منصب داروغه در دوره قاجار (1212 تا 1313ق/1۷96 تا 1۸96م)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 استاد تاریخ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

چکیده

داروغه از مناصب حکومتی است که از دوره تیموری تا پایان عصر قاجار، در قالب اشکال مختلف چون داروغه دفترخانه، داروغه ایلات و داروغه شهر وجود داشت. این منصب از دوره تیموری تا قاجار، به تناوب دارای اختیارات سیاسی و قضایی شد. داروغه به عنوان حاکم شهر یا ایالت، معمولاً با مقوله نظم و امنیت عمومی جامعه در ارتباط بود. این منصب در دوره قاجار تا پایان عصر ناصری (1212 تا 1313ق/1۷96 تا 1۸96م) همچنان نقش اساسی، در تامین نظم و امنیت عمومی جامعه داشت. در این مقاله برآنیم تا به این پرسش بپردازیم که در این دوره، داروغه از چه ساختاری برخوردار بود؟ کارکردهای این منصب، تا چه اندازه در تداوم کارکردهای پیشین بود و تا چه میزان این کارکردها دچار دگرگونی شد؟برای پاسخ به پرسش‌های فوق تلاش  کرده‌ایم به روش توصیفی‌تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای و آرشیوی، به بررسی تحولات منصب داروغه در دوره قاجار بپردازیم. نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد در این دوره در مقایسه با ادوار پیش، منصب داروغه از نظر ساختار و محتوا دچار تغییر شد و تا حد چشمگیری تنزل یافت؛ اما اهمیت و نفوذ خود را در امور عمومی نظم و امنیت جامعه که مهم‌ترین کارکرد آن بود، حفظ کرد. داروغه از اواخر دوره ناصری به‌تدریج با تنزل جایگاه مواجه شد. علت این امر شتاب‌گیری روند نوسازی و تجدد متاثر از غرب و ورود برخی نهادهای نظامی جدید تامین‌کننده نظم عمومی بود؛ سرانجام نیز در سال‌های پایانی دوره قاجار و آغاز عصر پهلوی به‌کلی از میان رفت. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Sheriff`s position in Qajar era (1796-1896)

نویسندگان [English]

  • SH Yusefifar 1
  • H Shokarzadeh 2
1 Professor in History, Institute for Humanities and Cultural Studies
2 Ph.D. Candidate in the History, Imam Khomeini International University
چکیده [English]

“Sheriff” is an official position which existed, from Timurid period until the end of Qajar period, in various forms such as the bureau sheriff, the town sheriff and the state sheriff. The position, from Timorid to Qajar, had political and judicial power. Sheriff as the ruler of city or state was in relation with the public order and securuty of the society. The position had a major role in providing order and security for the society, during Qajar until the end of the age of Nasseri (1796-1896). The article is to specify the position Sheriff and to reveal the extent to which their actions were in continuation with the previous functions and were different from the previous ones. The results of the study show that during the period the position of Sheriff had different responsibilities. Such responsibilities and powers declined considerably in comparison to the previous period. But, the position retained its importance and influence in public affairs, security and order. The power of Sheriff gradually declined in the late Nasseri era due to the acceleration of the process of modernization affected by the West and the arrival of some new military institutions to provide order. Finally, it vanished completely in the late Qajar period and at the beginning of Pahlavi era. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sheriff
  • Sheriff Position
  • Order
  • Security
  • City Bureau

مقدمه

داروغه واژه‌ای است که ریشه مغولی‌ترکی دارد و از دوره مغول به بعد، در سلسله مراتب مناصب حکومتی ایران شیوع یافت. این اصطلاح در متون تاریخی عهد تیموری تا قاجاریه ناظر به نوعی قدرت و اقتدار عالی، درحوزه سیاسی و مالی بود. در معنای کاربردی، منظور از این واژه انتصاب فردی به عنوان ناظر مالی و سیاسی یک شهر یا ایالت، با اختیارات ویژه‌ای بود که این اختیارات را سلطان مستقیماً به وی می‌داد. در سلسله مراتب مناصب حکومتی ایران، منصب داروغه به عنوان ناظر مالی و عامل برقراری نظم در دستگاه دیوانسالاری، با عنوان داروغه دفترخانه و زیر نظر مستوفی‌الممالک فعالیت می‌کرد؛ همچنین به عنوان ناظر نظم عمومی، در اماکن شهری و نیز در بین ایلات و عشایر بود. به نظر می‌رسد تا پایان عصر صفوی، این اصطلاح نام عمومی حکام و به‌خصوص لقب حاکم اصفهان بود. از نظر ساختار و ماهیت، منصب داروغه‌ از اواخر عصر صفوی به‌تدریج، شماری از اختیارات و وظایف مهم خود، در زمینه مالی و سیاسی را از دست داد و همراه مناصبی چون کلانتر و کدخدا و نظایر آن، به امور خاصی در زمینه برقراری نظم و امنیت عمومی محدود شد؛ درنتیجه از میزان اهمیت و نفوذ آن، به شکل درخور ملاحظه‌ای کاسته شد. در عصر تیموری و صفوی، داروغه‌ها بیشتر از بین طبقات اشراف نظامی انتخاب می‌شدند؛ اما از دوره قاجاریه، از لایه‌های فروتر و نسبتاً گمنام جامعه برگزیده می‌شدند؛ ولی هنوز نقشی تاثیرگذار، در مسائل عمومی نظم و امنیت جامعه ایفا می‌کردند. مقاله حاضر به بررسی منصب داروغه، در جامعه ایران عصر قاجار و تبیین ساختار و کار کردهای مهم آن در دوره قاجار می‌پردازد. به علت تحولات مربوط به نوسازی و ورود پدیده‌های مدرن غربی، در زمینه قضایی و انتظامی منصب داروغه در دوره قاجار، بیشتر تا دوره ناصری نقش پررنگ و تاثیرگذار داشت؛ پس، در پژوهش حاضر تحولات منصب داروغه را از ابتدای دوره قاجار تا پایان عصر ناصری پی‌گرفته‌ایم. در این مقاله، برآنیم تا به این پرسش بپردازیم که در این دوره منصب داروغه از چه ساختاری برخوردار بود؟ کارکردهای آن تا چه اندازه، در تداوم کارکردهای پیشین این منصب بود و تا چه میزان این کارکردها دچار دگرگونی شد؟ فرضیه اصلی نیز به این قرار است: منصب داروغهدر دوره قاجار، ادامه منصبی بود که در ادوار تیموری و صفوی با قدرت سیاسی و مالی و قضایی همراه بود؛ ولی به علت تحولات ناشی از تاثیر تمدن غرب و نیز شیوه حکومتی قاجارها، این منصب در شکل‌های مختلف آن تضعیف و درنهایت، با جایگزینی نهادها و موسسات مدرن انتظامی و دولتی به‌تدریج از عصر مشروطه به بعد  ناپدید شد. پژوهش حاضر براساس روش تحقیق تاریخی، کتابخانه‌ای‌آرشیوی و با مطالعه دقیق تمام منابع دوره قاجار اعم از سفرنامه‌های داخلی و خارجی، اسناد و سایر منابع مکتوب چون آثار ادبی و نشریات تهیه شده است. تاکنون پژوهش مستقلی، در باب تبیین منصب داروغه در دوره قاجار انجام نشده است. تحقیقاتی که خانم لمبتون و ویلم فلور راجع به این منصب انجام داده‌اند حاوی اطلاعات مهمی است؛ اما  تنها تصویری کلی از روند دگرگونی منصب داروغه ارائه می‌دهد. محققان ایرانی نیز در آثار خود، یا به این موضوع توجه نکرده یا به تکرار مباحث نویسندگان و سیاحان خارجی پرداخته‌اند؛ مثلاً در کتاب‌هایی چون تاریخ اجتماعی ایران دوره قاجار، تالیف غلامرضا ورهرام و نهاد دادرسی و نظام قضایی ایران از حکومت افشاریه تا انقلاب مشروطه، تالیف محمد طیبی و...  چنین رویه‌ای دیده می‌شود. اخیراً شهرام یوسفی‌فر و محمد بختیاری مقاله‌ای با عنوان داروغه در دوره صفویه، منتشر کرده‌اند که برعکس مطالب چاپ‌شده ایرانی، با رویه و دید جدیدی توانسته است اطلاعات تازه و منحصربه‌فردی ارائه کند.

 

پیشینه داروغه

واژه داروغه از دوره تیموری تا پایان قاجاریه، جزو مناصب و اصطلاحات رایج در تشکیلات حکومتی ایران بود. با توجه به دگرگونی‌هایی  که در ادوار مختلف، در مفهوم و کار کردهای داروغه روی داده است ارائه تعریفی مشخص و دقیق از داروغه امکان‌پذیر نیست. این واژه در ابتدا و در نزد مغولان، به معنای رئیس و نماینده شخص سلطان یا خان بزرگ در ممالک فتح‌شده بود. در ادوار پس از دوره تیموری و صفوی، جایگاه سیاسی داروغه تضعیف یافت. از این زمان، داروغه به عنوان منصبی حکومتی برگزیده ازسوی حکام مسئولیت امنیت عمومی شهرها و دستگاه دیوانی دولت را برعهده داشت و به ایفای نقش می‌پرداخت. گفتنی است واژه داروغه در بین اقوام مغول و شعبه‌های آن رایج بود؛ اما استفاده از این واژه و رواج آن، در دوره تیموری بود. در منبعی چینی به نام افسانه نهان، اشاره‌هایی بر به کارگیری این واژه و وظایف آن، در بین مغولان شده است؛ براساس‌آن «درسال618ق/1221م، در المالیغ سوای امیر بوقی، داروخچی [داروغچی] مغول، یعنی نماینده رئیس امپراتوری نیز وجود داشت. وظایف داروخچی به این شرح ذکر شده است: سر شماری ساکنان، لشکرگیری از بومیان، سازمان‌دادن ارتباطات پستی، گردآوری و وصول مالیات، رساندن و ایصال خراج و مالیات به دربار» (بارتولد، 1366 : 2/837). طبق این گزارش، وظایف داروغه نوعی اختیارات وسیع مالی و نظامی  بود و داروغه را به عنوان نماینده خان بزرگ، در مناطق فتح شده معرفی می‌کند. نظر به کاربرد برخی واژه‌های مغولی چون یارغو، باسقاق، بیتکچی، یاساق و نویان و... درادبیات دیوانیان و مورخان دوره مغول، اشاره‌نکردن به واژه داروغه قدری تامل‌برانگیز است. اولین اشاره‌ها به واژه داروغه، در دوره تیموری مربوط به سال 781ق، در جریان ذکر وقایع ایام ظهور تیمور در ایران است. چنان‌که در سال781 ق و در جریان فتح خوارزم، اولین بار عنوان داروغه ذکر می‌شود: «... حضرت صاحبقران متعنیان خوارزم را کوچانده امیرشیخ‌علی‌بهادر را در خوارزم داروغه گذاشت» (سمر قندی، 1383: 2/519). اهمیت سیاسی و نظامی منصب داروغه، در دوره تیموری، از آن جهت است که عموماً داروغه‌ها را شخص سلطان یا از بین خاندان سلطان یا از اشراف نظامی انتخاب و منصوب می‌کردند. به نظر می‌رسد در این دوره، داروغه گه‌گاه معنایی معادل با حاکم و نماینده سیاسی شخص سلطان یافت. «... و [ امیرتیمور]  تموک قوچین برادر کبکجی یورتجی را داروغگی یزد داد و لالم قورچی را داروغگی ابرکوه عنایت فرمود» (سمرقندی، ۱۳۸۳: ۲/۶۷۰). تامل در القاب داروغه‌های این دوره، حکایت از آن دارد که آنان بیشتر از میان سپاهیان برگزیده می‌شدند. منصب داروغه در دوره ترکمانان نیز، تداوم وضعیت دوره تیموری بود. ازجمله جهانشاه قره‌قوینلو در جریان فتح خراسان، داروغه‌ای برای شهر هرات تعیین کرد: «... و پیشتر امیر پیرزاده بخاری را که از امرای میرزاسلطان‌محمد بود به داروغگی تعیین نموده به جانب شهر روان فرمود» (سمرقندی، ۱۳۸۳: ۲/۸۲۹). در این جا نیز دارنده منصب داروغه یک نفر از امرا و اشخاص مهم نظامی است که به جهت ماهیت نظامی‌گرایانه حکومت‌های این دوره، جزو معتمدان و خلوتیان دربار و سلطان قرار می‌گیرند. در آغاز قرن دهم هجری، با استقرار دولت صفویه منصب داروغه همچنان قدرت و اقتدار پیشین خود را حفظ کرد. منابع و متون دوره صفوی نام تعدادی از افراد و رجال سیاسی و نظامی را که به سمت داروغگی گمارده شده‌اند ذکر کرده‌اند. (برای اطلاع بیشتر در زمینه نقش و جایگاه داروغه در عصر صفوی ر.ک:یوسفی‌فر و بختیاری، «داروغه در دوره صفویه» مجله تحقیقات تاریخ اجتماعی، ش3، پاییز1390).

