دلایل رویکرد اندیشه‌ورز‌ان عصر قاجار به خوابنامه‌نویسی

نویسندگان

دانشگاه بیرجند

چکیده

خوابنامه­ها، یکی از انواع متون ادبی هستند که گاه در قالب تعبیر خواب و زمانی به صورت شرح یک خواب نگاشته شده­اند. یکی از دوره­های تاریخی در­خورتوجه از بعد خوابنامه­نویسی، عصر قاجاریه است. خوابنامه­های عصر قاجار، مضامین انتقادی، سیاسی و اجتماعی را در خود جای داده­اند. در میان این خوابنامه­ها می­توان به آثاری چون خلسه اعتماد السطنه، رؤیای صادقه­ سید جمال الدین واعظ اصفهانی، رؤیای صادقه محمد حسن تاجر کاشانی و خواب شگفت از ملافتحعلی اصفهانی اشاره کرد. مقاله­ حاضر که بر مبنای پژوهش‌های تاریخی ساماندهی شده و به شیوه توصیفی-تحلیلی به پرسش­های پژوهش که دلایل رویکرد نویسندگان به قالب خوابنامه­نویسی و وجوه اشتراک و تمایز خوابنامه­هاست، پاسخ دهد. دستاورد­های این بررسی نشان می­دهد که به رغم وجود برخی تفاوت­ها و اختلاف‌نظر­های جزئی نویسندگان خوابنامه­ها، صبغه­ انتقادی داشته و ضمن به چالش کشیدن نظم سیاسی- اجتماعی عصر خویش، مروج افکار نوگرایانه بوده­اند. این نویسندگان برای مصونیت از فضای استبدادی، نظرهای انتقادی خویش را در قالب خواب مطرح نموده­اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Reasons of Authors' TrendtowardDream-Interpretation Texts

نویسندگان [English]

  • zahra Alizadeh
  • zohre Alizadeh
  • kolsoom ghorbani
University of Birjand
چکیده [English]

Dream-interpretation texts are one kind of literary texts which are divided into two categories: 1-interpretation of a dream 2- explanation of a dream. Qajar era is one of the considerable historical periods for dream-interpretation writing. In this period, dream-interpretations texts also contain critical, political and social contents. Among these dream-interpretation texts, Etemad Saltane’s Ecstasy, Seid Jamal-A-Din’s True Dream, Mohammad Hassane TajereKashani’s True Dream and Molla Fathalie Esfehani’s Wonderful Dream are considerable. This article aims to reveal not only the reasons of authors for choosingdream-interpretation framework but also similarities and differences ofthem based on historical researches by employing analytical – descriptive approach. The results of this study demonstrates that despite of some slight different viewpoint among authors of this kind of books, they not only had critical perspective but also endeavored to spread modern ideas by criticizing the socio-political system of that age. These authors selected dream-interpretation framework to express their critical ideas in order not to be engaged in despotic atmosphere. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • dream
  • dream-interpretation text
  • interpretation text
  • Qajar
  • ecstasy
  • true dream
  • wonderful dream
  • Social Criticism

مقدمه

در میان منابع دوره­ قاجاریه، خوابنامه­ها به دلیل شرح و توصیف مسائل سیاسی – اجتماعی، منبعی درخورتوجه به شمار می­آیند. این آثار از نظر در بر­داشتن مباحث تاریخی و اجتماعی یکسان نیستند؛ ولی از بعد تاریخی؛ به ویژه از جنبه­ طرح اندیشه­های انتقادی و نو­گرایانه دارای اهمیت­اند.

در بررسی خوابنامه­های دوره­ قاجار چهار اثر خلسه اعتماد السطنه، رؤیای صادقه­ سید جمال الدین واعظ اصفهانی، رؤیای صادقه محمد حسن تاجر کاشانی و خواب شگفت از ملافتحعلی اصفهانی گزینش شده تا مباحث مطرح شده در این آثار، سبک بیان، دلایل رویکرد نویسندگان به قالب خوابنامه­نویسی و نوع تحلیل این آثار با سایر منابع دوره­ قاجار ارزیابی شوند.

هدف پژوهش،‌ تحلیل محتوایی چهار اثر نامبرده و پاسخ به این سؤال‌هاست که دلایل رویکرد نویسندگان دوره­ قاجار به سبک خوابنامه نویسی چه بوده و وجوه اشتراک و تمایز خوابنامه­ها در چیست.

مفروضات پژوهش حاضر این است که: 1- رویکرد نویسندگان قاجار به سبک خوابنامه­نویسی به دلیل مصون ماندن از تعقیب حاکمیت و افراد دولتی بوده است. 2- وجوه اشتراک خوابنامه­ها در درونمایه انتقادی آنها و تفاوت آنها مربوط به سبک روایت و طرح مباحث انتقادی است.

در این زمینه مطالعات زیادی نشده است. اگر چه در مقالات آقای کتیرایی با عنوان رؤیای صادقه و خلسه، و اقبال یغمایی با عنوان خوابنامه­ها، اشاره­ به چند خوابنامه شده است؛ اما کار هر دو نویسنده صرفا توصیفی و به تحلیل مطالب خوابنامه­ها نپرداخته­اند.

 

خوابنامه­نویسی در دوره­ قاجار

در دوره­ قاجار یکی از شیوه­های نگارش خوابنامه‎نویسی بوده است. خوابنامه در لغت به معنی کتابی است که در آن تعبیر خواب­ها نوشته شده است (دهخدا، ذیل واژه­ خوابنامه) و یا به داستان­هایی که جریان اصلی و حوادث آنها در خواب می­گذرد، اطلاق می­گردد (فرهنگنامه­ ادب فارسی ذیل واژه­ خوابنامه). خواب در ادوار مختلف از اهمیت ویژه­ای نزد انسان­ها و ادیان برخوردار بوده است؛ برای همین معبران و مفسران خواب در دربار حاکمان دارای جایگاه ویژه­ای بوده­اند؛ از همین رو، حاکمان و دولتمردان از خواب به عنوان دست آویزی برای مشروعیت دادن به دستورها و حاکمیت خود استفاده می­کردند که نمونه­های زیادی در تاریخ ایران دیده می­شود؛ مثل رؤیا­های سبکتکین که در عالم خواب نوید به سلطنت رسیدن و قدرت یافتن، از طرف حضرت خضر و پیامبر (ص) به اوداده شده است (بیهقی، 1370 :255-257) و تظاهر به خواب دیدن و رؤیا هم که به عنوان حالت برقراری ارتباط با مبدأ غیب و الهام گرفتن از عالم قدس برای مشروعیت دادن به دستورها و تصمیماتشان درتاریخ صفویه به اوج خود می­رسد (رحیم لو، بی­تا: 122).

از قدیم­ترین خوابنامه­ها می­توان به ارداویراف نامه اشاره کرد که در زمان اردشیر اول، پادشاه ساسانیان نوشته شده است. دلیل نگارش این کتاب احیای دین زردشتی بوده است که احکام آن در زمان اشکانیان از بین رفته است (یغمائی، 1330: 306). موضوع این کتاب سیری است که یک موبد زردشتی در خواب کرد و پس از بیدار شدن مطالبی درباره پاداش­ها و شکنجه‎های آن جهان برای استوار کردن عقاید دینی مردم بیان کرده­ است (عفیفی، 1372: 9). این اثر بیشتر جنبه­ مذهبی و اخلاقی دارد (یغمائی، بی­تا:306).

در دوره­ قاجار در کنار کتاب­های تعبیر خواب، خوابنامه­هایی که به شرح خواب پرداخته­اند نیز وجود دارند. خوابنامه­­هایی چون مسالک­المحسنین طالبوف تبریزی، سیاحت­نامه­ ابراهیم­بیگ، اثر زین­العابدین مراغه­ای، یک کلمه­ مستشار­الدوله­­تبریزی، رؤیای­عجیبه و مشاهده­غریبه­ عبد­الجواد نیشابوری، مجلس­آسمانی عبد­الرحیم الهی، رؤیای صادقه محمد حسن تاجر کاشانی و خواب شگفت از ملافتحعلی اصفهانی که در این بخش از مقاله چهار اثر خلسه­ اعتماد السطنه، رؤیای صادقه­ سید جمال الدین واعظ اصفهانی، رؤیای صادقه محمد حسن تاجر کاشانی و خواب شگفت از ملافتحعلی اصفهانی را انتخاب کرده که براساس سال نگارش به معرفی هر یک پرداخته می­شود.

 

خلسه

نویسنده­ این اثر محمد­حسن­خان (صنیع­الدوله-اعتمادالسلطنه) پسر حاج­علی­خان­مقدم­مراغه­ای در روز 21­شعبان سال 1259­هـ.­ق در تهران متولد شده­است (بامداد،1357 :330). او در سال 1268 هـ.­ق وارد مدرسه دارالفنون شده و به مدت 12­سال در آنجا به فراگرفتن زبان ­فرانسه و تحصیلات پیاده­نظام پرداخته است (تاج­بخش،1382: 378). بعد از پایان تحصیلات در دارالفنون برای ادامه­ تحصیلات به اروپا رفت و در سال 1284 هـ.ق به ایران بازگشت (کتیرائی، 1357 :18) و به عنوان مترجم حضوری در دربار تعیین شد و به پست­های مختلف دولتی، از قبیل: ریاست دارالترجمه، معاون وزارت عدلیه، رئیس دارالتالیف و ... منصوب شده (محدث، 1391: 10) و در سال 1313 هـ. ق فوت کرده است. در خصوص علت مرگ او دو نظر وجود دارد: برخی معتقدند که او سکته کرده (بامداد،1357 :347) و برخی دیگر بر ­این باورند که او توسط امین­السلطان مسموم شده و به قتل رسیده است (خان ملک ساسانی، 1379: 202).

از ویژگی‌های شخصی او می­توان به تملق او نسبت به مناصب بالا و سخت­گیری نسبت به زیر­دستان خود اشاره کرد. او فردی محافظه­کار، تندخو و مال­طلب و دارای ویژگی­های مثبت چون حمایت شخصیت­های علمی و فرهنگی، تلاش برای پیشرفت علم و صرف هزینه­ مالی در تهیه­ کتاب­های مختلف بوده است (متولی حقیقی، 1381: 80). از جمله آثار او می­توان به مرآت البلدان ­ناصری، مطلع­الشمس خیرات­حسان و ... اشاره کرد (تاج­بخش، 1382: 378)؛ اما در انتساب همه این آثار به او اختلاف نظر وجود دارد (محدث، 1391: 11).

