روابط تجاری ایران و ژاپن در دوره رضاشاه (1308 تا 1320ش/1929تا1940م)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین

چکیده

یکی از مباحث مهم در دوره رضاشاه، توسعه و رونق تجارت خارجی ایران با کشورهای جدیدی بود که تا پیش از جنگ‌جهانی‌اول، سهمی در تجارت خارجی ایران نداشتند. ژاپن تنها کشور آسیایی بود که با وجود نبود پیشینه قوی از روابط سیاسی و اقتصادی با ایران، توانست به سرعت حجم وسیعی از تجارت خارجی ایران را در دوره پهلوی اول به خود اختصاص دهد. با توجه به اهمیت چنین موضوعی، مقاله حاضر در صدد پاسخ به این پرسش اصلی است که ماهیت شکل‌گیری و توسعه روابط تجاری ایران و ژاپن چگونه بود؟
 پژوهش حاضر موضوع روابط تجاری ایران و ژاپن را در دوره رضاشاه به روش مطالعه کتابخانه‌ای و آرشیوی، با تکیه بر اسناد آرشیوی و نشریات و منابع مکتوب دیگر بررسی می‌کند. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Iran-Japan Trade Relationship in Reza Shah Era

نویسندگان [English]

  • hasan shokrzadeh
  • hoseyn abadiyan
university
چکیده [English]

One of the most important debates during Reza Shah era was the expansion and development of Iran's foreign trade with new countries that hadno contribution in Iran's foreign tradebefore the First World War.  Japan was the only Asian country that had not such a strong history of political and economic relation with Iran, but could sharply make certain contributionto Iran's foreign trade.
The present article attempts to investigate trade relation between Iran and Japan in Reza Shah era on the basis of archive documents, press articles, and library sources.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Iran
  • Reza Shah
  • Foreign Trades
  • Japan

با تاسیس دولت پهلوی در ایران (آذر 1304ش/1925م) عصر تازه‌ای در تحول مناسبات تجارت خارجی ایران آغاز شد. در این دوره، روابط خارجی و در کنار آن تجارت خارجی ایران تغییر و تحولات بسیاری را در زمینه حضور کشورهای جدیدی همچون آلمان، ژاپن، آمریکا و  مصر در روابط خارجی و تجاری تجربه کرد. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که ماهیت شکل‌گیری و توسعه روابط تجاری ایران و ژاپن چگونه بود؟ سایر پرسش‌های فرعی نیز عبارت‌اند از: روش‌ها و سیاست‌های دولت ژاپن در پیشیرد نفوذ تجاری و اقتصادی در ایران چگونه بود؟ انعکاس داخلی گسترش روابط تجاری ایران و ژاپن به چه شکل بود؟ فرضیه پژوهش حاضر این است که رشد و توسعه صنعتی ژاپن و نیازهای این کشور به داشتن بازارهای فروش و تامین موادخام اولیه برای صنایع خود، از مهم‌ترین عللی بود که بعد از جنگ‌جهانی‌اول توجه و گرایش ژاپن را به غرب آسیا و از جمله ایران باعث شد. در نقطه مقابل نیز، تلاش دولت پهلوی در رهایی از نفوذ انحصاری سیاست‌های اقتصادی انگلستان و شوروی همراه با نیاز به تامین لوازم تحقق پروژه تجدد و نوسازی عامل مهم در شکل‌گیری این روابط بود.

 مقاله حاضر براساس گزارش‌ها و اطلاعات دستگاه‌هایی همچون وزارت امورخارجه، وزارت دارایی و اداره کل تجارت که در آرشیو سازمان اسناد ملی ایران بودند، کتب خاطرات و سیاحت‌نامه‌ها، آمارهای گمرکی اداره کل گمرکات و گزارش‌ها و اخبار نشریات تخصصی و عمومی به چگونگی و علل ایجاد روابط تجاری بین ایران و ژاپن و توسعه آن پرداخته‌است. ضمن اینکه برخی آثار و پیامدهای این روابط را بررسی کرده‌است.

روابط تجاری ایران و ژاپن در دوره رضاشاه، به‌عنوان بحثی میان‌رشته‌ای، کمتر در کانون توجه پژوهشگران تاریخ قرار گرفته‌است؛ تاآنجاکه به‌ندرت می‌توان مقاله یا بررسی عالمانه‌ای را در خصوص چگونگی شکل‌گیری روابط تجاری ایران و ژاپن در دوره رضاشاه سراغ گرفت. باوجود برخی اشاره‌های پراکنده در منابع پژوهشی تخصصی اقتصادی در این باره، همچنان در بازگویی و روشن‌نمایی زوایای مختلف روابط تجاری ایران و ژاپن در این دوره، کمبودهای اساسی ملاحظه می‌شود. در سال‌های اخیر، تنها به مناسبت هشتادمین سالگرد شکل‌گیری روابط ایران و ژاپن، ویژه‌نامه‌ای در فصل‌نامه علمی و ترویجی تاریخ روابط خارجی منتشر شد که حاوی مقالات متعددی در بازنمایی این روابط از زوایایی گوناگون بود؛ اما حتی در این ویژه‌نامه نیز، تجارت ایران و ژاپن در عصر پهلوی اول به شکل دقیق و مفصل بررسی نشد (فصل‌نامه تاریخ روابط خارجی، س11ش43، تابستان1389). اشاره‌های پراکنده و کوتاه در برخی منابع پژوهشی جدید، نظیر تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا انقلاب اسلامی اثر جان فوران نیز، چندان نمی‌تواند روابط دوازده ساله ایران و ژاپن را از نظر اقتصادی و تجاری تبیین دقیق کند.

 

اهمیت ایران و غرب آسیا در تجارت خارجی ژاپن بعد از جنگ‌جهانی‌اول

 ژاپن از معدود کشورهای آسیایی بود که با تمدن جدید غربی، برخوردی هوشمندانه و مدبرانه داشت و در اواخر قرن نوزدهم، با اخذ آگاهانه علوم و تکنولوژی غربی، نه تنها توانست از نفوذ و سلطه اروپایی‌ها ممانعت کند، بلکه در مدت کوتاهی و در آغاز قرن بیستم، خود به کشور صنعتی نیرومند و سلطه‌گری در آسیا مبدل شد. این مهم به دنبال تحولات بزرگی حاصل شد که در عصر امپراتوری موتسوهیتو (Mutsuhito) به وقوع پیوست و به عصر میجی (Meiji) معروف شد (1868م) (پالمر، 1386 :2/975).

طی این تحول تغییرات کلی در ساختارهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ژاپن روی داد و فئودالیزم منسوخ شد و اشراف سنتی همچون شوگون‌ها و سامورایی‌ها، داوطلبانه از اختیارات و قدرت خود به نفع امپراتور چشم‌پوشی کردند (نقیب‌زاده، 1369: 94). بدین ترتیب، ژاپنی‌ها با دگرگونی و اصلاح ساختار ارتش و تقویت و توسعه صنایع و کارخانه‌ها به تامین و حفظ هرچه بیشتر استقلال خود پرداختند. سوای توسعه ارتش، تحت‌تاثیر تحولات عصر میجی، صنعت مدرن که در اختیار چند خاندان اریستوکرات و موسس گروه‌های اقتصادی مهم همچون میتسویی و میتسوبیشی بود، در ژاپن پایه‌گذاری شد و توسعه یافت. به‌طوری‌که این توسعه صنعتی به ایجاد نیازهای اقتصادی و از اواخر قرن نوزدهم، رشد تمایلات امپریالیستی و دست‌اندازی و تجاوز ژاپن به چین و شبه‌جزیره کره منجر شد (نقیب‌زاده، 1369: 94).