 

شکل‌های مختلف منصب داروغه در دوره قاجار

داروغه دفترخانه مبارکه

در دوره قاجاریه همانند دوره صفویه، گروهی از داروغه‌ها در امور دیوانی فعالیت می‌کردند و با عنوان «داروغه دفترخانه مبارکه یا فراشخانه» مسئول رسیدگی به امور و دعواهای دیوانخانه دولتی بودند. آنان همچنین، وظیفه تامین نظم در میان دیوانیان را داشتند؛ علاوه برآن، همانند دوره صفویه او پشت تمام دستورها و رقم‌ها را که در رابطه با انتصابات، تنخواه، تیول‌ها و ... بود مهر می‌زد و با رسیدگی به صورت‌حساب‌ها و مالیات‌های واصله، از ضابطان و مباشران عایدات دولتی بازخواست می‌کرد (تذکره‌الملوک، ۱۳۷۶: ۳۹). همچنین براساس نوشته تاورنیه، داروغه دفترخانه تمام افراد دغلی را که رسیدهای جعلی عرضه کرده یا زیاده‌ستانی می‌کردند تنبیه می‌کرد و گوشمالی می‌داد (لمبتون، 1385: 157). در اوایل دوران قاجار، برخی از دارندگان منصب داروغه دفترخانه همایون از شعرا و ادیبان بودند. چنان‌که در عهد فتحعلی‌شاه قاجار شاعری به نام میرزاسیدمحمد سحاب اصفهانی با تقرب به دربار خاقان صاحب‌قران، مفتخر به «داروغگی دفتر و لقب مجتهدالشعرایی مخصوص شد و وی کسی بود که علاوه بر شاعری بر علم عروض و قافیه و حساب و طب استحضاری تمام داشته و  سال‌ها به مداحی خاقان قاجار همت گماشته تا در سنه 1222 ق» که رحلت کرد (هدایت، 1339: 10/127). یا انتصاب میرزاصادق مروزی، به عنوان داروغه دفترخانه همایون که در عین تبحر در علم حساب، در زمینه شعر و شاعری و نیز تالیفات تاریخی تبحر داشته است. چنان‌که کتابی به نام تاریخ جهان‌گشای مروزی، با نثری متکلف و آمیخته به صنایع ادبی، در ذکر وقایع دوران سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار به رشته نگارش درآورد. منصب وقایع‌نگاری نیز ازجمله مناصبی بود که به عهده مروزی گذاشته شده بود (هدایت، 1380 : 14/8105 ؛ اعتضادالسلطنه، ۱۳۷۰: ۲۷۵). منصب داروغه حداقل تا اواخر دوره ناصری، همچنان در تشکیلات اداری قاجار وجود داشت؛ زیرا براساس اخباری، در سال1291ق/1872م، «میرزامحمدحسین وقایع‌نگار مستوفی و داروغه دفترخانه خاص» شد که قبلاً پدران وی این منصب را داشتند (شرف، محرم1305ق: شماره54). یا اعتمادالسلطنه در کتاب الماثر و الاثار، در ذکر مناصب و مقام‌های مهم دوره ناصری «جزو اداره محاسبات ولایات و نظم دفترخانه مبارکه و تحصیل بقایای حکام از میرزاتقی‌خان، داروغه دفتردار» نام برده است (اعتمادالسلطنه، بی‌تا: 28). به نظر می‌رسد شرط مهم تصدی منصب داروغگی دفتر همایون یا دفترخانه همایونی، آشنایی با رموز نویسندگی و علم حساب بوده است. در منابع و متون عصر قاجار، از این منصب جز آنچه اشاره شد ذکری به میان نیامده است و جزئیات و  وظایف این منصب، براساس توضیحات مناصب و مشاغل عصر صفوی است که علی‍رغم تمایز شیوه کشورداری قاجارها با صفویان، قاجارها از آن استفاده کرده‌اند (تذکره‌الملوک، 1376: 76).

 

داروغه ترکمانان

در دوره قاجار، می‌توان گروهی دیگر از داروغه‌ها را یافت که همانند دوره صفوی و تیموری، در میان ترکمانان بودند. آنان را حکومت نصب می‌کرد تا ضمن جمع‌آوری مالیات و وجوهات دیوانی، از ایلات ترکمن برای اطاعت از دستورات حکومتی مراقبت کنند. البته این منصب از قرار معلوم اختصاص به ایلات و قبایل ترکمان ساکن نواحی استراباد و گرگان داشت و در متون عصر قاجار، در ارتباط با ایلات یا قبایل دیگر داروغه تعیین نشده است. داروغه ترکمانان کسی بود که ازسوی دربار، ضمن عهده‌دارشدن حکومت استرآباد، بر جریان امور دیوانی و مالیاتی ترکمانان یموت و گوکلان در دوره قاجار نظارت می‌کرد. در ابتدای حکومت قاجار، تعیین منصب داروغه ترکمانان همراه با حکومت استرآباد را دربار و شاه انجام می‌داد. در بیشتر منابع دوره قاجار، اشاره‌های فراوانی به منصب داروغه ترکمانان شده است؛ به عنوان نمونه عبدالرزاق دنبلی در اثر خود، اثرسلطانیه در ذکر شورشی «خبر طغیان محمدزمان‌خان قاجار عزالدینلوی، حاکم استرآباد و داروغه ترکمانان» را بیان می‌کند (دنبلی، 1383: 236). یا رضاقلی‌خان هدایت، از مورخان اوایل قاجاری که تا سال 1268ق تحولات و حوادث دوره قاجار را در کتاب فهرس‌التواریخ نگاشته است، در اشاره به شورش یوسف‌خواجه کاشغری، از قتل «میرزاعلی‌نقی‌خان فندرسکی» داروغه گوکلان به دعوت مزورانه او، در سال1228ق/1814م ذکر می‌کند (هدایت، 1373: 365). در عهد ناصری،  براساس گزارش‌های روزنامه وقایع اتفاقیه، از داروغه ترکمانان یاد شده است که در این دوره برخلاف اوایل قاجاریه، حاکم و ایلخانی طوایف گوکلان و یموت داروغه ترکمانان را نصب می‌کردند: «انتظام امور طوایف گوکلان و یموت از حسن مراقبت مقرب‌الخاقان جعفرقلی‌خان ایلخانی که امیر گونه‌خان خواهرزاده خود را در این روزها داروغه طایفه یموت کرده است و به میان طوایف مزبور فرستاده مشغول دادوستد مالیاتی و دیوانی می‌باشد» (وقایع اتفاقیه، 1373: 2/1839).ظاهراً اهمیت استرآباد و نیز مسئله درگیری‌ها و ناآرامی ترکمانان در این منطقه، عاملی بود که از ابتدای دوره قاجار، دربار داروغه‌های این منطقه را با اختیارات حاکم شهر و از میان افراد خاندان قاجار برمی‌گزید. به نظر می‌رسد این دسته از داروغه‌ها، تا تحولات مشروطیت و حتی پس از آن، همچنان وجود داشتند. تنها با ظهور رضاخان و تشکیل ارتش مدرن و سرکوب‌گر، در نواحی ایلی و عشایری وظایف داروغه ترکمانان به ارتش منتقل شد.

 

