- باغها، ردیف درختان میانی، سکوهایی که بر روی نهر میانی ساخته شده بودند و... همه در راستای ایجاد هویت معنوی ویژه برای مسیر، به عنوان نمودی از راههای بهشتی بوده که در قرآن8 توصیف شده است؛ در واقع، مسیری با ویژگیهای بهشتی که به «روضه رضوان»(حرم مقدس) می­رسیده است.

6-4- استفاده از عناصر فرعی در منظره سازی: چنانکهاز توصیفات عنوان شده در سفرنامه سیاحان برآورد می­شود، درختان و نهر میانی، عناصر اصلی در منظره سازی خیابان(چهارباغ) شهر مشهد بوده­اند. علاوه بر عناصر اصلی، از بعضی عناصر فرعی، چون سکوهای مخصوص نشستن بر روی نهر، دروازه­های شهر و عناصر سازنده بدنه­های جانبی مسیر(دیوار، سردر9 و...) در راستای ایجاد منظر، هویت و عملکرد ویژه برای این مسیر استفاده شده است(تصویر3).

 

 

 

 

 

 

تصویر3: خیابان(چهارباغ) شهر مشهد- تصاویر تاریخی شهر مشهد

(http://www.panoramio.com/photo/5443448)

 

6-5-استفاده از عناصر تقویت کنندهسیمای(ویژگیهای­ذهنی) راه.


استفاده از عناصر تقویت کننده سیمای راه

در خیابان (چهارباغ) مشهد

باغهای دوطرف مسیر و ردیف درختان میانی: کاخ- باغهای دو طرف خیابان(چهارباغ)، ردیف درختان و نهر آب میانی عوامل مهمی بوده­اند که علاوه بر سرزنده و زیبا نمودن مسیر، نقش بسزایی در ایجاد حس پیوستگی در کل مسیر داشته­اند.

نقاط ابتدایی و انتهایی: ابتدا و انتهای خیابان(چهارباغ) شهر مشهد توسط دروازه های شهر(بالاخیابان و پایین خیابان) تعریف می شده است. با تعریف دروازه­های اصلی شهر به عنوان نقاط ابتدایی و انتهایی مسیر، علاوه بر تقویت جایگاه ذهنی این مسیر به عنوان محور اصلی شهر، نقش مؤثری در تقویت ارتباط مستقیم به حرم از خارج شهر داشته است.

شیب: شیب طبیعی زمین از محل دروازه بالاخیابان به سمت پایین، به لحاظ ذهنی، جهت مشخصی را برای این مسیر تعریف می­کرده است.

مقیاس: چنین به نظر می­رسد اصلی ترین عناصری که به واسطه آنها استفاده کننده می­توانسته جایگاه خود را نسبت به کل مسیر تشخیص دهد، حرم مطهر و دروازه­های بالا و پایین خیابان بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

               

 

جدول1: چگونگی استفاده از عناصر تقویت کننده سیمای راه در خیابان(چهارباغ) مشهد(مأخذ: نگارندگان).

 

 

7- بررسی میزان تشابه خیابان(چهارباغ) شهر مشهد با چهارباغ اصفهان مطابق با اسناد تاریخی و به لحاظ ویژگیهای کالبدی و عملکردی.

باتوجه به اسناد تاریخی ارائه شده، خیابان(چهارباغ) مشهد در سال 1020هـ. ق آن گونه که در طرح اولیه مدنظر بوده، تجسم یافته است، لیکن زمان طرح خیابان چهارباغ شهر اصفهان10 در سال(1005هـ. ق) بوده است. علاوه بر این، در منابع تاریخی از سال 1006هـ. ق به عنوان سال طرح سی و سه پل11 جهت اتصال دو بخش شمالی و جنوبی خیابان چهارباغ شهر اصفهان و از سال 1018هـ. ق به عنوان زمان آغاز گردش اختصاصی زنان در این خیابان در روزهای چهارشنبه و در سال 1025هـ. ق از شکل­گیری این خیابان آنگونه که شاه عباس انتظار داشته است - خبر داده شده است.