توسعه قدرت سیاسی و اقتصادی ژاپن موجب تصادم و اختلاف‌نظر این دولت با دولت‌های اروپایی بر سر منافع استعماری در قاره آسیا و به‌خصوص در چین شد. اوج این اختلاف‌ها و رقابت‌ها به جنگ با روسیه در سال 1904م منتهی شد که با برتری ژاپن و شکست روسیه همراه بود. پیروزیی که به تثبیت نفوذ و سلطه ژاپن بر شبه‌جزیره کره و منچوری منجر شد و براساس معاهده صلح پرت موث (port Moth)در سال 1905، روسیه حقوق ژاپن را بر این مناطق به رسمیت شناخت (نقیب‌زاده، 1369: 98).

در سال‌های آغازین قرن بیستم و به‌خصوص در اثنای جنگ‌جهانی‌اول، با شتاب‌گرفتن توسعه صنایع در ژاپن، درحالی‌که کشورهای اروپایی درگیر جنگ و رقابت‌های خونین با یکدیگر بودند، ژاپن از غیبت دولت‌های اروپایی استفاده کرد و به‌ویژه در حوزه صادرات محصولات نساجی و پارچه توانست بیشتر بازارهای آسیایی را در اختیار خود بگیرد (پالمر، 1386: 1376).

از سوی دیگر، ژاپن به علت داشتن نیروی کار ارزان و فراوان، می‌توانست در مقایسه با اقلام مشابه کشورهای اروپایی، محصولات تولیدی خود را با قیمت‌های ارزان و مناسبی به بازاراهای آسیایی روانه کند؛ تاجایی‌که توده‌های بی‌بضاعت و کم‌درآمد در قاره آسیا به‌راحتی قادر به تهیه اقلام تولیدی این کشور بودند. این یکی از علل مهم موفقیت و کامیابی شرکت‌های تجاری ژاپنی در زمینه یافتن بازارهای فروش در این قاره بود؛ به‌عنوان نمونه، منسوجات و انواع پارچه‌های تولیدی صنایع ژاپنی از جمله اقلامی بودند که به علت کم‌بودن سطح دست‌مزدها در ژاپن و فراوانی نیروی کار، به قیمت ارزان‌تری در بازارهای آسیایی به فروش می‌رسیدند. به همین علت، ژاپن توانست با عرضه ارزان محصولات خود، به‌خصوص منسوجات پارچه‌ای، بازار کشورهای اروپایی را در نواحی مختلف آسیا تصاحب کند و بزرگ‌ترین صادرکننده منسوجات در قاره آسیا شود؛ همچنین، وجود بحران اقتصادی در جهان و کاهش قدرت خرید مردم عامل دیگری در گرایش به سمت اجناس ارزان ژاپنی و در نتیجه، رونق تجارت کالاهای ژاپنی در جهان بود (اتاق تجارت، س5، ش79: 13).

قیمت کم و ارزانی فوق‌العاده اجناس ژاپنی تا آنجا نفوذ پیدا کرد که حتی موجب افزایش تقاضا برای کالاهای تولیدی ژاپن، در بازارهای اروپایی شد و «دامپینگ (Damping) امتعه[های] ژاپنی در بازارهای مغرب بی‌نهایت تشویش ایتالیایی‌ها را فراهم ساخته» (اتاق تجارت، س5، ش80: 19).

در عین حال، بروز برخی محدویت‌ها و موانع گمرکی در دوره بعد از جنگ‌جهانی‌اول، از سوی برخی کشورهای جهان به‌خصوص آمریکا و هندوستان و چین که مهم‌ترین بازارهای فعالیت شرکت‌های تجاری ژاپنی بودند، زمینه‌ساز توجه بیشتر این کشور به بازارهای غرب آسیا و به‌خصوص ایران شد. با وجود توجه و آگاهی از منافعی که ژاپنی‌ها در خصوص توسعه تجارت خارجی خود به کشورهای غرب آسیا همچون ایران داشتند، در ایران هنوز اطلاع و آگاهی چندان عمیقی در خصوص منافع و اهمیت گشودن باب روابط خارجی با ژاپن به وجود نیامده بود. هرچند در جریان انقلاب مشروطه، تحولات شگرف این کشور و به‌خصوص پیروزی ژاپن بر روسیه را در سال 1904م، روزنامه‌هایی همچون حبل‌المتین به گوش ایرانیان رسانده بودند و در اذهان ایرانیان، شکست روسیه از این کشور ناشی از لیاقت و کاردانی اولیای امور ژاپن دانسته شده بود؛ تابدانجاکه ایرانی روشنفکری همچون طالبوف تبریزی را به فکر ترجمه قانون اساسی ژاپن به زبان فارسی انداخت (حائری، 1364: 191).

با وجود پیش‌دستی ژاپنی‌ها در برقراری روابط سیاسی و اقتصادی بین دو کشور، این امر به علت برخی موانع و مشکلات نزدیک به نیم قرن طول کشید و تنها در دوره رضاشاه امکان ایجاد چنین روابطی فراهم شد.

 

موانع و محدودیت‌ها در روابط تجاری ایران و ژاپن

ایران و ژاپن تا دوره پهلوی اول هرگز دارای روابط رسمی سیاسی و اقتصادی نبودند؛ البته تلاش‌هایی که طرفین در گشودن مناسبات سیاسی رسمی آغاز کردند، با کندی و موانع متعددی همراه بود. آغاز قرن بیستم هم‌زمان با آخرین سال‌های حکومت قاجارها در ایران بود که به علت نفوذ سیاسی و اقتصادی دولت‌های بزرگی همچون انگلستان و روسیه، قاجارها در عمل فاقد هرگونه ابتکاری در تنظیم مستقل سیاست‌های خارجی و تجاری خود بودند. در بیشتر دوران حکومت قاجار، ضعف سیاسی و اقتصادی موجب تسلط و نفوذ دولت‌های روسیه و انگلستان بر مقدرات اقتصادی و سیاسی ایران شده بود. در ابتدای قرن بیستم، با انعقاد قرارداد 1907م/1286ش که براساس آن ایران به مناطق نفوذ روس و انگلیس تقسیم شده بود، این نفوذ سیاسی و اقتصادی شکل علنی و رسمی به خود گرفت. این قرارداد و پیشینه انحصارطلبی روس و انگلیس در تبدیل ایران به حوزه نفوذ انحصاری خود، مانع ورود یا حضور فعال و گسترده هر دولت دیگری در حوزه فعالیت‌های اقتصادی و تجاری ایران بود. با آغاز جنگ‌جهانی‌اول و به‌دنبال تحولات و دگرگونی‌هایی که در اثر فروپاشی و تغییر برخی رژیم‌های سیاسی در اروپا و دیگر نقاط جهان، در روابط بین‌الملل روی داد، ایران نیز از دایره سیاست‌های انحصاری رایج  روس و انگلیس خارج شد؛ بنابراین امکان فعالیت و حضور کشورهای جدید در حوزه تجارت و اقتصاد فراهم شد. ژاپنی‌ها نیز با استفاده از نبود حضور قدرتمند روسیه و انگلستان، «در میدان تجارت ایران عرض اندام نمودند» (اتاق تجارت، س5، ش80، 15بهمن1312: 10).

اما با پایان جنگ و بازگشت دوباره انگلستان به حوزه تجارت ایران، همچنان توسعه تجارت ژاپن در ایران با مشکلات بسیاری مواجه بود. علاوه‌بر محدودیت‌های سیاسی ناشی از نبود روابط سیاسی و ممانعت دولت انگلستان از توسعه نفوذ ژاپن به غرب آسیا، نبود وسایل حمل‌ونقل دریای و بعد مسافت بین ایران و ژاپن از دیگر عواملی بود که توسعه روابط دوجانبه را تا سال‌های اولیه تاسیس دولت پهلوی در ایران مانع می‌شد.

