منصب ناظر بیوتات در دوره صفویه (از شاه عباس اول تا سقوط صفویه)

نوع مقاله: مقاله علمی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد تاریخ ایران دورة‌ اسلامی، دانشگاه تبریز

2 مربی معارف اسلامی، دانشگاه تبریز

چکیده

ناظر بیوتات، از جملـه مناصب ابداعی صفویان است. این منصب را در تقسیم بندی دیوانسالاری آن دوره می‌توان جزو مناصب درباری و تشکیلات سلطنتی به شمار آورد، که البته مانند سایر مناصب دوره‌ صفوی دارای کارکردهای دیگری ـ به خصوص اداری و در برخی موارد نظامی ـ هم بوده است. این منصب که از اوایل تأسیس سلسله صفوی پدید آمده بود، پس از اصلاحات اقتصادی شاه عباس اول – که تأثیر خود را در بیوتات سلطنتی هم برجای گذاشت – در دوره‌ شاه عباس اول از اهمیت بیشتری برخوردار شد. به طور خلاصه، می‌توان گفت که در دوره‌ صفوی، بیوتاتی (کارگاه هایی) ‌وجود داشت که ملزومات دربار، اعم از خوراک و پوشاک و تسلیحات نظامی و اماکن و... را فراهم می نمود. هر کارگاه صاحب جمع(رئیس) و مشرف (بازرس) داشت و ناظر بیوتات برکل این کارگاه ها نظارت عالی می‌نمود و در حقیقت، سرپرست کل کارگاه های سلطنتی و ناظرکل دستگاه سلطنت صفوی و رئیس بخش خاصه دیوانسالاری صفوی بوده است. باید توجه داشت که بیوتات سلطنتی دوره‌ صفوی از ساختاری پیشرفته و مترقی برخوردار بوده و برای شاه و دولت صفوی منافع زیادی داشته است. سؤال اصلی این تحقیق، این است که ناظر بیوتات در دورۀ صفوی از چه جایگاه، موقعیت و مسؤولیت‌هایی برخوردار بوده و بیوتات سلطنتی به عنوان اصلی‌ترین حوزۀ کاری ناظر بیوتات، چه کارکردهایی داشته و از چه ساختاری برخوردار بوده است؟ در مورد بیوتات سلطنتی و وظایف ناظر بیوتات در منابع دوره‌ صفوی، به خصوص سفرنامه ها و منابع اداری، مطالبی چند وجود دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The position of Nazer boyoutat during the Safavid period

نویسندگان [English]

  • M.A Najd Najafiyan 1
  • M.R Mahdavi Abbas Abad 2
1 MA in History of Islam, University of Tabriz, Iran.
2 Lecturer, University of Tabriz, Iran.
چکیده [English]

Nazer Boyoutat is among Safavid’s inventive posts and characteristic for this period in particular. This post in the bureaucratic category of the period can be called as a part of court rank and imperial organization. And like other ranks of Safavid period, it had additional functions, such as office or military affairs. After the economic reformation of Shah Abbas that influenced itself in the Boyoutat Saltanaty, the position of Nazer Boyoutat grew even more powerful than before.
Briefly one could say in the Safavid period, there were boyoutats (workshops) that were preparing materials for the court such as food, clothing, military weapons, and places, etc. Each workshop had Sahebjam (boss), Moshref (inspector) and Nazer Boyoutat was primer supervisor of all these workshops. In fact he was the head of special part of bureaucracy in Safavid court.
It should be pointed out that Botoutat Saltanaty was using of a highly advanced and modern structure, and this proved very profitable for the king and the Safavid government. After the decline of Safavid dynasty, in spite of some parallel structures, there were no similar roles that of Nazer Boyoutat in the Iranian administrative history. The main research question is to identify the responsibilities of Nazer Boyoutat in the Safavid period. Also, what was the function of Boyoutat Saltanaty as a main function of Nazer Boyoutat?
This research will use the travel accounts and administrative scripts from the Safavid period to study Boyoutat Saltanaty and the responsibilities of Nazer Boyoutat.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Safavid
  • Boyoutat Saltanaty
  • Nazer Boyoutat
  • Sahebjam
  • Moshref

مقدمه

منصب ناظر بیوتات را می­توان از جمله مناصب درباری وتشکیلات سلطنتی دیوانسالاری دورة‌ صفوی محسوب کرد. همچنین، این منصب از جمله مناصب ابداعی صفویان بوده است که در حقیقت، سرپرست کل بیوتات سلطنتی (کارگاه هایی که در دورة‌ صفوی ملزومات دربار را فراهم  می­کردند) بوده است. این تحقیق در پی پاسخ به سؤالهای زیر بوده است: ناظر بیوتات چه وظایفی داشته و در دیوانسالاری صفویان از چه جایگاهی برخوردار بوده است؟ (این پرسش در دورة اوج کار بیوتات سلطنتی ـ نیمة دوم سلطنت صفوی ـ بررسی شده است) چرا در این دوره این منصب اهمیت یافت؟ هر یک از بیوتات سلطنتی چه وظایفی بر عهده داشته­اند؟ ساختار کلی بیوتات سلطنتی در این دوره چگونه بوده است؟ قطعاً پاسخ به این سؤالها هدف اصلی این تحقیق است که با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و گرد آوری اطلاعات براساس روش کتابخانه­ای انجام شده است.

در مورد پیشینة‌ تحقیق هم باید اشاره کرد که در مورد دیوانسالاری صفویان، تحقیقات ارزشمندی توسط محققانی، چون ولادمیر مینورسکی، راجر سیوری، ویلم فلور و دیگران صورت گرفته است، اما تاکنون تحقیق مستقلی دربارة منصب ناظربیوتات انجام نشده است.

در این پژوهش، از منابع دست اول وتحقیقی چندی استفاده کرده­ایم. در میان منابع دست اول دربارة این موضوع، باید توجه داشت که در منابع دورة صفوی ـ منابع اداری و برخی از سفرنامه­ها و منابع سلسله­ای ـ  مطالبی در این باره وجود دارند که از آنها  استفاده شده است. 

نگاهی به بیوتات سلطنتی و منصب ناظر بیوتات تا پیش از دورۀ شاه عباس اول

با آن که اصطلاحاتی مانند «اهل البیوتات» در منابع اوایل عصر اسلامی ـ دودمانهای کهن ایرانی که ریاست برخی ادارات دولتی را برعهده داشتند ـ و «بیوتات» ـ به مفهوم دوایر خدماتی نزدیک به دستگاه سلطنت در دورة سلجوقی ـ در دورة قبل از سلطنت صفویه وجود داشت، اما این تعبیر به این مفهوم خاص از اوایل عهد صفوی رواج یافت (موسوی بجنوردی، 1383: 469). به تبع آن منصب ناظر بیوتات هم در دورة صفوی پدید آمد و به تدریج به یکی از مناصب مهم کشوری تبدیل گردید، که این امر با بررسی منابع مختلف این دوره روشن می شود.

در دورة سلطنت شاه اسماعیل اول، در برخی منابع اشاراتی وجود دارد که مبین این نکته است که در این دوره، بیوتات سلطنتی ـ به معنای خاص کلمه ـ  پدید آمده است. البته، عنوان منصب ناظر بیوتات، چندان در منابع مورد اشاره نیست (به وفور دوران شاه عباس اول تا پایان صفویه). البته، در کتاب عالم آرای شاه اسماعیل، در ماجرای ورود شاه اسماعیل به بغداد و شرح همراهان وی، از یاراحمد خوزانی با عنوان ناظر بیوتات ذکر شده است (عالم آرای شاه اسماعیل، 1349: 164). باید توجه داشت که یاراحمد خوزانی با لقب «امیرنجم ثانی» در منابع با عنوان «وکیل» معروف است(سیوری،1380: ص72). بنابراین، از اینجا می­توان این نکته را استنباط کرد که منصب و عنوان ناظر بیوتات در اوایل دورة صفوی، هنوز از اهمیت و اشتهار چندانی برخوردار نبوده است.

در کتاب «فتوحات شاهی» اثر «امیر صدرالدین ابراهیم امینی هروی» که از منابع مهم دورۀ شاه اسماعیل اول است، با آن که ذکری از این منصب نشده، اما اشاراتی به جایگاه بیوتات سلطنتی شده است. در این کتاب در جاهای مختلف از «خازنان گرک یراق بیوتات» نام برده شده است که به عنوان عمال و کارپردازان بیوتات سلطنتی شاه اسماعیل اول به تهیة ملزومات  مختلف دربار اقدام می­نمودند و در کنار آن شیوة کار استادان مختلف فنون و حرف که برای دربار کار می­کردند، آمده است (امینی هروی،1383: 211- 212 و215). برای نمونه: «...گرک یراقان جهت جمع اقمشه به هر طرف تاختند و معتمدان برای سرانجام ذبایح مردم به هر جانب پریشان ساختند. استادان زردوز بر چهرة زیبای دیبا به نوک سوزن طلااندوز شدند  و مهندسان زرگر پیکرهای کمر شمشیر و کمر خنجر را به تاب شعله آذری و آب خالص جعفری چهره اندوز گردیدند. حکم استادان خیاط چون نص قاطع به لباس اقمشه و امتعه جاری شد...» (همان: 326-327).                                               

در دورة شاه تهماسب هم ظاهراً تشکیلات بیوتات سلطنتی وجود داشته است. «وینچنتو دالساندری»1 از و نیزیانی که در این دوره به ایران سفر کرده بود، در بخشی از سفرنامه­اش اشاره دارد که: «این پادشاه [تهماسب] از مشرق پارچه بوسکاسینی و از خراسان مخمل و دیگر پارچه­های ابریشمی و از حلب پارچه­های پشمی خواست و فرمان داد که از آنها جامه بدوزند و آنها را به ده برابر قیمت به سپاهیان فروخت...» (سفرنامه های ونیزیان درایران،1349: 439-440).  