باتوجه به مطالب فوق مشخص می­گردد دستور احداث خیابان(چهارباغ) شهر مشهد، هنگامی توسط شاه عباس صادر می­گردد که از یازده سال قبل از آن عملیات احداث چهارباغ در شهر اصفهان شروع شده بوده است. با توجه به نزدیک بودن زمان اجرای دو مسیر و با وقوف بر اینکه شاه عباس دارای معماران و مهندسان بنام و ویژه­ای بوده است12، که در ساخت بناهای شاخص - که نماینده قدرت و شکوه حکومت بوده است - از آنها استفاده می­نموده است، این احتمال تقویت می­گردد که شاید شباهتهایی بین این دو خیابان وجود داشته باشد. لذا در جدول(2) به مقایسه و بررسی میزان تشابه این دو خیابان پرداخته شده است.

 

 

 

ویژگیهای کالبدی و عملکردی

چهارباغ شهر اصفهان

خیابان(چهارباغ) شهر مشهد

تشابه

 

محل قرارگیری درختان و بدنه سازی حاشیه.

از گفته‌های فیگوئروآ، شاردن و سانسون و همچنین نوشته­های‌ تاورنیه‌ و جملی‌کارری‌ سیاح‌ ایتالیایی که در سال‌ 1105 هـ. ق/1694م. در اصفهان‌ بوده‌، می‌توان‌ چنین‌ حدس‌ زد که‌ دو ردیف‌ درخت‌ در دو طرف‌ خیابان ‌وجود داشته‌است (2/ 1378: ص195). همچنین بدنه چهارباغ را سی باغ تشکیل می­داده­اند(13/1363: ص196).

آرمی نیوس وامبری، آرتور کمبل ییت و مک گره گور از وجود درختان باشکوه در وسط مسیر خبر می دهند و بدنه مسیر را متشکل از کاخ- باغهایی متعلق به ثروتمندان دانسته­اند .

     زیاد

 

 

  متوسط

 

 

     کم

 

 

نوع فعالیتهای جاری

تجاری: مطابق با اسناد تاریخی در کناره مسیربعضی فعالیتهای تجاری موقت و ثابت مانند قهوه خانه وجود داشته است.

آرتور کمبل ییت از وجود مغازه ها در بدنه خیابان خبر داده است، ولی از زمان احداث مغازه ها اطلاعی در دست نیست.

     زیاد

 

 

گردشگری: بسیاری از سیاحان از این خیابان به عنوان گردشگاه و گردشگاه مشجر اصفهان یاد کرده اند13. وجود باغها با درختان میوه و حتی امکان شکار و آموزش شکار در بعضی از آنها(طاووس خانه و شیرخانه)، ورزش چوگان و سوارکاری و... نیز از جذابیتهای این خیابان بوده است.

وجود حرم مطهر و بعضی عناصر طبیعی و مصنوعی، مانند درختان، نهرمیانی و سکوهای نشستن و... از مهمترین جاذبه­های گردشگری این خیابان بوده­اند .

 

ارتباطی: در عصر صفوی شاهراه ارتباطی قسمت‌ جنوبی‌ دولتخانه‌ صفویه‌ به‌ قسمت‌ بالایی‌ شهر بوده است.

خیابان(چهارباغ) شاهراه ارتباطی اصلی شهر و ارتباط دهنده قسمتهای مختلف شهر به حرم مطهر بوده است.

            متوسط     

 

 

آموزشی و مذهبی: دو باغ تکیه دراویش حیدری و نعمت اللهی که مطابق اظهارات تاورنیه14 در سفرنامه خود، محل نگهداری بعضی آثار مقدسه(نمادهایی) مربوط به حضرت علی(ع) و سایر ائمه بوده است و اجرای مراسم پرده خوانی، نقاشی، شترقربانی و ... نیز جنبه آموزشی و مذهبی داشته است.