کتاب خلسه از نوشته­های بازپسین سال­های زندگی محمدحسن خان اعتمادالسلطنه و دوران پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار است. خلسه همچون روزنامه  خاطرات، از جمله آثاری است که در انتساب آن به اعتمادالسلطنه جای شک و تردیدی نیست (متولی حقیقی، 1381: 106). موضوع این رساله محاکمه­ یازده تن از صدور قاجار است که به درخواست آقامحمدخان قاجار، شاهان دوره­های پیشین به داوری این صدراعظم­ها پرداخته­اند. علت این محاکمه چنانکه اعتماد­السلطنه در خود خلسه اشاره کرده، کشف علت ضعف و نقص سلسله­ قاجار و نیز شناسایی عاملان آن است؛ نویسنده وزرا را مسؤول همه مسائلی که رخ داده، قلمداد می­کند و شاه را سایه­ یزدان می­داند و او را از خطا و اشتباه مبرا و مسؤولیت شاه را تنها انتخاب وزیر می­داند و می­گوید: « ... حرفی که با پادشاه است، در باب انتخاب وزیر است و بس. سخن­های دیگر را وزیر باید جواب گوید. اوست که این بار بر دوش گرفته و قبول این کار کرده و خود لغت وزیر مبین این مطلب است؛ چه وزیر آن کسی است که بار زحمات و اعناء، سلطنت و وزن دولت را حمل می­کند؛ به عبارت اخری، کار پادشاه را او می­کند اگر صواب کند، او کند و اگر به خطا رود، او رود...» (اعتماد­السلطنه، 1357: 42) .

این کتاب به دلیل انتقاداتی که از وزرای دوره قاجار بخصوص امین­السلطان داشته، در زمان خود اعتماد السلطنه چاپ نشده است. به همین دلیل، نخستین­بار در سال 1324 هـ. ش از روی دستنویس آقای محمد­شهید نورایی توسط انتشارات زوار مشهد این کتاب به چاپ رسیده است (کتیرایی،1357، مقدمه : 10).

نثر خلسه: نثر این کتاب ساده است و در بعضی از موارد دارای قطعات زیبا و مؤثری است و اهمیت خاص آن در این است که بر­خلاف سایر تألیفات اعتمادالسلطنه به صورت داستان (نه کتاب صرفا تاریخی) نوشته شده و مؤلف این آزادی عمل را داشته است که مطالب را جامع­تر و روشن­تر بیان کند و خواننده ضمن مطالعه­ داستان با جریان­های سیاسی دوره­ قاجار آشنا می­شود (آرین­پور،1357 :270) و برخلاف صدر­التواریخ بدور از تملق است. نویسنده­ این کتاب در متن نوشته­ خود از امثال و اصطلاحات مردم کوی و برزن استفاده کرده و بدینسان به رسایی، شیوایی و شیرینی سخنش افزوده است (کتیرایی، 1357، مقدمه: 14). او همچنین، از اشعار شاعرانی چون شیخ نجم الدین محمودبن عبدالکریم شبستری، فردوسی و ... استفاده کرده است.

محتوای کتاب از سال 1310 هـ. ق آغاز می­شود. در این سال نویسنده همراه ناصر­الدین­شاه به عراق­عجم سفر می­کند. در بازگشت در نزدیکی شهر ساوه به دلیل مشاهده­ آثار و ابنیه قدیمی ساوه تصمیم می­گیرد از اردوی شاهی به مدت یک روز جدا شود و از این شهر دیدن کند. در بازدید از مسجد شاه­طهماسب صفوی که واقع در اراضی بایر بوده، از گرمی هوا به آب­انبار نزدیک مسجد پناه ­برده و بعد از برطرف شدن تشنگی، از ویرانی آثار دوره­ صفوی سخت متأثر می­شود و افسوس می­خورد که چرا در حفظ این آثار کوشا نبوده‎ایم؛ با وجودی که می­دانیم حتی اعراب هم از این­که آثار ساسانی را نابود کردند، پشیمان شدند. وی از شدت تأثر تصمیم می­گیرد برای رهایی از این غم بخوابد. در حالت بین خواب و بیداری ناگهان سقف مسجد باز می­شود و فرشتگانی برای غبارروبی وارد می­شوند و هشت کرسی از طلا و یازده کرسی آهنی گذاشته می­شود که نویسنده این فضا را مشابه با دادگاه‎های اروپایی می­داند و بعد فراهم شدن شرایط، هشت تن از پادشاهان بزرگ ایرانی که شامل: کورش کبیر، داریوش کبیر، آرشاک، اردشیربابکان، خسرو انوشیروان، شاه­اسماعیل صفوی، نادرشاه­افشار و آقا محمدخان قاجار بر تخت­های زرین و بعد از آن یازده تن از وزرای قاجار بر تخت­های آهنی نشستند و آقا محمد­خان­قاجار تلاش­های خود برای استقرار حکومت قاجار را بیان می­کند؛ اما متذکر می­شود حکومت که او با زحمت بنا کرده، به‌خاطر سوءتدبیر وزراء؛ بخصوص از سال 1305 هـ.ق دچار ضعف شده است و از پادشاهان بزرگ می­خواهد که علت این ضعف را کشف کنند. به همین دلیل، وزاری قاجار به ترتیب زمانی توسط شاهان بزرگ محاکمه می­شوند. فهرست این وزرا و اعترافات آنها در جدول ذیل آمده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اعترافات صدراعظم­ها

استنطاق­گر

دوران پادشاهی

دوران صدارت بر اساس هـق

نام وزیر

1-خویشاوندگرایی؛2-خیانت به خاندان زند

کیخسرو کیانی

آقامحمدخان- فتحعلی­شاه

(1215-1309)

حاج­ابراهیم خان شیرازی

1- علت انتخاب خود را رای فتحعلی­شاه برای نشان­دادن قدرت خود می­داند؛ 2- بی­سوادی و بی­اطلاعی از سیاست

کیخسرو کیانی

فتحعلی­شاه

( 1234-1215)

 

میرزا شفیع مازندرانی

1- بی­سوادی و عدم­آگاهی از علم­ سیاست ؛2- ثروت زیاد؛ 3- بخشش و سخاوتمندی

دارای کبیر

(داریوش­بزرگ)

فتحعلی­شاه

(1239-1234)

محمدحسین­خان صدراصفهانی

1-برقراری نظم وامنیت که در زمان خود و پدرش 2- تشکیل ارتش­آذربایجان 3- سرکوب شورش­های مدعی سلطنت مثل شورش فرمانفرما، ظل­السلطان و ...4-شیوایی و نفوذ سخن 5- آگاهی از علم سیاست 6-تبرئه کردن خود از خیانت به پادشاه 7- تلاش برای نگه­داشتن پادشاهی در خاندان عباس­میرزا

دارای کبیر

(داریوش بزرگ)

محمدشاه

(1251-1250)

میرزاابوالقاسم قائم­مقام فرهانی

1- پیشگویی در مورد به پادشاهی رسیدن محمدمیرزا؛ 2-علت صدراعظم شدنش را رای محمدشاه برای اثبات قدرت می­داند؛ 3- مرشد شاه بودن؛4-اشاره به ایلخانی و تاثیر او در شورش خراسان و فتنه­ باب؛ 5-عدم کارایی و کاردانی در مقام صدارت؛ 6-تاسیس توپخانه

شاه­اسماعیل صفوی

محمدشاه

( 1264- 1251 )

حاجی میرزاآقاسی

1- برشمردن خدمات خود قبل از به سلطنت رسیدن ناصرالدین­شاه؛ 2- الگوقراردان قائم­مقام در صدارت و محمدخان امیرنظام در نظامی­گری؛ 3-دفع شورش سالار و باب؛ 4-تنظیم امورداخلی؛ 5- شورش افواج داخلی؛ 6-قصدخیانت به ناصرالدین­شاه و به تخت نشاندن عباس میرزا

نادرشاه

ناصرالدین­شاه

(1268- 1264)

میرزاتقی­خان امیرکبیر

1- نقش داشتن در قتل امیرکبیر 2-خویشاوندگرایی 3-راه­انداختن جنگ انگلیس بر اساس غرایز شخصی

اردشیر بابکان

ناصرالدین­شاه

( 1275- 1268)

میرزا آقاخان نوری

1- بی­قابلیتی خود در جنگ ایران و انگلیس 2- سرکوب شورش ترکمانان 3- کم سوادی 4-نقش دوست­علی­خان  معیرالممالک در برکناری او

اردشیر بابکان

ناصرالدین شاه

(1283-1281)

میرزا محمدخان­سپهسالار

1- نحوه­ کسب درآمد2- فراهم کردن سفر عتبات شاه 3- تقلید از وزرای عثمانی 4-ایجاد اصلاحات به سبک غربی، اما به دلیل سطحی بودن اطلاعات موجب ویرانی کشور شد 5-آوردن ملکم به ایران 6- بستن قرارداد رویتر 6-فراهم آوردن سفر به فرنگ  7- دادن امتیازات به روس و انگلیس 8- طرفداری و حمایت از وجیه­الله میرزا سیف­الدوله

انوشیروان

ناصرالدین شاه

1288

میرزاحسین­خان سپهسالار

1- رد پیشنهاد صدارت بعداز قتل امیر کبیر 2-اشاره به دشمنی آقاخان نوری و پسر او 3-خدمات خود به شاه 4-علاقه به کیمیاگری و احسان به فقرا و علما

اشک­ اول

ناصرالدین شاه

1303-1298

میرزا یوسف آشتیانی

1- واگذاری امتیازات مختلف به روس و انگلیس 2-فراهم کردن سفر فرنگ و شرح هرزگی­ها خود در این سفر 3- اعتراف به خیانت­های پدرش 4-خیانت به ناصرالدینشاه و تصمیم به قتل او بعد از سفر 5-اشاره به تحریک مردم در ماجرای تنباکو توسط تجار شیرازی، علما و خوانین به دلیل به خطر افتادن منافعشان 6 – اشاره به دشمن­های خود نسبت به سیدجمال­الدین و معین­الممالک 7- شرح سفر عراق عجم 1 شاه.

آقامحمدخان­قاجار

ناصرالدین شاه

1325-1305

میرزا علی­اصغرخان امین­السلطان

جدول  1: خلاصه ­از محاکمه­ صدراعظم­های دوره­ قاجار در کتاب خلسه

- استنطاق صدراعظم آخر ناتمام­ به پایان می­رسد.