جایگاه و وظایف ناظربیوتات 2

ایران در دورة شاه عباس اول به کشوری پررونق تبدیل شد و در حقیقت دهه­های ابتدایی قرن یازدهم قمری دوران شکوفایی اقتصاد ایران ـ در کنار اقتدار سیاسی و نظامی ـ محسوب می شود. ثبات سیاسی و امنیت داخلی موجب آن شد که اقتصاد ایران در این دوره در مسیر ترقی و شکوفایی قرار گیرد. توصیفات سفرنامه­ها از این دوره، حاکی از رشد و رونق حرفه­ها و پیشه­ها و تحول عظیمی است که در کار آن­ها صورت گرفت. با نگاهی به منابع مشخص می شود که کوچاندن صنعتگران ماهر جلفا به اصفهان، آوردن صنعتگران و استادکاران چینی ساز از چین به اصفهان، احداث کارگاه­های بی­شمار صنعتی، رسیدگی دقیق به اصناف، همه و همه در رشد اهل حرفه و پیشه در این دوره تأثیر داشته و  شکوفایی بیوتات سلطنتی هم در این جهت بوده است. البته، با وجود افول اقتصاد ایران در دورة پس از شاه عباس اول، با فراز و نشیب­هایی تا پایان دورة صفوی این بیوتات به حیات خود ادامه دادند و این منصب هم پابرجا بود که نمایانگر نقش حیاتی این تشکیلات در ساختار اقتصادی ایران و حکومت صفوی بوده است. 

دربارة زمان پیدایی این منصب ظاهراً این منصب با این مختصات از دورة شاه اسماعیل اول صفوی وجود داشته است. البته، توصیفات منابع مبین آن است که از دورة شاه عباس اول به بعد اهمیت و نفوذ دوچندانی پیدا می­کند.

دربارة چرایی ایجاد این منصب هم می­توان گفت روشن است که با بسط و گسترش دوایر، کارگاه ها و مراکز تهیه و تولید ملزومات دربار، لازم بود تا فردی کاردان و مورد اعتماد شاه در رأس آنها قرار گیرد تا آنها بتوانند با نظم و ترتیب به فعالیت خود ادامه دهند. بنابراین، وجود بخش­هایی چون خزانه، قورخانه و توپخانه در میان بیوتات اهمیت فوق العادة آنها را از جنبه­های مختلف اقتصادی و نظامی می­رساند. با بررسی منابع آن دوره، این نتیجه گرفته می­شود که به احتمال قوی وجود هماهنگی و تسریع در انجام امور بیوتات ـ که در بسیاری از جاها وابسته به همدیگر بودند ـ دیگر عامل قابل توجه در ضرورت انتصاب یک نفر در رأس آنها می­تواند باشد.

ناظر بیوتات، سرپرست کارگاههای سلطنتی و درحقیقت "ناظرکل" دستگاه سلطنت بود. شاردن او را اولین مأمور سلطان و پیشکارکل امورمالی وی و ناظرخرج دستگاه سلطنتی و عایدات واموال شاه – اعم از منقول و غیرمنقول و آنچه در خزانه وارد و خارج می­شود-  می­داند (شاردن،1345: 241). در حقیقت، می­توان گفت که ـ پس از به وجود آمدن بخش خاصه در دیوانسالاری صفوی ـ ناظربیوتات رئیس بخش خاصه دیوانسالاری صفوی به شمار می رفته است.وی حتی به برخی از امور اداری با مشارکت وزیراعظم رسیدگی می­کرده است، چون وی در اموری مداخله داشته که مستقیماً با منافع سلطان مرتبط بوده و مقام ناظر مقام ذی نفوذی بوده است. برای مثال، دردورة ‌شاه عباس دوم، ناظربیوتات به آن اندازه از قدرت رسید و امورمربوط به وزیر اعظم را تحت نظارت خود گرفت که وزیراعظم از بسیاری ازامور مربوط به خود بی اطلاع بود (مینورسکی،1368: 90). ناظر برتمام بیوتات (کارگاههای) سلطنتی وصندوق خانه3 و جبا خانه4. و املاک خالصه و ایلخی­های5 پادشاه ریاست و نظارت می کرد و رسیدگی به امور درباری از جمله وظایف وی بود؛ به گونه­ای که از وی با عنوان "رئیس دربار" هم نام برده شده است (فلسفی،1371: 811).

در واقع، می­توان گفت که تشکیلات کارگاه­های سلطنتی را دایرة ‌مجزایی به ریاست ناظربیوتات اداره می­کرد. البته، اموری که تحت نظر وی  بوده، متنوع بوده­اند و می­توان آنها را این گونه تقسیم بندی کرد:1-تعیین و برآورد بودجه و اعتبار مورد نیاز بیوتات؛ 2-تعیین قیمت اجناس و مهر و امضای «قیمت نامچه» و تعیین خوراک مورد احتیاج کارگاهها؛ 3-نظارت عالیة روزانه بر هزینه­های کارگاهها؛ 4-پرداخت مواجب کارکنان کارگاهها؛ 5-حفظ و حراست عماراتی که به بیوتات سلطننتی وابسته بودند؛ 6-نظارت عمومی بر مخارج طویله­های سلطنتی و قورخانه (سیوری، 1384: 164).

 در مورد نظارت ناظر بر جبادارباشی ـ صاحب جمع قورخانه ـ برای مثال آمده است: «و سبب سقوط جبادار باشی از نردبان عزّ و شأن آنکه، در ایام اقتدار مشارالیه در امر صاحب جمعی جباخانة خاصه شریفه بنای کار خود را بر خیانت و ناراستی نهاده داد، ربایندگی در اموال خاصه شریفه داده بود...صورت حال را صفی قلی بیک ناظر بیوتات به انهای کارکنان و عملة سرکار مذکور به عرض همایون [شاه عباس دوم] رسانیده، مقرر گردید که ناظر مذکور به اتفاق ارکان دولت ابد مقرون تحقیق امور مذکور نموده، صدق و کذب ربایندگی و خیانت وی را معروض گردانند...» (والۀ قزوینی، 1380: 609). این واقعه مربوط به سال1068ه‍.ق. است و از آن نظارت عالی ناظر بیوتات بر صاحب جمعان (رؤسای) بیوتات ـ که اصلی­ترین وظیفة ناظر بیوتات بود ـ مستفاد می شود.

میرزاسمیعا که ازدیوانیان اواخر عصرصفوی است و کتاب تذکرة الملوک را برای آشنایی اشرف افغان با امور اداری و به دستور او به رشتة ‌تحریر درآورد، در فصل ششم ازباب دوم این کتاب زیرعنوان "‌دربیان تفصیل شغل عالیجاه ناظر بیوتات»" می نویسد: ‌«...و شغل مشارالیه آن است که در اول سال تعلیقه6 می­نوشت که مشرف بیوتات اخراجات7 ششماهة‌ سرکار خاصة‌ شریفه8 را به محصلی احدی بعد از وضع باقی نقدی و جنسی و اجناس همه سالجات که از ولایات حسب الرقم مقرر بوده که انفاد شود9 به وقوف صاحب جمعان تخمیناً برآورد و وزیربیوتات در همان برآورد به خدمت اعتمادالدوله چیزی می نوشت و ناظر مهر می کرد که اخراجات ششماهة ‌بیوتات سرکار خاصه را مشرفان به فلان مبلغ برآورد نموده­اند. مقرر دارند که مقرب الخاقان صاحب جمعِ خزانة ‌باهره وجه برآورد را از قرار قبوض الواصل مهمسـازی10 صـاحب جمعـان نمـاید و صاحـب جمعان قبـوض را به صاحب جمع خـزانه سپـرده، وجه بازیافـت می­نمودند...و پادشاه به هرکس انعام و خلعت شفقت کند، بایست سند آن به خط اعتمادالدوله و مهرناظربرسد... ناظرقدغن نماید که تحویلداران و عملة‌ بیوتات مال رعیت وفقیران را نکشند11 و نبرند و چیزی را بی­رضای صاحب خریداری نکنندکه بد دعائی12 حاصل شود و قیمت موافق آنچه مشخص شده بدهند و هر قسم اخراجاتی که دربیوتات واقع شود، بدون اطلاع ناظر نباشد و احدی ازغلامان و ملازمان پادشاه بدون تعلیقة‌ ناظر ازکارخانه جات چیزی نبرند و عالیجاه ناظربیوتات ریش سفید و صاحب اختیار کل سی و سه کارخانة‌ بیوتات معموره و ریش سفید صاحب جمعان است،‌ حتی امیرآخورباشی13 و جبادارباشی14» (میرزاسمیعا، 1368: 9-12).