حرم مطهر و مدارس آن مهمترین عناصر مذهبی و آموزشی این مسیر بوده­اند.

 

                                         کم

 

 

حکومتی: بنا بر اسناد تاریخی و توصیفات عنوان شدهبسیاری از باغهای حاشیه به دولتخانه و سران حکومتی تعلق داشته است15

 

 

 

 

 

مسکونی: اکثر باغهای حاشیه چهارباغ و همچنین محله عباس‌آباد( تبریز نو )- در ضلع غربی چهارباغ- مسکونی بوده‌اند.

چنانکه در سفرنامه­ها اشاره شده است، بخشهایی از بدنه مسیر به خانه- باغ های اعیان و ثروتمندان اختصاص داشته است.

 

تأکید بر هویت بخشی

چهارباغ به عنوان عریض­ترین خیابان شهر، به همراه باغهای سلطنتی و عناصر فرعی منظره ساز(حوضهای آب،‌ نهر آب میانی، سردر باغها و کفسازی مسیر، عناصر یادمانی شامل برج جهان­نما و باغ هزارجریب در شمالی­ترین و جنوبی ترین قسمت مسیر) به عنوان مسیری ویژه و عامل مهمی در سازمان هویت بصری پایتخت جدید صفویه بوده است. همچنین بعضی از ویژگی های مسیر مانند وسعت، استفاده از نهر آب میانی، بدنه سازی به وسیله باغها، ردیف درختان طرفین، و... در راستای ایجاد هویت معنوی ویژه، به عنوان نمادی از راههای بهشتی توصیف شده در قرآن بوده است.

بعضی از ویژگیهای خاص این خیابان(چهارباغ) مانند عریض و مستقیم بودن، به لحاظ بصری برای این مسیر هویت ویژه ایجاد نموده اند و بعضی از ویژگیها، مانند وسعت مسیر، استفاده از آب جاری، بدنه سازی به وسیله باغها، ردیف درختان میانی، سکوهایی که بر روی نهر میانی ساخته شده بودند و... همه در راستای ایجاد هویت معنوی ویژه برای مسیر، به عنوان نمودی از راه های بهشتی در قرآن بوده است.

      زیاد

 

 

      متوسط

 

 

                             کم

 

 

استفاده از عناصر فرعی در منظره سازی.

در منظره‌سازی محور چهارباغ از عناصری مانند حوض آب و نهر میانی، کف سازی، سردر باغها، نشانه‌ها و عناصر یادمانی برای ایجاد منظری مهیج و زیبا و هویت دهنده به پایتخت جدید صفوی استفاده شده است.

در منظره­سازی این خیابان از بعضی عناصر فرعی چون سکوهای مخصوص نشستن بر روی نهر، دروازه­های شهر و عناصر سازنده بدنه ها(دیوار، سردر کاخ- باغهای حاشیه و...) استفاده شده است. 

    زیاد

 

 

    متوسط

 

 

    کم

 

 

استفاده از عناصر تقویت کننده سیمای (ویژگیهای ذهنی) راه.

1- استفاده از ردیف درختان چنار در دو طرف مسیر و جوی آب جاری در وسط، پیروی از اصول واحد در ساخت عناصر مصنوع بدنه­ها مانند سردرها، دیوارهای محصور کننده و تکرار بعضی عناصر مصنوع، مانند هفت حوض میانی، موجب تقویت تداوم مسیر شده است.

2- شیب طبیعی زمین به سمت رودخانه زاینده رود و کوه صفه، مهمترین عوامل طبیعی هستند که موجب جهت دار شدن مسیر خیابان چهارباغ گردیده است.

3- عامل مقیاس به وسیله گره های اصلی مسیر شامل باغ هزارجریب، سی وسه پل، مدرسه چهارباغ، تکیه های درویش حیدری و نعمتی و حوض های میانی که در محل گره های فرعی قرار دارند، تأمین شده است.