براساس شواهد موجود، در جریان سفر اول و دوم ناصرالدین‌شاه به فرنگ، زمینه برقراری روابط متقابل فراهم شد. در سفر اول ناصرالدین‌شاه که به سال1873م/1290ق صورت گرفت، سفیر ژاپن در فرانسه با شاه قاجار دیدار کرده و علاقه‌مندی او را به برقراری روابط با دولت ژاپن جلب کرد (ناصرالدین‌شاه، 1377: 215).

پنج سال بعد، یعنی در سال1878م/1295ق و در پی سفر دوم ناصرالدین‌شاه به اروپا از طریق خاک روسیه، سفیر ژاپن در روسیه با شاه ایران دیدار کرد و با کسب نظر مساعد شاه قاجار برای برقراری روابط با ژاپن، مقدمات ارسال هیئتی سیاسی و تجاری به ایران فراهم شد (یوشیدا، ماساهارو، 1373: 30 ). این هیئت سیاسی و تجاری به ریاست یکی از دیپلمات‌های خبره ژاپن به نام یوشیدا ماساهارو (Yoshida Masaharu)، در سال1880م/1297ق عازم ایران شد. علاوه بر فرستاده فوق، این هیئت را یک افسر ارتش ژاپن به نام فورکاوا (Furukawa) و پنج بازرگان ژاپنی همراهی می‌کرد. مهم‌ترین هدف وی برقراری روابط بازرگانی میان ایران و ژاپن بود و یوشیدا در پاسخ سوال ناصرالدین‌شاه، این هدف را به‌صراحت بیان کرد (یوشیدا، ماساهارو، 1373: 189). یوشیدا در مدت شش‌ماه ماموریت خود، توانست با شاه ایران دیدارهای رسمی و غیررسمی داشته باشد؛ اما ماموریت این هیئت در ایجاد روابط سیاسی و تجاری متقابل میان ایران و ژاپن قرین موفقیت نبود. انتظار دولت ژاپن در برخورداری از حقوق کشور کاملةالوداد و موافقت‌نکردن دولت ایران با این امر، عامل اصلی ناکامی ماموریت هیئت یوشیدا بود. تنها ارمغان این ماموریت نگارش سفرنامه‌ای بود که یوشیدا از مشاهدات و جریانات سفر خود به ایران جمع‌آوری کرده بود. بدین‌ترتیب با وجود تلاش‌های انجام‌شده از سوی دولت ژاپن، بیش از پنجاه سال طول کشید تا روابط رسمی سیاسی و اقتصادی بین ایران و ژاپن آغاز شد.

 

آغاز روابط سیاسی و اقتصادی

 با انقراض قاجاریه و تاسیس دولت پهلوی به دست رضاشاه در آذرماه1304ش/1925م باآغاز سیاست‌های نوسازی و تجددخواهانه که تمامی حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اداری، به غیر از حوزه سیاسی، را تحت‌تاثیر قرار داده بود، در زمینه تجارت خارجی نیز دگرگونی‌هایی به وقوع پیوست که ناشی از نیازها و ضرورت‌های پیشبرد پروژه تجدد از سوی دولت پهلوی و تامین منابع و هزینه‌های آن بود. در حوزه مناسبات اقتصادی و تجاری، این دگرگونی نزدیکی دولت پهلوی به کشورهای جدیدی را موجب شد که تا این زمان نقش چندانی در تجارت خارجی ایران نداشتند. در این زمینه، بی‌گمان ژاپن به علت اهمیت سیاسی و اقتصادی که در آسیا داشت، نمی‌توانست از دید سیاست‌گذاران روابط خارجی عصر رضاشاه پنهان بماند. علاوه‌برآن، دوران سلطنت رضاشاه اوج گرایش‌های ناسیونالیستی منبعث از تحولات اروپا، به‌خصوص ظهور هیتلر در آلمان و تبلیغات نازی‌ها در زمینه برتری نژاد آریا در برابر سایر نژادها بود؛ ازاین‌رو، تحت‌تاثیر چنین ایدئولوژی ناسیونالیستی، در این زمان در نزد دولتمردان عصر پهلوی اول نزدیکی به آلمان نازی اهمیت پیدا کرد. بنابراین در چارچوب سیاست‌های ناسیونالیستی و دوری از قدرت‌های سنتی همچون انگلستان، ایجاد رابطه با یک کشور بزرگ و پیشرفته آسیایی همچون ژاپن به علت همخوانی با جو سیاسی موجود، امری اساسی و ضروری بود (فوران، 1386: 345). تلاش‌های اولیه در ایجاد روابط سیاسی و اقتصادی بین ایران و ژاپن، در دوره حکومت رضاشاه پهلوی، مربوط به مهرماه1305/1926م است که نخستین‌بار هیئت مخصوصی از ژاپن برای ایجاد روابط دوستانه به تهران وارد شد (فصل‌نامه تاریخ روابط خارجی، ش43، س11، تابستان1389: 10). این هیئت سیاسی از طریق سفارت ژاپن در ترکیه و با ابتکار اوشی یاما (ushiyama)، سفیر این کشور در اسلامبول، ضمن هماهنگی با مقامات ایرانی توانست پاسخ مثبت طرف ایرانی را در برقراری روابط سیاسی بین دو کشور در ایران به دست آورد. با ورود این هیئت، مذاکرات مستقیم دو طرف برای ایجاد روابط به جای آنکه در کشور ثالثی انجام شود، در ایران و به‌صورت مستقیم آغاز شد. این مذاکرات به طول انجامید؛ اما در نهایت پس از دو سال‌و نیم مذاکره، بالاخره زمینه تفاهم و دوستی دو کشور فراهم شده و به‌صورت رسمی، روابط سیاسی و اقتصادی مدتی بین ایران و ژاپن آغاز شد. ( فصل‌نامه تاریخ روابط خارجی، ش43، س11، تابستان 1389:11). پس از دسترسی به تفاهم اولیه، در10فروردین 1308/ 30مارس1929، یادداشت‌های مربوط به برقراری روابط بین ایران و ژاپن مبادله شد. این متون را محمدعلی‌خان فرزین، کفیل وزارت امورخارجه ایران و هیوجی نی بی (hioji ni bi)، نماینده سیاسی دولت ژاپن، امضا کردند. به دنبال این توافق، دولت ژاپن آکیوکازاما (A kio Kazama) را به‌عنوان وزیرمختار کشورش در ایران تعیین کرد. با تایید وزارت دربار پهلوی در روز 17آذر 1308/دسامبر1929، آکیوکازاما استوارنامه خود را تقدیم کرد. در فروردین1309/1930م، دولت ایران آوانس‌خان مساعدالسلطنه را به‌عنوان وزیرمختار دولت ایران در ژاپن تعیین کرد (اطلاعات: س7 ش1033: 2).

با وجود تلاش‌های دو طرف، در دوازده سال روابط رسمی ایران و ژاپن در دوره رضاشاه، در انعقاد عهدنامه‌های تجاری موفقیتی حاصل نشد. دو سال بعد از آغاز روابط رسمی سیاسی، یعنی در 26 مهر 1311/18اکتبر1932، ایران و ژاپن به منظور توسعه و گسترش سطح روابط خارجی و تجاری خود، به امضای اولین معاهده رسمی «مودت و تجارت و بحرپیمایی» مبادرت کردند که با حضور وزیرمختار ژاپن و نواب سفارت در عمارت وزارت خارجه در قالب یک عهدنامه انجام گرفت. عهدنامه مزبور را غفاری، کفیل وزارت امورخارجه، به نام دولت شاهنشاهی ایران و وزیرمختار ژاپن در ایران به نام دولت ژاپن امضا کرد (وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1369: 41)؛ اما این توافق‌نامه نتوانست به امضای نهایی نمایندگان دو طرف برسد. به گزارش اسناد وزارت خارجه، علت آن سیاست‌های جدیدی بود که دولت ایران براساس «قانون جدید انحصار تجارت خارجی» از سال 1310ش/1931م در زمینه نحوه تنظیم و گسترش تجارت خارجی اتخاذ کرده بود (سازمان اسناد ملی ایران: سند شماره8323-240).