 در کتاب دستورالملوک هم مطالبی دربارة ‌این منصب آمده است، که با وجود مشابهتی که با تذکرة الملوک دارد، به خاطر پاره­ای تفاوت­ها ذکر می­گردد. محمدرفیع انصاری، معروف به میرزارفیعا نویسندة این کتاب ازدیوانیان دورة ‌شاه سلطان حسین صفوی بوده است و کتاب وی  از مهمترین منابع دیوانی دورة‌ صفوی  است. در فصل هفتم از باب دوم این کتاب راجع به ناظربیوتات آمده است: «مشارالیه از جمله امراست و تمامت دادوستد بیوتات باید به تعلقه و اطلاع و استحضار و صلاح و صوابدید مشارالیه به عمل آید. اکثری از صاحب جمعان بیوتات وتمام عملة‌ بیوتات و عمارات و باغات اصفهان و سایر ممالک محروسه، عملة ‌یخچالها15 و حمامها16 و به تجویز و تصدیق مشارالیه که عرض و به رقم دیوان رسیده باشد، تنخواه17 داده می­شود و سرانجام نمودن18 مایحتاج وضروریات سفر و حضر از اقمشه و البسه و مأکول و مشروب و خلاع فاخره و غیرهم و برآورد اخراجات سالیانۀ‌ همگی بیوتات معموره و بازیافت تحویل صاحب جمعان بیوتات و اتمام اقمشه و ملاحظة‌ پیشکشها و وصول وضبط انفادیات19 بیوتات و تشخیص محاسبات آنها و ابتیاع اجناس از قرار تسعیرنامجات20 به مراعات صرفه و غبطه در موسم خود، و ابتیاع اقمشه ازقرار تصدّی ملک التجار وغیره تجاران و اهل خبرت و وقوف، و ملاحظة ‌روزنامجات21 اخراجات یومیة ‌بیوتات از طعام و حاضری و آنچه به هرجهت در سرکارخاصة‌ شریفه صرف شود و ملاحظة ‌روزنامجات و به خط وزیربیوتات و مشرفان ِ هرکارخانه قلمی شده باشد و مشخص نمودن باقی و فاضل22 هریک از صاحب جمعان و مؤدیان بیوتات،‌ و تعیین محصل به جهت وصل مستمریات بیوتات به موجب تعلیقة‌ خود با اوست و سالی یک مرتبه ملاحظة ‌سان عملة ‌بیوتات وتحقیق حضور و غیبت آنها را نموده ...و همچنین تصدیق و تجویز مواجب و همه سالۀ ‌عمله و رسیدن به مطالب ایشان و موعد معین رخصت دادن که به اوطان خود رفته مراجعت نمایند و درباب تعیین وتغییر تبدیل عمله به خدمت اقدس عرض نمودن و تنبیه و بازخواست ازآنها نسبت به مشارالیه دارد و رسانیدن خلاع فاخرة ‌هرکسی به نظر اقدس... و مقرر است که سالی یک بار ملاحظة‌ عرض شتران سرکارخاصة ‌شریفه نموده آنچه سقط شده باشد، تمغای آنها را به اتفاق  ایشیک آقاسی باشی دیوان سوخته، سند اسقاط به مهتران و ساربانان دهد که مشرفان از آن قرار در روزنامجات عمل نمایند و سوختن تمغای اسب و استر با ناظران و آمیرآخورباشی بوده» (میرزارفیعا،1381: 27-28). 

از توجه به مطالب تذکرة الملک و دستور الملوک راجع به ناظر بیوتات این نکته حاصل می­شود که این منصب علاوه بر مسؤولیت نظارت بر بیوتات سلطنتی و کارکنان آن، دارای مسؤولیت­های دیگری هم بوده است، از جمله: 1-مهر زدن بر خلعت هایی که شاه به افراد مختلف می داد؛ 2-امیر آخور باشی که خود منصب مهمی بود، زیر دست وی بود؛ 3-به تمامی کارکنان عمارات و باغات اصفهان و سایر ممالک محروسه، همچنین کارکنان حمام ها و یخچالها، با اجازه و صلاحدید وی پول داده می­شد؛ 4-فراهم کردن مایحتاج مسافرت های شاه؛ 5-پیشکش­ها و خلعت­های افراد مختلف را وی به حضور شاه می آورد.

باید توجه نمود که صاحب جمع و مشرف که عهده­دار هر یک ازبیوتات بودند، زیردست ناظرمحسوب می­شدند (سیوری،1384: 164). البته، مشرف(بازرس) را همردیف و زیرنظر صاحب جمع ذکر کرده­اند. ظاهراً رتبۀ صاحب جمع – که همۀ‌ آنها را  ارباب التحاویل23 نیزمی­نامیدند- مقداری بالاتر از مشرف بوده و درحقیقت، رؤسای کارگاهها همین صاحب جمعان بوده­اند (مینورسکی،1368: 122). مانند دیگر شعبات اداری دستگاه صفوی، اینجا نیز معاونان ناظر عبارت بودند از: وزیر و مستوفی (همان:91). ناظر بیوتات به یاری زیردستان خود خریداری احتیاجات دربار، از خوراک و پوشاک و آذوقه و تهیة ‌لوازم آشپزخانه و آبدارخانة ‌شاهی و ساختمان و تعمیرعمارات سلطنتی و رسیدگی و مراقبت در امور مربوط به ایلخی­های شاه، را انجام داده یا نظارت می­کرد. لباس­های شخصی شاه و خلعت­هایی که در مدت سال به اشخاص مختلف می­داد، همه به وسیلة‌ ناظر تهیه می­شد و هیچ گونه خرج درباری بی­اجازة کتبی او میسر نبود. میرآخورباشی و جبا دارباشی و متصدیان آشپزخانه آبدارخانه و اصطبل و بیوتات و املاک شاهی همه  تحت فرمان و اختیار او بودند. ناظر را به ترکی "گرک یراق" می­گفتند که معنای آن یعنی فراهم کننده و پیشکار و مباشر(فلسفی،1371:  812). این شغل که دراختیارامرای قزلباش بود، به موازات تغییرسیاست سلاطین  صفویه، از آنها گرفته شد و به خواجه سرایان مقربتر و مطیعتر واگذار گردید (مینورسکی، 1368: 91).

در کتاب فتوحات شاهی امینی هروی از عنوان «خازنان گرک یراق بیوتات» نام برده شده است که شغل آنها را تهیة ملزومات دربار مانند خوراک و لباس و غیره دانسته است(امینی هروی،1383: 211-212).

القاب و مواجب دورۀ‌سلاطین صفویه اثر میرزاعلی نقی نصیری اردوبادی دیگر منبع اداری این دوره است. این کتاب به احتمال قوی در اواخر دورۀ ‌تسلط افغانها و در دستگاه حکومتی شاه تهماسب دوم نگاشته شده است. نسخه­ای از این کتاب که به اهتمام  یوسف رحیم لو چاپ شده، کامل نبوده و شامل مطالب از طبقة ‌پنجم به بعد است. در این کتاب، مطالب منحصربه فردی دربارة نام صاحب منصبان و القاب و مداخل و مواجب آنان و جایگاه آنان در مجلس شاه وجود دارد. در این کتاب، دربارة شغل ناظربیوتات آمده است: «شغل او بسیار خطیر و می باید در کمال محرمیت بوده، دلسوزی تمام در مال پادشاه داشته باشد و هر صبح و شام در درب دولتخانة همایون حاضر بوده، افراد روزنامجات بیوتات یوماً فیوماً به نظر و مهر او رسیده، بازخواستی که لازم باشد، به عمل آورد و مکرر عرض کارخانجات را ملاحظه نموده، نگذارد که ازصاحب جمعان بیوتات و غیر هم تقلّب و تصرفی در مالیات دیوانی به عمل آید و اوقات را چناچه باید صرف مأکول و مشروب و ملبوس بندگان اشرف نموده، لمحه­ای24 از خدمت شبانه روزی خود غافل نباشد. و دادن مواجب و همه ساله و ملازمت عملة‌ بیوتات، تماماً موقوف به تجویز اوبوده، بدون تصدیق ناظر، احدی ازآن جماعت، ملازم نمی­تواند شد و تنخواه مواجب خود را نمی­تواند گرفت و کل صاحب جمعان بیوتات را باید به پای حساب آورده، چناچه مالیات دیوانی را برطرف25 نموده باشند، از ایشان بازیافت نماید.» (نصیری اردوبادی،1371: 22). در این منبع دربارة شرایط متصدی این منصب آمده است: «و صاحب این خدمت باید درکمال محرمیت و امانت و دیانت و مهارت بوده، وقوف کاملی از هرگونه متاع و اجناس داشته باشد، که هرگاه بی وقوف بوده باشد، ممکن است که او را فریب داده، هر جنس را مقومین و گرک یراقان دو بالا قیمت نموده به سرکارخاصه شریفه مبیع نموده26، باعث نقصان مال دیوان بوده باشند و تاجیکان نیز مباشران این خدمت شده اند» (همان).                     

همچنین در مورد یک جنبه از وظایف ناظر بیوتات در دورۀ شاه عباس دوم گفته شده است که چون در این دوره، شاه به کالاهای اروپایی دلبسته بود و به همین خاطر تعداد زیادی از هنروران فرانسوی و هلندی ـ مانند زرگران و درودگران و ساعت سازان ـ به ایران آورده شدند و این افراد از طریق ناظر بیوتات ارتباط مستقیمی با شاه داشتند و در حقیقت آنها زیردست ناظر کار می کردند (لوفت،1380: 131).

از جمله دیگر وظایف این منصب را ملا جلال منجم در تاریخ خودش ذکر می کند که عبارت بود از نظارت بر عملکرد قاضی اصفهان در نوشتن اسناد معاملات: «در غره جمادی الاخری [1005ه‍.ق.] آقامؤمن قاضی اصفهان را مقصود بیگ ناظر تخته کلاه کردند27 به سبب آنکه در مبایعات28 جانب رعیت ویژه مسکین را از دست داده، جانب دیوان گرفته بودند و اسناد موافق شرع شریف نوشته نشده بود»(منجم، 1366: 152).

 مهیا نمـودن تدارکات و لـوازم مجالس و جشن­ها مهمانی­های مهم شاه هم گویا زیر نظر ناظر بیوتات صورت می­گرفت (لااقل در دورة شاه صفی). از جمله در این مورد در کتاب خلد برین آمده است که در تدارک صفدر خان ایلچی : «حکم همایون[شاه صفی] به آیین و گل ریزان پل شاهی نافذ گردیده در اندک روزی آن جشن غریب و هنگامة عجیب به سرکاری حسین خان بیک ناظر بیوتات به اتمام رسید...» (والة قزوینی،1380: 252).  

مهمانداری از مهمانان والامقام هم از جمله وظایف ناظر بوده است: «محمدعلی بیک اصفهانی را که تشریف امتیاز منصب والای نظارت بیوتات دربرداشت، به افسر اعتبار میهمانداری خان والاتبار [منظور ندر محمدخان، والی بلخ است] سربلند [کردند]» (همان: 427).                                                                 

 القاب این منصب هم چنین ذکر شده است: «نظارت و رفعت و اقبال پناه، عزت و اجلال دستگاه، عالیجاه مقرب الخاقانی، نظاماً للنظاره والرفعه و الاقبال فلان بیگ.» (نصیری اردوبادی، 1371: 20) کل مداخل(درآمد) این منصب، نصف مداخل وزیراعظم بوده؛ یعنی سالی تخمیناً شش هزارتومان (همان: 21). مکان نشستن ناظربیوتات در مجالس شاه هم در طرف دسـت چپ شاه و پایین­تر از قوللرآقاسـی بـوده است و اگر کنار تفنگچـی آقاسی قرار می­گرفـت، پایین­تـر از او می­نشست (همان: 21).