در خیابان(چهارباغ) شهر مشهد، از حرم مطهر و عناصر مختلف طبیعی و مصنوعی جهت ایجاد پیوستگی، جهت و مقیاس، استفاده شده است تا سیمای(تصویر ذهنی) راه تقویت گردد.

1- ردیف درختان وسط، کاخ- باغهای بدنه ها و آب جاری(نهر آب میانی) به منظور ایجاد پیوستگی.

2- شیب طبیعی زمین( از دروازه بالاخیابان به سمت دروازه پایین خیابان) به منظور ایجاد جهت.

3- دروازه های شمالی و جنوبی شهر و حرم مطهر جهت ایجاد مقیاس.

           زیاد

 

 

 

 

 

 

 

     متوسط

 

 

                 کم

 

 

تأکید بر پایداری.

در طراحی و منظره سازی محور چهارباغ، پایداری از اصول اساسی بوده که نحوه  طراحی و استفاده از عناصر فرعی و اصلی در منظر خیابان را تحت تأثیر قرار داده است. ردیف درختان حاشیه، باغها و آب جاری به عنوان عناصر اصلی منظره ساز، در تصویر ذهنی و عینی این خیابان نقشی اساسی داشته اند. پایداری این عناصر منظره ساز، که پایداری منظر را به همراه دارد، منوط به تأمین پایدار آب بوده، که با اتخاذ تدابیر ویژه مهیا شده است16.

احداث خیابان(چهارباغ) شهر مشهد به همراه نهر میانی، علاوه بر برآوردن اهدافی، چون زیبایی، سرزندگی و... راه حل مناسبی برای انتقال پایدار آب مورد نیاز ساکنان و زایران شهر از خارج بوده است. به نظر می رسد پایدار بودن آب نهر میانی، یکی از دلایل پایدار ماندن درختان حاشیه آن تا چندین سال بعد بوده که سیاحان از وجود آنها در سفرنامه­هایشان خبر می­دهند.

      زیاد

 

 

            متوسط

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    کم

 

 

 

جدول2: مقایسه میزان تشابه دو خیابان چهارباغ اصفهان و خیابان(چهارباغ) مشهد در عهد صفوی.

 

 

8- نتیجه­گیری

باتوجه به جدول(2) می توان چنین نتیجه گیری نمود که در طراحی خیابان چهارباغ شهر مشهد و چهارباغ اصفهان از اصول واحدی در راستای ایجاد فضای عمومی چندمنظوره شهری با فرم خیابان استفاده شده است. لیکن اسناد تاریخی به دست آمده، گویای این واقعیت است، که کاربرد این اصول واحد، متناسب با شرایط مکان و عناصر موجود در سایت بوده، از این رو، صور نمودی متفاوتی داشته است. نهر میانی و ردیف درختان حاشیه، از جمله عناصر مشابهی هستند که مطابق با شرایط محلی؛ در این دو مسیر استفاده شده­اند. به نظر می رسد در خیابان چهارباغ شهر مشهد، به علت واقع شدن حرم مطهر در میانه مسیر، و همچنین جایگاه ویژه این خیابان در ایجاد ارتباط حرم با سایر مسیرهای فرعی و همچنین عبور زائران، کاربری ارتباطی مسیر نسبت به سایر کاربریها در درجه اول اهمیت قرار داشته است. از این رو، عناصر وابسته به منظر سازی و فعالیتهای تفریحی-گردشگری(ردیف درختان، سکوهای نشستن روی نهر میانی و...) در وسط مسیر قرار گرفته و بقیه فضا به عبور و مرور اختصاص داده شده است، لیکن در محور چهارباغ اصفهان، جذب ساکنان بخشهای سلجوقی شهر - به منظور افزودن بر رونق و سرزندگی بخش های جدید(صفوی)- از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده است.