 

 

 محتوای خلسه را می­توان به سه دسته تقسیم کرد:

1-شرح صدراعظم­ها و شیوه­ صدارت آن­ها: در این مورد، اگر­چه در برخی موارد  اعتمادالسلطنه به دلیل اختلافات و دشمنی­هایی که با برخی از افراد داشته، جانب انصاف را رعایت نکرده؛  مخصوصا در محاکمه امیر­کبیر به دلیل طرفداری از مهد­علیا و پدرش که از عاملان قتل امیر بوده­اند و خیانت امیر به پادشاه ایران از نظر اعتماد­السلطنه شاید عاملی بوده باشد در حین تحسین کار­های امیر­کبیر او را از تاج محروم می­کند. در مورد سپهسالار نیز جانب انصاف را رعایت نمی­کند و در خلسه او را به اسفل سافلین هدایت می­کند. در روزنامه­ خاطراتش نیز سپهسالار را «علیه ما علیه» خطاب می­کند( اعتماد­السطنه،1350: 78). یکی از دلایل اختلاف این دو نفر، غصب زمین اعتماد­السلطنه توسط سپهسالار است که در آن زمین مسجد و مدرسه­ سپهسالار ساخته شده است( ساسانی، 1382: 94-92). اعتماد­السلطنه در مورد مسجد سپهسالار می­نویسد:« این مسجد سراپا غلط است. زمینش غصب و آبش غصب و پیش نمازش بی­سواد و واعظش بی­علم و بی­صدا. پولی که به مصارف این مسجد رسیده، همه از رشوه و تعارف است»( اعتماد­السلطنه، 1350: 199) و شاید انتقادات زیاد از امین­السلطان، کینه­ اعتماد­السلطنه نسبت به امین­السلطان باشد. او در روزنامه­ خاطرات بار­ها به دشمنی امین­السلطان اشاره می­کند که چطور مانع پیشرفت او می­شده :« وزیر اعظم مثل گرگ تیرخورده به من نگاه می­کرد. خدا از شر او مرا حفظ کند»( اعتماد­السلطنه، 1350: 700)؛ اما این موارد دلیل بر نادیده گرفتن سایر مطالب کتاب نمی­شود.

 اعتماد­السلطنه در جریان محاکمه­ وزرا در داوری خود بر چند اصل تاکید دارد:

 الف- خویشاوندگرایی؛ ب- خیانت؛  ج- دادن امتیاز به بیگانگان.

نویسنده شاه را سایه­ یزدان می­داند، ملکم و سیدجمال­الدین را احمق خطاب می­کند و حکومت جمهوری را سراسر ضرر می­داند و خیانت به مقام سلطنت را جزو گناهان نابخشودنی می­داند و در قضاوت او نقش مؤثری ایفا می­کند. او ملکم را عالم بی­عمل می­داند که دارای صفات بد و بسیار منفعت طلب است. البته، تنها دشمنی او با ملکم و سید­جمال الدین به این دلیل نبوده است. امین­الدوله به ترس اعتماد­السلطنه از این که روزی سید­جمال­الدین جای او را بگیرد، اشاره می­کند (امین­الدوله،1355: 12). اعتماد السلطنه در روزنامه  خاطراتش حضور سید­جمال­الدین را در ایران فتنه­انگیز و بی­حاصل می­داند( اعتماد السلطنه، 1350: 659). 

 بی­اعتمادی  اعتماد­السلطنه به تاریخ و اقوال مورخان سبب شده که بیشتر به انتقاد از صدراعظم­های معاصر خود بپردازد.

2-              سیاست خارجه: سیاست انگلیس در ایران را منفعت­طلبانه و سیاست روس را سیاستی بی­اعتماد می‎داند و به امتیازات متعدد که به این دو کشور داده شده، اشاره می­کند، که چطور اقتصاد ایران را نیز با این امتیازات در تملک خود درآورده­اند.

3-              شرح افراد معاصر نویسنده: او در برخی از مطالب؛ به‌ویژه استنطاق امین­السلطان به شرح ویژگی­های ظاهری و خلاقی همعصرانش اشاره می­کند که آگاهی بیشتری را برای خواننده فراهم می­کند؛ مثلا علی ­امین حضور را بی­حیا و بی­تعصب، فتحعلی ­صاحب­دیوان را ظالم، میرزا­ علی­نقی­ حکیم­الممالک را مردی عالم، طبیب و مهربان و خوش زبان می­داند.

اعتماد­السلطنه در خلسه نسبت به سایر آثارش؛ به‌خصوص صدر­التواریخ و المآثر و الآثار انتقاداتخودراصریح­تر بیان می­کند و لحن انتقادت تند­تر می­شود.

اعتمادالسلطنه با اینکه یکی از دولتمردان و از نزدیکان شاه بوده؛ اما به علت ترس از عواقب انتشار کتاب خود، آن را در قالب خوابنامه و آن هم بدون نام بردن از نویسنده در سراسر کتاب، نوشته است و برای اینکه شناخته نشود، در متن به سفر چین و ژاپن اشاره می­کند که نقل‌کننده خواب به آنجا سفر کرده است (اعتماد السلطنه،1357: 26)؛ در صورتی که اعتماد­السلطنه به این دو کشور مسافرتی نداشته است. از طرف دیگر انتقادات تند خود را از زبان بنیانگذار سلسله­ قاجار بیان می­­کند که دریچه­ اطمینانی برای خود ایجاد کند (متولی حقیقی،1381 :107).

خلسه با صدر­التواریخ، دیگر اثر اعتماد­السلطنه که برخی در انتساب این کتاب به او تردید دارند، شباهت­های زیادی دارد. موضوع این کتاب نیز توصیف یازده­تن از صدور قاجار و عملکرد آنان است. او انگیزه­ خود را از نوشتن کتاب صدر­التواریخ، ابراز ارادت به امین­السلطان بیان می­کند و کتاب خود را به او تقدیم می­کند (اعتماد­السلطنه، 1357: 9). از جمله شباهت­های این دو کتاب می­توان به قضاوت او در مورد میرزا آقاسی، امیرکبیر، میرزامحمدخان سپهسالار و مستوفی­الممالک اشاره کرد. برای نمونه، امیر­کبیر در هر دو کتاب نسبت به اصلاحات انجام داده، ستوده‌وبه داشتن روابط با روسیه محکوم شده و در هر دو اثر به مقایسه او با نادر­شاه پرداخته­اند و به قصد خیانت او برای تغییر سلطنت اشاره کرده­اند (اعتماد­السلطنه، 1357: 218-209)؛ اما تفاوت­های نیز در این دو اثر وجود دارد؛ مثلا در مورد امین­السلطان که در ­صدر­التواریخ فقط به مدح او پرداخته شده؛ در کتاب خلسه بیشتر از سایرین مورد نقد قرار گرفته است. در صدر­التواریخ حکمی در مورد وزرا داده نشده است؛ فقط به توصیف اعمال آنها پرداخته شده است.

 

رؤیای صادقه

در مورد نویسنده رؤیای صادقه اختلاف‌نظر­هایی در منابع دیده می­شود. برخی نویسندگان اعتقاد دارند که سید جمال الدین واعظ اصفهانی زمانی که در اصفهان اقامت داشته، این کتاب را در سال 1318 هـ. ق با همفکری حاج فاتح الملک- میرزا نصرالله‌خان بهشتی که بعدها به ملک­المتکلمین شهرت یافت- و شیخ احمدکرمانی نوشته است (یغمائی،1291 :14)؛ اما ملک­زاده، کتاب را به پدرش، ملک­المتکلمین نسبت می­دهد و نخستین چاپ کتاب را در ایران می­داند و معتقد است نسخه­های بعدی در خارج کشور چاپ شده است  (ملک­زاده، 1363 :58) و برخی از دیگر نویسندگان معتقدند که نویسنده­ اصلی کتاب، مجدالاسلام کرمانی است و نوشتن این رساله را به سید جمال­الدین­واعظ نسبت داده­اند (صفایی، 1380 :664). کتیرایی در مقاله­خود به نقل از جمالزاده می­آورد که این اثر را جمال­الدین واعظ نوشته و دو سه نفر در نوشتن به او کمک کرده­اند (اعتمادالسلطنه،1357: 253). اعتقاد منطقی در این است که این اثر توسط چند­نفر نوشته شده؛ اما نقش سید جمال­الدین واعظ را در آن نباید نادیده گرفت. این رساله در سال 1312 هـ.ش به تدریج در شماره­های اول تا هفتم دوره­ چهاردهم مجله­ ارمغان نیز به چاپ رسیده‌است (یغمائی، 1291: 304).

 جمالزاده در مورد علت نگارش کتاب می­نویسد: زمانی که میرزا سید­علینقی­خان مدرسه­ جدیدی افتتاح می­کند که علوم جدید و زبان انگلیسی در آن تدریس می­شد، به علت مخالفت آقا نجفی این مدرسه بسته شد. پدرم با دوستانش رساله­ بدون امضایی به نام «رؤیای صادقه» می­نویسند و به دستیاری میرزا­حسن­خان که در آن تاریخ در عضو سفارت روسیه بوده، در همان­جا در شصت یا هفتاد نسخه مخفیانه به چاپ رسیده و بعد از آن در ایران منتشر شده است (جمالزاده،1389: 102). به این مورد در خود کتاب رؤیای صادقه در محاکمه­ محمدتقی زمانی اشاره شده که از او پرسیده می­شود که چه همتی در ترقی عموم ملت اسلام نمودی؟ او در پاسخ به این موضوع اشاره می­کند که مدرسه­ جدیدی که در آن علوم جدید و زبان نصارا یاد می­دادند، به دستورمن بسته شده است(واعظ اصفهانی، 1363: 28).