اما درباره انعقاد یک معاهده بازرگانی، با وجود تمایل و تلاشی که طرف ژاپنی انجام داد، به علت مخالفت دولت ایران در این زمینه موفقیتی حاصل نشد. براساس اسناد وزارت امورخارجه، در سال 1317ش/1938م سفیر ژاپن برای رسیدن به توافقی کلی در زمینه امضای پیمانی بازرگانی و پیمان دوستی و اقامت، به رایزنی و مذاکره با مقام‌های ایرانی پرداخت؛ اما در نهایت، درباره تعیین تکلیف در خصوص عقد پیمان بازرگانی بین دو کشور، از وزارت دارایی استعلام شد که پاسخ این استعلام با جواب منفی همراه بود: «چون تجارت ایران با ژاپن محدود است تصور نمی‌رود احتیاجی به عقد قرارداد بازرگانی باشد. خاصه اینکه عقد قراردادی نظیر قرارداد با ترکیه صلاح نیست...» (سازمان اسناد ملی ایران: سند شماره8323-240).

بنابراین با وجود انعقاد قرارداد مودت ایران و ژاپن در 25مهر1318/18اکتبر1939، هیچ‌گونه قرارداد بازرگانی بین دو کشور منعقد نشد. درهرحال با وجود ناکامی در عقد قرارداد تجاری، در 25مهر1318/18اکتبر1939، موافقت‌نامه دوستی و مودت و بحر پیمایی دو کشور در کاخ وزارت امور خارجه بین مظفر اعلم، در مقام وزیرامور خارجه به نمایندگی دولت ایران و شواشی ناکایاما، وزیرمختار دولت امپراتوری ژاپن به امضا رسید (اطلاعات، ش3989، س13: 2). این پیمان دوستی و مودت شامل چهار ماده اصلی بود که ماده اول پیمان بر وجود «صلح خلل‌ناپذیر و دوستی حقیقی و دایمی بین دو کشور و اتباع آن‌ها» تاکید می‌کرد؛ ماده دوم بر برخورداری نمایندگان سیاسی دو طرف در سرزمین‌های یکدیگر از «شرط معامله متقابله از مزایا و معافیت‌های حقوق عمومی بین‌المللی که در هیچ مورد کمتر از مزایا و معافیت‌های که به نمایندگان دولت کاملةالوداد اعطا می‌شود، نباشد» تاکید می‌کرد؛ ماده سوم بر نحوه «تعیین و فعالیت کنسول‌های دو طرف در پایتخت یا شهرهای که چنین مامورانی مجاز به اقامت هستند» اشعار داشت؛ ماده چهارم  به نحوه تصویب و مبادله اسناد معاهده فوق مربوط می‌شد (اطلاعات، ش4033، س13: 2).

به نظر می‌رسد که از نتایج مهم و فوری این معاهده، گسترش و توسعه سطح روابط تجاری دو کشور به میزان درخور توجهی بود؛ تا بدان حد که در سال 1318ش/1939م ژاپن با اختصاص بیش از 96میلیون ریال صادرات به ایران و در حدود 53میلیون ریال واردات از ایران، 5/10درصد از کل تجارت خارجی ایران را به خود اختصاص داد و از نظر رتبه تجاری در تجارت خارجی ایران نیز، به رتبه باورنکردنی دوم دست یافت. رتبه‌ای که نه پیش از آن وجود داشت و نه پس از این سال هرگز تکرار شد (وزارت دارایی، اداره کل گمرک، آمار بازرگانی کشور شاهنشاهی ایران با کشورهای خارجه در سال 1319: 41)

 

شیوه‌های نفوذ ژاپن در بازارهای تجاری ایران

 الف. تاسیس شرکت تجارتی ایران و ژاپن

محدودیت‌هایی که در دهه 1930م/1310ش، در بازارهای آمریکا و چین و هندوستان برای تجار ژاپنی ایجاد شده بود، از مشکلات مهم در زمینه تجارت خارجی ژاپن به شمار می رفت که به گرایش این کشور به غرب آسیا و کشورهایی همچون ایران و عراق را موجب شد. بنابراین به‌عنوان اقدامی عاجل، شرکت‌های تجاری ژاپنی بازارهای غرب آسیا را میدانی مناسب برای حضور و فعالیت تجاری خود دیدند. چنین انگیزه‌ای باعث توجه و حضور شرکت‌های تجاری ژاپنی در ایران و رقابت شدید آن‌ها در جهت به‌دست‌آوردن سهمی از بازارهای ایران شد. در نامه‌ای که سفارت ایران در توکیو برای وزات دارایی نوشت، این وضعیت را بیان کرد. مضمون نامه این بود که هدف شرکت‌های ژاپنی بعد از ناکامی در بازارهای امریکا و هندوستان، توسعه و بسط تجارت خود در ایران است؛ بنابراین «اینک متجاوز بر دو سال است که نمایندگان چند تجارتخانه مهم ژاپنی به‌تدریج به ایران آمده و صادرات ژاپن به ایران زیاد گردیده» است. ازدیاد تعداد شرکت‌های تجاری ژاپنی در ایران و تلاش آن‌ها برای یافتن بازارهای جدید با هدف واردات محصولات و فراورده‌های خام کشاورزی همچون تریاک، پنبه، کتیرا و نیز برخی محصولات دامی همچون انواع پشم در مقابل صادرات انواع منسوجات پنبه‌ای، شیشه‌آلات، چای و سیمان رقابت شدیدی را بین آن‌ها موجب شده بود (اطلاعات، س8، ش 2036: 2). در فروردین1310/آوریل1930، با توجه به مشکلات ناشی از رقابت‌های تجار ژاپنی با یکدیگر، شرکت‌های تجاری ایده تشکیل سندیکای تجاری را مطرح کردند. این سندیکای تجاری را سه شرکت مهم و معتبر ژاپنی در ایران برای انجام معاملات گسترده تریاک با حاج‌میرزا‌حبیب‌الله امین اصفهانی، در سال1310ش/1931م به وجود آوردند. در ادامه، سه شرکت معتبر ژاپنی یان‌کیو و اکورا و میتسوبیشی علاقمند به توسعه فعالیت‌های خود به دیگر حوزه‌های تجاری شدند (اطلاعات، س5، ش1290: 3).

در فروردین1312ش/1932م، موسیو میچتسو (MICHTSU)، یکی از نمایندگان شرکت‌های مهم تجاری ژاپن، برای بررسی بیشتر نحوه خرید و صدور دو محصول مهم پنبه و تریاک ایران در مقابل واردات انواع نخ و چیت به ایران آمد و با یاسایی، رئیس اداره کل تجارت، دیدار و مذاکره کرد (شفق سرخ، س12، ش2317: 3). به نظر می‎رسد که تلاش‌هایی از این دست، مدتی بعد زمینه‌ساز تشکیل یک شرکت بزرگ انحصاری در حوزه تجارت خارجی ایران و ژاپن شد که به‌طور کلی، امر صادرات و واردات انواع محصولات ایرانی به ژاپن و بالعکس را انجام می‌داد.