علاوه بر این، طبق منابع تاریخی موجود، توجه شاه عباس به توسعه و تکامل و زیبایی اصفهان- به عنوان پایتخت- برای رقابت با قسطنطنیه، پایتخت دشمن درجه یک ایران بوده است. از این رو، تصمیم گرفته است اصفهان را -که پایتخت امپراتوری صفویه بوده - چنان بیاراید که مورد توجه سیاحان،تجار و سفرای خارجی قرار گیرد.

در همین راستا، بخشهای جدید شهر مطابق با الگوی باغ شهر و با استفاده از درختان به عنوان عناصر اصلی سازنده منظر شهری شکل می گیرد. چهارباغ در راستای معرفی هویت جدید شهر، به عنوان پایتخت امپراتوری صفوی؛ و همچنین بزرگترین گردشگاه مشجر شهر؛ مطابق با الگوی محور باغ ایرانی و به عنوان محور اصلی باغشهر صفوی احداث می شود. از این رو، باتوجه به اهمیت جذب حضور افراد در این محور، جاذبه های گردشگری در درجه اول اهمیت قرار می گیرد. لذا فعالیتها و عناصر وابسته به منظر سازی و فعالیتهای تفریحی-گردشگری(ردیف درختان، سکوهای نشستن روی نهر میانی، قهوه خانه­ها، سردر باغها و...) هم در وسط و هم در کناره ها و در جهت تقویت هویت گردشگری مسیر قرار گرفته­اند.

در واقع، مقوله هویت عامل بسیار مهمی بوده که متناسب با شرایط مکان، در نحوه و چگونگی استفاده از اصول مشترک خیابان(چهارباغ)سازی در عصر صفوی بسیار مؤثر بوده است. در چهارباغ اصفهان باتوجه به اینکه هویت شهر به عنوان باغ شهر و پایتخت جدید امپراتوری صفوی مورد توجه بوده، منظره سازی و عملکرد نیز در راستای تقویت هویت مزبور به کار گرفته شده است، درحالی که در خیابان(چهارباغ) مشهد، تقویت جایگاه فیزیکی و ذهنی حرم مقدس در ساختار شهر، به عنوان عامل اصلی هویت دهنده به شهر مدنظر بوده است. لذا کارکرد ارتباطی مسیر در درجه نخست اهمیت قرار گرفته و قسمت عمده فضای عملکردی را به خود اختصاص داده است. عناصر منظره ساز(ردیف درختان و نهر آب) نیز در وسط مسیر و در راستای تقویت هدایت دید به سمت حرم مطهر به کار رفته­اند.

 

پی­ نوشتها

1- شاه تهماسب بارها به مشهد رفت و به آبادی آن همت گماشت و به توسعه آن پرداخت؛ ازجمله، دستور تعمیر و بازسازی باروی شهر را که توسط شاه اسماعیل ساخته شده بود، صادر کرد و در پاره ای از قسمتهای آن به احداث برج و بارو پرداخت.

2- چشمه کلت(چشمه گیلاس یا چشمه گلسب یا چشمه جلست) واقع در 21 کیلومتری شمال غرب شهر تابران(مرکز ولایت توس) از چشمه­های بزرگ و مشهور دشت توس بوده که قرنها قبل آبی زلال، گوارا و فراوان داشته است. سابقه انتقال آب چشمه کلت به مشهد، به دوره تیموری برمی­گردد. امیر علیشیر نوایی، وزیر عالم و هنرپرور سلطان حسین بایقرای تیموری، جریان آب چشمه را از شهر تابران بازگرفته و به وسیلة کانالی به شهر مشهد منتقل کرد (انصاری،1386: 8-12).