همچنین از منصبی با عنوان "وزیر ناظر بیوتات" نام برده شده است که در حقیقت نوعی جانشین وی محسوب می شده است: «میرزا محسن ورزنۀ اصفهانی که وزیر زمان بیگ ناظر بیوتات و در اوقات سرداری خراسان و در آستان گردون شأن به نیابت وی منظور نظر تربیت و عنایت بود...» (والة قزوینی،1380: 171).

پس از سقوط صفویه با آن که بیوتات سلطنتی به اشکال دیگر(و محدودتری) به حیات خود ادامه دادند، اما با منصبی با گسترة اختیارات و جایگاه ناظر بیوتات مواجه نمی­شویم، هرچند که در دورة قاجار مناصبی، چون "ریش سفید خلوت"، "وزیر حضور" و بعدها "وزیر دربار" وجود داشتند (موسوی بجنوردی، 1383: 470-471) که از جهاتی شباهت­هایی میان آنها و ناظر بیوتات مشاهده می­شود.

اسامی معروفترین ناظران بیوتات

باید توجه کرد که سرگذشت ناظران بیوتات و اقدامات آنها در این تحقیق مطمح نظر نبوده، این مطلب می تواند موضوع تحقیق مستقل دیگری باشد. با وجود این، برای آشنایی به ذکر نام معروفترین ناظران بیوتات دورة شاه عباس اول تا پایان صفویه اشاره می­شود.

ملا جلال منجم در ذکر وقایع سال998ه‍.ق. اشاره دارد : «در این ایام مقرب الحضرت الخاقانی مقصود بیگ قراچه داغی که به منصب داروغگی شترخان خاصه شریفه سرافراز بود، از بسیاری خدمات و کاردانی و جان سپاری به منصب نظارت کل بیوتات سرافراز شد.» (منجم، 1366: 93). از جمله معروفترین ناظران بیوتات این دوره می­توان به زمان بیگ اشاره کرد که در دورۀ شاه عباس اول و شاه صفی عهده دار این منصب بوده و در کنار آن، مناصب نظامی چون تقنگچی آقاسی و امیری خراسان را هم در مقاطعی برعهده داشت. البته، در منابع بیشتر شرح اقدامات نظامی و لشگرکشی­های وی آمده است و جایگاه ناظری وی مورد غفلت قرار گرفته است. پس از وی: «حضرت ظل الهی[شاه صفی] در بیست و هفتم رجب این سال [1039ه‍.ق.] حسین بیگ ولد زمان بیگ را به رتبة نظارت به جای والد سرافراز نموده...» (خواجگی اصفهانی، 1368: 106). در سال 1048ه‍.ق. موقعی که حسین بیگ به حکومت استر آباد منصوب گردید، "محمد علی بیگ" که پیش از آن وزیر اصفهان بود، به منصب ناظر بیوتات رسید (همان: 276 ؛ والة قزوینی،1380: 290). محمدعلی بیگ پس از به قدرت رسیدن شاه عباس دوم هم این منصب را حفظ کرد(والة قزوینی، 1380: 387). به موازات تغییر سیاست سلاطین صفوی، شغل نظارت نیز از امرای قزلباش گرفته شده و به خواجه سرایان واگذار گردید. از جمله می­توان به "ساروتقی" اشاره کرد که در زمان شاه صفی ناظر و عاقبت وزیر اعظم گردید (مینورسکی، 1368: 91). در سال1060ه‍.ق. پس از فوت محمد علی بیگ، محمدبیک معیارالممالک ولد مرحوم حسن بیک قیچاچی به این منصب رسید (والة قزوینی،1380: 498). چهارسال بعد ـ1064ه‍.ق. که محمدبیگ به منصب وزارت دیوان اعلی رسید، نظارت بیوتات به صفی قلی بیک غلام خاصه شریفه یساول صحبت مفوض شد (همان: 524). از اینجا مشخص می‌‌شود که متصدیان منصب ناظران بیوتات غالباً افراد شایسته و لایقی بودند که از آن به عالیترین مرتبة دیوانسالاری صفوی ـ منصب وزارت ـ ترفیع می‌یافتند (مانند ساروتقی و محمد بیک).

 در کتاب القاب و مواجب...هم از "محمود بیگ" نامی به عنوان متصدی این منصب یاد شده است که با توجه به زمان نگارش این کتاب، به احتمال قوی مربوط به دستگاه شاه طهماسب دوم بوده است (نصیری اردوبادی،1371: 21).

نقش نظامی ناظربیوتات

یک نکتة‌ قابل توجه در مورد  ناظر بیوتا ت «جنبة‌نظامی»  این منصب است. باید توجه کرد که اساساً  عمدة مناصب عصر صفوی کارکرد و وظایفی یکجانبه نداشته­اند و هر کدام از آنها دارای جنبه­های مختلفی بوده­اند، که ناظر بیوتات هم از این مسأ‌له مستثنا نبوده است؛ خصوصاً در دورة‌ شاه عباس اول و شاه صفی که اشارات صریحی دربارة ‌کارکرد نظامی این منصب در مهمترین منابع آن ‌دوره ـ تاریخ عالم آرای عباسی و خلاصه السیر ـ وجود دارد.

در تاریخ عالم آرای عباسی، تألیف اسکندر بیگ منشی در ذکر فتح بغداد در سال سی و هفتم جلوس شاه عباس آمده است : «فوجی از افواج قاهره وتفنگچیان رکاب اشرف به سرکردگی معتمدالخاقانی زمان بیک ناظربیوتات بر سر ایشان تعیین شدند و مبارزان قلعه گشا از همه طرف مورچلها29 و سیبه ها30 ترتیب داده، در تضییق محصوران سعی موفور و کوشش غیر محصور به ظهور می آوردند.» (منشی ترکمان،1377: 1665)؛ یا در ذکر رویدادهای سال چهلم سلطنت شاه عباس اول، در جایی ذکر می کند: «چون بمسامع جلال رسید که از طرف حلب و شارع فللوجه خزانة موفور و ذخیره و اسباب غیر محصور به اردوی رومیه می­آید زمان بیک ناظر بیوتات را با گروهی از مبارزان به آن طرف فرستادند...»(همان: 1744)؛ یا در جای دیگری – پس از بازگشت سپاه صفوی از  عراق عرب و قشلاق نمودن در مازندران – هم می­آورد که شاه عباس: «...زمان بیک ناظر را سردار سه هزار تفنگچی گردانیده به جانب آذربایجان فرستادند که به قورچی باشی وعساکر آنجا ملحق گشته، در انتظام امور سرحد بدانچه صلاح دین و دولت باشد، بعمل آورند» (همان: 1762).

در کتاب­های خلاصة السیر (تاریخ روزگار شاه صفی صفوی) نوشتۀ محمد معصوم بن خواجگی اصفهانی و خلد برین نوشتة محمد یوسف واله قزوینی هم در جاهای مختلف به جایگاه و نقش نظامی ناظر بیوتات اشاره شده است. از جمله در ذکر حوادث سال 1038ه‍.ق. خواجگی اصفهانی اشاره می­کند که هنگامی که اخبار اختلال امور خراسان به شاه رسید، وی زمان بیگ ناظر بیوتات را به سرداری آن ایالت تعیین نمود. نکتۀ قابل توجه این است که در کنار عنوان ناظر بیوتات، خواجگی عنوان " تفنگچی آقاسی" را هم برای وی ذکر می­کند (خواجگی اصفهانی، 1368: 47). در چند صفحة بعد این کتاب آمده است: «چون نظارت پناه زمان بیگ ناظر و تفنگچی آقاسی را به واسطة سرداری و ضبط سرحدهای آن مملکت به خراسان فرستادند، مشارالیه در مبدأ حال نسق قلاع نسا و درود و ابیورد و غیره نموده، متوجه مشهد مقدس گردید و در آن وقت ده هزار تفنگچی مهیا ساخته، به محافظت قلاع آن سرحد به قدر احتیاج کشیکچی و آذوقه تعیین فرمود» (همان: 61). در جای دیگری در ذکر وقایع سال1044ه‍.ق. در مورد حسین بیگ ناظر ـ جانشین زمان بیگ ـ آورده است: «حسین بیگ ناظر را مقرر داشتند که در آن توپخانه آنچه لازمة سعی است به عمل آورد. حسین بیگ مومی الیه با امرای جانسپار که اسم ایشان نوشته شد، در تخریب آن بارة آسمان کردار کمر اجتهاد بر میان بسته داد مردانگی می دادند و آن خدمت را عطیة عظیمی دانسته، در سیبه ساختن و توپ انداختن دقیقه[ای] فوت و فروگذاشت نمی­کردند» (همان: 215). والة قزوینی در مورد حسین بیگ ناظر آورده است: «[شاه صفی] مقرر فرمود که حسین بیگ ناظر بیوتات چند قبضه توپ قلعه گشا از معمورة جنت نشان دارالسلطنة اصفهان به تسخیر قلعة ایروان حاضر سازد» (والة قزوینی،1380: 224).

در مورد کارکنان و اصطلاحاً عملة بیوتات سلطنتی هم به نقش و وظایف نظامی آنها اشاراتی شده است. البته، حدسی که در این رابطه می­توان زد، این نکته است که در اینجا بیشتر کارکنان بیوتات نظامی، مانند توپخانه و قورخانه مد نظر هستند و بعید است که کارکنان بخش­هایی مانند خزانه و آبدارخانه و قهوه خانه و... در جنگها دارای وظایف نظامی بوده باشند. در تاریخ عالم آرای عباسی در ذکر وقایع سال هیجدهم سلطنت آمده است: «و از طرف شرقی ملازمان خاصه شریفه و آقایان بیوتاتو تفنگچیان تبریزی و بافقی و غیر هم هجوم نموده به[دروازه] شیرحاجی درآمدند و حارسان شیرحاجی سراسیمه وار دست از محاربه بازداشته بقلعه گریختند» (منشی ترکمان: 1387: 654). در حوادث سال سی و یکم سلطنت هم بیان می کند که همواره مکنون خاطر شاه این بود که شاگرد پیشگان عمله بیوتات در گرفتن مواجب همه ساله از محل معین، همردیف عساکر منصوره ملازمان رکاب اشرف باشند (همان: 924). همچنین در سطور آغازین بیان سال چهلم سلطنت، اسکندربیگ بیان می­کند: «و دفعه دیگر دو هزار نفر از آقایان بیوتات و مقربان درگاه و امثال ذلک به سرکردگی محمدقلی بیگ جلودار باشی چغتای فرستادند که به سپاه منقلای پیوسته...» (همان،1377: 1737).