 سید جمال الدین واعظ اصفهانی، پسر سیدحسین، پسرسید محمد علی عاملی لبنانی و برادرزاده­ سید صدر­اصفهانی، مجتهد معروف است. او در سال 1279 هـ.ق در همدان (بامداد، 1357: 255؛ صفائی،1380 :661 و یغمائی،1291: 1) و به روایتی در سال 1289 هـ.ق در اصفهان متولد شده است (ملک زاده، 1358: 165 ). او به خاطر هوش سرشار و استعداد فراوانی که داشت، بسیاری از علوم زمان خود را فراگرفت. سید در دهه­ آخر پادشاهی ناصرالدین شاه با اینکه دوران جوانی را سپری می­کرد؛ اما در خطابت، موعظه و زبان‌آوری شهرت بسیار داشت (یغمائی، 1291: 1-4). ظل السلطان، حاکم اصفهان تا مدتی رابطه­ خوبی با سید جمال­الدین داشت و لقب صدر­الواعظین را به او داده بود؛ اما پس از انتشار کتاب رؤیای صادقه که به همکاری این سه شخص شیخ احمد­مجدالاسلام، میرزا نصرالله­المتکلمین و سیدجمال­الدین نوشته شده بود، رابطه­ ظل السلطان و سیدجمال­الدین تغییر کرد و سیدجمال­الدین اصفهان را ترک کرد (جمالزاده، 1380: 101) و در تهران اقامت کرد و در مسجدشاه وعظ می‎نمود و یکی از واعظان نهضت مشروطیت بود. او در تاریخ 23 جمادی الاولی 1326 هـ. ق که شورای ملی به توپ بسته شد، مخفیانه به حرم حضرت عبدالعظیم پناهنده شد و بعد از آن به همدان رفت و در آنجا توسط حاکم بروجرد به قتل رسید (بامداد،1357: 257؛ عربخانی، 1390: 188). آثار او عبارتند از روزنامه الجمال، رساله­ لباس تقوا و رساله­ رؤیای صادقه.

رؤیای صادقه، شرح حالات زورگویان و امرا و بزرگان معاصر سید­جمال­الدین در روز رستاخیز و در پیشگاه داور حقیقی است. اشخاصی از قبیل آقا نجفی و ظل السلطان در اینجا به پای میز عدل پروردگار حاضر می‎شوند تا جواب اعمال خود را بدهند. سید­جمال الدین در این رساله با بیانی نیکو و تصویری زیبا، سردمداران زورگوی وقت را که در لباس روحانی، حاکم، قاضی و ... به چپاول ملت مشغول بودند، رسوا می­کند (سجادی و رضوانی، 1363: 8) نثر کتاب ساده و به زبان عامه است و از هر گونه تملق‌گویی به دور است. نویسنده از اشعار شاعران چون سعدی، هاتف اصفهانی و... در اثر خود استفاده کرده است.

محتوای اصلی کتاب از زمانی شروع می­شود که نویسنده در یکی از شب­ها به علت خستگی زیاد به خواب عمیقی می­رود و در عالم خواب خود را در صحرای بیکران قیامت می­بیند و به توصیه­ دوستش در گوشه­ای ایستاده و به تماشای این صحنه می­پردازد تا نوبت محاکمه­اش فرا رسد. پس از مدتی منادی اصفهانیان را برای محاکمه فرامی­خواند که نخست روحانیون اصفهان و بعدکارگزاران دولتی محاکمه می‎شوند. علت انتخاب این دو طبقه به خاطر این است که قدرت اصفهان در دست این دو طبقه قرار داشته. براون در سفر خود به اصفهان قشون و سربازان ظل السلطان را به حدی قوی می­داند که احتمال به تخت نشستن او را بعد از فوت ناصرالدین­شاه پیش‌بینی می‎کند و معتقد است که اگر این امر را به‌دست نیاورد، به‌صورت مستقل جنوب ایران را اداره خواهد کرد (براون،111:1356). در دوره­ قاجار، اصفهان پایتخت مذهبی کشور به­شمار می­رفته و مهم‎ترین روحانیون ایران در اصفهان اقامت داشته­اند (الگار، 1356: 81) و از لحاظ ثروت میزان درآمد آنان حتی از مالیات دولت نیز فراتر بوده‌است (حاج­سیاح، 1359: 45).

 

جدول 2: محاکمه علمای اصفهان در کتاب رؤیای صادقه

 

دفاعیات شخص

موارد مورد محاکمه

نام روحانی

شرایط حاکم بر جامعه اصفهان را عامل گناهان خود می­داند

1-مسؤول شورش بزرگ 1296 اصفهان 2- پیمان­شکنی با محمدحسین امام جمعه اصفهان به دلیل اختلافات شخصی و پیوستن به ظل­السلطان 3- گران کردن و احتکار گندم

شیخ محمد­باقر ­مجتهد اصفهانی

 تجاهل

 1-تصرف اموال مردم اصفهان 2- عدم مجازات افرادی که با جعل مهر او اموال مردم را متصرف می­شدند

میرزا محمد هاشم چهارسوقی

1-ترویج شریعت 2-بسته­کردن مدارس که علوم جدید تدریس می­شد و بههم­زدن عروسی 3-تجاهل و تغافل زدن

 1-محروم کردن مردم از علوم جدید 2- بدون اجازه وارد منزل مسلمانی شدن و مراسم آنان را بههم ریختن 3-احتکار گندم 4- تصرف اموال مردم 5- مخالفت با قانون مدنی و حکم­های متفاوت دادن به اسم شریعت 6-ترویج خرافت و حمایت از افراد ظاهرگرا

 

شیخ محمد­تقی پسر شیخ محمدباقر

 

حرام کردن گوشت در رمضان سال 1316

شیخ مرتضی ریزی

انکار اتهامات وارده و تحریک اشرار بیدآباد به شورش

1-سردسته­ اشرار بیدآباد 2-متهم به همان عیوبی می­شود که دیگران شدند

سید جعفر بیدآبادی 4

 

جدول  3: محاکمه­ کارگزاران دولتی اصفهان در کتاب رؤیای صادقه

دفاعیات

شرح موارد محاکمه

منصب کارگزار

نام کارگزار

1-مقصر واقعی را روحانیون می­داند 2-نظم وامنیت

1-ازدیاد فقر 2-عدم احقاق حق مظلومین 3-گرانی 4-ظلم

حاکم اصفهان

ظل­السلطان

 

1-همکاری با ظل­السلطان و روحانیون در تصرف امول مردم 2-عدم مجازات مجرمان به دلیل شفاعت آنان توسط روحانیون 3-سوءاستفاده از سود شرکت اسلامیه

نایب الحکومه

میرزا سلیمان­خان رکن­الملک

 

1-تصرف اموال 2-احتکار گندم در زمان خشکسالی

منجم­باشی

میرزااحمد

1-جوانی 2-کمی اعتقاداتش

1-همکاری با ظل­السلطان 2-اهمال در اجرای حق 3-اغماض در حق مظلوم

منشی

میرزاباقر

کمک به فقرا

1-سوءرفتار 2- بدی اخلاق

وزیر

میرزا اسدالله­خان

 

 

آقا نجفی یکی ازمهم­ترین افرادی‌ است که مورد انتقاد قرار گرفته است و شاید برخورد­های این عالم با نویسندگان رؤیای صادقه، باعث شده که در برخی موارد جانب انصاف را رعایت نکنند و به صفات پسندیده­ او اشاره­ نکنند. برخی از اتهاماتی که در محاکمه به شیخ نسبت داده شده، در سایر منابع آن دوره نیز ذکر شده است؛ مثلا در کتاب رجال اصفهان بعد از شرح اخلاق­ نیکوی شیخ همچون اخلاق پسندیده و کمک به فقرا و... دو نقطه­ سیاه و شایان تاسف در زندگی شیخ را متذکر می­شود:

اول مبالغه­ او در مجازات­ افرادی که ظاهر دین را نگه نمی­داشتند؛ دوم: ترویج و تشویق­های بی‌حد و حسابش از انواع خرافات عامیانه مذهبی و حمایت­های زیاد او از هر کسی که ترویج ظاهری دین را انجام می‎داده است (کتابی، 1375: 175-176).

 در مورد تصرف اموال مردم، برخی نویسندگان، آقانجفی را سدّ سدیدی در مقابل قدرت ظل­السلطان و رقیبی برای او در جمع­آوری مال­و ملک دانسته­اند (رجائی،1383: 54). ظل­السلطان نیز در گفت­وگوی خود با حاج سیاح نیز به این نکته اشاره می­کند که دولت با استفاده از تهمت بابیگری اموال مردم را ضبط می­کند (حاج­سیاح،1359:  44 ).

در مورد بسته شدن مدارس توسط آقانجفی، جمالزاده در کتاب خود آن را دلیل نوشتن کتاب رؤیای صادقه می­داند (جمال­زاده،1380 :102) و دیگر نویسندگان نیز برخی از روحانیون دوره­ قاجار را مخالف علم و پیشرفت و گسترش خرافات می­دانند (ملک­زاده،  1363: 48-47). البته، علما نیز برای مخالفت­های خود دلایلی چون رواج کفر و بی­دینی در مدارس اقامه می‎کردند.

در روزنامه ­الجمال بارها بر علم و فضیلت آن تاکید شده است؛ برای نمونه شماره 12 الجمال مورخ پنجشنبه 17 ربیع الثانی 1352 هـ.ق جمال­الدین واعظ علم را بر دو قسم می­داند: علم دنیا و علم آخرت. او علم آخرت را اشرف علوم و علم دنیا را از ضروریات می­داند. 

نویسندگانی دیگر از جمله حاج سیاح نیز انتقاداتی نظیر انتقادات جمال­الدین­واعظ را در آثار خود آورده­اند (حاج­سیاح،1359: 46)؛ از جمله مباحث دیگری که اشاره دارد قانون را لازمه­ دولت می­داند و روحانیونی‌ که قانون را مخالف اسلام می­دانند، بازخواست می­کند که این تفکر در شماره 12 الجمال مورخ پنجشنبه 17 ربیع الثانی 1352هـ.ق منعکس شده و ریشه قانون اروپاییان را در اسلام می­داند.

از مهم­ترین کارگزارانی نیز که محاکمه شده،­­ ظل السلطان است، که از مهم­ترین موارد اتهام، رشد فقر و گرانی در زمان حاکمیت او بوده است. حاج سیاح نیز به این­نکته اشاره می­کند که ظل­السلطان و شاهزادگان و روحانیون بزرگ ثروت زیادی دارند و غرق در تجملات هستند که این ثروت را از راه ظلم به مردم به‌دست آورده­اند و این در صورتی است که بیشتر مردم اصفهان برای به‌دست آوردن یک وعده­ غذایی خود دچار مشکل هستند(سیاح،1359 :39-40).