3 - خیابان: گلزار.(ناظم الاطباء). رسته­ای که در باغ می‌سازند، برای عبور و مرور و کنارهای آن را گل کاری می­کنند(از ناظم الاطباء). راهی که در میان صحن چمنها باشد(آنندراج). روشی که در باغها می­سازند و در میان آن راه دارند. راه ساخته و بیشتر در میان دو صف درختان باغ. (یادداشت مؤلف). گذرگاه ها که میان باغچه ها و درخت ها به طول و عرض باغ ترتیب دهند در برابر یکدیگر(از انجمن آرای ناصری). هر کوی راست و فراخ و دراز که اطراف آن درخت و گل باشد(ناظم الاطباء).

4- شایان ذکر است آنچه تفاوت اصلی خیابان قوروغ سمرقند با چهارباغ اصفهان است، به نوع و کیفیت استفاده از فضای خیابان مربوط می­گردد. خیابان قوروغ خیابانی تشریفاتی و حکومتی بوده، در حالی که چهارباغ اصفهان یک فضای کاملاٌ عمومی و چندمنظوره بوده که استفاده حکومتی و تشریفاتی نیز داشته است.

5- وی در سال 1307 هجری برابر با اکتبر 1889 میلادی وی به مشهد رفته و هشت روز در این شهر توقف داشته است.

6- چنین به نظر می­رسد که وامبری نهر را از قبل از ورود به خیابان توصیف کرده، از این رو، از اصطلاح مارپیچ وار در توصیف این نهر استفاده کرده است. سایر سیاحان بر مستقیم بودن نهر وسط خیابان تأکید کرده اند.

7- بجز اصفهان و مشهد، در شهر شیراز نیز در عهد صفویه شبکه ای از چهارباغ به عنوان محورهای اصلی توسعه و نظام دهنده به بافت جدید شهر اضافه شده است. یک راسته اصلی از چهارباغ در ادامه محور شمالی-جنوبی قبلی و خارج از دروازه شیراز احداث شده(در راستای ایجاد هویت جدید در ورودی قدیمی شهر و تقویت هویت بصری محور طولی شهر) و چهارباغ دیگر به جهت غرب شهر و در حاشیه مجموعه شهری بنا شده در این دوره و از محل دروازه باغشاه احداث می­شود که محور حرکتی اختصاصی و تفریحی بوده و بر راستای حرکتی اصلی عمود بوده است(به عنوان محور عرضی شهر). تاریخ دقیق ساخت چهارباغ های شهر شیراز مشخص نیست، لیکن چنین به نظر می رسد که آغاز احداث این خیابانها، با آن ویژگیهایی که فیگوئروا، تاورنیه و شاردن توصیف می کنند، به دوران حاکمیت امامقلیخان(1021-1043هـ. ق) در این شهر بر می گردد. شاردن چهارباغ شمالی شهر شیراز را چنین توصیف می کند:

«دروازه اصلی شهر به خیابانی منتهی می شد که زیباترین بخش شهر بود. این خیابان مستقیم و طولانی پنجاه پا عرض داشت و از هر دو سو، به وسیله باغهایی که نمای درب ورودی­شان دویست پا را در بر می­گرفت، احاطه شده بود»(دبلیوفریو، 1380: 81).

8- زیباترین توصیف بهشت با به کار بردن ترکیبات: «جنات  تجری من تحتها الانهار،  جنات تجری من تحتهم الانهار، جنات عدن تجری من تحتهم الانهار و جنات عدن تجری من تحتها الانهار» است، که نقطه اوج تصویر بهشتی است که در41 آیه از آیات شریف قرآن آمده و به معنی باغهایی است که پیوسته از زیر (درختان و قصرهای) آن (نه زیر زمین آن) جوی­های آب (به مراد و امر بهشتیان) جاری است و یا شاخه­های درختانش  بر آب ها سایه افکنده و آبها زیر آنها قرار گرفته است.

ویژگیهای بهشت که در قرآن به آن اشاره شده است شامل تأکید بر مرکز، تشابه بصری در عین تضاد ذاتی با طبیعت دنیایی، وسعت، درختان، گیاهان، سایه و میوه، انهار و چشمه­ها و آبشارها، غرفه­های بهشتی، جاودانگی و ماندگاری، سبزی و خرمی و دیوار و در است.