ناظربیوتات در سفرنامه­ها

در بیشتر سفرنامه­هایی که از دورۀ ‌شاه عباس اول تا انقراض صفویه درمورد این سلسله نوشته شده­اند،  به این منصب هم اشاراتی رفته، که در اینجا به آنها توجه شده است.

دن گارسیا دسیلوا فیگوئروآ31 نجیب زادۀ اسپانیایی که در دورۀ شاه عباس اول به ایران سفر کرد، در سفرنامة نسبتاً مفصلش، تنها اشارۀ کوتاهی به این موضوع دارد: «حسن بیگ، رئیس بیوتات سلطنتی که بسیار مورد علاقة شاه است و مأمور جابه جا کردن و پذیرایی از سفیر بود» (فیگوئروآ، 1363: 260). از این جمله، علاوه بر این که با نام یکی از ناظران آن دوره آشنا می شویم، متوجه یکی از وظایف ناظر هم می­شویم که پذیرایی و رسیدگی به امور تشریفاتی مربوط به سفرای بیگانه بوده است.

آدام اولئاریوس منشی و مشاور هیأتی آلمانی بود که از جانب دوک هولشتاین در دورة شاه صفی به ایران آمد و مشاهدات شخصی خود را طی سفرنامه­ای به رشتة تحریر در آورد که قسمت مهمی از آن دربارة ایران است.وی در بخش "مقامات مهم دولتی و درباری ایران" راجع به منصب ناظر بیوتات آورده است: «ناظر که کلیه خریدهای دربار سلطنتی به وسیله و زیر نظر او انجام می‌شود، این مقام را زمان بیک عهده دار است و دهقانزاده ای از اهل کاشان است» (اولئاریوس،1369: 749).

شاردن، جهانگردی فرانسوی بود که در عصرشاه عباس دوم و شاه سلیمان به ایران سفرکرد و سفرنامه­ای مفصل دربارة ایران نوشت. این سفرنامه که دایرة ‌المعارفی دربارة فرهنگ و تمدن ایران درعصرصفوی است، یکی از بهترین و مفصلترین سفرنامه­هایی است که توسط اروپاییان ـ در کل اعصار ـ دربارة ایران نوشته شده است. جلد هشتم این سفرنامه (ترجمة محمدعباسی) دربارة حکومت و دولت، سازمان سیاسی و نظامی و اجتماعی دورة صفویه و مشاغل و مناصب و حرامسرای این دوره است.

شاردن نخستین شغل دربار را این منصب می­داند و از آن با عنوان ناظرکل هم یاد می­کند. ناظر کلمه­ای عربی است که از "نظره" ‌به معنی نگاه و دید و مشاهده می­آید. بنابراین، ناظر را برحسب معنی کلمه، می توان "مراقب" نام نهاد (شاردن، 1345: ج8: 240). شاردن وظایف ناظر را چنین برمی­شمرد: «[1] ناظر، اولین مأمور یا عامل مخصوص شاه و پیشکار کل امور مالی وی و اقتصاددان بزرگ خالصه و عواید و اموال منقول و غیرمنقول پادشاه است...وظیفة اصلی وی عبارت است از رسیدگی مخصوص به کلیة ‌ابواب جمعی شاه؛ یعنی مخارج قصر، سفره داران، جامه داران، حقوق نوکران و مستمریها. [2] ناظر، مباشر کارخانه­ها و کارگاه­های شاه و محصولات آنهاست و رئیس همة افرادی است، که چه درعلوم و چه در هنر، و چه درامورفنی، ازشاه مواجب می­گیرند.[3] امور بیگانگانی که برای کارهای غیردولتی به ایران می روند، در اختیار اوست. فی الجمله امور همة ‌اروپاییانی که در ایران از راه دریا و خشکی تجارت می­کنند... درقلمرو اختیارات ناظر است. [4] وی مخارج کلیه سفیران را می پردازد و وسیلة‌ سکونت ومذاکرات و امور دیگر ایشان را فراهم می سازد. همچنین در مورد هدایایی که به دستور شاه باید به آنان تقدیم شود، نظارت می­کند. [5] ناظر مأموران جزء ‌قصر را از کار بر می­دارد و به جای آنان به میل خود مأموران دیگری می­گمارد... همچنین طبق گزارش ناظر، شاه معمولاً حقوق مأموران عالی رتبۀ‌ قصرخود را تنظیم می­کند، و آنان را ارتقا ‌یا تنزل می­دهد» (همان: 241-242).

به طورخلاصه، می­توان گفت که  ناظر روحی است که درسراپای پیکر بزرگ خدمتکاران ومأموران خانة‌ شاه دمیده می‌شود وآنان رابه فعالیت وامی دارد. البته، ناظربیوتات – مانند سایر مقامات- نمی تواند کاملاً به دلخواه خود عمل کند، زیرا مأمورانی ازجانب شاه ـ ازجمله وزیر و ارباب تحاویل ـ برای مراقبت اعمالش وجود دارند، تا کاری به ضررشاه انجام ندهد. اعتمادالدوله (وزیراعظم)‌ در امور خالصه بازرس ناظر و ناظر در امور دولتی، بازرس اعتمادالدوله بوده است، و این جایگاه بالای ناظر رامی­رساند؛ به گونه­ای که شاردن در جایی از ناظر بیوتات با عنوان وزیر ذکر می­کند:‌ «این دو وزیر [اعتمادالدوله و ناظربیوتات] اولین و نیرومندترین شخصیت­های ایران هستند» (همان: 242-243). می­توان نتیجه گرفت که ناظربیوتات جایگاهی شبیه به اعتمادالدوله در امورخالصه داشته است. ناظر علاوه برسرپرستی بیوتات سلطنتی، نظارت بر همة مؤسسات وابسته به شاه، کاخ­ها، باغ­ها، عشرت خانه­های ییلاقی و قصرهای قشلاقی را هم برعهده داشته است. ظاهراً وی جانشین و قائم مقامی باعنوان "سردار" داشته است (همان:244-248).

انگلبرت کمپفر، سیاحی آلمانی بود که در دورة‌ شاه سلیمان صفوی به اصفهان مسافرت کرد. بیشترمطالب سفرنامۀ او دربارة مناصب و مقامات و دربار در دورة شاه سلیمان و اصفهان این دوره است. کمپفر بیشتر از جنبة ‌اقتصادی این منصب را بررسی کرده است. از دیدگاه وی، ناظر در رأس کارکناندربار قرار دارد. وی علاوه برسرپرستی بیوتات و تهیة خوراک و پوشاک دربار، مسؤول برگزاری مجالس سور و سرور شاه نیز هست. بنابراین، وظایف اداری سنگینی را برعهده دارد، اما همین کارها از طرف دیگر او را دارای درآمد زیادی کرده است؛ به طوری که می تواند واقعاً ایرانی؛ یعنی در ناز و نعمت فراوان زندگی کند. در این سفرنامه آمده است: «میزان درآمد ناظر یا کارکنان دیگر متنفّذ دربار را به سهولت نمی­توان معلوم کرد، زیرا آنها از محل یک درآمد معین زندگی نمی کنند، بلکه گذشته از حقوق عادی خود، عوایدی غیرقانونی و غیرقابل تخمین دارند که میزان آن بستگی دارد به طمع کارکنان و اهمیت موردی که بایدحل و فصل شود... یکی از تکالیف ناظر آن است که سرپرست و پیشه ور برای کارگاههای سلطنتی تعیین کند، به آنها حقوق بدهد و میزان حقوق آنها را کم و زیاد کند،‌ اما به هرحال، دادن تغییر در مزد بستگی دارد به موافقت شخص پادشاه، اما چون همة مقام­ها و مشاغل درباری یک ساله است و همه از آیندة خود در تردید هستند، پس جای شگفتی نیست که تمام دارندگان این مشاغل هنگامی که سال قراردادی استخدام آنها نزدیک به اتمام است، با مشت­هایی پر از طلا به حضور ناظر روی آورند. یکی از ترس از دست دادن شغل و دیگری به امید دریافت اضافه مزد. از میزان مزدی که ناظر به آنها می‌دهد، قبلاً مبالغ معینی به عنوان  حق الزحمة ناظرکسرشده است. حال هرگاه یکی از کارکنان دربار یا شاغلین کارگاه به یک شغل اداری منتقل شود، ناظر بدون اینکه هیچ حق قانونی داشته باشد، قسمت زیادی ازحقوق وی را دریافت می­کند. میزان عواید ناظر از طریق کسانی که عریضه­ای یا تمنایی دارند، دریافت می­شود. از آنچه گفته شد، باز هم خیلی بیشتراست. سهم اعظم این عواید از طرف حکام و سایر بزرگان مملکت که اغلب می­خواهند دفع شر ناظر را بکنند، تأمین می شود، زیرا وی هر روز به حضور شاه شرفیاب می شود، فرصت­های فراوانی پیدا می کند که با تعریف یا تقبیح به کسی نفع یا ضرر برساند» (کمپفر،1360: 97-989).

در سایر سفرنامه های دورۀ شاه سلیمان هم اشاراتی به این منصب شده است (سفرنامه های کارری، تاورنیه و سانسون).