در اردیبهشت 1313ش/1933م، با تشکیل شرکت تجارتی ایران و ژاپن که خود شعبه‌ای از شرکت بزرگ میتسوبیشی بود، تجارت محصولات ایرانی، یعنی پنبه و تریاک، به ژاپن  و برعکس آن، یعنی منسوجات پارچه‌ای و قماش، به‌طور انحصاری در اختیار این شرکت گذاشته شد. براساس توافقنامه اولیه‌ای که بین شرکت و دولت ایران به امضا رسید، از طرف دولت ایران حق هرگونه صادرات و واردات بین ایران و ژاپن منحصر به شرکت بود و دولت ایران مانع هرگونه صادرات یا واردات از مجاری غیر از شرکت می‌شد (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 5509 -240). در یادداشت تقدیمی شرکت به اداره جلیله تجارت درباره توسعه و بسط روابط تجاری ایران و ژاپن و موانع و مشکلات پیش روی آن عنوان شده‌است که: «غرض از تهیه این پروژه توسعه و بسط روابط تجارتی بین دولتین ایران و ژاپن بوده و نیز برای برطرف‌کردن هرگونه سوء تفاهمات و ازبین‌بردن احساسات آمیخته به عدم رضایتی است که اخیراً در این مملکت نسبت به تجارت ژاپن و ژاپنی‌ها تولید شده‌است». در این گزارش همچنین، به مسئله نبود روابط تجارتی مستقیم بین دو کشور و انجام امور تجاری توسط تجار هندوستان و بین‌النهرین اشاره شده‌است؛ سپس تاکید شده‌است که این تجار  نیز به علت سوءاستفاده از ناآگاهی تجار ایرانی از صنایع ژاپنی و تغییر و تحولات بازار و سایر عوامل تجاری، بازار ایران را با اجناس مختلف پست و ارزان مصنوع ژاپن مملو کرده و با ایجاد نارضایتی در میان مردم و تجار نسبت به اجناس ژاپنی، نوعی فضای رعب و وحشت و مخالف با تجارت ژاپن را موجب شده‌اند (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 5509 -240).

در تبصره‌ای که در انتهای پروژه آمده بود، مدت قرارداد پنج سال شمسی قید شده بود؛ یعنی با توجه به آغاز مذاکرات و گفتگوها در این زمینه در اردیبهشت1313/1933م قرارداد منعقده تا سال1318ش/1939م می‌توانست اعتبار داشته باشد. این در حالی بود که «دولت پس از انقضا مدت فوق، حق تقدم در تجدید این قرارداد و یا نظیر آن را به شرکت خواهد داد» (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 5509 -240).

در 12مهر1313/1933م به دنبال توافقات اولیه، شرکت «رئوس مسائل پیشنهادی خود راجع به موضوع واردنمودن اجناس نخی از ژاپن و صدور محصول ایران را به مقام منیع وزارت جلیله مالیه دامت شوکته» تقدیم کرد. در این پروژه تقدیمی، شرکت در قسمت صادرات از ایران متقبل می‌شد که در «مدت نه‌ماه از سال اقتصادی در حدود دو الی سه میلیون تومان متاع اولیه و ساخته شده ایران را صادر نماید» (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 5509 -240). در قسمت واردات، دولت ایران قبول می‌کرد که در حدودی که قانون انحصار تجارت خارجی اجازه می‌داد، در مقابل تمام صادرات شرکت، از شرکت منسوجات نخی بخرد. نکته مهمی که در ذیل تبصره‌های این قرارداد وجود داشت، موضوع انحصار شرکت در فروش منسوجات نخی به ایران بود. در این قرارداد، قید شده بود که «برای آنکه از تراکم اجناس در بازار جلوگیری شود، دولت علیه منسوجات نخی ژاپنی را از منابع دیگر ابتیاع نخواهد کرد تا آنکه از قوه فروش شرکت کاسته نشده و در عملیات آن وقفه روی ندهد» (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 5509 -240).

البته براساس توافق‌های به‌عمل‌آمده، این پیشنهاد «فقط درمورد منسوجات نخی و تریاک معتبر خواهد بود و دولت علیه و شرکت اختیار خواهند داشت که هر نوع اجناس وارداتی از ژاپن و صادراتی به آن مملکت را بدون هیچ قسم الزامی نسبت به یکدیگر مورد معامله قرار دهند» (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 5509 -240).

از دیگر زمینه‌های علاقه‌مندی شرکت تجارتی ایران و ژاپن، سرمایه‌گذاری در خصوص استخراج و صادرات نمک از ایران به ژاپن بود. همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، تجار ایرانی به علت بعد مسافت و هزینه گزاف حمل‌ونقل نمک از ایران به ژاپن، با چنین سرمایه‌گذاری موافق نبودند و در این خصوص نیز اقدام عملی انجام ندادند؛ اما شرکت فوق از این موضوع استقبال کرده و قرارداد تقدیمی خود را در این خصوص مطرح کرده و به دولت ایران ارائه کرده بود. براساس این قرارداد، دولت ایران حق انحصاری استخراج نمک از معادن واقع در جزیره قشم، پهل، بستانو، هرمز و لارک را به مدت 15سال به این شرکت واگذار می‌کرد؛ علاوه‌برآن، شرکت در مدت اشتغال به عملیات استخراج، در خصوص واردات ماشین‌آلات و سایر لوازم ضروری از معافیت‌های گمرگی و مالیاتی برخوردار می‌شد (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 5509 -240).

تریاک از دیگر محصولاتی بود که برای تجار و شرکت‌های ژاپنی جاذبه داشت. از همان نخستین روزهای آغاز روابط، محصول تریاک ایران در کانون توجه و علاقه شرکت‌های تجاری ژاپنی بود. از مواد توافق‌شده با شرکت تجاری ایران و ژاپن در سال 1316، صادرات حداقل پانصد صندوق تریاک ایران با جوهر ده‌ونیم بوده و این از تعهدات شرکت بود. درعین‌حال «دولت علیه نیز قبول می‌نمود که شرکت را برای فروش تریاک ایران به سمت وکلاء انحصاری خود در ژاپن و مستعمرات و ممالک تحت‌الحمایه ژاپن و مملکت منچوکو برای مدت یکسال از تاریخ این قرارداد تعیین نماید» (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 9425-240).

با توجه به مرغوبیت تریاک ایران، ژاپن یکی از مشتریان اصلی این محصول بود و برای خرید آن، چندین قرارداد با شرکت سهامی انحصار صدور تریاک ایران منعقد کرد. دو نمونه از اسناد این قراردادها مربوط به سال‌های 1316 و 1317ش/27دسامبر1937 تا دسامبر1938 بوده و دیگری مربوط به سال 1317 و 1318ش/1938 و 1939م است (سازمان اسناد ملی ایران، سند شماره 9425-240).

خرید محصول پنبه ایران و صادرات آن به ژاپن از دیگر علایق سرمایه‌گذاری شرکت تجارتی ایران و ژاپن بود. البته براساس توافق‌های انجام‌گرفته با شرکت، در قبال صادرات پنبه هیچ نوع ارزی به دولت ایران پرداخت نمی‌شد؛ بلکه معادل ارزش ارزی آن منسوجات و قماش ژاپنی به سفارش شرکت سهامی قماش ایران وارد ایران می‌شد. در نامه شرکت ژاپنی به شرکت سهامی پنبه و پشم و پوست در خصوص مبادله پنبه خام، بر مسئله مبادله پایاپای به شکل واردات متقابل پارچه نخی و با حق انحصار شرکت ژاپنی در انجام این معامله تاکید شده‌است (سازمان اسناد ملی ایران، سند17292-240).

شرکت تجارتی ایران و ژاپن برای تحکیم موقعیت اقتصادی و تجاری خود در ایران، از موقعیت‌ها و مناسبت‌های مختلف به‌خوبی بهره می‌برد؛ به‌عنوان مثال، در جشن عروسی ولیعهد ایران در سال 1318ش/1939م شرکت با دراختیارقراردادن خط هوایی و هواپیمای تولیدی شرکت موسوم به سوبوکازه، به نحو مطلوب در این مراسم شرکت کرد و با انتشار اعلامیه‌ای، این رویداد بزرگ را به دولت و خاندان پهلوی تبریک گفت (اطلاعات، س13، ش3813: 2).