9- با توجه به توصیفات عنوان شده توسط سیاحان مختلف و همچنین توصیف منسوب به شاه عباس دوم که به وجود کاخهای زیبایی در دو طرف مسیر اشاره دارند، چنین به نظر می­رسد که احتمالاً این کاخها دارای سردرها و دیوارهای باشکوهی بوده­اند که چنین مورد توجه افراد مختلف قرار گرفته­اند.

10- ملاجلال منجم یزدی درباره زمان طرح چهارباغ چنین نوشته است: «طرح چهارباغ در این سال 1005هـ. ق واقع شد»(منجم یزدی، 1366: 151).

 اسکندر بیک منشی درباره آراسته شدن چهارباغ مطابق با انتظار پادشاه در سال 1025هجری چنین نوشته است: «القصه هرکس از امرا و اعیان و سرکاران عمارات به وقوف معماران و مهندسان شروع در کار کرده و در انجام آن ساعی گشتند و از آن تاریخ تا حال که سنه هجری به خمس و عشرین و الف(1025 هجری) رسیده و این شگرفنامه تحریر می یابد، عمارات باصفا و باغات دلگشا به نوعی که طرح کارخانه ابداع در عرصه ضمیر مبارک اشرف طرح افکنده بود»( منشی، 1377: 872).

11- «در سال 1011 سردار مشهور او به‌نام الله‌وردی‌خان مباشر اتمام ساختمان پل مزبور شد و به همین جهت پل مزبور را به‌نام الله‌وردی‌خان نامیده‌اند»(هنرفر، 1348: 14-19).

اسکندر بیک منشی طرح سی وسه پل را مربوط به سال 1006هجری عنوان نموده است: «در انتهای خیابان(چهارباغ) باغی بزرگ وسیع پست و بلند نه طبقه جهت خاص پادشاهی طرح انداخته به باغ عباس آباد موسوم گردانیدند و پل عالی مشتمل بر چهل چشمه به طرز خاص میان گشاده که در هنگام طغیان آب در کل یک چشمه به نظر در می آید قرار دادند»(منشی، 1377: 872).

12- «نواب کلب آستان علی را مهندسی بود صاحب بصیرت طراحی مانی سیرت و مهارت در طرح عمارت مهارتی داشت که مهندسان سر کوچه هنرمندی و مصوران کارخانه نقش بندی و معماران نامدار در طرح نقوش بدایع نگارش اقرار به عجز می نمودند»(منجم یزدی، 1366: 236).

13- «این معبر که می­توان آن را گردشگاه مشجر عمومی اصفهان نامید.» (شاردن،1362: ص146).

14- ر.ک: ژان باتیست، تاورنیه .(1336). سفرنامه، ترجمه ابوتراب نوری،ص394.

15- «اطراف آن[چهارباغ] را بر امرا و اعیان دولت قاهره قسمت فرمودندکه هر کدام باغی طرح انداخته ...» (منشی، 1377: 872).

16- «دولت صفوی با وقوف به این اصل که برای پایداری هر باغ یا فضای سبزی در مرحله اول تأمین پایدار آب آن ضروری است، با تکیه بر اصل مفهوم مکان و شناسایی سایت، با کمک گرفتن از آب زاینده رود و شیب زمین و ایجاد نهرهایی منشعب از زاینده رود، که کل شهر را پوشش می داده و مادی نام داشته است، مشکل تأمین پایدار آب را حل کرده است»(حقیقت بین، 1386: 23).


 

 

1- اصطخری، ابواسحق ابراهیم .(1368). مسالک و ممالک، به اهتمام ایرج افشار، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.

2- انصاری، مجتبی، هاشم حسینی، طاووسی و موسوی کوهپر .(1386). «تأثیر عوامل جغرافیایی بر تکوین، گسترش و نابودی شهر تابران توس»، فصلنامه علمی-پژوهشی علوم انسانی، دوره یازدهم، ش اول(پیاپی50)، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، صص1-22.