جملی کارِری32 جهانگرد ایتالیایی که در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به ایران آمده، در مراسم تاجگذاری شاه سلطان حسین هم شرکت داشت، در بخشی از سفرنامه­اش که دربارة مناصب و مشاغل دربار ایران است، اشارة مختصری به این منصب دارد: «دومین مقام [دربار] متعلق به ناظر است. او به تمام خدماتی که نسبت به شاه به عمل می­آید، نظارت  می­کند» (کارری، 1348: 164). وی در بخش دیگری اشاره­ای به قسمتی از بیوتات سلطنتی دارد: «درست در مقابل درِ مطبخ، ساختمان بزرگی بنا شده که صنعتگران مختلف زیادی در آن مشغول کار هستند. در این میان، عده­ای صنعتگر فرانسوی نیز برای شاه کار می کنند» (کارری، 1348: 80) که از این توصیف این نتیجه به دست می­آید که در بیوتات ـ و لااقل در بخشی از آنها ـ کارکنان خارجی هم وجود داشته­اند.

در سفرنامة ژان باتیست تاورنیه هم دربارة این منصب آمده است: «ناظر بمعنی بینا، ریاست و نظارت تمام بیوتات سلطنتی و املاک خاصه و ایلخی­های پادشاه را داراست. این منصب مطابق با رئیس دربار فرانسه است.» (تاورنیه، 1363: 572)

سانسون ـ از مبلغان مسیحی که در دورة شاه سلیمان برای تبلیغ مسیحیت به ایران آمده بود ـ در سفرنامه­اش در این رابطه نوشته است: «ناظر اولین خوان سالار خانة شاه است. او تمام لوازم و موادی را که برای غذای شاه ضرورت دارد و شاه در داخل یا خارج قصر مصرف می­کند، تهیه می­نماید و صورت مخارج آن را به اعتماد الدوله می­دهد و او از خزانه بر می­دارد و به ناظر می­دهد. ناظر چهل  خوان سالار یا ناظر دیگر در اختیار دارد و همچنین، بر تمام صاحب منصبانی که تهیة غذای شاه بر عهدة آنها می­باشد یا در مهمانیها وسایل غذا را فراهم می کنند، ریاست دارد» (سانسون ، 1346: 51). در حقیقت، توجه سانسون در سفرنامه­اش به یک جانب از وظایف ناظر بیوتات بوده و به سایر جوانب آن توجهی نداشته است.

نگاهی به بیوتات سلطنتی

این بیوتات را به طور خلاصه می­توان کارگاه هایی دانست که لوازم و کالاهای مورد نیاز دربار و تشکیلات دولتی را تولید و فراهم می کردندکه تا پایان دورة صفوی در اصفهان- برخی درداخل و برخی درخارج قصر-  برقرار بوده است.

در دانشنامة جهان اسلام دربارة بیوتات سلطنتی آمده است: «سازمانهایی برای ارائة خدمات گوناگون به دستگاه سلطنت. واژه‌هایی چون کارخانه، اسباب و اثاثة سلطنت گاهی معادل با بیوتات به کار رفته است. پسوند خانه نیز که همراه نام بسیاری از سازمانها به کار رفته، مانند توپخانه و فراشخانه، نشانة تعلق آن سازمان به بیوتات است...بیوتات شامل سازمانهای متنوعی، از قبیل: آبدارخانه، فراشخانه، خیاطخانه و جز آنها بود که کاملاً جنبۀ خانگی و خدماتی داشتند؛ توپخانه، قورخانه و اسلحه خانه که جنبة نظامی داشتند؛ شَعربافخانه که جنبة تولیدی و صنعتی داشت؛ طشتخانه که اداره­ای برای اجرای مراسم تشریفاتی بود؛ همچنین ضرابخانه و خزانه که با امور مالی ارتباط داشت و بسیاری از سازمانهای دیگر که موظف به تأمین نیازهای دستگاه سلطنت بودند» (حداد عادل،1380 : 317-318).

در دایرة المعارف بزرگ اسلامی هم دربارة بیوتات سلطنتی آمده است: «مجموعه­ای از سازمانها، کارخانه ها، کارگاهها و واحدهای خدماتی که وظیفة آنها تهیة حوایج و ملزومات مورد نیاز دربار پادشاهان بود. این تعبیر به این مفهوم که تبدیل به اصطلاحی خاص شده بود، از اوایل عهد صفوی رواج یافت و وارد ادبیات دیوانی گردید؛ در حالی که بیوتات در دوره های پیشین، ظاهراً معانی متفاوت و محدودتری داشته است» (موسوی بجنوردی، 1383: 469). در حقیقت، نهاد بیوتات را باید بیشتر به عنوان نهاد و سازمانی متعلق به دورة صفویه ـ که البته دورة رواج و شکوفایی آن از دورة عباس اول به بعد است ـ به حساب آورد. در ادوار قبل ـ دور‌ه‌های ایلخانی و تیموری ـ و بعد ـ زندیه و افشاریه ـ سازمانی مشابه (البته، با تفاوت­هایی و به شکلی بسیار محدودتر) وجود داشت که بیشتر با نام " کارخانه" در منابع از آن یاد شده است.

به هر حال، باید توجه نمود که تحقیق مفصل و جامع دربارة این کارگاهها از حوصلة ‌این تحقیق خارج است و در اینجا، تنها اشاراتی به نام آنها و نظام مترقی و سودمند آنها می شود. تعداد این بیوتات در منابع مختلف از32تا50 ذکر شده است، اما با مطالعة‌ شرح آنها به نظر می­رسد که عدد33 (یا34) ‌صحیحتر باشد. مینورسکی که تحقیقات ارزنده­ای دربارة دیوانسالاری دورة‌ صفوی انجام داده است، این کارگاهها را چنین نام می برد:

1-خزانه (که خزانه دار صاحب جمع33 آن است)؛ 2-ضرابخانه (که ضراب باشی صاحب جمع آن بوده است. وی باید بر کار ضرابان نظارت می­کرد که در کار سکه سازی خیانتی نکنند و همچنین در جای دیگری به غیراز ضرابخانه عمل سکه سازی صورت نگیرد)؛ 3-صراف خانه (صراف باشی در رأس آن قرار داشت که مسؤول ارزیابی عیار مسکوکاتی بوده است که به خزانه تحویل داده می­شده است)؛ 4-زرگرخانه (که زرگرباشی سرپرست آن بوده و زیر نظروی بوده که ساخت ظروف طلاو نقرة‌ اهل حرم صورت می­گرفته است)؛ 5-مسگرخانه (صاحب جمع آن مسگرباشی بوده است. شغل او این بوده که ظروف طلا و نقره و مسینی که در دربار لازم بوده، تحت نظر وی ساخته می­شده­اند)؛ 6-قورخانه (که جباخانه هم گفته می­شد و جبادارباشی در رأس آن قرار داشت و در واقع، کارخانة ‌مرکزی ساخت اسلحة کشور بوده است)؛ 7-توپخانه (که ساخت و تدارک توپها در آن صورت می­گرفته است)؛ 8 –مطبخ (که توشمال باشی دررأس آن بوده و در واقع خوانسالارعالی شاه ایران بوده است)؛ 9-غانات (دایره­ای بوده که گاو و گوسفند و یا گوشت اینها را برای مصرف دستگاه سلطنتی فراهم می­کرده و سلاخ باشی در رأس آن قرار داشته است)؛ 10- میوه خانه (به سرپرستی یمیشچی باشی، مسؤولیت فراهم کردن میوة دربار در تمام فصول را برعهده داشته است)؛ 11-حویج خانه 34 (که حویج دارباشی صاحب جمع آن بوده و مواد خوراکی و لوازم آشپزخانه را مهیا و نگهداری می­کرده است)؛ 12-آبدارخانه (آبدارباشی مسؤول آن بوده و تنگها و جامهای آبخوری گرانبهای دربار را وی نگهداری می­کرده است)؛ 13-سقاخانه (که سقاباشی در رأس آن قرار داشته و در این بخش آشامیدنی­های گرم و خنک تهیه می­شده است)؛ 14-ایاغخانه (که در واقع می­توان آن را چینی کاسه خانه هم نام نهاد و صاحب جمع ایاغخانه، ضبط و محافظت ظروف و اسباب مطبخ را برعهده داشته است)؛  15-شربت خانه (صاحب جمع شربت خانه به مهیاکردن شربت برای دستگاه سلطنتی می­پرداخته و ظروف آن هم در اختیار وی بوده است)؛  16-شربت خانۀ ‌غانات؛ 17-قهوه خانه (که صاحب جمع آن مسؤول تهیة قهوه و نگهداری ظروف آن بوده است)؛ 18-  شیره خانه (که صاحب جمع آن شیره چی باشی بوده که  مأمور تهیه و نگهداری شراب دربار بوده است)؛ 19-عطارخانه (که درواقع داروخانة ‌سلطنتی بوده است. عطارباشی مسؤول آن بوده که وی به ساخت دارو می‌پرداخته است)؛ 20-قیجاجیخانۀ ‌خاصه (خیاط خانة سلطنتی بوده است که به تهیة البسة شاه و اهل حرم می‌پرداخته است. در رأس آن قیجاجی باشی قرار داشته است)؛ 21-قیجاجیخانۀ ‌امرائی (در این بخش خلعت­هایی که به حکام ووزراء ‌و امثالهم داده می­شد، فراهم می­شده است)؛ 22-رکابخانه (صاحب جمع آن را مهتر رکابخانه می­گفته­اند. رکابخانه درواقع محل نگهداری پوشاک و جامه خانة ‌دربار بوده است)؛ 23-شعربافخانه (کارگاهی بوده که در آن پارچه می­بافته­اند و صاحب جمع شعـربافخـانه در رأس آن قـرار داشتـه اسـت)؛ 24-فراشخانه (فراشان، خادمان و پیش خدمتان قصرشاهی بوده­اند و فراش باشی در رأس آنها قرار داشته است)؛ 25-مشعل خانه  (مشعل دارباشی در رأس آن قرار داشته که وظیفۀ ‌اصلی وی تأمین روشنایی وحرارت دربار بوده است)؛ 26-هیمه خانه (محل نگهداری هیزم بوده و اُدونچی باشی دررأس آن بوده است)؛ 27-عمارات مبارکات (که تحویلداری در رأس آن بوده که درواقع رئیس بازرسان کلیة عمارات متعلق به شاه و خانه­های اصفهان بوده است)؛ 28-کتابخانه (که کتابدارباشی در رأس آن قرار داشته است)؛ 29-نقاشخانه (که نقـاش باشـی در رأس آن قـرار داشتـه اسـت)؛ 30-طوایل واصطبل (آنچه از اسب و استرو الاغ که در سرکار بوده باشد، تحویل صاحب جمع اصطبل می­شده است. این منصب نباید با امیرآخورباشی اشتباه شود)؛ 31-انبار (آنچه خوراک چارپایان و وسایل آنها بوده، مانند جو و کاه و یونجه و سطل و نعل و میخ و توبره و...در اینجا نگهداری می­شده و انباردارباشی مسؤول آن بوده است)؛ ‌32-زینخانه (محل نگهداری زین اسبان)؛ 33-شترخانه (طویلة شتران)؛ 34-قوشخانه (محل نگهداری مرغها، که مرغخانه و طاوقخانه هم نام داشته و طاوقچی باشی در رأس آن قرار داشته است). علاوه براینها، از محل­های دیگری هم در منابع نام برده شده است، مانندچورک خانه (نانوایی دربار)، حلواجی خانه (شیرینی پزخانه)‌، ترشی خانه و...، که به احتمال زیاد در زیر مجموعة بیوتات اصلی قرار داشته­اند (مینورسکی، 1368: 124-133 ؛ میرزاسمیعا، 1368: 28-34 ؛ میرزارفیعا، 1381: 112-118 ؛ انوری، 1381: صص مختلف).