 

ب. عرضه ارزان و فراوان اجناس ژاپنی در بازارهای ایران

از مهم‌ترین آثار برقراری روابط تجاری بین ایران و ژاپن در دوره رضاشاه، ورود بی‌رویه و گسترده اجناس ژاپنی به ایران با قیمت‌های کم بود که امکان رقابت را برای محصولات مشابه خود از کشورهای دیگر از بین می‌برد. در چارچوب سیاست‌های اقتصادی دولت ژاپن در افزایش صادرات کالاهای ساخته‌شده ژاپنی به کشورهای دیگر، در قبال خرید موادخام و اولیه از این کشورها، هجوم گسترده تجار و شرکت‌های مختلف تجاری ژاپن به ایران آغاز شد. با گسترش دامنه تجارت پایاپای دو کشور شاهد افزایش عرضه کالاهای ژاپنی، به‌خصوص اقلام منسوجات این کشور، در بازارهای ایران هستیم. کالاهایی که با قیمت ارزان عرضه می‌شد (اطلاعات، س8، ش1965: 3).

شاید ارزانی اجناس ژاپنی در بازارهای ایران سیاستی بود که تجار و شرکت‌های ژاپنی به منظور مسدودکردن امور تجاری کشورهای دیگر در ایران انجام می‌دادند تا با بیرون‌راندن رقبای خارجی دیگر، اجناس ژاپنی بدون رقیب در بازارهای ایران یکه‌تازی کنند. در نهایت نیز با انحصاری‌کردن بازارهای ایران، اداره آن را خود و براساس منافع و سود دراز مدت انجام دهند. همچنین سیاست ارزانی اجناس ژاپنی را می‌‌توان ابزاری از سوی کمپانی‌های تجاری این کشور در ایران دانست که از طریق آن سعی می‌کردند در بازارهای ایرانی بیشترین محبوبیت را از نظر مصرف‌کننده ایرانی داشته باشند.

علاوه‌بر عرضه ارزان کالاها، یکی دیگر از روش‌های ترویج اجناس ژاپنی استفاده از مارک‌ها و علایم مشهور شرکت‌های معروف خارجی بود که در ایران و بین مصرف‌کننده ایرانی طرفدار بسیاری داشتند؛ برای مثال در گزارشی، علت رونق بازار چینی‌آلات ژاپنی را استفاده ژاپنی‌ها از مارک‌های خارجی دانسته‌اند. ژاپنی‌ها روی اجناس خود از مارک دو عقاب که از علایم چینی‌سازی توزنتسوف در عهد تزار بود، استفاده می‌کردند؛ زیرا در کانون پسند و توجه اهالی ایران بود (اتاق تجارت، س5، ش80: 10). در خبری دیگر از عرضه ارزان اجناس ژاپنی، به‌خصوص مال ذرعی، در بازارهای ایران صحبت شده‌است. یکی از اقلام اجناس مذکور که در داخل مصرف عمده داشت، چلوار بود که به قیمت بسیار ارزان به فروش می‌رسید و با مخارج گمرکی و سایر عوارض مرسوم و حمل‌و‌نقل، به قیمت 48ریال وارد بازار می‌شد؛ همچنین سمنت از اجناس دیگر بود که به مقدار بسیاری وارد ‌شده و به قیمت ارزان به معرض فروش گذارده می‌شد. به‌هرحال اجناس مذکور با اجناس متشابه خارجی آن رقابت عمده داشت (اطلاعات، س8، ش1976: 2).

اما روی‌آوری تجار ایرانی به واردات اجناس ژاپنی از یک سو موجب افزایش میزان کالاهای ژاپنی در بازار و کاهش شدید قیمت این کالاها در بازار شد؛ از سوی دیگر نیز، کاهش شدید قیمت اجناس مشابه خارجی را در بازارهای ایران باعث شد که این مسئله ضرر و زیان عده‌ای از تجار ایرانی را به همراه داشت. این نتیجه‌گیری حتی در جلسه شورای تجارت که با حضور نخست‌وزیر وقت برای برسی تجارت ایران و ژاپن تشکیل شده بود، تایید شد (اتاق تجارت ایران، اسفند1312،  ش82-83، س5: 25). بررسی آماری تجارت دو کشور در سال‌های بعدی نیز، از برتری ورود کالاهای ژاپنی به ایران حکایت دارد. ارقام جدول شماره1 نشان می‌دهد که در تمامی سال‌های بعد از برقراری روابط سیاسی، واردات ایران در برابر صادرات به ژاپن گاه تا دو برابر بود.

 

دیدگاه ایرانیان به توسعه تجارت ژاپن در بازارهای ایران

با ازدیاد تجارت شرکت‌های تجاری ژاپنی در ایران که همراه با عرضه گسترده و ارزان انواع کالاهای این کشور به‌خصوص منسوجات بود، به‌تدریج محافل ایرانی واکنش‌های معترضانه و انتقادی را از چنین وضعیتی به منصه ظهور رساندند؛ به‌عنوان نمونه می‌توان به نامه‌ای اشاره کرد که از اتاق تجارت ایرانیان در بمبئی، به ریاست اتاق تجارت ایران ارسال شده و در آن، هشدارهایی درباره تکاپوهای تجاری شرکت‌ها و تجار ژاپنی داده شده‌است: «..ژاپنی‌ها به‌طوری‌که تا به حال امتحان داده‌اند هر کجا و در هر مملکتی رخنه تجارتی داشته‌اند، در اثر دامپینگ ژاپن صدی نود کارخانجات داخلی آن از کار افتاده و از بین رفته‌اند... تصور می‌رود اگر ژاپنی‌ها در تجارت ایران به‌طور مستقیم  رخنه نمایند، دیری نخواهد گذشت که نصف تجارت ایران را که حالیه توسط تجار داخلی انجام می‌گیرد، قبضه خواهند کرد و به عینه همانند مسئله روس‌ها اسباب زحمت دولت و ملت خواهد گردید. موکداً وخامت این دخالت ژاپنی‌ها را گوشزد کرده و تمنای عطف توجه مخصوص می‌شود» (اتاق تجارت، س5، ش78، دی1312 :9).

به نظر می‌رسد این نامه انعکاسی از احساسات تجار ایرانی مقیم هند، به فعالیت‌های تجاری ژاپن در ایران است که با بدبینی تمام، توسعه آن را به ضرر ایرانیان دانسته و از سوی دیگر، رقیب و مانعی در برابر توسعه فعالیت‌های تجاری خود در هند و ایران تلقی کرده‌اند. هجوم گسترده شرکت‌های تجاری ژاپنی و افزایش حضور اقتصادی این کشور در حوزه تجارت خارجی ایران، از شواهدی بود که در سال‌های بعد، تاحد بسیاری این نگرانی و تردید را تقویت کرد.

از فحوای متن مذاکرات مقام‌های ایرانی و نمایندگان کمپانی‌های تجاری ژاپن درباره تاسیس یک شرکت انحصاری تجاری ژاپنی معلوم می‌شود که حضور تجار و کالاهای ژاپنی در ابتدا، در نزد تجار و مردم ایران چندان با رغبت و علاقه‌مندی همراه نبود. در این مذاکرات، یکی از اهداف تاسیس شرکت تجاری ایران و ژاپن زدودن ذهنیت منفی و ناخوشایندی بود که در بین مردم ایران به محصولات ژاپنی و تجار این کشور وجود داشت. «غرض از تهیه این پروژه توسعه و بسط روابط تجارتی بین دولتین ایران و ژاپن بوده و نیز برای برطرف‌کردن هرگونه سوء تفاهمات و از بین‌بردن احساسات آمیخته به عدم رضایتی است که اخیراً در این مملکت نسبت به تجارت ژاپن و ژاپنی‌ها تولید شده‌است». در سال 1317ش/1938م براساس مکاتباتی که بین وزارت امورخارجه و وزارت دارایی درباره انعقاد عهدنامه تجارتی بین ایران و ژاپن به عمل آمده بود و پیشتر نیز اشاره شد، در دستگاه مالی کشور در زمینه توسعه بیش از حد روابط با تکیه بر بستن عهدنامه تجاری، نوعی بی‌میلی و اکراه ملاحظه می‌شود (سازمان اسناد ملی، سند شماره 5509 -240).