3- بابر، ظهیرالدین .( 1308هـ. ق). بابر نامه موسوم به توزک بابری، ترجمه بیرام خان، چاپ سنگی میرزا محمد ملک الکتاب.

4- تاورنیه، ژان باتیست .(1336). سفرنامه، ترجمه ابوتراب نوری با تجدید نظر کلی و تصحیح حمید شیرانی، اصفهان: کتابخانه سنایی و کتابفروشی تأیید اصفهان.

5- جزری، عزالدین علی ابن اثیر .(1351). قصص الخاقانی(الکامل فی التاریخ الاسلام و الایران)، ترجمه ابوالقاسم حالت و ...، تهران: علمی.

6- حقیقت بین، مهدی .(1386). «طراحی پایدار در فضای سبز شهری اصفهان در دوره صفویه و تخریب آن در دوران معاصر»، دو فصلنامه مدرس هنر، دوره دوم، ش اول، بهار و تابستان، صص19-27 .

7- دبلیو فریر، رونالد .(1380). سفرنامه (برگزیده و شرح)، ترجمه حسین هژبریان و حسن اسدی، تهران: پژوهش فرزان روز.

8- سیدی، مهدی .(1378). تاریخ شهر مشهد(از آغاز تا مشروطه)، تهران: جامی، چاپ اول.

9- شاردن، ژان .(1362). سفرنامه شاردن(بخش اصفهان)، ترجمه حسین عریضی، تهران: نگاه، چاپ دوم.

10- طاهری، ابوالقاسم .(1348). جغرافیای تاریخی خراسان از نظر جهانگردان، شورای مرکزی جشن شاهنشاهی ایران.

11- قصابیان، محمدرضا .(1377). تاریخ مشهد(از پیدایش تا آغاز دوره افشاریه)، مشهد: نشر انصار.

12- کرزن، جرج .(1362). ایران و قضیه ایران، ترجمه وحید مازندرانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

13- کمپفر، انگلبرت .(1363). سفرنامه، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی.

14- ماهوان، احمد، (1383)، تاریخ مشهدالرضا(ع)، مشهد: ماهوان.

15- مخلصی،محمدعلی .(1374). « مشهد؛ پایتخت افشاریان»، منتشر شده در کتاب پایتختهای ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، چاپ اول.

16- مک گره گور، سی.ام .(1366). سفری به ایالت خراسان، ترجمه مجید مهدیزاده، مشهد: معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی.

17- مروی، محمد کاظم .(1374). عالم آرای نادری، ج1، تصحیح و مقدمه از محمد امین ریاحی، تهران: انتشارات علمی.

18- منشی، اسکندربیگ .(1377). تاریخ عالم آرای عباسی، ج2، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی، تهران: دنیای کتاب.

19- منجم یزدی، ملاجلال .(1366). تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، تهران: وحید.

20- مهریار، محمد، فتح الله یف، فخاری تهرانی و قدیری .(1378). اسناد تصویری شهرهای ایرانی دوره قاجار، تهران: دانشگاه شهید بهشتی و سازمان میراث فرهنگی کشور(پژوهشگاه)، چاپ اول.

21- ویلبر، دونالد .(1385). باغهای ایرانی و کوشک­های آن، مترجم: مهین دخت صبا، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

22- هنرفر، لطف ا... .(1348). «دو پل تاریخی مشهور اصفهان از دوره صفویه»، هنر و مردم، دوره 7، ش81 ، صص 14-19.

23-Fraser, James Baillie, (1984), Narrative of a Journey Into Khorasān: in the Years 1821 and 1822, Oxford University.

24-Vambery, Arminius, (1973), Arminius Vambery, his life and adventures, New York, Cassell.

26- http://www.panoramio.com/photo.