منصب داروغه شهر

مقایسه داروغه شهر در دوره قاجار با دوره صفوی

داروغه شهر در دوره قاجار، از نظر کارکرد و وظایف، دنباله همان داروغه دوره صفویه بود. البته با این تفاوت که در دوره صفویه، داروغه شهر از اشخاص متنفذ و اشراف درجه یک برگزیده می‌شد؛ درحالی‌که در دوره قاجار این‌گونه نبود. مهم‌ترین وظایف داروغه اصفهان مراقبت از داخل و بیرون شهر و جلوگیری از سرقت و اعمال خلاف شرع و نیز مجازات کسانی بود که مرتکب این‌گونه اعمال می‌شدند (میرزاسمعیا، 1378: 48). تفاوت عمده داروغه شهر عصر صفوی و داروغه دوره قاجار، در حدود اختیارات قضایی و جایگاه خانوادگی متصدیان شغل داروغه شهر بود. داروغه عصر صفوی به علت آنکه زیر نظر دیوان‌بیگی بود، دارای اختیارات قضایی بود و مانند آنچه درباره داروغه اصفهان صدق می‌کرد شکل موروثی داشت و از خانواده‌های اشرافی و سلطنتی انتخاب می‌شد (تذکره‌الملوک، ۱۳۷۸: ۱۵۳). درعین‌حال، داروغه دوره صفوی دارای قدرت سیاسی بود و گاه، در حکم حاکم یک شهر یا ایالت نیز دارای اختیار بود. اما داروغه دوره قاجار، از این لحاظ فاقد قدرت و نفوذ سیاسی بود و از نظر تشکیلاتی نیز، شواهد چندانی در دست نیست که نشان دهد داروغه در این دوره، همانند دوره صفوی تحت‌نظر دیوان‌بیگی و در برابر آن پاسخگو بود؛ بلکه بیشتر به عنوان یک منصب پایین‌رتبه، زیر نظر حاکم یا اجزای او قرار داشت. در دوره قاجار، برای تامین امنیت عمومی جامعه شبکه وسیعی از مناصب حکومتی وجود داشت که داروغه یکی از این عوامل تامین امنیت بود. زیرا در کنار داروغه شهر، سایر مناصب مرتبط به امور شهر چون حاکم و زیردستان وی، دیوان‌بیگی، کلانتران و کدخدایان به امر تامین نظم و امنیت در مراکز شهری مشغول بودند. وظیفه داروغه در حوزه امنیت عمومی، تامین امنیت مردم و تجاوز‌نکردن به طبقات مختلف مردم به همراه سایر عوامل دخیل در تامین امنیت عمومی جامعه بود. گاه بسته به موقعیت هر شهر و مکان و نیز جایگاه سیاسی حاکمان آن، اهمیت جایگاه منصب داروغه در برابر مناصب دیگری چون کلانتر و کدخدا و سایر اجزای دستگاه حکومتی حاکم تغییر می‌کرد. وظایف داروغه و اهمیت اهتمام داروغه، در رعایت شرایط و اصول منصب داروغگی امری بود که در فرمان انتصاب داروغه ذکر می‌شد. در صورت حسن‌معاشرت و رفتار خوب، داروغه را با دادن القاب و عناوینی تشویق می‌کردند. چنان‌که محمدشاه قاجار در سال1252ق/1835م، در فرمانی داروغه دارالخلافه تهران را به علت اهتمام در رعایت حال رعیت و تعدی‌نکردن به مردم تشویق کرده و به لقب خانی مفتخر کرد (سازمان اسناد ملی،1252ق: سند شماره310/295). داروغه شهر در مواجهه با هرگونه بی‌قانونی و خلافکاری مراتب را باید ابتدا به اطلاع حاکم  یا اجزای دارالحکومه می‌رساند؛ همچنین درصورت کشف هرگونه جرم و جنایتی، باید عامل یا عاملان آن را برای رسیدگی و مجازات معمول به نزد حاکم می‌فرستاد. البته در این باره، کدخدایان و روسای محلات شهر به همراه اجزای داروغه موقع شب به گشت‌زنی می‌پرداختند و هرگونه گزارشی را به داروغه می‌دادند. او نیز درصورت مواجهه با اعمال خلاف، مقصر را دستگیر می‌کرد و برای تعیین و اجرای مجازات به حاکم یا اجزای او می سپرد؛ مانند «کشف یک فقره زنا در شهر خوانسار، توسط داروغه و دادن گزارش این عمل خلاف به شاهزاده احمدمیرزا و مجازات آن فرد به دستور حاکم شهر در سال 1268ق/1852م» (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/278). در برخی شهرهای مهم، چون تهران و تبریز داروغه آخرین مرتبه از مقامات مسئول، در رسیدگی به امور عمومی نظم و امنیت بود؛ به عنوان نمونه در سال 1267ق/1851م، در تهران و در ایام لیالی قدر کلانتر و کد خدایان شهر و گزمه‌ها و داروغه مسئولیت مراقبت از مساجد و تکایا و سرگذرها را داشتند (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/155). در تبریز حفظ نظم  و امنیت و رعایت مسائل اخلاقی و شرعی، از وظایف مهمی بود که باید بیگلربیگی و کدخدایان و داروغه شهر، بر آن اهتمام و سعی می‌کردند (وقایع اتفاقیه، ۱۳۷۳:‌ ۳/۲۲۵۸). به نظر می‌رسد در دوره ناصری، در تهران قدرت و نفوذ مناصبی چون وزیر منصوب حاکم و کلانتر و کدخدایان محلات، به مراتب بیشتر و مهم‌تر از منصب داروغه بوده است. نیاوردن نام داروغه، در گزارش‌ها و اخبار منابع و روزنامه‌های این دوره، به‌خصوص در مراسم رسمی دربار را می‌توان علتی براین مدعا دانست. به عنوان مثال، در مراسم عیدقربان سال1274ق/1858م، در تهران قربانی‌کردن شتر «با حضور اشرف والا شاهزاده محمدتقی‌میرزا حکمران دارالخلافه و آمدن مقرب‌الخاقان میرزاموسی وزیر دارالخلافه با ارباب قلم در شهر و عالی‌جاهان کلانتر و کدخدایان و صاحب‌منصبان نظام و خوانین به حضور شاهزاده» انجام گرفت (وقایع اتفاقیه، 1373: 4/2627). از نظر تغییر و تحول منصب داروغه، در مقایسه با ادوار صفوی و تیموری می‌توان گفت که در دوره قاجار به عللی که بیان خواهد شد، جایگاه منصب داروغه با تنزل مواجه شد. درنتیجه، بسیاری از وظایف و اختیارات سیاسی و اقتصادی و حتی قضایی این منصب که در دوره‌های قبلی معمول بود از آن جدا شد. علاوه‌برآن، برخلاف آنچه در ادوار قبلی از نظر پایگاه اجتماعی داروغه‌ها معمول بود و بیشتر داروغه‌ها از میان سران اشراف نظامی و طبقات ممتاز مذهبی یا سیاسی برگزیده می‌شدند، در دوره قاجار معمولاً داروغه‌ها از میان اشخاص گمنام و فاقد پایگاه طبقاتی عالی برگزیده می‌شدند؛ مثلاً در دوره فتحعلی‌شاه قاجار، داروغه شیراز برای مدتی، شخصی از اعیان شهر بارفروش مازندران بود که در طفولیت خود، توجه شاهنشاه عالم را به جلب کرده بود. «در حین مامورنمودن نواب حسینعلی‌میرزا به مملکت فارس و سواحل عمان، این جوان نیک نهاد را در جرگه کارگزاران خاص و خواص صاحب اعتبار آن شاهزاده دریا دل منسلک فرمودند و به منصب داروغگی شهر شیراز سرافراز نمودند» (محمودمیرزا قاجار، 1346: 1/651). گویا این داروغه طبع شعر نیز داشت و «به مناسبت شغل مزبور، تخلص خود را شحنه انتخاب نموده بود». نام اصلی این داروغه شاعرطبع محمدمهدی‌خان بود که در بیتی چنین گوید:

دور از این بیشتر از بزم و صالش مپسند
شحنه را راه به بزم ار ندهی در شکند
                         (محمودمیرزا قاجار، 1346: 1/65)

داروغه شهر با اجزای زیردست خود، نظیر عسس‌ها، میراحداث و میرشب، همراه با گزمه‌ها، علاوه‌بر نظارت بر جریان نظم عمومی شهر به بازار نیز نظارت می‌کردند. کمااینکه در بسیاری اوقات، این کار را سایر مناصب نظیر بیگلربیگی، کلانتر، کدخدای شهر و حتی کارگزاران دیوانی و مالی دستگاه حکومتی حاکم ایالت انجام می‌داند و داروغه‌ها در این مسائل، با این مناصب همکاری و مشارکت می‌کردند.

 

دیدگاه منابع خارجی به منصب داروغه شهر

داروغه هر شهر به علت ارتباط مداوم و مستمر، با اصناف و طبقات مردم، همواره از نظر طرز رفتار و معاشرت با قضاوت‌های عموماً منفی روبه‌رو بود. چنین طرز تلقی از داروغه شهر، بر دیدگاه و تفسیر محققان خارجی و نیز ماموران خارجی واردشده به ایران تاثیر فراوان گذاشت. این افراد بیش از هر شغل و منصب دست‌اندرکار نظم و امنیت جامعه، داروغه شهر و اجزای داروغه‌خانه را موثر می‌دانستند و از دیگر اجزای تامین‌کننده نظم شهر، چون کلانتر و کدخدایان غافل می‌شدند. گاسپار دروویل (معادل لاتین نام) فرانسوی که در دوران فتحعلی‌شاه از ایران دیدن کرده است، درباره عملکرد داروغه شهر در اوایل قاجار، به قدرت و اقتدار فزاینده داروغه‌ها در بازارها و تعدیات فراوان داروغه‌ها به اصناف مردم، به‌خصوص بازاریان و تجار باور داشت. وی معتقد بود که اداره بازار بر عهده داروغه است و در آنجا قضاوت می‌کنند و هر نوع باج و رشوه که بتوانند از کسبه و بازرگانان می‌گیرند بدون اینکه بازخواست شوند (دروویل، ۱۳۷۰: ۷۹). در گزارش دیگری که نتیجه مشاهدات یکی دیگر از سیاحان خارجی دوره ناصری، به نام چارلز جیمز ویلز است، درباره داروغه شهر همانند نمونه قبلی، به سخت‌گیری شدید داروغه، به مظنونان و اخذ انواع رشوه و باج به بهانه‌های مختلف اشاره کرده است. البته، وی یادآور می‌شود که داروغه قفط این‌گونه برخوردها را در مواجهه با دزدان، غارتگران، قماربازان، مستان و زنان فاحشه می‌تواند انجام دهد. در گزارش ویلز ضمن اینکه داروغه به انواع تنبیهات، برای گرفتن اقرار از متهمان مجاز شده است؛ ولی درنهایت اگر شخص متهم نتواند یا نخواهد رشوه و باج را به داروغه بپردازد، در آن صورت، داروغه او را برای رسیدگی قضایی، به شخص حاکم تسلیم می‌کند (ویلز، ۱۳۶۳: ۸۳). نکته جالب در گزارش منابع خارجی این است که آنان در شرح و توصیف داروغه، برای آن اختیارات قضایی و قدرت صدور و اجرای خودسرانه احکام قضایی را قائل شده‌اند ( فلور، 1366: 78).