ساختار کلی بیوتات (کارگاه­های) سلطنتی در دورۀ صفویه و منافع آنها

این کارگاه های سلطنتی برای شاه منافع زیادی داشتند. آنها نه تنها اجناسی چون منسوجات و قالی برای دربار تولید می­کردند، بلکه ابریشم و منسوجات نفیس را به اروپا و هند صادر  می­کردند و منافع حاصله را در اختیار شاه قرار می­دادند (سیوری، 1384:  164). درست است که بسیاری از کارگاه­های سلطنتی نظیر مطبخ­ها، اصطبل­ها، آغل­ها و...، صرفاً همان چیزهایی بود که «بخش­های داخلی‌» خوانده می­شد،‌ اما برخی از آنها به راستی چون «کارگاه های تولیدی دولتی»‌ کار می کردند و به طورکلی، این کارگاه ها (بیوتات)‌ حدود پنج هزار نفراز صنعتگر و هنرمند را در استخدام داشتند و در ترقی کلی اقتصاد این دوره سهمی عمده ایفا کردند (سیوری، 1383: 185).

کارگران کارگاه های سلطنتی طبقه­ای ممتاز از پیشه­وران بودند. علاوه بر مواجب که مبلغ آن در قرارداد استخدام معین می­شد و هر سه سال یک بار افزایش می­یافت، ‌هرکارگرجیره­ای به شکل یک چهارم، یک دوم یا یک پیمانه (قاب)‌ دریافت می­کرد. یک پیمانه شامل همة چیزهایی بود که برای گذران زندگی لازم است و برای تغذیة 6-7 نفرکفایت می­کرد. کارگران در صورت تمایل می­توانستند به جای جیره، پول نقد دریافت کنند. ارزش پول جیره درحدود بیست تومان بود و در واقع، اضافه درآمد قابل توجهی محسوب می شد. به علاوه، به کارگران بسیارکوشا هدایایی داده می­شد و گاه کارگران به جای اضافه دستمزد سه سال یک بار، هدیه­ای که بالغ بر حقوق یک سال می شد، دریافت می­کردند. کارگرانی که در کارگاه­های سلطنتی کار می­کردند، از امنیت کامل شغلی برخوردار بودند. آنان مادام العمر در استخدام نگه داشته می­شدند و هرگز اخراج نمی شدند و اطبا و داروسازان دربار آنان را رایگان درمان می کردند. این کارگران چه سفارش ساخت کالایی از شاه دریافت می کردند و چه دریافت نمی کردند، نه تنها حقوقشان را می­گرفتند، بلکه هیچ محدودیتی هم برسر مقدار کاری که برای نفع شخصی خود انجام می­دادند، وجود نداشت. به کارگران مرخصی هم داده می شد. فرزندان کارگران از سنین 12 تا 15 سالگی به خدمت گرفته می­شدند و پس از مرگ پدر حقوق وی را دریافت می­کردند (همان: 186).

از آنچه گفته شد، مشخص می­شود که بیوتات سلطنتی در آن زمان از ساختاری مترقی و پیشرفته در زمینه­های اقتصادی و رفاهی برخوردار بوده و  کارکردن در آنها، به دلیل امتیازات فراوانی که داشته، بی­شک آرزوی بسیاری بوده است.

نتیجه

ناظربیوتات - ازمناصب ابداعی ‌صفویان- بی­تردید، یکی از مهمترین مناصب این دوره بوده است؛ به گونه­ای که از آن با عناوینی چون رئیس دربار و ناظر کل دستگاه سلطنتی نام برده می­شد. وی ظاهراً در امورخاصه جایگاهی شبیه به اعتمادالدوله داشته و در امور دولتی هم به نوعی بازرس وزیر بوده است. با آن که حیطة ‌اصلی وظایف ‌وی، سرپرستی بیوتات (کارگاه­های سلطنتی بوده، اما با توجه به منابع این دوره مشخص می­شود که این مسؤولیت­ها به هیچ وجه محدود به آن  نبوده و گسترة ‌وسیعتری را شامل می شده است که به طـور خلاصـه می­توان آنها را چنین ذکر کرد: 1-پیشکار کل امور مالی سلطنـت و اقتصـاددان بزرگ امور خالصـه جات؛ 2-رسیدگی و راه اندازی امور همة بیگانگان سرشناسی که به ایران می آمدند؛ 3-پرداخت مخارج و فراهم کردن سکونتگاه سفرایی که به ایران می­آمدند؛ 4-هنرمندان اروپایی مثل زرگران و ساعت سازان زیردست ناظر کار می­کردند؛ 5-مهر و تأیید انعام و خلعت‌های اهدایی پادشاه به افراد مختلف؛ 6- امیر آخور باشی که از مناصب قابل توجه این دوره بوده است، تحت نظر و فرمان وی کار می­کرد؛ 7-بر همة مؤسسات و اماکن وابسته به شاه مانند کاخ ها، باغها، قصرها و عشرت خانه­های ییلاقی نظارت داشته است؛ 8-به تمامی کارکنان عمارات و باغات سلطنتی و یخچالها و حمامهای دولتی با اجازة وی پول داده می­شده و به طور کلی، هیچ گونه خرج درباری بی اجازة کتبی وی میسر نبوده است؛ 9-فراهم کردن مایحتاج سفر شاهی؛ 10-پیشکش­ها و خلعت­هایی که برای شاه می­آورده­انـد، وی به حضـور شـاه می بـرده است؛ 11-مهمانداری از مهمانان والامقام شاه؛ 12-نظارت بر عملکرد قاضی اصفهان در نوشتن اسناد معاملات؛ 13- مهیا کردن تدارکات و لوازم مجالس و مهمانی­های مهم شاه؛ 14-عزل و نصب مأموران جزء قصر؛ 15- پاره ای مأموریت های نظامی.

البته، به احتمال قوی همة این موارد مربوط به یک برهه نبوده ، بلکه برخی از آنها مختص به ادواری خاص از دورة صفوی بوده­اند؛ اما به هر حال توجه به این موارد اثبات می کند که ناظر بیوتات در دورة صفوی ـ  به ویژه دورة شاه عباس اول تا پایان حیات این سلسله ـ از جایگاهی برجسته و بی بدیل برخوردار بوده؛ به گونه­ای که می­توان وی را پس از اعتماد الدوله، عالیترین مقام دیوانسالاری صفوی به شمار آورد (البته، مناصب نظامی هم جایگاه ویژة خود را داشته­اند.)

در مورد زمان ایجاد این منصب هم می توان گفت که با بررسی منابع این دوره مشخص می شود که ناظر بیوتات از دورة اسماعیل اول پدید آمد و البته، از دورة عباس اول تا پایان دورة صفوی از مقامات عمدة کشور بوده است. به هر حال، با قاطعیت می توان گفت که منصب ناظر بیوتات سلطنتی ـ با این عنوان و گسترة اختیارات ـ از مختصات دورة صفوی است. دربارة چرایی پدید آمدن این منصب هم می­توان گفت که دورة صفوی به طور کلی، از دوره­های خیز تاریخ ایران بوده که رونق و شکوفایی اقتصادی و امنیت و ترقی از مختصات مهم آن است و طبیعی است که در این دوره تأسیسات و نهادهایی که در این راستا بوده­اند، از جایگاه والایی برخوردار بوده باشند که این مسأله در نهادی به نام بیوتات سلطنتی تبلور یافته است. روشن است که برای هماهنگی و کارکرد درست این نهاد، وجود منصبی که نظارت عالیه بر آن داشته باشد، ضروری بود. در غیر این صورت، محتمل بود که هر یک از اجزای این نهاد با توجه به نزدیکی­هایی که برخی از آنها از نظر کارکرد با همدیگر داشته­اند،  کارشان به تداخل و اختلال کشیده شود.