 

رؤیای صادقه

محمدحسن­ تاجر­کاشانی، فرزند محمد­علی تاجرکاشانی، یکی از فعالان نهضت مشروطه بوده است. او اثر خود رؤیای صادقه را در ذی­الحجه سال 1301 هـ.ق نوشته است و اولین چاپ آن باید مطابق آنچه صداقت­نژاد در مقدمه کتاب آورده­اند، باشد: «چندی قبل در محفلی صحبت از کتابی نایاب و دور از دسترس مشروطیت ایران بود. یکی از دوستان، به دلیل شیفتگی من، کتابی در اختیارم گذاشت که حدود هشتاد سال قبل، یکی از علماء به نام حاجی محمدحسن، فرزند حاج محمدعلی ­تاجر­کاشانی نوشته و در یک صد نسخه به چاپ رسیده است» (صداقت­نژاد،1363 مقدمه­ : 5) چاپ این رساله در سال 1331 هـ. ق توسط چاپخانه­برادران باقرزاده است (زرگری­نژاد،1387: 689).

در یکی از شب­ها او سخت افسوس زحماتی را می‎خورد که ایرانیان در راه جنبش مشروطه متحمل شده­اند و متعجب است که چرا نظام مشروطه در سایر کشور­ها موجب ترقی ملت­ها شد؛ اما در ایران نتیجه عکس داده و بعد از آن به خواب می­رود و در عالم خواب به باغ بسیار بزرگی وارد می­شود که در جلوی عمارت این باغ تخت­هایی وجود دارد که مشروطه طلبان بر آن­ها نشسته­اند و بین او و یکی از بزرگان مشروطیت پرسش و پاسخ­هایی به وجود می­آید که او پس از بیداری آن­ها را بازگو می­کند. او در جریان گفت­ وگو­ی خود به دفاع از مشروطیت می­پردازد.

محمدحسن ­تاجر­کاشانی پس از اینکه چگونگی به خواب رفتن خود و آشنا شدن با یکی از مشروطه­طلبان و پرسش­ها و پاسخ­ها که پیرامون مشروطیت بین دو شخص را در عالم خواب شرح می­دهد، عنوان می­دارد که «... سؤالاتی چند نمود جواب گرفت که به عقیده­ من خوب است عموم برادران دینی و وطنی آن را بشنوند؛ ولی مشروط بر اینکه هرگاه مطابق میل و سلیقه و مسلک بعضی نباشد، بر من خرده نگیرند؛ زیرا من خوابی دیده و نقل می­کنم. خوب و بد آن ربطی به عالم من ندارد» (تاجرکاشانی، 1363: 3-92).

او در آغاز شکایت می­کند که بعد جنبش مشروطه، اوضاع ایران بدتر از قبل شده است. فرد مشروطه طلب نیز اشاره می­کند که هنوز دولت ایران مشروطه نشده؛ فقط نام او عوض شده و نظام مشروطه را زمانی حاکم می­داند که حداقل یک ثلث از مردم نسبت به مضرات حاکمیت استبداد و ثمرات مشروطه آگاه باشند و نمایندگان خود را به مجلس بفرستند و مجالس نیز بر حاکمیت نظرات کامل داشته­ باشد. وی مشروطه‌خواهان را به چهار دسته تقسیم می­کند: دسته­ اول که کمترین تعداد را به خود اختصاص داده، کسانی بودند که نسبت به مضرات حاکمیت استبداد و ثمرات مشروطه آگاهی داشتند؛ مثل: مرحوم آخوند ملاکاظم خراسانی، حاجی میرزا حسین­تهرانی و ملا عبدالله مازندرانی. گروه دوم شامل کسانی می­شود که نتوانسته بودند در حاکمیت نفوذ کنند و پست و مقامی به‌دست آورند. برای همین، هدف آنان از شرکت در نهضت به‌دست آوردن پست و مقام بود. گروه سوم الواط و اشرار بودند که می‎خواستند از آب گل­آلود ماهی بگیرند که موفق نیز شدند. دسته­ چهارم که بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده بودند، کسانی بودند که فکر می­کردند مشروطه و آزادی به معنی خودسرانه حرکت کردن است و چون هدف گروه اول ترقی ملت و حاکمیت بود که با مقاصد سایر گروه­ها مخالف بود، توسط گروه­های دیگر تبعید، زندانی و یا کشته شدند و علما را نیز به دو دسته تقسیم می­کند: کسانی که تنها هدف آنان، از تحصیل جز اطلاع از احکام الهی و راهنمایی مردم نیست که از طرفداران واقعی مشروطه بودند و گروه دیگر قصدشان از تحصیل منافع شخصی بوده؛ به همین دلیل، مخالف مشروطه و اجرای قوانین هستند؛ زیرا با اجرای قانون منافع آن­ها به خطر می­افتد؛ البته، در مورد برخی علما صرفا منافع نبوده؛ بلکه اختلاف نظر در برخی اصول مشروطیت و نحوه­ تحقق آن در جامعه­ اسلامی مدّ نظر بود. در این زمینه می­توان به اصل آزادی و مساوات و اختلاف نظر­های نوری با علمای مشروطه­خواه اشاره نمود (حائری، تشیع و مشروطیت) و بعد از فواید قانون می­گوید و احزاب به دلیل اینکه به دنبال منافع شخصی خود هستند، کارایی چندانی ندارند. او برای تعالی کشور؛ قانون، علم، امنیت و نظم را ضروری می­داند و در ادامه به چند شایعه از این قبیل که مشروطه باعث افزایش فحشا، گسترش حمام­های خزینه­دار و ... پاسخ می­دهد که افزایش فحشا به دو دلیل است: 1- خیانت مردان به زنان؛ 2- فقر؛ و در مورد حمام­های خزینه­دار به تشریح مضرات آن می­پردازد و گسترش آن را به علمای منفعت­طلب نسبت می­دهد و یکی از اساسی­ترین دلایل عقب‌ماندگی ایران را وعاظی می­داند که خرافات را ترویج می­دهند و به مسائل اساسی کشور توجه نمی‎کنند و دولت نیز نظارتی بر مواعظ آن­ها ندارد؛ و در پایان عدم سرکوب شورش نایب حسین کاشانی را در بی­مسؤولیتی دولتمردان و بی­غیرتی آنان می­داند و عامل نجات کشور را تشکیل کابینه­­ دولت از افراد وطن­پرست و متفق­القول می­داند. بعد از آن محمدحسن­تاجر­کاشانی از خواب بیدار می­شود.

از ویژگی­های این رساله نسبت به برخی دیگر رسائل مشروطیت مثل تنبیه­الامه، زبان ساده­ و شیوایی سخن نویسنده است که برای عوام قابل فهم بوده است. بیشتر دفاعیات این رساله، در دیگر رساله­ها مشروطه نیز موجود است؛ برای نمونه، در رساله اللئالی المربوطه فی­وجوب المشروطه محلاتی هروی، همچون محمد حسن تاجرکاشانی، آزادی را یکی از لوازم مشروطیت می­داند؛ اما آن را از خودسری جدا دانسته و بر مساوات، جمع­آوری مالیات و قانون تاکید کرده است (زرگری نژاد،1387: 206) و کاظم زاده در رساله­ تازیانه­ قدرت، اتحاد را دوای درمان وطن می­داند (زرگری،1387: 150). آخوند خراسانی نیز به مسائلی چون: اصلاح دولتمردان، ایجاد اتحاد افتتاح مدارس و کارخانجات و دسیسه­ها و توطئه­های کسانی که مشروطیت مخالف با منافع آنان بوده است، اشاره می‎کند (زرگری­نژاد،1387: 172).

برخی از نکات مورد اشاره­ او در آثار نوخواهان و روشنفکران نیز آمده؛ برای مثال:

 در مسالک­المحسنین بعد از پرداختن به این‌که در کشور­های دیگر نمایندگان مجلس فقط منافع کشور خود را در نظر می­گیرند، می­گوید: اما در ایران رجال و دولتمردان جز صلاح خویش چیز دیگری در نظر نمی‎گیرند و کسی به فکر مردم و کشور نیست (طالبوف، بی­تا:24).

در مورد وعاظ که به مسائل فرعی توجه می­کنند، مراغه­ای می­گوید: «در مسجد گوهرشاد مشهد که از مساجد عالیه است، در ایام اقامت در آنجا در مجلس وعظ ده واعظ نشستم. همه از روی یک سرمشق از استبراء و طهارت و غسل که پای را چنان بردار و چنین بگذار، سخن می‌راندند» (مراغه‌ا­ی، 1353: 40).

نقد وضعیت بهداشت جامعه؛ مخصوصاً حمام­های خزینه­دار نیز در آثار نویسندگان دیگر نیز منعکس شده است؛ مثل سیاحتنامه­ ابراهیم­بیک که حمام خزینه­دار مشهد را از لحاظ عدم بهداشت نقد می­کند (مراغه‌ای،1353: 35).

در واقع، محمد­حسن ­تاجر­کاشانی سعی می­کند شایعات مربوط به مشروطه را که توسط مشروعه­خواهان نشر پیدا کرده است، بررسی کند. شایعاتی که او اشاره کرده است،  در لوایح شیخ فضل­الله­نوری دیده می­شود که به مشروطه‌طلبان نسبت می­دهد : « از قبیل اباحه­ مسکرات و اشاعه­ فاحشه­خانه­ها و افتتاح مدارس تربیت نسوان و دبستان دوشیز­گان و صرف وجوه روضه­خوانی و وجوه زیارات مشاهد مقدسه در ایجاد کارخانه­جات و در تسویه­ طرق و شوارع و در احداث راه­های آهن و در استجالات صنایع فرنگ...» ( نوری، 1362: 29-28).

انتخاب عنوان رؤیای­صادقه برای دو تا از خوابنامه­های دوره­ قاجار نیز شاید دلیلی بر این مدعا باشد که نویسنده با این عنوان بر صدق گفته‌هایش تاکید می­کند؛­ زیرا رؤیای صادقه، جزو صحیح‌ترین رؤیاهاست که پس از تعبیر تحقق پیدا می­کند (رضوانی‌طلب، 1379: 67)، چنانچه در رؤیای صادقه اثر سیدجمال الدین­واعظ­اصفهانی و دیگر دوستانش، نویسنده بعد از بیدار شدن از خواب به دوست خود که در آن لحظه به ملاقات او آمده و خواب را که دیده است، برای او بازگو می­کند، دوستش او را از بازگو­کردن این خواب برای دیگران برحذر می­کند؛ او در پاسخ دوستش می‎گوید: « ...من اگر یقین در مراتب حشر و عوالم نشر می­خواستم، این خواب خود سندی معتبر و معجزه­ای مجسم است. با این حالت یقین، چگونه عوالم روحانی را بیان ننمایم و کتمان کنم؛ شاید راحتی خلق در آن منظور باشد و استراحت جمعی در این مسطور» (یغمائی،1291: 336).