 

کارکردهای اصلی منصب داروغه شهر

با توجه به محتوای گزارش‌های منابع و متون این عصر، به غیر از داروغه دفترخانه و داروغه ترکمانان که وظایف ویژه و خاصی داشتند و قبلاً به آن‌ها اشاره شد، داروغه شهر مهم‌ترین وظیفه را درجلوگیری از وقوع دزدی و مفاسداجتماعی و کشف اجناس گم‌شده داشت و در کل، حفظ و حراست شهر از هرگونه هرج‌ومرج و رفتارهای خلاف عرف و شرع برعهده وی بود. با توجه به گزارش‌های موجود، به نظر می‌رسد در مسائل مربوط به صدور احکام قضایی و اجرای این احکام، در دوره قاجار عملاً داروغه شهر دارای اختیاراتی نبود؛ بنابراین داروغه شهر معمولاً بعد از کشف هرگونه سرقت یا قتل، عاملان و عوامل آن سرقت یا جنایت را به حاکم شهر یا دیوان‌بیگی معرفی می‌کرد و منتظر صدور حکم می‌ماند. در مواقعی که حاکم یا سایر مناصب عالی‌رتبه‌تر، مبادرت به اجرای حکم می‌کردند داروغه در اجرای حکم دخالت نمی‌کرد؛ برای نمونه زمانی که در اصفهان یک فقره دزدی انجام شد و دزدان دستگیر ‌شدند و رسیدگی به جرایم آنان توسط چراغعلی‌خان، نایب الحکومه، انجام گرفت. تنبیه و مجازات آنان نیز که چوب‌زدن و سپس بریدن دست و پای بود به دستور نایب‌الحکومه انجام شد (وقایع اتفاقیه، ۱۳۷۳: 1/43). یا در حادثه دیگری در زنجان، به سال 1275ق/1859م،، یک اصفهانی تمامی اموال امامزاده سیدابراهیم زنجان که عبارت از گلیم و قندیل‌ها و پوشش صندوق امامزاده بود به سرقت برد؛ اما داروغه دزد مزبور را کشف کرد و او را تحویل چراغعلی‌خان، حاکم زنجان داد که وی نیز، دزد دستگیرشده را مجازات کرد (وقایع اتفاقیه، 1373: 4/2774). در مواقعی نیز اجرای حکم نه توسط داروغه بلکه در پایتخت داروغه انجام می‌شد. مثلاً در مشهد به سال 1272ق/1856م، به دستور حسام‌السلطنه چهار نفری که چند سید را کشته بودند، در پایتخت داروغه قصاص شدند (وقایع اتفاقیه، ۱۳۷۳: ۳/۱۷۰۲).در برخی زمان‌ها، داروغه می‌توانست خاطیان و مقصران را جریمه مالی کند. مثلاً در اصفهان داروغه شهر، هر یک اصناف صباغ را پانصد دینار جریمه کرد؛ چون به علت کوتاهی و اشتباه آنان، طفل شاگرد صباغ از پشت‌بام افتاده و فوت شده بود (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/237).براساس گزارش‌های موجود، در دوره قاجار، در شهرهای مختلف ایران داروغه‌هایی بودند که با تصویب و انتخاب حاکم یا بیگلربیگی شهر و ایالت تعیین می‌شدند. این گروه مسئول حفظ نظم و آرامش شهر، در شب و روز بودند. داروغه شهر همراه با زیردستان خود، می‌بایست وظایف را به نحواحسنت انجام می‌داد تا از بازخواست و عزل و مجازات حاکم شهر یا دیگر مقامات حکومتی به دور می‌ماند. این وظایف به این شرح بود:

 

تامین نظم و امنیت عمومی مراکز تجاری و بازار

در هر شهری، به‌خصوص شهرهای بزرگ و تجاری به علت وجود بازارهای بزرگ، مهم‌ترین بخش از وظیفه داروغه محافظت و نگهبانی از بازارها و مغازه اصناف بود. ازاین‌رو، در برخی متون صحبت از داروغه بازارشده است. ازجمله فلور، داروغه را از نظر حوزه نظارتی محدود به بازار می‌داند و رسیدگی بر صحت اوزان و مقیاس‌ها و نیز نظارت بر اخلاق عمومی در سطح بازار و اخذ و محاسبه مالیات‌های اصناف بازار را جزو وظایف اصلی داروغه، داروغه بازار، ذکر می‌کند (فلور، 1366: 69). درحالی‌که براساس گزارش متون و اسناد دوره قاجار، به داروغه شهر در معنای کلان آن که نظارت کلی بر تمام شهر و اطراف آن بود توجه شده است. داروغه بازار در بیشتر متون مکتوب دوره قاجاری ثبت نشده است و تنها، اعتمادالسلطنه در  المآثر و الآثار، در ذکر اجزا حکومت جلیله دارالخلافه تهران، در اشاره به اداره نظمیه و پلیس دارالخلافه از میرزاحسن‌خان سرهنگ داروغه بازار اسم برده است (اعتماد السلطنه، بی‌تا: 27). به نظر می‌رسد داروغه شهر، همراه با دیگر مشاغل و نهادهای درگیر در کار نظم عمومی، مسئولیت بازار را نیز در کنار سایر وظایف خویش برعهده داشت و در قبال نامنی و دزدی که در بازار روی می‌داد پاسخگو بود. در تبریز به سال 1276ق/1860م، محمدصادق‌بیگ داروغه از دزدی اموال مردم از بام بازارها و تخته‌های مغازه‌ها با کمک چنگگ آگاه شد و دزدان را دستگیر کرد و اموال را بازگرداند (وقایع اتفاقیه، 1373: 4/3016). یا حاکم کرمانشاه، مقرب‌الخاقان اسکندرخان، در سال 1268ق، قسمت دیگری از وظایف داروغه را فرستادن نایب داروغه، به همراه تعدادی گزمه و مستحفظ به بیرون شهر و مراقبت از زوار، در برابر تعدی دزدان و راهزنان بیان کرده است (وقایع اتفاقیه، ۱۳۷۳: ۱/۲۹۱). گشت‌های شبانه داروغه و دستیارانش و نیز دستگیری و بازجویی از اشخاصی که بعد از سه ساعت از شب، در محلات و کوچه‌های شهر تردد می‌کردند از وظایف اصلی و مهم داروغه شهر بود (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/2276). درعین‌حال، مواقعی نیز بود که داروغه در قبال وقوع آتش‌سوزی در شهر، به‌خصوص بازار، مسئول بود و باید برای مهار آتش اقدام می‌کرد. به عنوان نمونه، در سال 1275ق/1859م، گزمه و کشیکچی وقوع آتش‌سوزی در تبریز و در بازار قدیم شهر را به داروغه اطلاع دادند تا برای مهار آن اقدام کند (وقایع اتفاقیه، 1373: 4/3016). یا اهتمام داروغه ساوجبلاغ در اطفاء آتش‌سوزی حجرات کاروانسرای حاجی‌عبدالله (عباسی، 1372: 22). با وجود اشاره منابع خارجی به نقش داروغه در محاسبه و اخذ مالیات اصناف بازار، در منابع عصر قاجار اشاره‌ای به این وظیفه داروغه نشده است.

 

نظارت بر اخلاقیات و شرعیات جامعه

علاوه بر تامین امنیت بازارها و خانه‌های مردم، داروغه گاه وظایف محتسب دوره صفوی را نیز در زمینه مبارزه با فساد و اعمال نامشروع، همچون شرب و زنا و دستگیری فواحش عهده‌دار بود. «... و داروغه فهیم و پخته... در هر شهری مقرر فرمود که منع فسق و فجور و فواحش و دزدی و شلتاق و تعدی نماید» (آصف، ۱۳۵۲: ۳۰۸).احیای دوباره این منصب، باعنوان احتساب آقاسی، در اواسط سلطنت ناصرالدین‌شاه نیز تغییری در این وضعیت ایجاد نکرد. بنابراین، در دوره قاجار نیز حکام و والیان ایالات تاکید شدیدی بر اهتمام داروغگان، در جلوگیری از اعمال خلاف شرع می‌کردند. همانند تاکید شدید حسام‌السلطنه، والی خراسان، در اوایل عهد ناصری بر رعایت امور شرعی و مسئولیت داروغه‌ها در قبال هرگونه شرب خمر و وجود فاحشه در محلات شهر (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/1701). یا دستور حاکم خمسه، چراغعلی‌خان، به داروغه برای خراب‌کردن خانه‌ای که برای فساد و شرب خمر از آن استفاده می‌شد (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/2620). همچنین مجازات مردی به دستور حاکم شهر خوانسار که متهم به زنابود و داروغه او را شناسایی و دستگیر کرده بود (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/291).در گزارش‌های خفیه‌نویسان انگلیس از جنوب ایران، در سال1310ق/1893م گزارشی از شیراز درخصوص سعی داروغه شهر برای ممانعت از قماربازی و دستگیری قماربازان ثبت شده است که البته به مقاومت قماربازان و درگیری بین آنان و مامور داروغه منجرشده است و درنهایت، این درگیری به قتل مامور داروغه انجامید ( سعیدی سیرجانی، 420:1362).

 

کشف اموال گمشده و دستگیری متهمان به سرقت و جنایت

در بیشتر مواقع، کار داروغه شهر علاوه بر ممانعت از فعالیت دزدان و متجاوزان به نوامیس مردم، کشف اموال و اشیاء گمشده و نیز شناسایی و دستگیری سارقان و قاتلان بود. درصورت بروز هرگونه سرقتی، داروغه مسئول یافتن اموال مسروقه و استرداد آن به صاحبانشان بود. داروغه شهر همراه سایر مناصب و نهادهای مسئول، در برابر هرگونه سرقت و دزدی مسئول بودند و می‌بایست پس از وقوع دزدی، دزد را دستگیر کرده و به حاکم شهر یا ایالت تحویل می‌دادند. در غیر این صورت، خود باید جریمه مال دزدیده‌شده را نقدی می‌پرداختند. البته درصورت کشف مال دزدیده‌شده، داروغه سهمی به عنوان حق‌الکشف دریافت می‌کرد. مثلاً در روزنامه وقایع اتفاقیه در ذکر اخبار شهر گلپایگان، گزارشی از وقوع دزدی از دکان شخصی یهودی به نام خدادداد عطار آمده است که پس از آگاهی محمدابراهیم‌خان، حاکم شهر، وی داروغه و گماشتگان بازار را ملزم به کشف دزد و مال دزدیده‌شده در مدت ده روز کرد. حاکم شهر داروغه را تهدید کرد که در غیر این صورت، خود باید جریمه اموال دزدی را بپردازد (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/2124).یا در حادثه مشابهی، در ارومیه سرقتی از دکان ملاجعفر بزاز شد که والی ارومیه، اکبرمیرزا، داروغه را موظف کرد که تا ده روز سارق را پیدا کند و در غیر این صورت، خود جریمه مال مسروقه را بپردازد (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/2568). روزنامه مسافرت هرات از وقوع یک فقره دزدی و مسئولیت داروغه شهر سبزوار، در برابرآن این‌گونه یاد می‌کند: «شخصی زوار مازندرانی آمد عرض کرد به حاکم که در بیرون شهر دیگ مرا شام پخته بودند، دیگ را با شام پخته دزدیدند. مصطفی‌قلی‌خان، حاکم، فرستاد داروغه را آوردند و گفت برو در بیرون شهر دیگ این شخص را پیدا نموده بده. داروغه رفت و می‌گفت تفحص بسیار کرده‌ام پیدا نشد، و داروغه چهارهزار دینار پول دیگ را به آن شخص داده روانه نمود او را و قبض گرفت آورد» (روشنی زعفرانی، ۱۳۷۴: ۶۲).