بیوتات (کارگاه­های) سلطنتی به عنوان حوزة اصلی مسؤولیت ناظر، در واقع لوازم و کالاهای مورد نیاز دربار و تشکیلات دولتی را تولید و فراهم می­کرده­اند که دارای حوزه­های مختلفی بوده است، مانند امور مالی (خزانه، ضرابخانه و صرافخانه)؛ امور نظامی (قورخانه و توپخانه)؛ البسه (قیجاجیخانه، رکابخانه و شعربافخانه)؛ اماکن (عمارات مبارکات، طوایل و اصطبل، هیمه خانه) و به ویژه مواد غذایی(مطبخ، غانات، سقاخانه، شربت خانه، شیره خانه و...). آنها از ساختاری پیشرفته و مترقی برخوردار بوده و منافع زیادی را عاید حکومت صفوی می­کرده­اند. بنابراین، می­توان گفت که بیوتات سلطنتی و منصب ناظر بیوتات، نقش درخور توجهی در اعتلای دولت صفوی داشته است، به ویژه از آن جهت که با آن تشکیلات گسترده و ساختار پیشرفته، از نمادهای رشد و شکوفایی آن دوره بوده است؛ هرچند محتمل است که در اواخر دورة صفوی با افول همة تشکیلات و حوزه­های مختلف دولت صفوی، این تشکیلات هم از آن بی­تأثیر نبوده باشد.

پی­نوشت­ها

1.Vincentio dalessandri

2. در منابع این دوره ناظر بیوتات گاهی با عنوان ناظر هم ذکر شده است.

3. صندوق خانه در این دوره، محل صندوق های پول و اشیای نفیس دربار بوده که تهیة ‌لوازمی مانند خلعت، نشان و مانند آنها از آنجا تأمین می­شده است.

4. جبا خانه یا قور خانه، محل ساخت و نگهداری ابزار و آلات جنگی در این دوره (انوری، 1381: ج3، 2098).همچنین با نگاه به منابع مشخص می­شود که جباخانه یکی از بیوتات سلطنتی بوده است. احتمالاً به خاطر اهمیت آن به صورت مجزا در برخی از منابع ذکر گردیده است.

5. ایلخی: ‌گلة ‌اسب و شتر(همان:ج1: 690).

6. تعلیقه: حکم (همان: ج3: 1793).

7. اخراجات: هزینه­ها، خرج­ها و مخارج (همان: ج1: 288).

8. سرکار خاصه (‌شریفه): دستگاه سلطنت (همان: ج5: 4150).

9. یعنی اجناس مقرری که همه ساله، بنا به دستور باید از ولایات فرستاده می شدند.

10. مهمسازی (کردن): پرداخت کردن (همان: ج7: 7533).

11.کشیدن در اینجا به معنای خالی کردن است. در حقیقت؛ یعنی صاحب شدن و مالک شدن به ناحق؛

12. بددعایی: نفرین کردن (همان: ج2: 854).

13. امیرآخورباشی بر گله­های اسب و شتر و استر سلطنتی نظارت می کرده است. وی جزو ‌صاحب جمعان بیوتات نبوده است، بنابراین مشخص می شود که حیطة ‌وظایف  ناظر بیوتات فراتر از بیوتات سلطنتی و تعداد زیردستان وی فراتر از کارکنان بیوتات بوده است.

14. جبادارباشی که در واقع صاحب جمع و رئیس یکی از بیوتات سلطنتی؛ یعنی جباخانه (قورخانه) بوده و احتمالاً به دلیل اهمیتش به طور مستقل در برخی منابع آورده شده است.

15.یخچال: آب انبار سقفداری که در گذشته در زمستان قطعات یخ در آن انبار می­کردند یا در آن آب می­انداختند تا یخ بزند، برای مصرف تابستان (همان: ج8: 8518).

16. بار دیگر مشخص می شود که زیردستان ناظربیوتات منحصر به کارکنان بیوتات نبوده است.

17.تنخواه: پولی که برای مصرف خاصی درنظر گرفته می شود (همان: ج3: 1913).

18. سرانجام نمودن:‌ تهیه و فراهم کردن (همان: ج5: 4108).

19. انفادیات:‌فرستاده ها.انفاد:فرستادن(همان:ج1: 626).

20. تسعیرنامجات: تسعیرنامچه(ها): اوراقی که در آنها نرخ اجناس ثبت می شد (همان: ج3: 1733).

21. روزنامجات:‌ روزنامه(ها):‌ دفتری که خرید و فروش روزانه را در آن می نوشتند (همان: ج4: 3730).

22. یعنی مشخص کردن افرادی که می توانند در خدمت باقی بمانند و افراد زیاده از حد نیاز (اخراج شده­ها).

23. ارباب التحاویل: تحویلداران و مأموران حواله جات (همان: ج1: 311).

24.لمحه(ای): لحظه (ای) (همان: ج7: 6439).

25.برطرف نمودن: از بین بردن و نابود کردن (همان: ج2: 914).

26. منظور این است که اگر ناظر فردی بدون آگاهی باشد، قیمت گذاران و ارزیابان و کارپردازان مالی، هر کالایی را به قیمت بیشتر و غیر واقعی به حساب دستگاه سلطنتی می گذارند.

27.تخته کلاه کـردن: شکنجه کردن با تخته کلاه. تخته کلاه: کلاه چوبی بزرگ و سنگین و مضحکی که بر سر محکوم می­گذاشتند؛ به طوری که قادر به حفظ تعادل خود نبود و او را در کوچه­ها می­گرداندند (همان: ج3: 1654).

28.مبایعات: داد و ستدها (همان: ج7: 6592).

29.مورچل: نقبی که دشمن به داخل قلعه حفر می­کند. معمولاً برای ریختن مواد منفجره و تخریب دیوار قلعه (همان: ج7: 7471).

30.سیبه: خندقی که در پناه آن می جنگند، سنگر (همان: ج5: 4357).

31. Don Garcia De Dilva Figueroa

32. Gemelli Careri

33.صاحب جمع هر کارگاه، در واقع رئیس آن قسمت و نمایندة‌ ناظر بیوتات در آن بخش بوده است.

34.حویج خانه مخفف حوایج خانه بوده است.

1.امینی هروی، امیر صدرالدین ابراهیم. (1383). فتوحات شاهی، تصحیح و تعلیق از محمد رضا نصری، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، چاپ اول.

2.انوری، حسن. (1381). فرهنگ بزرگ سخن، 8جلد، تهران: سخن.

3. اولئاریوس، آدام. (1369). سفرنامة آدام اولئاریوس، ج2، ترجمة حسین کردبچه، تهران: شرکت کتاب برای همه.

4.تاورنیه، ژان بابتیست. (1363). سفرنامة تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، اصفهان: کتابفروشی تأیید و کتابخانة سنائی، چ سوم.

5.حداد عادل، غلام علی. (1380). دانشنامة جهان اسلام، ج5، تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی.

6.خواجگی اصفهانی، محمد معصوم. (1368). خلاصة السیر(تاریخ روزگار شاه صفی صفوی)، تهران: علمی، چاپ دوم.

7.سانسون، مارتین. (1346). سفرنامة سانسون (وضع کشور شاهنشاهی ایران در زمان شاه سلیمان صفوی)، ترجمة تقی تفضلی، تهران: ابن سینا.

8.سفرنامه­های ونیزیان در ایران (شش سفرنامه) (1349). ترجمۀ منوچهر امیری، تهران: خوارزمی.

9.سیوری، راجر. (1383). ایران عصرصفوی، ترجمة‌ کامبیز عزیزی، تهران: مرکز چ دوازدهم.

10. ــــــــــ . (1380). در باب صفویان، ترجمة رمضان علی روح الهی، تهران: مرکز.

11. ــــــــــ . (1384). نظام تشکیلاتی صفویان [مندرج در کتاب]: تاریخ ایران دورۀ ‌صفویان،پژوهشی از دانشگاه کمبریج، ترجمة ‌یعقوب آژند، تهران: جامی، چ دوم.

12..شاردن، ژان. (1345). سیاحتنامۀ ‌شاردن، ترجمة محمد عباسی، ج8، تهران: امیرکبیر.

13.-عالم آرای شاه اسماعیل. (1349). به تصحیح اصغر منتظم صاحب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

14.فلسفی، نصرالله. (1371). زندگانی شاه عباس اول، ج2، تهران: علمی، چاپ پنجم.

15.فیگوئروآ، دن گارسیا دسیلوا. (1363). سفرنامة فیگوئروآ، ترجمة غلامرضا سمیعی، تهران: نشرنو.

16.کارری، جملی. (1348). سفرنامة کارری، ترجمة عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تبریز: اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی.

17.کمپفر، انگلبرت. (1360). سفرنامة‌ کمپفربه ایران،ترجمة ‌کیکاوس جهانداری، تهران: خوارزمی، چ دوم.

18.لوفت، پاول. (1380). ایران در عهد شاه عباس دوم، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران: مرکز چاپ و اتنتشارات وزارت خارجه.

19. منجم، ملاجلال الدین. (1366). تاریخ عباسی یا روزنامة ملاجلال، به کوشش سیف ا...وحید نیا، تهران:وحید.

20. منشی ترکمان، اسکندر بیگ. (1387). تاریخ عالم آرای عباسی، 3جلد (در دو کتاب)، به اهتمام ایرج افشار، تهران: امیرکبیر، چ چهارم.

21. ـــــــــــــــــــــــــ . (1377). تاریخ عالم آرای عباسی، ج3، تصحیح محمداسماعیل رضوانی، تهران: دنیای کتاب.

22. موسوی بجنوردی، کاظم. (1383). دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، تهران: مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.

23.میرزارفیعا، محمدرفیع انصاری. (1381). دستورالملوک [مندرج در کتاب]:‌ دفترتاریخ، ج1، به کوشش ایرج افشار، تهران: بنیاد موقوفات دکترافشار.

24.میرزاسمیعا. (1368). تذکرة ‌الملوک، به کوشش محمددبیرسیاقی، تهران: امیرکبیر، چ دوم.

25.مینورسکی، ولادمیر. (1368). سازمان اداری حکومت صفوی (تعلیقات برتذکرة ‌الملوک)، ترجمة ‌مسعود رجب نیا، تهران: امیرکبیر، چ دوم.

26.نصیری اردوبادی، میرزاعلی نقی. (1371). القاب و مواجب دورۀ‌ سلاطین صفویه، تصحیح یوسف رحیم لو، مشهد: دانشگاه فردوسی.

27.والة قزوینی،محمدیوسف. (1380). ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم (حدیقه ششم و هفتم از روضة هشتم خلد برین)، تصحیح و توضیح از محمدرضا نصیری، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.