 

جایگاه ژاپن در تجارت خارجی ایران

به نظر می‌رسد که با توجه به تلاش دولتمردان عصر پهلوی اول در زمینه خروج از دایره بسته و انحصاری سیاست‌های اقتصادی انگلستان و شوروی، با وجود نبود عهدنامه تجاری و حتی اکراه برخی دستگاه‌های حکومتی و نهادهای مالی وابسته به بازار و تجار، زمینه رشد و گسترش فعالیت‌های تجاری ژاپن در ایران فراهم شد و ژاپن جایگاه مناسبی را در بین شرکای تجاری ایران به دست آورد. پیش از آغاز رسمی روابط سیاسی دو کشور، ژاپن در رتبه‌های مابین ده تا سیزده شرکای تجاری ایران قرار داشت. اما در سال 1310ش/1931م با توجه به جدول شماره1 ژاپن با اختصاص 31میلیون ریال از مجموع تجارت خارجی ایران، در جایگاه ششم شرکای تجاری ایران قرار داشت که این سال را می‌توان آغاز رشد تجارت خارجی ژاپن با ایران دانست (اداره کل گمرکات، احصائیه تجارتی ایران، مجموعه تجارت عمومی ایران با ممالک خارجه در سال اقتصادی 1تیر1310 تا 31خرداد1311/23ژوئن1931 تا 21ژوئن1932: 42).

 


 

 

جدول1.شرکای تجاری عمده ایران در سال 1310ش

کشور

سهم به میلیون ریال

اتحادشوروی

520میلیون

انگلستان همراه با هند

330میلیون

آمریکا

122میلیون

عراق

45میلیون

ترکیه

34میلیون

ژاپن

31میلیون

جمع کل

1072000000ریال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارزیابی تجارت خارجی ایران تا پایان سال 1313ش/1933م نشان می‌دهد که ژاپن در سال اقتصادی 1311و1312ش/1931و1932م با موفقیت هرچه بیشتر با صدور بیش از52میلیون ریال جنس به ایران، در برابر واردات بیش از 5/4میلیون ریالی، توانست در تجارت خارجی پس از کشورهای شوروی، بریتانیا، آمریکا، هند، مصر رتبه ششم را همچنان به خود اختصاص دهد (اداره کل گمرک، احصائیه تجارتی ایران، مجموعه تجارت عمومی ایران با ممالک خارجه در سال اقتصادی 1313 و 1314/1933 و 1934: 41).

این در حالی بود که ژاپن در سال‌های قبل از جنگ‌جهانی‌اول (1913و1914م/1292و1293ش به‌طور تقریبی چهارصد هزار تومان تجارت واردات به ایران داشت و دویست‌و بیست هزار ریال صادرات ایران به آن کشور بود؛ یعنی از حیث تجارت با ایران، در رتبه بیستم قرار داشت. با مقایسه این دو آمار، می‌توان گفت که تجارت ژاپن با ایران پانزده برابر ترقی داشت (اطلاعات، س8، ش2195: 2). در تاریخ تجارت خارجی ایران و ژاپن، سال 1318ش/1938م مهم‌ترین نقطه‌عطف بود؛ زیرا در این سال، میزان تجارت خارجی دو کشور به‌شدت توسعه یافت و ژاپن با وجود رقبای بزرگی همچون شوروی و انگلستان، با اختصاص 149میلیون ریال که حدود 5/10درصد تجارت کل ایران را تشکیل می‌داد، توانست مقام دوم را در تجارت خارجی ایران به دست آورد و بعد از آلمان، دومین شریک تجاری ایران باشد (وزارت دارایی، اداره کل گمرک، آمار تجارتی کشور شاهنشاهی ایران با کشورهای خارجی در سال 1318: 36).

اما با آغاز سال 1319ش/1939م و شدت‌گیری جنگ‌جهانی‌دوم، تجارت خارجی دو کشور کاهش محسوسی یافت؛ به‌طوری‌که در تجارت خارجی ایران، ژاپن رتبه هفتم را به خود اختصاص داد (وزارت دارایی، اداره کل گمرک، آمار تجارتی کشور شاهنشاهی ایران با کشورهای خارجی سال1319: 38). در سال 1320ش/1940م نیز، با توجه به اشغال نظامی ایران در شهریورماه توسط قوای متفقین، حجم تجارت خارجی ایران با ژاپن که در این زمان یکی از اعضای دول محور بود، به‌شدت کاهش یافت و به کمتر از 13میلیون ریال رسید. در این سال، در تجارت خارجی ایرن ژاپن رتبه یازدهم را اخذ کرد که در جدول شماره2 آمده‌است (وزارت دارایی، اداره کل گمرک، آمار تجارتی کشور شاهنشاهی ایران با کشورهای خارجی سال1320: 40).

آمارهای اداره کل گمرکات ایران در این دوره، از منفی‌بودن تراز تجاری ایران و افزایش واردات از ژاپن در برابر صادرات کم به این کشور حکایت دارد. جدول شماره2 وضعیت تجاری موجود بین ایران و ژاپن را در فاصله سال‌های 1307تا1320ش/1928تا1940م نشان می‌دهد. ارقام جدول نشان می‌دهد که در بیشتر سال‌ها، میزان صادرات ژاپن به ایران بیشتر از واردات این کشور از ایران بود. در این میان، تنها سال‌های 1307و1308و1309ش/1928و1929و1930م از این قاعده مستثنی بود و تراز تجاری دو کشور در این سال‌ها، از صادرات بیشتر ایران به ژاپن حکایت دارد؛ هرچندکه در این سال‌ها نیز، حجم تجارت ایران و ژاپن در آن حد چشمگیر و گسترده نبود؛ زیرا در این سه سال، ژاپن تنها 2 تا 3درصد از تجارت ایران را تشکیل می‌داد. مجموع تجارت خارجی ایران و ژاپن از حیث واردات و صادرات در سال‌های 1307تا1320ش/1928تا1940م براساس گزارش‌های اداره کل گمرکات در جدول شماره2 تا 5   به تفضیل آمده‌است.

 


جدول2 صادرات و واردات ایران ژاپن در دوره رضاشاه

سال

صادرات ژاپن

صادرات ایران

جمع کل

درصد

رتبه

1307

4میلیون قران

18میلیون قران

22

2

10

1308

7میلیون قران

5میلیون قران

12

1

13

1309

9میلیون ریال

32میلیون ریال

41

3

8

1310

25  "

6  "

31

2

8

1311

52    "

5  "

57

5

6

1312

82

12

94

9

6

1313

55

9

64

6

6

1314

78

8

86

6

6

1315

33

13

46

3

6

1316

32

26

58

4

6

1317

33

1

34

5/2

6

1318

96

53

149

5/10

2

1319

49

6

49

3

7

1320

12

5/0

5/12

75/0

11

 

 

 


جدول 3: صادرات پنبه خام ایران به ژاپن

سال

وزن

ارزش به هزار ریال

1311

34تن

140هزار ریال

1312

3870تن

12080میلیون ریال

1313

1220تن

4670میلیون ریال

1314

19تن

62هزارریال

1315

---------

--------------

1316

---------

--------------

1317

2694تن

14588میلیون ریال

 

1318

8751تن

49254میلیون ریال


 

 

 

 


 

جدول4: صادرات تریاک ایران به ژاپن

سال

وزن

ارزش پولی

کل صادرات

ارزش کل

1308ش

1272من (3816کیلو)

29561 قران

164888من (494600کیلو)

70213424میلیون قران

1309ش

80995من (242980کیلو)