 

تامین امنیت ایرانیان غیرمسلمان

در دوره قاجار، نظارت و رسیدگی به امورغیرمسلمانان در بعضی از شهرها، نیز جزو اختیارات داروغه‌ای بود که اغلب به شکل اختصاصی و به عنوان ضابط آنان عمل می‌کرد. وی جدای داروغه شهر بود. البته نظارت داروغه‌ها بر این گروه‌های دینی غیرمسلمان، به علت تندروی‌ها و اجحافات اعمال‌شده ازسوی داروغه، همواره خالی از اعتراض و شکایت نبود. به عنوان مثال، در شیراز به سال1313ق/1896م، گروه‌های یهودی شهر تحت‌نظر داروغه‌ای بودند که همواره با تعدی و اجحاف با آن‌ها برخورد می‌کرد. همین امر موجب شکایت یهودیان از وی شد و به دستور صدراعظم، داروغه از عنوان ضابطی طایفه یهود برکنار شد (سعیدی سیرجانی، 1362: 495).در بعضی مواقع نیز، حمایت و سرپرستی اتباع غیرمسلمان از وظایف داروغه شهر بود. مثلاً به سال1273ق/1856م، در هرات که هنوز در اختیار حسام‌السلطنه، والی خراسان، بود داروغه شهر موظف بود ضمن‌دادن اجازه به جماعت هندو، در سوزاندن میت به روش معمول خود، با فرستادن چند نفر همراه از هرگونه مزاحمت برای آنان جلوگیری کند (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/2085).

 

نمونه‌های عزل یا مجازات داروغه شهر

در دوره قاجار، کسانی که داروغه شهر بودند ممکن بود به علل متعددی، شغل و مقام خود را از دست بدهند. البته برکناری و عزل داروغه شهر، از اختیارات حاکم شهر یا جانشین او در اداره امور شهر، همچون بیگلربیگی یا پیشکار بود. منابع دوره قاجار عزل داروغه را در مواقعی چون سوءاستفاده از قدرت، زورگویی، همکاری و مشارکت با مجرمان در ارتکاب جرایم مختلف، قتل و... بیان کرده‌اند. البته این برکناری همراه با مجازات و محکومیت نیز بود. درواقع، در این دوره، مردم و گروه‌های مختلف جامعه می‌توانستند درصورت مواجهه با تعدیات داروغه، به‌نوعی شکایت و نارضایتی خود را به دولت ابراز کنند و در انتظار رسیدگی باشند. مقام‌های بالادستی همچون، حاکم و وزیرحاکم و بیگلربیگی می‌توانستند در صورت اثبات جرم داروغه، وی را عزل یا مجازات کنند. در دوره قاجار نمونه‌های متعددی را می‌توان یافت که در آن داروغه شهر به علل متعدد، ازجمله زورگویی و ظلم و ستم با شکایت و دادخواهی اهالی مواجه و در پی گزارش خلاف‌کاری‌های وی از منصب خود عزل و حتی به مجازات‌های سنگینی نیز محکوم شده است. براساس متن یکی از اسناد دوره قاجار، در همدان به سال1281ق/1864م، کسبه بازار به علت تعدی و اجحاف داروغه شهر به آن‌ها، بازار را تعطیل کردند و در خانه آقا میرزاابوتراب بست نشستند و شکایت علیه داروغه را نزد حاکم بردند (سازمان اسناد ملی ایران،1281ق: ش 931 /295). یا در سند دیگری از آذربایجان، امیرنظام گروسی در نامه‌ای درخصوص لزوم تغییر داروغه، به علت شکایت اهالی این چنین می‌نویسد: «مدتی است که از همه اطراف اعم از علمای عظام، داعیان تجار و مطلق کسبه بازار از وضع محمدعلی‌خان داروغه شکایت می‌نمایند. چون با این شکایت عمومی بقای داروغگی بیش از این انقضاء شده است موکداً می‌نویسم که بدون تاخیر کسی دیگر را که در این شغل باشد و مناسب بدانید معین کرده اطلاع بدهید که به داروغگی شهر منصوب شود» (سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۰۷ق: ش 10849/296).در عهد ناصری،‌شاه برای جلوگیری از اقدامات خلاف داروغه‌ها فرمانی به شرح زیر صادر کرد:

«سابقاً در بعضی شهرهای ممالک محروسه ایران پاره اشخاص با اجازت داروغه‌ها در آنجاها قمارخانه نگاه می‌داشتند و مرتکب قبایح و اعمال بد می‌شدند و داروغه‌ها از این اشخاص رسم توجیه وجهی گرفته اذن افعال ناشایست می‌دادند. چون این معنی خلاف رای اعلیحضرت پادشاهی و امنای دولت علیه است لهذا حسب‌الحکم مقرر فرمودند که در این روزنامه‌ها به ممالک محروسه اعلام شود که بعد از این داروغه‌ها و غیره از چنین جای‌ها به‌هیچ‌وجه مطالبه پول ننمایند و این اعمال به کلی منع و موقوف باشد» (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/277). در شیراز به نمونه‌هایی برمی‌خوریم که در آن داروغه خود، مرتکب قتل شده یا در انجام سرقت با سارقان همدستی کرده است (سعیدی سیرجانی، 1362: 464). در دوره قاجار، اگر داروغه شهر در انجام مسئولیت خویش کوتاهی کرده یا از موقعیت و قدرت خود، سواستفاده می‌کرد و این کوتاهی را فردی که به او ستم‌شده بود گزارش می‌داد حاکم شهر یا بیگلربیگی شهر، داروغه را از شغل خود معزول و در مواقع قصور و بی‌لیاقتی، در انجام وظایف محوله به حبس محکوم می‌کرد. به عنوان نمونه، طبق سندی از اسناد دوره قاجار داروغه تربت علیه یک زن تعدی و از مقام خود، سوءاستفاده کرد که در پی گزارش به تهران و دخالت صدراعظم حاکم خراسان، رکن‌الدوله، موظف به بازداشت داروغه و فرستادن او به دارالخلافه شد (سازمان اسناد ملی ایران، 1295ق: ش295006855). در نمونه دیگری درسال1269ق /1852م، داروغه دارالخلافه تهران به علت بی‌اهتمامی در نظم گزمه‌های شهر و محافظت از مغازه‌های بازار و غیره معزول شد و به دستور شاهزاده اردشیرمیرزا عالی‌شانان عبدالعظیم‌بیگ و محمدجعفربیگ عهده‌دار داروغگی پایتخت شدند (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/739).در برخی مواقع اخذ وجوه غیرقانونی، موجب عزل داروغه از مقام خود می‌شد. تنبیه و معزول‌شدن داروغه شاهرود، به دستور حاکم شهر و به علت زورگویی و اخذ مبالغ خلاف حساب از چند نفر بی‌تقصیر بود (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/1716).در زمان‌هایی داروغه به علت همدستی با اشرار و سارقان از مقام خود معزول می‌شد؛ همانند داروغه استرآباد که میرزااسمعیل‌خان، پیشکار استرآباد، او را معزول کرد (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/1878).در مواقعی نیز، خود داروغه عامل سرقت بود: «سیدی قدری جنس از همدان آورده، کاسبی می‌کرد. شب دکان او را بریده‌اند معلوم شد کار داروغه است» (عباسی،1372: 54). درصورت بدرفتاری و اجحاف در حق پیروان غیرمسلمان نیز، داروغه شغل خود را از دست می‌داد یا دچار توبیخ و اخطار می‌شد: «میرزاعباس داروغه که ظلم و تعدی به طایفه یهود می‌نمود او را بیگلربیگی معزول کرد، حسینعلی‌بیگ نامی را از گماشتگان خود را ضابط طایفه یهود نموده است» (سعیدی سیرجانی، 1362: 165). در کرمانشاه داروغه شهر به علت دسیسه‌چینی و استشهاد دروغین، تنبیه شد و شغل خود را از دست داد (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/652).در مواقعی نیز داروغه به علت سستی در نگهداری مجرمان و سارقان که به فرار آنان از زندان منجر می‌شد یا به علت ناتوانی در یافتن سارق و مجرم، به دستور حاکم یا بیگلربیگی به مجازات‌هایی چون زندانی‌شدن و پرداخت جریمه و چوب‌خوردن محکوم می‌شد. مثلاً در سال1304ق/۱۸۸۷م و در شیراز، به علت فرار یکی از مجرمان از زندان، به دستور صاحب دیوان داروغه را چوب زده بودند (سعیدی سیرجانی، 1362: 294). همچنین باز در شیراز به سال1291ق/1874م، شاهد حبس داروغه شهر به علت دزدی اموال مردم و ناتوانی داروغه در کنترل شهر از دست سارقان هستیم که این حبس، به دستور حاکم شهر انجام گرفت (سعیدی سیرجانی، 1362: 46 و53).شکی نیست که همانند مشاغل و مناصب دیگر، در دوره قاجار به علت ضعف سیستم نظارتی و قضایی و از همه مهم‌تر به علت ماهیت خودکامگی و استبدادی که بر روح تمامی دارندگان مناصب و مشاغل حکومتی حاکم بود، امکان سوءاستفاده داروغه‌ها و ارتکاب آنان به جرایمی همانند فساد و ارتشاء فراهم بود. بازگویی این نمونه از مجازات‌های داروغه‌ها نشان‌دهنده این واقعیت است که در ایران عصر قاجار با وجود موانع و محدودیت‌هایی که در راه اداره صحیح و سالم دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی وجود داشت، باز به علل متعدد، اندک توجه و اهمیتی به برقراری عدالت و رفع ظلم و ستم از مردم عادی وجود داشت.

 

 چگونگی نصب داروغه شهر در دوره قاجار

به نظر می‌رسد که یکی از علل تنزل و کاهش موقعیت داروغه شهر در دوره قاجار، مربوط به چگونگی نصب و انتخاب داروغه بود. در دوره قاجار موضوعی به نام فروش مناصب و مشاغل حکومتی وجود داشت و در بیشتر مواقع، مناصب حکومتی به‌صورت اجاره به متقاضیان واگذار می‌شد؛ بنابراین منصب داروغه نیز از این قاعده مستثنی نبود و براساس شواهد مختلف، شغل داروغگی نیز مانند «همه شعبات کارها به اجاره» بود (مراغه‌ای، 1353: 134). به عبارت دیگر، این منصب را به عنوان شغلی، به متقاضیان برای اجاره عرضه می‌کردند و هر کس بیشترین رقم و مبلغ را پیشنهاد می‌کرد برنده این مناقصه بود. ابراهیم‌بیگ در سفرنامه خود، درباره این نحوه تعیین داروغه در دوره ناصری، از قول یکی از ساکنان اردبیل می‎نویسد: «... به جان عزیزت فردا هر کس در اردبیل یکصد تومان به وجه اجاره افزود، او پس‌فردا داروغه است» (مراغه‌ای، 1353: 134). از طرف دیگر، چنین وضعیتی در نحوه نصب داروغه شهرها، راه را برای تعدیات و زورگویی بیشتر دارندگان این منصب باز می‌کرد. چنان‌که گزارش‌های پراکنده و بسیاری، از این‌گونه تعدیات داروغه‌ها در دست است که به نمونه‌هایی از آن در مطالب قبلی اشاره کرده‌ایم.