اما نکته­ دیگری که به آن باید اشاره کرد، انتخاب قالب خواب به­جای سفرنامه­ خیالی و ... شاید به دلیل ارزش خواب و تاثیرگذاری بیشتر آن بر­خواننده باشد؛ زیرا وجود خوابگزاران و مفسران که در طول دوره­های مختلف در دربار پادشاهان و حاکمان بوده­اند و کتاب‎های زیادی که به فارسی و عربی در زمینه­ خواب نگاشته شده است، حاکی از اهمیت رؤیا و خواب در بین مسلمانان و ایرانیان است. نزد بسیاری از اقوام کهن، خواب دریچه­ای از دنیای غیب و به­هر­حال، از آیات و اسرار خدایان به شمار می­آمده است و از این رو بدان اعتقاد بسیاری داشته‌اند. در ایران باستان توجه ویژه­ای به خواب می­شده است. اگر روایات یونانی­ها در خصوص خواب اژدهاک، کوروش و خشایارشاه درست و مطابق واقع نیز نباشد، از آن­ها می­توان پی برد که اعتقاد به خواب و رؤیا تا چه اندازه­ای بوده است. علاوه بر آنچه گفته شد، خواب­های مکرری که در شاهنامه برای پادشاهان و پهلوانان روی می­دهد و هر کدام حاکی از رویداد­های آینده است، نشان از این امر است (زرین‌کوب، 1351: 260). در اسلام نیز به رؤیا اشاره‌های زیادی شده است و پیامبر اکرم(ص) رؤیا را یک جزء از چهل و هشت جزء پیغمبری می­داند (ژاله‌فر،1382: 86). در منابع دوره­ قاجاریه نیز به رؤیاهای شاهان این دوره و سایر افراد اشاره می­شود که تحقق پیدا کرده‌­اند و نویسندگان دوره­ قاجار چون حمد­الله مستوفی در شرح زندگانی من،  میرزاقلی­خان هدایت در خاطرات و خطرات  و زین‌العابدین مراغه­ایدر سیاحت­نامه ابراهیم­بیگ به اهمیت و تحقق رؤیا­ها اشاره کرده­اند.

 

خواب شگفت

خواب­شگفت یکی دیگر از خوابنامه­های دوره­ قاجار است که در مورد نویسنده­ آن اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند نویسنده­ این اثر میرزا­محمد­خان ­بهادر، معروف به محمد­احمد است که به دلیل ترس از عواقب انتشار کتابش، رساله­ خود را نام مستعار ملا­فتحعلی­اصفهانی انتشار داده است( یغمائی، 1330 :39).

میرزا محمد­خان ­بهادر فرزند حاج­ملا­احمد­ کنگونی در بوشهر به دنیا آمده است. در کتاب سفر­نامه­ سدید­السلطنه­کبابی به اعضای این خانواده اشاره شده که «شب آقا­میرزا­محمد­شفیع ­تعاون آمدند. مومی­الیه پسر مرحوم حاج­ملا­احمد­کنگونی است که سال­ها منشی قونسولگری انگلیس در بوشهر بود، و آن­ها چند برادر باشند. میرزا محمد­خان­بهادر صاحب ترجمه و تألیفات عدیده مفیده و حالا سرپرست املاک شیخ خزعل­خان سردار اقدس در بصره باشند. دیگر میرزا­محمود است، که در اداره­ نفت ایران و انگلیس خدمت دارد. دیگر میرزا­علی­خان صاحب، منشی فارسی حالیه­ ژنرال قنسولگری انگلیس­ها در بوشهر و از ادباء و فضلاء آن دیار است. دیگر آقای تعاون است که در سلک تجارت وارد و یک چند نماینده شرکت حاج­علی­اکبر و پسران شیرازی بوده­اند، و از صاحب ذوق و خطاطین بوشهر باشند. دیگر میرزا­محمد­صالح است که جوهر صداقت باشند، و در اداره­ سیرس در عباسی خدمت دارند» (کبابی، 1362: 16). هرمان ­نوردن آمریکایی نیز که در سال­های بعد از جنگ جهانی اول به بوشهر سفر کرده است، در کتاب خود «زیر آسمان ایران» نوشته که با میرزا­محمد­خان­ بهادر دیدار کرده و در مورد او می‎نویسد:« میرزا­محمد یک ایرانی غربزده به معنای واقعی بود؛ اما حرفه­ای که برای امرار معاش انتخاب کرده بود، او را به چشم آشنایان، نمونه­ای از یک ایرانی خودساخته معرفی می­کرد. میرزا­محمد در بوشهر تولد یافته و زبان انگلیسی را از کودکی آموخته بود. بعدا به سمت منشی و تند­نویس در دفتر یک تاجر انگلیسی استخدام شده و به تدریج چنان پایه­های ترقی را پیموده بود تا به حکمرانی نجف و کربلا ارتقا یافته و به یک سیاستمدار کامل عیار ایرانی تبدیل گشته بود؛ اما پس از چند سال زندگی سیاسی را رها نموده و شغل وکالت دعاوی را برای خود انتخاب نموده است» (نوردن،  1356: 14-15). نوردن به کتابخانه­ میرزا محمد­خان ­بهادر اشاره می­کند که کتاب­های انگلیسی و آمریکایی زیادی در آن مشاهده کرده است. در کتاب حقوق ­بگیران­ انگلیس نیز آمده است که پس از فتح کربلا و نجف توسط سرونالد استورز انگلیسی در 11 اوت 1917میلادی سرونالد استورز با سید­کاظم­یزدی، یکی از علمای بزرگ شیعه دیدار کرده و از او پرسیده است که از انگلیس­ها چه انتظاری دارند؟ یکی از خواسته­های سیدکاظم­یزدی تعیین میرزا­محمد­خان ­بهادر به سمت فرمانداری نجف است. رائین در ادامه اشاره می‎کند که میرزا محمد اکنون زنده است و در بصره وکالت عدلیه می­کند. او قبل از جنگ جهانی اول در منطقه­ خلیج­فارس با انگلیسی­ها همکاری داشت و هنگام حمله­ آن­ها به عراق به سمت معاون نماینده سیاسی انگلستان در کربلا تعیین گردید( رائین،1347: 373-374).

میرزا­محمد­خان ­بهادر در مقاله­ داستان­نگاری یکی از مزیت­های داستان را در این می­داند که یکی از وسایلی که دانشمندان بزرگ برای بیدار ساختن مردم با یادآوری آن­ها به معایبشان اندیشیده­اند؛ همانا نگارش داستان­های عبرت­انگیز و حکمت­آمیز است که مطالب نا­گفتنی را به لباس قصه و افسانه در آورده­اند.

«معلوم است که در غالب ممالک؛ خاصه آنهایی که زیر فرمان حکومت مشروطه نیستند، برای ادباء و فضلا ممکن نیست که افکار خود را چنانکه باید بیان کنند و آراء خویش را در اصلاح امور مملکت و رفاه ملت و سایر مسائل عالم­المنفعه بنگارند؛ زیرا مشت استبداد چنان بر دهان آن­ها می­خورد که دیگر قوه و توانی برای آن­ها باقی نمی­ماند و شاید هم که آن­ها را به‌سراچه گور می­نشاند. نظایر این معنی در تاریخ ممالک عالم موجود است و هنوز هم هر روز امثالش را در ممالک متمدنه عالم می­بینیم.

یکی از مقتضیات طبیعت بشری این است که از انتقاد و خرده­گیری می­رنجد و انسان هر قدر هم معذب باشد، باز از نقد آزرده می­شود. بد­بختی دانشمند در ممالکی به منتها درجه می­رسد که از یک سو قوه جسمانی خراب و از سوی دیگر قوه­ روحانی فاسد باشد. دوزخ حقیقی است و باید در آن­جا زنده به گور باشند؛ ولی چون محال است که فاضل را نمی­تواند از اظهار ما فی‎الضمیر خود­داری کند، از این رو، می­بینیم که برای این­ کار یک وسیله خوبی انتقاد کرده­اند و آن نوشتن حکایت است که از اعماق قلوب آن­ها خبر می‌رسد و در ضمن این که خواننده را مشغول و سرگرم می­سازد. آن حکمت و سری را که مطلوب نگارنده بوده؛ به او توضیح می­کند. در حقیقت، این گونه حکایات را می‎توان به دوائی تعبیر و تشبیه کرد که به شکل حب تعبیه شده، بیرونش شیرین و اندرونش داروی سودمند است»( میرزا­محمد­خان ­بهادر، 1314: 49).

اما طبق دیباچه­ای که در آغاز کتاب به قلم عارف­الدین نوشته شده، این اثر متعلق به آخوند­ملا­فتحعلی­اصفهانی است. عارف­الدین دوست صمیمی ملافتحعلی بوده که رساله به وسیله­ او چاپ شده است. براساس گفته­ او، ملافتحعلی شخصی ادیب که با زبان­های عربی و انگلیسی آشنا بوده و به فن ترجمه تسلط داشته است و سفرهایی به نقاط مختلف ایران، هندوستان و بین‎النهرین داشته و از قوانین مدنی فرانسه، عثمانی و انگلیس آگاه بوده و در زمینه­ تحصیل علوم دینی نیز فعالیت داشته و برای ادیان مختلف احترام قائل بوده؛ اما معتقد که روحانیون ادیان مختلف این ادیان را برای به‌دست آوردن غرایز شخصیشان به خرافات آلوده کردند که این امر مانع پیشرفت ملت­ها شده است و تا زمانی که اختلاف قومی، نژادی و دینی وجود داشته باشد امکان صلح عمومی وجود ندارد(  اصفهانی، 1305، دیباچه: 6- 5).

از محتوای کتاب مشخص می­شود که نویسنده­ این اثر به خوبی از اوضاع ایران و سایر کشور­ها آگاه بوده و نثر کتاب او بسیار ساده و جذاب است.