31273340ریال

125454من (376350کیلو)

49130297میلون قران

1310و1311

 14811من (44430کیلو)

5056000 ریال

65163کیلو

20907196میلیون ریال

1311و1312

-------------

----------

-------------

---------------

1312و1313

---------------

----------

38573کیلوگرم

9174000ریال

1313و1314 

---------------

----------

-------------

1211600ریال

1314و1315   

30749کیلو

4121000ریال

270978کیلو گرم

33914652ریال

1315و1316

58569کیلو

7348000ریال

225216کیلوگرم

25945920ریال

1316و1317

191540کیلو

24526080ریال

394121کیلوگرم

48126040ریال

1318

-------------

----------

132432کیلوگرم

146435730ریال

1319

---------------

----------

135000کیلوگرم

30370706ریال

1320

---------------

----------

125000کیلوگرم

48040790ریال


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول5: صادرات عمده ژاپن به ایران

سال

منسوجات پنبه‌ای

چای

سیمان

شیشه و بلور

1309

340تن

-

-

 

1310

1600تن

-

-

 

1311

2300تن

-

-

 

1312

5340تن

79تن

1700تن

 

1313

3159تن

301تن

 

 

1314

3670تن

320تن

5900تن

 

1315

873تن

571تن

42000تن

 

1316

1663تن

420تن

9500تن

 

1317

-

136تن

-

 

1318

6533تن

239تن

1100تن

 

1319

1900تن

66تن

14000تن

 

1320

205تن

61تن

2300تن

 

 


نتیجه

نتایج حاصل از بررسی روابط تجاری ایران و ژاپن در دوره رضاشاه نشان می‌دهد که این روابط به صورت محدود، مدت‌ها قبل از آغاز روابط رسمی سیاسی وجود داشت. اما میزان دادوستد و معاملات تجاری چندان گسترده و درخور ذکر نبود. در این مقاله، در پاسخ به پرسش اصلی علل و چرایی شکل‌گیری و گسترش روابط تجاری ایران و ژاپن، اشاره شد که نیازهای صنعتی ناشی از یافتن بازارهای جدید فروش برای اجناس صنعتی و نیز دستیابی به منابع اولیه و خام برای تغذیه صنایع و کارخانجات، از مهم‌ترین علل توجه ژاپن به بازارهای غرب آسیا از جمله ایران بود. افزون برآن، مشکلاتی که در زمینه محدودیت تجارت ژاپن در بازارهای چین و هند و آمریکا ایجاد شده بود، ژاپن را به اهمیت هرچه بیشتر بازارهای غرب آسیا رهنمون کرده بود؛ از سوی دیگر، تلاش دولت پهلوی در گسستن فضای انحصاری تجارت خارجی کشور که بیشتر در اختیار کشورهایی همچون انگلستان و شوروی بود، موجب شد تا برای فعالیت‌های تجاری کشورهای دیگری همچون ژاپن و آلمان و آمریکا زمینه فعالیت فراهم شود. همچنین برنامه نوسازی و تجدد دولت رضاشاه عامل دیگری بود که توجه بیشتر این دولت را به کشورهای صنعتی و پیشرفته در تامین نیازهای صنعتی و اجرای پروژه تجدد موجب شده بود. درعین‌حال، ژاپن بعد از ورود رسمی به حوزه سیاسی و تجاری ایران سعی برآن داشت تا با عرضه فراوان و ارزان محصولات صنعتی خود در ایران (دامپینگ)، در قبال خرید محصولات خام کشاورزی و دامی که شرکت تجاری ایران و ژاپن به‌طور انحصاری انجام می‌داد، دو هدف را دنبال کند؛ از یک سو رقیبان خود را از بازارهای ایران خارج کند و از سوی دیگر، به‌نوعی باعث وابستگی اقتصادی ایران به خود شود. اما در این دادوستد دو جانبه، مسئله اصلی این بود که ایران همچنان به‌عنوان صادرکننده موادخام و اولیه برای دولت ژاپن مطرح بود و در مقابل، ژاپن صادرکننده کالا و مواد ساخته‌شده به ایران بود. از آن مهم‌تر، چرخش تراز تجاری به نفع واردات کالا از ژاپن بوده و سهم بسیار اندک ایران در صادرات به ژاپن بود. هر چندکه این امر تنها به ژاپن اختصاص نداشته و درباره سایر شرکای تجاری ایران نیز وجود داشت. بااین‌حال، قرارگرفتن ایران به‌عنوان شریک تجاری ژاپن در عرصه تامین موادخام و اولیه مسئله‌ای بود که در سال‌های بعد از جنگ‌جهانی‌دوم و بازگشایی روابط دو جانبه همچنان ادامه داشت. 

. پالمر، رابرت روزول، (1386)، تاریخ جهان نو، ترجمه ابوالقاسم طاهری، 2ج، تهران: امیرکبیر.

. حائری، عبدالهادی، (1364)، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران: امیرکبیر.

. فوران، جان، (1378)، مقاومت شکننده؛ تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا انقلاب اسلامی، ترجمه احمد تدین، تهران: رسا.

. ماساهارو، یوشیدا، (1373)، سفرنامه یوشیدا ماساهارو، ترجمه هاشم رجب‌زاده، مشهد: آستان قدس رضوی.

. ناصرالدین‌شاه، (1377)، روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه در سفر اول به فرنگستان، ویرایش فاطمه قاضیها، تهران: بی‌نا.

. نقیب‌زاده، احمد، (1369)، تحولات روابط بین‌الملل از کنگره وین تا امروز، تهران: قومس.

. وزارت امورخارجه، (1366)، سیاستگزاران و رجال سیاسی در روابط خارجی ایران، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی.

.  اداره کل گمرکات،(1311)، احصائیه تجارتی ایران، مجموعه تجارت عمومی ایران با ممالک خارجه در سال اقتصادی اول تیر1310 تا 31خرداد1311/ 23ژوئن1931 تا 21ژوئن1932، تهران: چاپخانه فردوسی.

. وزارت دارایی، اداره کل گمرک،(1319ش)، آمار تجارتی کشور شاهنشاهی ایران با کشورهای خارجی در سال 1318تهران: چاپخانه فاروس.

. وزارت دارایی، اداره کل گمرک،(1320ش)، آمار بازرگانی خارجی کشور شاهنشاهی ایران با کشورهای خارجی در سال 1319، تهران: چاپخانه فاروس.

. وزارت دارایی، اداره کل گمرک، (1321ش) آمار بازرگانی ایران با کشورهای خارجه در سال 1320، تهران: چاپخانه فاروس.

 

ب. اسناد آرشیوی

. آرشیو سازمان اسناد ملی ایران، اسناد شماره: 13521-240، س1319ش؛ 5509 -240، س1313ش؛ 9425 -240، س1316 و 1317ش؛ 17292 -240، س1317ش؛ 8323-240، س1317ش.

 

ج. روزنامه ها و نشریات ادواری

. اتاق تجارت ایران، 15دی1312، س5، ش78 .

. -----------، 15بهمن1312، س5، ش 80 و79.

.  ----------، 15اسفند1312، س5، ش82 و 83..

. اطلاعات، 17فروردین1310، س5، ش1290.

. ------، 3خرداد1313، س8، ش2195.

. ------، 17مرداد1312، س8، ش1965.

. ------،30مرداد1312، س8، ش1976.

. ------، 8آبان1312، س8، ش2036.

. ------، 3اردیبهشت1318، س13، ش3813.

. ------، 25مهر1318، س13، ش3989.

. ------، 11آذر1318، س13، ش4033.

. شفق سرخ، 13فروردین1312، س12، ش2317.

. فصل‌نامه تاریخ روابط خارجی، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران، (تابستان1389)، س11، ش43، (ویژه‌نامه روابط ایران و ژاپن).