 

 

ویژگی‌های ساختاری منصب داروغه

ساختار اداری

داروغه از نظر ساختاری منصبی بود که در دوره قاجار، در چارچوب ساختار انتظامی و قضایی، در زنجیره‌ای از مشاغل و مناصب حکومتی قرار داشت. وظیفه داروغه یا رسیدگی به مقوله نظم و امنیت در جامعه بود (داروغه شهر) یا در درون دستگاه دیوانی، علاوه بر نظم، به پاره‌ای مسائل مالی نیز رسیدگی می‌کرد (داروغه دفترخانه). به علت ماهیت عمومی و فراگیری که داروغه شهر، در زمینه برخورد با طبقات و اصناف مختلف مردم داشت، این نوع منصب داروغه بیشتر از سایر مناصب، چون داروغه دفترخانه و داروغه ایلات، قضاوت‌های ضد و نقیضی به همراه داشت. ازاین‌رو، در بررسی حاضر بیشتر، به این نوع از منصب داروغه توجه و دقت می‌کنیم. در دوره قاجار، منصب داروغه به علت اهمیتی که در تامین نظم عمومی جامعه داشت نقش فراوانی، در امر نظم‌دهی جامعه ایفا می‌کرد. این در حالی بود که مناصب دیگری، همچون کلانتر و کدخدا نیز مسئول نظم عمومی بودند. بنابراین در دوره قاجار، همواره شغل داروغگی به دقت تحت‌نظارت و کنترل مناصب بالادستی چون حاکم و بیگلربیگی و پیشکارحاکم بود. هدف از این نظارت آن بود که ضمن حمایت از داروغه در برابر تعدی‌ها، از فعالیت‌های شرورانه  متصدیان منصب داروغگی، تا حد امکان جلوگیری شود. به همین علت در مواقعی، مقامات بلندپایه‌ای چون صدراعظم نیز، در جریان اخبار و گزارش‌های داروغه قرار می‌گرفت. در گزارشی که روزنامه وقایع اتفاقیه درباره اخبار دارالعباده یزد، در سال 1269 ق/1853م، آورده تعدی و ظلم داروغه، با دخالت صدراعظم مواجه می‌شود : «بی‌اعتدالی داروغه یزد و بعض صادرات که معمول نبود نسبت به کسبه و اصناف آنجا حواله نموده، مراتب در ضمن روزنامه یزد به عرض جناب مجدت و جلالت نصاب صدراعظم رسیده، به امیرالامرا العظام مقرب‌الخاقان سردار حکمران یزد و کرمان و همچنین به عالیجاه میرزامطلب نایب‌الحکومه یزد نوشتند که به مقام رفع بی‌حسابی او برآیند و... » (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/608). همچنین از جریان تعدی به داروغه یزد نیز صدراعظم وقت، امین‌السلطان، اطلاع یافت و برای رسیدگی به این امر و مجازات متجاوزان به داروغه، برای حاکم اصفهان، ظل‌السلطان، دستور اکید صادر کرد (سازمان اسناد ملی، 1305 ق: ش6365/295). در دوره قاجار، داروغه منصبی بود که همراه با مناصب دیگری، همچون کلانتر و کدخدا تحت‌نظارت حاکم هر شهر و ایالت بود. حاکم و همکاران وی، بر نحوه انجام وظایف داروغه نظارت می‌کردند و همچنین، برای عزل و نصب داروغه اختیار داشتند. در حوادث سال 1272ق/1856م و در کاشان، به علت افزایش سرقت از خانه‌های مردم، با شکایت و عارض‌شدن مردم به حکمران اصفهان وی داروغه و کدخدایان کاشان را «قدغن اکید می‌نماید که حتماً دزد را بدست بیاورند» (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/1840). همچنان که نصب و تعیین داروغه نیز، به دستور حاکم انجام می‌شد؛ در جریان عزل داروغه تهران «از قرار رقم نواب مستطاب شاهزاده والا تبار اردشیرمیرزا حکمران دارالخلافه تهران و توابع، شغل داروغگی دارالخلافه تهران را به عهده عالی‌شانان عبدالعظیم‌بیگ و محمدجعفربیگ... واگذار نمودند...» (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/749).

 

ساختار مالی

از نظر مالی در دوره قاجار، منصب داروغه به علت برخورداری از عایدات فراوان، منصب پردرآمد و سودآوری بود؛ ازاین‌رو، افراد مختلف، همواره برای تصدی این منصب پیش‌کش‌هایی برای حاکم و اعضای دربار سلطنتی می‌فرستادند. شکی نیست که دادن این پیش‌کش‏ها، در ازای درآمدهای سرشاری بود که متصدی این منصب می‏توانست به‌صورت رشوه و هدایای غیرقانونی، برای خود فراهم آورد. درکل، عایدات و درآمدهای منصب داروغهازطرق زیر کسب می‌شد:

 

 درآمدهای مشروع و قانونی

 که ازطریق هدایا و حق‌الکشف‌هایی که گروه‌های مختلف اصناف و طبقات مردم به او می‌پرداختند، به دست می‌آمد. در دوره قاجار، رسم براین بود که داروغه درصورت کشف مال دزدی یا گمشده، مبلغی به عنوان انعام یا حق‌الکشف دریافت می‌کرد. به تناسب افزایش ناامنی و سرقت، بر عایدات داروغه نیز افزوده می‌شد و برعکس آن نیز که به‌ندرت، اتفاق می‌افتاد امکان‌پذیر بود. مثلاً در گزارشی از کرمانشاه، در سال 1268ق/1852م، آمده است که در اثر اقدامات مهم شاهزاده امام‌قلی‌میرزا در نظم و نسق امور آنجا و امنیت ناشی از آن، داروغه آنجا از شغل خود استعفا داد و علت آن را این‌گونه بیان کرد که امنیت شهر به‌حدی است که در این مدت، عمل خلافی از احدی سر نزده و دیناری از جاهایی که ماخوذی داروغه‌خانه است، نرسیده است؛ ازاین‌رو، از عهده وجه اجاره داروغه‌خانه برنمی‌آییم (وقایع اتفاقیه، 1373: 1/422).

 

درآمدهای نامشروع

گاه داروغه‌ها ازطریق رشوه و باج‌ستانی از مراکز فساد و افراد خاطی، می‌توانستند هرچند نامشروع، برای خود درآمدهای کلانی کسب کنند. همچنین داروغه ازطریق ابزار تهدید و سوءاستفاده از موقعیت خود، می‌توانست مبالغی به زور و تعدی از مردم دریافت کند. ازجمله در سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ نمونه جالبی از تعدی داروغه، از زبان اهالی یکی از شهرها ارائه شده است. این شهروند در پاسخ این سئوال که داروغه وجه اجاره را از کجا تامین می‌کند؟ توضیح می‌دهد که داروغه از هر دکان ماهی یک قران، به نام  اجرت عسس، می‌گیرد. ولی چون از آن عاید چندانی حاصل نمی‌شود، طرفین دعوا و تاجرزادگان را به تهمت «جنده‌بازی و عرق‌خوری» گرفته و از هر یک چهل یا پنجاه تومان به عنوان جریمه اخذ می‌کند. غالباً گرفتن پول، همراه با خشونت و شکنجه است (مراغه‌ای، 1353: 134). اعتصام‌الملک، نایب اول وزارت امورخارجه، در سفرنامه خود به تعرض و تعدی داروغه، در گرفتن وجوهات اضافه در طبس اشاره کرده است (اعتصام‌الملک، 1351: 249).وجود چنین مداخل غیررسمی و غیرقانونی، موجب ازدیاد متقاضیان منصب داروغه از هر صنف و طبقه‌ای می‌شد. به نوشته دروویل در ارومیه، برای تصدی این منصب، شخصی مبلغ ده هزار تومان پرداخت کرده بود (دروویل، 1370: 79).

 

ساختار تشکیلاتی

از محتوای گزارش‌های منابع دوره قاجار، به نظر می‌رسد که منصب داروغه شهر در بیشتر شهرها و ایالت‌ها از نظر تشکیلاتی، شامل تقسیم‌بندی زیر بود:

1. داروغه؛

2. نایب داروغه؛

3. اجزای داروغه‌خانه که شامل گزمه‌ها و عسس‌ها و میرشب می‌شد؛

4.داروغه‌خانه که داروغه شهر و اجزای منصب داروغگی، ‌در آنجا اقامت داشتند و از این محل، به ماموریت اعزام می‌شدند؛ همچنین مجرمان و تبهکاران را برای بازجویی اولیه به آنجا می‌آوردند. البته در راس این تشکیلات، حاکم یا اجزای دستگاه حکومتی و دیوانسالاری قرار داشتند و داروغه را زیرنظر می‌گرفتند. در این تقسیم‌بندی، داروغه به عنوان مقام عالی بود که در صورت نبودن وی، جانشین او که شاگرد داروغه و نایب داروغه نامیده می‌شد امر رسیدگی به مسائل عمومی مربوط به نظم و جرایم را انجام می‌داد. مثلاً اقدام نایب داروغه در سال1273ق/1856م و در کرمانشاه، در زمینه دستگیری عوامل سرقت از یک کاروانسرا؛ همچنین نقش شاگرد داروغه‌ها، در سال1273ق/1856م و در شهر هرات، برای تامین امنیت بازارها در شب (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/2019 و 2072). در بعضی منابع،از محل استقرار داروغه به عنوان پایتخت داروغه نام برده شده است و در برخی منابع دیگر، داروغه‌خانه. همانند گزارش روزنامه وقایع اتفاقیه از کرمانشاه، درباره کم‌شدن عایدات داروغه‌خانه به علت وفور امنیت که در سطور قبلی اشاره شد. در برخی ایالت‌ها، نظیر خراسان، از محل اقامت داروغه با اصطلاح پایتخت داروغه یاد شده است که گاه، محل اجرای مجازات مجرمان نیز بود. «در ذکر اخبار خراسان در سال1274ق... مقرب‌الخاقان قوام‌الدوله... قدغن اکید نموده او را آورده در پایتخت داروغه که محل عبورومرور عامه است قصاص نموده به سزای خود رسانیدند» (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/2458).یا در سال 1273ق/1856م، باز در خراسان، به دستور حسام‌السلطنه مقرب‌الخاقان قوام‌الدوله قاتلان چند نفر از سادات را که چهار نفر بودند در پایتخت داروغه به قصاص رسانند (وقایع اتفاقیه، 1373: 3/1702).ظاهراً اصطلاح پایتخت داروغه، اصطلاحی بوده که فقط در خراسان و شهرهای آن رایج بود.