بعد از دیباچه، نامه­ او به عارف­الدین آمده که زمان نوشتن نامه محرم 1333 هـ ق حدودا مصادف با آغاز جنگ جهانی اول است. او در نامه خود احساس ناراحتی می­کند که چرا ایرانیان کورکورانه سنگ یکی از کشور­های انگلیس و آلمان را بر­سینه می­زنند؛ در صورتی که نسبت به مقاصد این کشور­ها آگاه نیستند و به دلیل شرایط بد ایران در این زمان تصمیم گرفته است که ایران را ترک کرده و به هندوستان و بین­النهرین برود؛ اما در بین راه در دهکده­ کمارج به بیماری ذات­الجنب مبتلا می­شود و چون پزشکی در این روستا نبوده است؛ بیماری او پیشرفت کرده و چون مرگ خود را نزدیک دیده، تصمیم می­گیرد رساله­ خود را برای دوستش به خارج کشور بفرستد و از او بخواهد که این رساله را چاپ کند. بعد از پایان شرح حال خود، به شرح جامعه­ زمان خود می­پردازد و اشاره می­کند که ­مردم ایران از علومی، چون: علم آهنگری، مکانیک، نساجی، موسیقی، شیمی و طب، نقاشی و چاپ، تلفن و تلگراف، حجاری، مجسمه­سازی، فیزیولوژی و ... آگاهی ندارند(اصفهانی،1305: 12-9)؛ مثلا در مورد علم شیمی و پزشکی در ایران می­گوید:

در مورد علم شیمی ایرانیان را آنچنان ضعیف می­داند که اگر مریض شوند، باید به داروهای اروپاییان امیدوار باشند و الا از بیماری خواهند مرد و در زمینه­ علم پزشکی مدرسه­ای در ایران وجود ندارد و چشم امید ایرانیان به پزشکان خارجی است (اصفهانی، 1305: 9-10) و یا در مورد علم نساجی می­گوید: «نساجی را چنان در طاق نسیان نهاده­اند که بایستی شلوار زنان، کفن مردگان و عمامه­ ملایان را از فرنگستان بیاورند» (اصفهانی، 1305 :9). نویسنده معتقد است که دانشجویان اعزامی ایران به اروپا فقط ظواهر غرب را گرفته­اند و مغرور شده‌اند؛ اما از لحاظ علمی تهی هستند( اصفهانی، 1305: 10).

 اصفهانی اوضاع اداری ایران را نقد می­کند که چطور برخی از آنان مرکز فساد و فحشا هستند و به‌جای رسیدگی به­امور مردم، در کار خود سستی نشان داده و در تملک حاکمان و ثروتمندان هستند و یا توسط خارجیان اداره می­شوند.

جدول 16: شرح محتوایی کتاب خواب شگفت

 

 

فصول کتاب

مباحث مطرح شده در هر فصل خواب­شگفت

دیباچه­ کتاب

1-ناآگاهی مردم ایران به علوم جدید، همچون: علم آهنگری، مکانیک، نساجی، موسیقی، شیمی و طب، نقاشی و چاپ، تلفن و تلگراف، علم حجاری، مجسمه­سازی، فیزیولوژی و....؛

2- نقد اداره­ مالیه به خاطر فساد و دزدی؛ ­

3- نقد گمرکات به دلیل اینکه کاملا وابسته­ بلژیکی­هاست؛

4- نقد اداره­ بلدیه به دلیل اعضای بیسواد؛

5-  نقد اداره­ نظمیه به دلیل فساد و فحشا در آن؛

6­- نقد عدلیه و زندان­ها عدلیه به دلیل فساد، رشوه­گیری­ و دادن حکم­های ضدونقیض؛

7-نقد زندان­ها به دلیل کثیف بودن و خرابی؛

7- نقد محاکم شرعیه در مورد اینکه در مورد یک قضیه احکام متفاوتی صادر می­کنند و اموال یتیمان و اوقاف را مصادره می­کنند و حکم تکفیر انسان­های آگاه را می­دهند؛  

8_ نقد مدارس در مورد اینکه تفاوتی در سطوح مدارس از نظر ابتدایی، متوسطه و... نیست و نظام­نامه­های مدارس هر شهر متفاوت است؛

9- نقد وزارتخانه­های داخلی از لحاظ اینکه در دست افراد خاصی هستند و از شغل خود سوءاستفاده می‌کنند؛

10-  نقد وزارت خارجه بهخاطر اینکه مرکز فحشا و قمار است؛

11- نقد پیرامون عدم آزادی عقیده و استبداد؛

12-نقد دانشجویان اعزامی ایران به اروپا که فقط ظواهر غرب را گرفته­اند.

فصل سوم: قوم یهود

1-نقد گران­فروشی اقوام یهود ؛

2-  قوم یهود در اغلب کشور­ها بخصوص ایران پایگاه اجتماعی خوبی نداشتند و بسیار در محدودیت بودند؛

3- انحراف در دین یهود.

فصل چهارم: محاکمه­ اقوام مسیح

تحسین این قوم به خاطر پیشرفت در علوم مختلف  اشاره به برخی از ظلم­های آنان از قبیل:

1 - تخلف و تجاوزهای روحانیون مسیح به بهانه­ امر به معروف و نهی از منکر؛

2- کشتاری که در جنگ صلیبی به وسیله­ مسیحیان انجام شد؛

3-مظالم کاتولیک­ها که در اسپانیا، مکزیک و سایر ممالک انجام دادند؛

4- مظالمی که روسیان در ترکستان، سمرقند، بخارا، قفقاز و ایران نمودند؛

5- فجایع بلژیکیان در کنگو؛

6- روحانیون مسیحی را به دلیل ریا، نیرنگ و اعلام جنگ­هایی که برای آنان منافع مالی داشت، گسترش زودباوری و خرافات در میان عامه و اینکه علم وتربیت را مکروه می‌پنداشتند و نشو و ارتقا را بدعتی بزرگ می‌دانستند، محکوم می کند.

فصل پنجم: محاکمه­ مسلمان

انتقاد از اختلاف وسیع بین فرقه­های مسلمان و نزاع آنان2 - خرافه­پرستی و عدم­آگاهی مسلمانان از علوم جدید3- عدم آزادی زنان مسلمان­

 

 

 موضوعاتی که در داوری نویسنده در مورد پیروان ادیان مختلف، نقش ویژه­ای به خود اختصاص داده، علم­اندوزی، پیشرفت در صنعت و تجارت، عدالت، برابری، وحدت، آزادی و... است؛ نه صرفا پیرو دین خاص بودن. ملا­فتحعلی اصفهانی چون  عامل عقب ماندگی مسلمانان را در حاکمیت، مأموران حکومتی و علما­ی دینی می­داند، سعی می­کند انتقادات خود را در قالب خواب بیان کند و یا به قول نویسنده­ احتمالی آن، محمد­خان بهادر در قالب داستان بیان نموده تا به این وسیله کسی ناراحت نشود و از عواقب مطالبش در امان باشد.

 

نتیجه

بررسی یافته­ها و شواهد پژوهشی نشان می­دهد که یکی از دلایل رویکرد نویسندگان به خوابنامه­نویسی  مصون ماندن از تعقیب حاکمیت و گریز از عواقب بعدی بوده که دامن­گیر آنان در فضا­های استبدادی می‌شده است. نویسندگان خوابنامه­ها اغلب انتقادات خود را با صراحت و بدون پرده­پوشی بیان می‌نمودند؛ برای مثال در خلسه، صدر­اعظم­های دوره­ قاجار مورد انتقاد شدید اعتماد­السلطنه قرار گرفته­اند. جمال­الدین ­واعظ­اصفهانی، ملک­المتکلمین و مجد­الاسلام­کرمانی،نویسندگان رؤیای­صادقه نیز مناصب دولتی و علمای اصفهان را با ذکر نامشان مورد انتقاد قرار داده­اند.

 نکته­ دیگری که مؤید مفروض نوشتار حاضر است، این است که اغلب این خوابنامه­ها در خارج کشور و یا بعد از فوت نویسنده چاپ شده­اند، ترس از انتشار کتاب و همچنین اقرار نویسنده در این که فقط ناقل یک خواب هستند، ذکرنشدن نام نویسنده ، انتخاب نام مستعار و حتی تکفیر نویسندگان قاجار توسط علما و مورد تعقیب گرفتن آنان توسط حکومت، همه حاکی از فضای استبدادی و شرایط دشواری است که نویسنده را به خوابنامه­نویسی سوق داده است.

احتمالا از دلایل دیگر رویکرد نویسندگان دوره­ قاجار به خوابنامه­نویسی، مقبولیت رؤیا در میان آحاد مردم و باور به تحقق برخی رؤیا­های صادقه است. با بهره­گیری از این مقبولیت و باور، نویسندگان تحقق آن را در عالم بیداری برای خوانندگان خود تداعی می­کردند.

مقایسه­ چهار خوابنامه­، خلسه­ اعتماد السطنه، رؤیای صادقه­ سید جمال الدین واعظ اصفهانی، رؤیای صادقه محمد حسن تاجر کاشانی و خواب شگفت از ملافتحعلی اصفهانی می­توان دریافت که این خوابنامه­ها وجوه اشتراک و تمایزی دارند که می­توان موارد ذیل را برشمرد:

ویژگی­های مشترک:

1- داستانی بودن : خوابنامه­ها اغلب در قالب داستانی نوشته شده­اند که علاوه بر این که مفرّی بوده برای تکفیر نشدن، بیان کردن افکار سیاسی و اجتماعی در قالب داستان باعث جذب خوانندگان بیشتر می­شده است.

2- نثر ساده و روان و به‌کارگیری اشعار، ضرب المثل‌ها و کلمات عامه. این ویژگی خوابنامه­ها را به منزله الگوی ساده­نویسی به جامعه­ ادبی معرفی می­کرد.

3- روایی بودن خوابنامه­ها: خوابنامه­ها گونه­ای از قصه‎های روایی هستند که راوی آنچه را در عالم خواب دیده است، به شکل کلامی-بصری برای خواننده روایت می­کند.

4- معمولا قصه­ خوابنامه­ها در عالم برزخ رقم می‎خورد: خوابگزار معمولا به عالم برزخ وارد می­شود و رویداد­های قصه در عالم برزخ رخ می­دهد.

5- فرد به صورت طبیعی به خواب می­رود؛ بر­عکس برخی­ از تمثیل رؤیا­ها که با خوردن موارد سکر­آور نظیر هوم و یا حالت شبه­مرگ نوشته شده. به همین دلیل، شکل وهم و خیالی ندارد.