 

تنزل موقعیت منصب داروغه در دوره قاجار

منصب داروغه در دوره قاجار، از نظر تامین امنیت و نظم عمومی، همچنان از مناصب مهم دولتی به شمار می‌رفت؛ اما داروغه دوره قاجار، به علل متعدد، از اهمیت و منزلت پیشین در دوره صفوی به‌تدریج فاصله گرفت و به سطح نازلی تنزل یافت. در دوره قاجار، دو عامل اصلی باعث شد منصب داروغه با وجود نقشی که در تامین نظم عمومی ایفا می‌کرد از جایگاه مهمی برخوردار نباشد:

 

شیوه حکومت قاجارها

 پادشاهان قاجار حکومت ایالات و شهرها را به شاهزادگان خود، می‌سپردند؛ پس جایی برای حضور سایرین، در قالب مناصب حکومتی، به عنوان حاکم سیاسی ایالات باقی نمی‌ماند. در چنین وضعیتی، داروغه یکی از مناصبی بود که بیشترین تنزل را از نظر منزلت و موقعیت متحمل شد؛‌ زیرا این منصب در ادوار پیشین، به‌خصوص در دوره صفوی و تیموری، آنچنان اهمیت و منزلت داشت که گاه داروغه، به معنای حاکم سیاسی یک شهر یا ایالت به کار می‌رفت. بنابراین تحول در شیوه حکومتی قاجارها و احیای شیوه حکومتی سلجوقیان، در سپردن حکومت ایالات و شهرها به شاهزادگان و اعضای خاندان سلطنتی، یکی از عوامل مهمی بود که موجب شد منصب داروغه، در معنای داروغه شهر، منحصر به وظایف و مسئولیت‌های انتظامی شده و ازهرگونه اقتدار سیاسی پیشین تهی شود.

تاسیس نهادهای انتظامی و قضایی جدید غربی

در دوره قاجار به‌خصوص از مان سلطنت ناصرالدین‌شاه، تعاملات گسترده فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، میان ایران و اروپا شتاب گرفت. تحت‌تاثیر چنین روندی، بعضی از نهادها و سازمان‌های نظامی و انتظامی اروپایی اجازه ورود به جامعه ایران پیدا کردند. با ورود سازمان‌های نظامی جدید، مناصب و نهادهای سنتی و کهن ایرانی همانند داروغه و کلانتر و کدخدا تنزل یافت و کم‌اهمیت‌شد. نیروی پلیس یکی از این نهادها بود و کاربرد انتظامی داشت. ناصرالدین‌شاه در سفر دوم خود به فرنگ، به اصلاح امور نظمیه براساس شیوه اروپایی و تاسیس نیروی جدید پلیس، همانند کشورهای اروپایی علاقه‌مند شد. پس دستور استخدام یک نفر افسر ایتالیایی، برای ایجاد نیروی مزبور را صادر کرد. این افسر ایتالیایی کنت آنتوان دومونت فرت (معادل لاتین نام) نام داشت که دستور شاه و با لقب نظم‌الملکی و امتیاز امیر تومانی، مامور تشکیل نیروی پلیس شد (اعتمادالسلطنه، بی‌تا: 120). با تشکیل نیروی پلیس، قدرت و اختیارات داروغه شهر تحت‌الشعاع قدرت این نیروی نظامی جدید غربی قرارگرفت. اداره نظمیه و پلیس دارالخلافه مجموعه جدیدی بود که از نظر تشکیلاتی جزو اجزای حکمت جلیله دارالخلافه تهران بود. براساس نوشته‌های اعتمادالسلطنه، در اواخر عهد ناصری میرزاحسن‌خان سرهنگ، داروغه بازار، در راس اداره نظمیه پایتخت بود (اعتمادالسلطنه، بی‌تا: 27). در سال‌های 1303 تا 1305ق/1884 تا 1886م، در گزارش‌های نظمیه از محلات تهران، از حضور داروغه در رسیدگی و کشف جرایم و حوادث دارالخلافه زیر نظر اداره نظمیه یا پلیس دیده صحبت شده است. «به داروغه اطلاع می‌دهند که حاجی‌ابراهیم نام را دو روز است چند نفر در شیره‌پزخانه نزدیک چهارسوق برده، حبس کرده‌اند و کتک زده‌اند. داروغه فرستاده مشارالیه را آورده معلوم می‌شود که علی‌آقا نام سرباز با حسین و ملاعلی‌اکبر نطنزی با هم [برای] این که مشارالیه برای دستبرد به شیره‌پزخانه رفته است کتک زیاد به او زده به‌طوری‌که آثار صدمه در بدن اوست و دو روز هم حبسش نمودند. اجزای چارسوق حسین و ملاعلی‌اکبر را دستگیر کرده به اداره آوردند با راپورت واقعه نزد جناب وزیر نظام فرستاده شدند که تنبیه سخت بشوند» (شیخ‌رضایی، 1377: 1/287).در اواخر دوره ناصری، با پیدایش نهادهای انتظامی جدید همچون نیروی پلیس، مرتبه نازل داروغه آنچنان بود که گاه و در شهرها مختلف، داروغه را تحقیر کرده و به او توهین می‌کردند و حتی ضرب‌وشتم می‌دادند. برای نمونه، می‌توان به ضرب‌وشتم و تحقیر داروغه در شیراز و زنجان و یزد اشاره کرد.در سال1307ق/1890م، در زنجان داروغه از چند نفر «بالابانچی که در شهر کاسبی داشتند» شیرینی خواسته بود و آن‌ها شیرینی را نداده و با داروغه نزاع کرده و او و اتباعش را کتک زده بودند (عباسی، 1372: 18).از در شیراز نیز نظیر چنین بگومگویی با داروغه و ضرب‌وشتم او گزارش شده است (سعیدی سیرجانی، 1362: 429 و 479). گاه، این تحقیر و ضرب‌وشتم داروغه‌ها با مداخله مقام صدارت مواجه می‌شد و صدراعظم وقت قاجار، حکم رسیدگی سریع به این قبیل امور را می‌داد. نظیر آنچه در سطور پیشین، درباره داروغه یزد ذکر شد،. البته شاید علت عمده این قبیل برخورد طبقات مختلف مردم با داروغه، سخت‌گیری شدید داروغه یا سوءاستفاده او از موقعیت خود، برای پرکردن جیب بود.

 منصب داروغه و انعکاس آن در آثار ادبی دوره قاجار

هنر و ادبیات از مظاهر مهم تجلی و انعکاس ویژگی‌ها و ساختار اجتماعی هر جامعه است. پس در ایران دوره قاجار نیز، داروغه شهر و فعالیت‌های او در حوزه اجتماعی، در ادبیات منعکس شد. با وجود این در بررسی بیشتر منابع ادبی این دوره، اعم از دیوان اشعار و آثار منثور ادبی، از واژه داروغه در معانی کاربردی و صنایع ادبی اثری نیست. اما از مشاغل پایین‌دست و تابع منصب داروغه، همچون عسس و محتسب و کدخدا بسیار یاد شده است. دراین‌میان، گاه برای اشاره به دارنده منصب داروغه از واژه شحنه نیز استفاده شده است. مثلاً همچنان‌که پیشتر گفته شد، محمدمهدی‌خان داروغه شیراز که در اوایل سلطنت فتحعلی‌شاه  به این منصب منصوب شده بود، شاعر بود و در اشعار خود، به مناسبت شغلش از تخلص شحنه استفاده می‌کرد. به نظر می‌رسد در افواه عامیانه مردم آن زمان، هنوز تفاوتی بین داروغه و شحنه وجود نداشت و هر دو از نظر کارکردی، ماهیت یکسانی را یادآور بودند. محمودمیرزا قاجار از اشعار شاعری شیرازی به نام آقا‌حسینعلی، معروف به محروم، منتخباتی آورده است که در ابیاتی از این اشعار، واژه‌های عسس و شحنه به کار رفته است:

نیست هرگز برهنه پایان را
غمی از شحنه بیمی از عسسی
شب آدینه و من مست و صراحی در دست
واه بر من اگر از ره عسسی برخیزد
                 (محمودمیرزا قاجار، 1376: 536 و470).

در اشعار شاعران دیگر نیز ذکری ازداروغه نیست؛ ولی از مشتقات منصب داروغگی، همچون عسس استفاده‌های فراوانی شده است. درعین‌حال، منظور شاعر از کاربرد چنین واژه‌هایی نیز به مناسبت کارکرد این مشاغل در برخورد با سارقان و بیم و وحشتی است که عامه از این مناصب، به علت رفتارها و عملکردهای زورگویانه دارند. قاآنی، شاعر برجسته و معروف دوره فتحلی‌شاه تا زمان ناصرالدین‌شاه، دراشعار خود به مناسبت‌هایی از واژه عسس استفاده کرده است که به نوعی یادآور وظیفه و ماهیت این شغل است:

کز ره نفس گسیخته آمد یکی ز در
چو دزد چابکی که کند از عسس فرار
 و آن زاهدک از طعنه اوباش خلایق
چون دزد عسس دیده به کنجی نزند دم
(قاآنی، 1380: 392 و 534).

 ادیب‌الممالک فراهانی، از شعرای اواخر دوره ناصری تا پایان دوره قاجار، در نقل مثنوی ابوالقاسم طنبورزن، به ماهیت کار اجزای منصب داروغگی و از همه مهم‌تر خشونت و شکنجه آنان در گرفتن اقرار از متهمان اشاره می‌کند:

بانک و فریاد برآورد و نفیر
کای عسس دزد شریر است بگیر
زین هیاهو عسس و شحنه ز کوی
گرد گشتند بدور سر او
محتسب گفت به سالار عسس
ببر این دزد دنی در محبس
سنگ بر ... آویخته کن
بند بر پا نه و نی بر ناخن
در شکنجه‌کش و لت‌زن شاید
که ز انکار به اقرار آید
آنچه دزدی شده ز اموال کسان
بایدش داد به دست عسسان
                                   (فراهانی، 1378: 2/643).

به نظر می‌رسد در منابع ادبی دوره قاجار،نگاه به مناصب و مشاغل حافظ نظم عمومی، نگاهی توام با بدبینی و نگرانی فزاینده از تعدیات احتمالی و ستم به مردم بوده است. همچنان‌که روال کار این مناصب که برای تامین نظم عمومی و ایجاد امنیت رفتاری توام با خشونت و گاه شکنجه‌های طاقت‌فرسا داشتند مردم به‌نوعی می‌پذیرفتند. به‌هرحال، طبق شواهد ارائه‌شده، در متون ادبی بیش از آنکه به خود منصب داروغه توجه شود از اجزا و مشتقات تابع این منصب که مهم‌ترین آن عسس بود، یاد شده و مفهوم داروغه گاه مترادف با شحنه گرفته شده است.