6- در برخی از این آثار، شخصیت­ها، واقعی و معاصر با نویسنده هستند و به صورت غیر­واقعی و نمادین نیستند: در دو خوابنامه­ خلسه و رؤیای صادقه به اسامی اشخاص معاصر نویسنده و ویژگی­های ظاهری و اخلاقی آنان اشاره می­شود و شخص به عنوان نماد مطرح نیست؛ بلکه قصد نویسنده، محاکمه­ خود فرد در عالم خواب است.

7- موضوع این آثار در مورد مسائل عصر خود راوی است : در خوابنامه­ها مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عصر قاجار انعکاس یافته است؛ اما به صورت مختلف؛ مثلا در خلسه به دلیل اینکه نویسنده­ آن درباری بوده و شخصیت­های اصلی قصه صدراعظم­ها هستند، بیشتر مسائل سیاسی انعکاس یافته است؛ اما در دیگر آثار تاکید بر مسائل اجتماعی بیشتر است.

8- بیننده­ خواب، رسالتی و هدفی در بازگو کردن خواب خود دارد و آن آگاهی‌بخشی جامعه است.

9- مسائل کتاب به شکل سؤال و جواب مطرح می‎شود. مباحث انعکاس شده بین یک پرسشگر (خدا، نمایندگان خدا، راوی و شخصیت­های داستان) و جوابگو  مطرح می­شود که به فهم و رسایی مطالب کمک می­کند.

10- خوابنامه­ها جملگی صبغه­ انتقادی دارند.

11- نشر افکار نوخواهانه و مطالبات نو (قانون، آزادی، مساوات، آموزش­های نو، مدارس، روزنامه و ...)  از مهم­ترین مضامین خوابنامه­هاست و مسائلی چون: آزادی، مساوات، قانون­گرایی، علم­گرایی، و جمهوری، از جمله مفاهیم نو مطرح در خوابنامه­ها به شمار می‎روند.

خوابنامه­های دوره­ قاجار تفاوت­هایی نیز دارند؛ از جمله:

1- نویسندگان خوابنامه­ها در عاملان انحطاط اختلاف نظر دارند؛ برای نمونه، در خلسه عاملان اصلی انحطاط کشور وزرا به شمار می­روند؛ اما در سه اثر دیگر بر نقش علمای ظاهرگرا و سنتی بیشتر تأکید شده است.

2-تفاوت بیان مطالب؛ مثلا در خلسه شیوه استنطاقی است و یا در رؤیای­صادقه­ ­جمال­الدین­واعظ­اصفهانی و دوستانش، محاکمه افراد در پیشگاه خداوند است. در برخی از خوابنامه­ها به شیوه­ یک پرسش و پاسخ ساده است و سبک استنطاق و یا محاکمه­ ندارد.

3-شخصیت اصلی خوابنامه­ها معمولا بر­اساس تفکرات نویسنده انتخاب می­شود. در خلسه به دلیل این که اعتماد­السلطنه شاه را سایه­ خداوند می­داند، شاهان معروف ایران در دوره­های مختلف برای داوری انتخاب می­شوند؛ اما در رؤیای­صادقه و تقریبا دیگر خوابنامه­ها، خدا، نمایند­گان خدا و یا روشنفکران انتخاب می­شوند.

4- افراد پرسشگر نیز متفاوتند؛ در برخی موارد خود نویسنده سؤال می­کند. در خلسه، شاهان پرسشگر هستند و در سایر خوابنامه­ها اغلب خداوند و نماینده خداوند پرسشگر هستند.

5-در برخی خوابنامه­ها نویسندگان با ذکر نام افراد از آنان انتقاد می‌کنند؛ مثل خلسه­ اعتماد­السلطنه و رؤیای صادقه­ جمال­الدین­واعظ­اصفهانیو دوستانش؛ اما در سایر خوابنامه­ها به نام اشخاص اشاره نشده است.

نکته­ مهم دیگری که باید مدّنظر داشت، این است که نگارندگان خوابنامه­ها در داوری­های خویش و برخی انتقاداتشان بر اشخاص، بدون حبّ و بغض نبوده­اند.

- اصفهانی، ملا فتحعلی. (1305).خواب شگفت، برلین: ایرانشهر.

- اعتماد السلطنه، محمد حسن. (1350). روزنامه خاطرات، ایرج افشار، تهران: امیر­کبیر، چ دوم.

- ---------------------. (1357). خلسه، به کوشش محمود کتیرائی، تهران: کتابخانه طهوری.

--------------------- .(1357). صدرالتواریخ. به کوشش محمدمشیری، تهران: روزبهان، چ دوم.

- -------------------- .(1391). رسائل ­اعتمادالسلطنه، به کوشش­میرهاشم­ محدث، تهران: اطلاعات.

- آدمیت، فریدون و هما ناطق. (1356). افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، تهران: انتشارات آگاه.

- امین­الدوله، میرزا­علی­خان. ( 1355). خاطرات سیاسی امین­الدوله، به کوشش حافظ فرمانفرمائیان، تهران: امیرکبیر.

- بامداد، مهدی. (1357). شرح ­رجال­ایران، ج 3، تهران: زوار.

- بروان، ادوارد.(1356). یک­سال در میان ­ایرانیان، ذبیح­الله منصوری، تهران:معرفت، چ سوم.

- بهیقی، خواجه­ابوالفضل­محمد­بن­حسین.(1371). تاریخ بیهقی، به کوشش علی­اکبرفیاض، تهران:کلمه.

- تاج­بخش، احمد. (1380). تاریخ ­تمدن و فرهنگ ­ایران، شیراز: نوید.

- جمال­زاده، محمد­علی. (1380). سر و ته­ یک ­کرباس، به کوشش­علی­دهباشی، تهران: سخن.

- دولت­آبادی، سید محمد­علی. (1390). خاطرات دولت آبادی، به کوشش­ایرج­افشار، تهران:سخن.

- دهخدا، علی­اکبر. (1377). لغتنامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

- رائین، اسماعیل. (1347). حقوق­بگیران انگلیس در­ایران، تهران: چاپ داورپناه، چ دوم.

- رجایی، عبدالهادی.(1386). تاریخ اجتماعی اصفهان در عصر ظل­السلطان از نگاه روزنامه­ فرهنگ، اصفهان: دانشگاه اصفهان.

- رحیم­لو، یوسف. (بی­تا). « خواب­دیدن در سنت و سیاست صفویان»، نشریه­ دانشکده­ علوم انسانی و ­اجتماعی، 113-129.

- رضوان­طلب، محمد­رضا. (1379). رؤیا از ­نظر ­دین ­و­ روانشناسی، قم: انتشارات­شفق، چ­دوم.

- زرین­کوب، عبد­الحسین. (1351). یادداشت‌ها و اندیشه­ها، تهران: کتابخانه طهوری.

- ژاله­فر، تقی. (1382). پژوهشی ­پیرامون رؤیا و اسرار­ آن ­بر­اساس ­روانشناسی ­اسلامی، زنجان: نیکان­کتاب.

ساسانی، احمد­خان.( 1382). سیاستگران دوره­ قاجار، به­کوشش سید­مرتضی­آل­داود، تهران: مگستان.

- سینکی، مجدالملک. (1358). رساله­ مجدیه، به کوشش علی­امینی و فضل­الله گرگانی، تهران: انتشارات اقبال.

- شیری، قهرمان. (1389). «تمثیل و تصویر نو  از کارکرد­ها و انواع آن»، فصلنامه­­ علمی-­پژوهشی­کاوش­نامه، ش­20، سال یازدهم، صص 33-54.

- صفائی، ابراهیم. (1380). تاریخ ­انقلاب ­مشروطیت به روایت اسناد، تهران: ایران­یاران.

- طالبوف، عبدالرحیم. (بی­تا). مسالک­المحسنین، به کوشش محمد­رمضانی، بی­جا: چاپخانه­ خاور.

- عربخانی، رسول. (1390). سید­جمال­الدین ­واعظ اصفهانی و مشروطیت، تهران: خجسته.

- عفیفی، رحیم. (1387). ارداویرافنامه، تهران: انتشارات نظر.

- فرهنگنامه­ ادبی فارسی دانشنامه­ ادب فارسی. (1376). به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات.

- کاشانی، محمدحسن تاجر. (1363). رؤیای صادقه، به کوشش جمشید صداقت نژاد، تهران: نشر بهاره.

- کتابی، سید­محمدباقر. (1375). رجال اصفهان (در علم و عرفان و ادب و هنر)، اصفهان: انتشارات گل­ها.

- الگار، حامد. (1356). نقش­روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت (دین ­و دولت در ایران: نقش­ علماء در دوره­ قاجاریه)، ابوالقاسم­ سری، تهران: توس.

- متولی­حقیقی، یوسف. (1381). وزیر ­تاریخ­نگار: پژوهش پیرامون زندگانی، آثار و شیوه­ تاریخ­نگاری محمد­حسن خان­اعتماد­السلطنه، مشهد: محقق.

- مراغه­ای، زین­العابدین. (1353).سیاحت­نامه ابراهیم بیگ، به‌کوشش باقر مؤمنی، تهران: انتشارات اندیشه.

ملک­زاده، مهدی. (1363). تاریخ ­انقلاب ­مشروطیت ایران، ج دوم.تهران: انتشارات سخن.

- ملک­ساسانی، احمد­خان. (1379). سیاستگران دوره قاجار، به­کوشش سید­مرتضی­آل­داود، تهران: مگستان.

نوردن، هرمان.( 1356). زیر آسمان ایران، سیمین سمیعی، تهران: دانشگاه تهران.

- نوری، شیخ­فضل­الله.(1362). لوایح شیخ فضل الله نوری، به کوشش هما رضوانی، تهران: نشر تاریخ ایران.

- واعظ اصفهانی، سید­جمال­الدین. (1363). رسائل قاجاری، به‌کوشش هما­ رضوانی و صادق سجادی، تهران: نشر تاریخ ایران.

- یغمائی، اقبال. (1291). شهید ­راه­ آزادی ؛ ­سید­جمال الدین ­واعظ اصفهانی، با­ مقدمه­ سیدمحمد­علی جمال زاده و دکتر­باستانی پاریزی، تهران: انتشارات توس.

- --------- .(  1330). «خوابنامه­ها». مجله­ ارمغان، سال بیست­و­پنجم، ش 7، صص 305-310.