 

نتیجه

در میان سلسله مشاغل و مناصب حکومتی ایران دوره اسلامی، به‌ویژه از دوره مغول به بعد، منصب داروغه پدیده ناشناخته وغیرملموسی نبود. داروغه از دیرباز، حجم گسترده‌ای از اختیارات اجرایی و نظامی را در ماهیت خود داشت؛ پس از مشاغل و مناصب مهم و حساس حکومتی، به‌خصوص در دوره مابین تیموریان تا قاجاریه، بود. در دوره قاجار، داروغه فقط در قبال نظم و امنیت عمومی شهر مسئول بود و البته در کنار مشاغل دیگری، همچون کلانتر و کدخدا و بیگلربیگی؛ اما در ادوار پیش از آن، داروغه نه به عنوان ناظم و تامین‌کننده امنیت شهر بلکه به عنوان نماینده سیاسی حکومت و شخص سلطان بود. وی در قبال محاسبه و اخذ مالیات‌ها و اداره سیاسی و نظامی شهر و ایالت وظیفه داشت و ناظر دیگر مناصب و مقامات حکومتی بود. در دوره قاجار نقش داروغه، به خصوص داروغه شهر، به علت ازدیاد قدرت و نفوذ سایر مناصب چون کلانتر و کدخدا و نیز دخالت سایر مقامات حکومتی چون حاکم، پیشکار، دیوان‌بیگی و بیگلربیگی در حوزه تامین امنیت شهری، تنزل پیدا کرد؛ اما از بین نرفت. واگذاری شغل داروغگی اختصاص به خاندان‌های نظامی و اشرافی بانفوذ نداشت بلکه برخلاف ادوار پیش از قاجار، از نظر پایگاه اجتماعی داروغه از مردمان پایین‌رتبه و معمولی انتخاب می‌شد؛ مهم‌تر از آن اینکه فرامین عزل یا نصب داروغه‌ها را در بیشتر مواقع، مقامات ارشد حکومتی همچون شاه یا صدراعظم صادر نمی‌کردند بلکه در همان شهر یا ایالت، حاکم بومی این وظایف را انجام می‌داد. جایگاه و منزلت این منصب سنتی در دوره قاجار، تضعیف یافت؛ اما داروغه را می‌توان در بیشتر شهرها و ایالات ایران عصر قاجار مشاهده کرد. وی به همراه کلانتر و کدخدا و گاه زیر فرمان آنان یا دیگر مشاغل حکومتی وظایف خود را انجام می‌داد. ازسوی‌دیگر، به علت ماهیت استبدادی و خودکامه‌بودن حکومت قاجار، داروغه نیز بسان سایر مناصب و مشاغل حکومتی، از احتمال فساد و تجاوز برکنار نبود و گاه خود، به جای اینکه عامل تامین نظم و امنیت باشد، به همدستی با سارقان و اخلال در نظم عمومی متهم بود. این مسئله باعث بدبینی و ترس توده مردم عادی، از عملکرد و رفتار داروغه‌ها در شهرها می‌شد. در جامعه سنتی ایران داروغه‌ها می‌توانستند برای مردم عادی، نقشی مهم و مثبتی در شناسایی مجرمان و کشف جرایم ایفا کنند و نظم و امنیت حداقلی را برای آنان به ارمغان بیاورند. هرچندکه به علت ماهیت کار و وظیفه و برخورد روزانه داروغه‌ها، با اصناف مختلف و مردم شهر می‌توان قضاوت‌های ضدونقیضی درباره آنان شنید. امروزه نیز در جامعه مدرن، فی‌المثل درباره پلیس شهر که عهده‌دار نظم و امنیت عمومی شهر است و در مقام مقایسه، وظایفی فراتر از یک داروغه عصر قاجار دارد، باز به علت همان ماهیت کارکردی و ارتباط تنگاتنگ با اصناف مختلف مردم، قضاوت‌های ضدونقیضی وجود دارد.

- آصف، محمدهاشم (رستم‌الحکما)، (1352)، رستم‌التواریخ، تصحیح محمد مشیری، تهران: امیرکبیر.

- اعتصام‌الملک، میرزاخانلرخان، (1351)، سفرنامه، به کوشش منوچهر محمودی، تهران: چاپخانه فردوسی.

- اعتمادالسلطنه، محمدحسنخان، (بی‌تا)، المآثر و الآثار، تهران: کتابخانه سنایی.

- اعتضادالسلطنه، علی‌قلی‌میرزا، (1370)، اکسیر التواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن.

- بارتولد، و.و، (1366)، ترکستان‌نامه، ترکستان در عهد هجوم مغول، ج2، ترجمه کریم کشاورز، تهران: آگاه، چ2.

- دنبلی، عبدالرزاق، (1383)، مآثرسلطانیه، به کوشش فیروز منصوری، تهران: اطلاعات.

- دروویل، گاسپار، (1370)، سفر در ایران، ترجمه منوچهر اعتمادمقدم، تهران: شباویز، چ4.

- سمرقندی، کمال‌الدین عبدالرزاق، (1383)، مطلع‌السعدین و مجمع‌البحرین، ج2، دفتر2، به اهتمام عبدالحسین نوائی، تهران: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات اجتماعی.

- روشنی، قدرت‌الله، (1347)،سه سفرنامه هرات، مرو، مشهد ، تهران: دانشگاه تهران.

- فراهانی، محمدصادق‌بن‌حسین (ادیب‌الممالک)، (1378)، دیوان کامل ادیب‌الممالک فراهانی،2ج، به تصحیح و اهتمام مجتبی برزآبادی فراهانی، تهران: فردوس.

- فلور، ویلم، (1366)، جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در دوره قاجار، ترجمه: ابوالقاسم سری، تهران: توس.

- قاآنی، حبیب‌الله‌بن‌محمدعلی، (1380)، دیوان قاآنی، به تصحیح امیر صادقی (خوانساری)، تهران: نگاه.

- میرزاسمیعا، (1378)، تذکره‌الملوک، به کوشش محمد دبیرسیاقی با تعلیقات مینورسکی بر تذکره‌الملوک، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: امیرکبیر.

- لمبتون، آن.ک.س، (1385)، سیری در تاریخ ایران بعد از اسلام، ترجمه یعقوب آژند، تهران: امیرکبیر.

- محمودمیرزا قاجار، (1346)، سفینه‌المحمود، ج2، تصحیح و تحشیه خیام‌پور، دانشگاه تبریز: موسسه تاریخ و فرهنگ ایران.

- مراغه‌ای، زین‌العابدین، (1353)،سیاحتنامه ابراهیم‌بیگ، حواشی و موخره باقر مومنی، تهران: اندیشه.

- هدایت، رضاقلی‌خان، (1373)، فهرس‌التواریخ، تصحیح و تحشیه عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی.

- --------------، (1380)، تاریخ روضه‌الصفای ناصری، ج 10 و 15، تصحیح جمشید کیانفر، تهران: اساطیر.

- ----------------، (1377) گزارش‌های نظمیه از محلات تهران، راپورت وقایع مختلفه محلات دارالخلافه (1303 تا 1305ق)، ج1، به کوشش انیسه شیخ‌رضایی و شهلا آذری، تهران: سازمان اسناد ملی ایران. 

- گزارش‌های خفیه‌نویسان انگلیس از وقایع مناطق جنوب ایران، (1362)، به کوشش سعیدی سیرجانی، تهران: نوین.

- -------------------گزارش‌های اوضاع سیاسی و اجتماعی ولایات عهد ناصری، (1372)، به کوشش محمدرضا عباسی و پرویزبدیعی، تهران: سازمان اسناد ملی ایران. منظور نویسنده ازخط چین‌ها چک شود.

 

ب) اسناد

سازمان اسناد ملی ایران، اسناد دوره قاجار به شماره دستیابی:

1720/296 - 3484/230 – 295000291 -  295006855 – 296001224 - 1245/296 - 1721/296 - 3684/296 - 10849/296 -

10902/296 - 931/295 - 6365/295 - 3686/296

4885/296 - 12641/296 - 310/295 - 19531/296 - 2097/295 - 9781/296 - 8863/296

 

ج) روزنامه‌ها

- روزنامه وقایع اتفاقیه، (1373 و 1374)، تهیه و تنظیم: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، 4 جلد سال‌های 1268 تا 1275ق.

- روزنامه شرف، ش54، سال1291ق.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سند شماره1

تلگراف صدراعظم (امین‌السلطان) به ظل‌السلطان درخصوص تنبیه مهاجمان به  داروغه یزد.

 

مخابرات دولتی سنه تخاقوی‌ئیل خط فارس به تاریخ سنه 1302شهرشعبان‌المعظم.

از تهران به اصفهان.

حضور حضرت اشرف والا ظل‌السلطان دامت شوکته از قراری که به عرض رسیده است در یزد شش نفر در میدان خان که داروغه‌نشین است سه چها ر تیر تفنگ رو به داروغه شهر خالی کرده‌اند که یکی نخورده است جز چند ساچمه به دست و پای داروغه رسیده است و مرتکبین را حبس کرده‌اند مقرر است حضرت والا در تنبیه آن‌ها اهتمام فرمایید. 

 

صدراعظم شب17شهرشعبان‌المعظم

 

جواب

جناب مسطاب اجل اکرم افخم صدراعظم مدظله‌العالی تلگراف جنابعالی در مسئله داروغه یزد و حرکتی که از آن شش نفر به ظهور رسیده است ملاحظه شد حسب‌المرقوم تلگراف کردم که از مرتکبین تنبیه و تهدید سخت نمایند.

ظل‌السلطان 19شهرشعبان‌المعظم

 

سند شماره 2

خط خراسان   ربیع‌الاول     بارض قدس طهران

 

درخصوص تلگراف سپهسالار به رکن‌الدوله حاکم خراسان درباره تنبیه داروغه تربت خدمت نواب اشرف والا رکن‌الدوله بعد از این خواهش دارم در این قبیل امور که به شما زحمت می‌دهیم  بدون تاخیر انجام بدهید این داروغه تربت را فوری و کمال سرعت روانه نمایید و آدم همراه او فرموده نوعی توجه بفرمایید که در راه‌ها عیبی و فرصت تاخیری نکرده مستقیماً خیلی زود به تهران برسد.

حسین

جواب

خدمت حضرت اجل اشرف افخم سپهسالار اعظم دام اقباله‌العالی، همان روز که حکم حضرت عالی در فرستادن و احضار داروغه تربت رسید فوراً فرستادم داروغه تربت را آوردند و حبس کردم از تلگراف هم عرض کردم حاضر است چگونه ممکن است در احکام و فرمایشات جنابعالی دقیقه مسامحه ورزم الان داروغه تربت را به پنج نفر غلام که محل وثوق و اطمینان بود سپردم معجلاً زود به دارالخلافه خدمت جنابعالی بیاورند.

رکن‌الدوله21

خط خراسان          صفر              بارض قدس طهران

 

بنواب اشرف والا فرمانفرمای خراسان داروغه تربت را بی‌تخلف بفرستید دارالخلافه حسین 20

جواب خدمت حضرت اجل اشرف افخم اکرم سپهسالار اعظم دام اقباله‌العالی اینکه جواب تلگرافی که در باب داروغه تربت فرموده‌اند تاخیر افتاد برای این بود که او را حاضر نموده بعد عرض نمایم فرستادم او را آوردند گویا ضعیفه که او را پارسال در تربت داغ کرده‌اند تظلم نموده حکم به احضار او فرموده‌اند محمدحسن‌خان حاکم تربت تفضیل بجناب نصیرالدوله نوشته و خواهش کرده است که همان کاغذ آورد با چاپار روانه خدمت جنابعالی نمایم اگر بعد از رسیدن چاپار باز حکم احضار او را فرمودند روانه دارم در این صورت می‌فرمایید او را نگاهدارم تا چاپار برسد و کاغذ محمدحسن‌خان را ملاحظه فرمایید می‌فرمایید حالا روانه دارم .

 

رکن‌الدوله18ربیع‌الاول.